قصیدهای برای اسرائیل.
خداوند به قلب شما ندا میدهد. اما بعد شما فکر کردید که با رفتن به راه خودتان، آرامشی پیدا خواهید کرد که از بین نمیرود. اما نیکویی خداوند همچنان شما را دنبال کرد، زیرا شما برگزیدهی او بودید. ملتی که فراخوانده شد و حضور او همیشه با شما بود.
مانند مادری، او بالهای خود را بلند کرد و به دنبال محافظت از شما بود. و در زمانهای غم و درد شما، اشکهای او با اشکهای شما آمیخته شد. اما شما در برابر عشق او قلب خود را سخت کردید. هیچ تسلایی نداشتید. آنچه دریافت کردید. اگرچه او بالهای خود را بلند کرد تا شما بیایید، اما قلب سخت شما باور نمیکرد.
و بنابراین خانهی شما بدون محافظت قادر مطلق به حال خود رها شده است. و فرزندان شما بهای سنگینی خواهند پرداخت. شما از دیدار او خبر نداشتید. اما امیدی هست، وعدهای برای شما باقی مانده است. فقط نام عیسی را بخوانید. آن نام را بالاتر از همهی نامهای دیگر برکت دهید و او را به عنوان مسیح نجاتدهنده بپذیرید. او را به عنوان مسیح نجاتدهنده بپذیرید.
مانند مادری، او بال خود را بلند میکند و به دنبال محافظت از شماست. و در زمانهای غم و درد شما، اشکهای او با اشکهای شما آمیخته میشود. در برابر عشق و نجات او قلب خود را سخت نکنید. بپذیرید. بال او هنوز بلند است تا شما بیایید. فقط قلب خود را باز کنید و باور کنید.
مانند مادری، او بالهای خود را بلند میکند و به دنبال محافظت از شماست. و در زمانهای غم و درد شما، اشکهای او با اشکهای شما آمیخته میشود. اشکهای او با اشکهای شما آمیخته میشود. آمین.
بیایید پیش برویم و از خداوند برای کمک و برکت او بخواهیم. آیا دعا کنیم؟
خدای ما، پدر ما، بار دیگر این افتخار و امتیاز است که کلام خدا را باز کنیم. از تو برای هر یک از این مردان سپاسگزاریم. از تو برای اینکه چقدر آنها را دوست داری و برنامهی کاملی که برای زندگی هر یک از ما داری سپاسگزاریم. هللویا. اکنون که کلام را باز میکنیم، به ما کمک کن. ما دعا میکنیم که ما را هدایت کنی. چیزی به ما بده که برای زندگی ما در نام عیسی معنیدار باشد. آمین.
پس، ما به متی باب ۲۳ از آیهی ۳۷ نگاه خواهیم کرد. من فقط سه آیه را میخوانم. پس، متی ۲۳:۳۳ تا ۳۹. و خداوند عیسی سخن میگوید: «ای اورشلیم، اورشلیم، ای که انبیا را میکشی و کسانی را که به سوی تو فرستاده شدهاند سنگسار میکنی، چند بار خواستم فرزندان تو را جمع کنم، همانطور که مرغ جوجههای خود را زیر بالهایش جمع میکند، اما شما نخواستید. اینک، خانهی شما برای شما ویران رها شده است.» آیهی ۳۹. «زیرا به شما میگویم، از این پس مرا نخواهید دید، تا زمانی که بگویید، مبارک است او که به نام خداوند میآید.»
خب، این یک کتاب مقدس بسیار بسیار جالب است. ما به مثلها و تشبیهاتی که خداوند در تعالیم خود استفاده میکند، نگاه کردهایم و او از چیزهای بسیار رایج استفاده میکند، زیرا خداوند میخواهد ما کلام او را بفهمیم. او میخواهد ما او را بشناسیم. و بنابراین درست مثل اینجا، میدانید، چیزی به سادگی یک مرغ مادر، خداوند از آن به عنوان یک مثال، به عنوان یک تشبیه، استفاده میکند تا ما بتوانیم حقیقت روحانی را درک کنیم.
اما بیایید فقط به این نگاه کنیم. او با اورشلیم صحبت میکند. اورشلیم پایتخت آن ملت، اسرائیل است. هنوز هم امروز هست. و این مکانی است که معبد در آن بود. اینجا مرکز مذهبی مردم یهود است. اکنون، خداوند ابراهیم، اسحاق، یعقوب و پسرانش، ملت اسرائیل را انتخاب کرد تا مردم او در این دنیا باشند و او را نمایندگی کنند. به همین دلیل در اشعیا، فکر میکنم ۴۳، آنها شاهدان یهوه نامیده میشوند. مردم یهود باید به ملتهای بتپرست غیر یهودی شهادت میدادند. به عبارت دیگر، غیر یهودیان یا هر کسی که یهودی نیست. و غیر یهودیان همه در بتپرستی زندگی میکردند. بنابراین، خداوند این ملت را انتخاب کرد تا او را، خدای یگانه و حقیقی را نمایندگی کند. حضور او در معبد و قبل از آن در خیمهی عبادت بود، زمانی که آنها از بیابان عبور میکردند. و او میخواست مردمش دهان او باشند تا دیگران دربارهی او بدانند.
خب، درست مثل کلیسای امروز که شکست خورده است، زیرا کلیسای امروز نمایندهی خداست و کلیسا به شدت شکست خورده است. و بدتر هم خواهد شد. در واقع، میتوانید در کتاب مکاشفه، باب سوم بخوانید، آنقدر بد میشود که در کلیسای لائودیکیه، خداوند عیسی بیرون ایستاده است. آنها در را به روی او بستهاند. آنها بدون عیسی کلیسا دارند. اینقدر بد بود. و در این روز، همینطور است. معبد در زمان خداوند خالی بود. حضور خدا معبد را ترک کرده بود. فقط زمانی که عیسی مسیح، خداوند عیسی، وارد معبد شد، حضور خدا دوباره آنجا بود. و به یاد دارید که او چه کرد. او میزهای صرافان را واژگون کرد و آن مردم را متهم کرد که چیزی جز دزد نیستند. اصلاً مذهبی نبودند، بلکه فقط از دین برای قدرت و پول استفاده میکردند.
پس این اورشلیم است. اما خداوند عیسی، او مسیح اسرائیل است. آیا به یاد دارید که در زمان کریسمس معمولاً در متی باب ۲ میشنویم که مجوسان از شرق آمدند و گفتند: «کجاست آن که پادشاه یهود به دنیا آمده است؟» پس خداوند عیسی پادشاه یهود است. او مسیح است. مسیح به معنای مسحشده است. این کلمه برای مسیح در یونانی است. همان کلمه، همان نام. و بنابراین به این معنی است که او پادشاه، او نبی، و او کاهن است. او پادشاه خدا، نبی خدا، و کاهن خداست. کاهن نمایندهی خدا برای انسان است.
بنابراین در اینجا، خداوند عیسی، مسیح اسرائیل، به اورشلیم میآید. آنها او را رد میکنند. در یوحنا ۱ آمده است که او به نزد خاصان خود آمد و خاصان او را نپذیرفتند. یهودیان کتاب مقدس را داشتند که باید او را میپذیرفتند، اما نپذیرفتند. آنها به او ایمان نمیآوردند. و در واقع، او در انجیل یوحنا، فصل پنجم میگوید: «من به نام پدر خود آمدهام و شما مرا نمیپذیرید؛ دیگری به نام خود خواهد آمد و او را خواهید پذیرفت.» خداوند درباره ضد مسیح صحبت میکرد که در آینده خواهد آمد و میتوانید درباره او در مکاشفه فصل ۱۳ و ۲ تسالونیکیان فصل ۲ بخوانید.
پس اینجا خداوند است. او دلشکسته است. این چیزی است که ما میخواهیم به آن برسیم. درست مثل لوقا ۱۹، او بر این شهر گریست، زیرا خدا همه را دوست دارد و عشق ویژهای به اسرائیل دارد. او امشب عشق ویژهای به شما دارد. و وقتی شما عشق خدا، فیض خدا، نجات خدا را رد میکنید، این برای خدا دلشکسته است، زیرا کتاب مقدس در دوم پطرس ۳ میگوید که خدا آرزو دارد که هیچکس هلاک نشود، هیچکس، بلکه همه به توبه برسند. انسانها فقط به جهنم میروند زیرا نجات خدا را رد میکنند. متی ۲۵ میگوید: «خداوند عیسی گفت که جهنم برای شیطان و فرشتگانش آماده شده است.» خدا هرگز قصد نداشت که یک مرد یا یک زن در جهنم باشد. به همین دلیل مسیح بر روی صلیب مرد. او میتواند نجاتدهندهی همهی انسانها باشد اگر آنها به سادگی به او روی آورند و به او اعتماد کنند. اگر امشب به او روی آورید، میتوانید نجات یابید. اما بدون مسیح، شما در راه جهنم هستید، و میتوانید برای همیشه و همیشه از آن مطمئن باشید. خدا میخواهد امشب شما را نجات دهد. او شما را دوست دارد.
و بنابراین ما میتوانیم ببینیم که با اورشلیم، همانطور که آنها را دوست داشت، شما را نیز دوست دارد. و بنابراین او بر اورشلیم گریه میکند. و ببینید او دربارهی آنها چه میگوید. آنها انبیا را کشته بودند و کسانی را که به سوی آنها فرستاده شده بودند سنگسار کرده بودند. پس اگر در عهد عتیق بخوانید، خواهید دید که بارها و بارها یهوه خدا انبیا خود را به اسرائیل فرستاد. بارها و بارها. در واقع، من در ۲ تواریخ ۳۶ میخوانم. این چیزی است که خدا گفت. و خداوند خدای پدرانشان بارها و بارها توسط رسولان خود به سوی آنها فرستاد، زیرا او بر مردم خود و بر مکان سکونت خود شفقت داشت. اما آنها رسولان خدا را مسخره کردند. آنها کلام او را تحقیر کردند، انبیا او را بدرفتاری کردند تا زمانی که خشم خداوند بر مردمش برانگیخته شد. به این گوش دهید. تا زمانی که هیچ چارهای نبود. هیچ چارهای. به عبارت دیگر، خدا در اشعیا ۵ میگوید: «چه کاری میتوانستم برای تاکستان خود انجام دهم؟» اسرائیل تاکستان خداوند بود. «چه کاری میتوانستم بیشتر از آنچه قبلاً انجام دادهام، انجام دهم؟» خدا چه کاری میتوانست در زندگی شما انجام دهد؟ چه کاری میتوانست در زندگی شما بیشتر از آنچه قبلاً انجام داده است، انجام دهد تا شما را به مسیح بیاورد؟ او به شما شهادت داده است. شما فرصت خواندن کتاب مقدس، شنیدن انجیل را داشتهاید. نه، خدا مسئول لعنت شدن انسانها نیست. مزد گناه، همانطور که قبلاً گفتیم، مرگ است. مزد. این چیزی است که انسانها با زندگی بدون خدا به دست میآورند.
و بنابراین اینجا، همانطور که گفتم، مهم است که یهوه خدا بود که انبیا را به اسرائیل فرستاد. هر وقت در عهد عتیق میخوانید که «خداوند چنین میگوید»، معمولاً با حروف بزرگ نوشته میشود، «خداوند». این یهوه است. پس یهوه بود که انبیا را فرستاد. او آنها را فرستاد تا به سوی او بازگردند. من در ارمیا باب ۲ آیهی ۱۳ میخوانم. این گناه اسرائیل است. «زیرا قوم من، و این در مورد ما نیز صدق میکند، قوم من دو گناه مرتکب شدهاند. آنها مرا، چشمهی آبهای زنده را ترک کردهاند.» این یک گناه است. «آنها مرا، چشمهی آبهای زنده را ترک کردهاند. و دو، آنها چاههایی حفر کردهاند، چاههای شکسته که نمیتوانند آب نگه دارند.» پس به جای آمدن به سوی خدا که آب زندهی روح انسانها را ارائه میدهد، این مردم به راه خودشان از دین روی آوردند. آنها به بتها روی آوردند. آنها از خدا روی گرداندند. آنها چاه خود را حفر کردند و سعی کردند رضایت را به روش خودشان پیدا کنند. شما و من هم این را امتحان کردهایم. و روح شما بدون مسیح امشب، میخواهم این را به شما بگویم. حتی لازم نیست شما را شخصاً بشناسم، اما روح شما اگر بدون مسیح باشید تشنه است. شما مانند یک مکان بیابانی هستید. شما هیچ رضایتی برای روح خود ندارید و هرگز بدون مسیح نخواهید داشت. میتوانید هر چیزی را در زندگی که میخواهید امتحان کنید. میتوانید با پول آزمایش کنید. میتوانید با زنان آزمایش کنید. میتوانید با هر نوع چیزی که میخواهید آزمایش کنید. میتوانید با یک شغل خوب، با یک خانواده آزمایش کنید. هر چیزی که میخواهید. شما هرگز هرگز هرگز هرگز رضایت روح را جز از طریق عیسی مسیح پیدا نخواهید کرد، زیرا او آب زنده را ارائه میدهد. و میتوانید دربارهی آن در یوحنا باب ۴ بخوانید.
پس اینجا خداوند این انبیا را فرستاده بود. ارمیا ۲:۹ میگوید: «پس من با شما دعوا خواهم کرد، خداوند میگوید، یهوه میگوید، و با فرزندان فرزندان شما دعوا خواهم کرد.» دعوا. خدا امشب با شما دعوا میکند. او امشب با شما دعوا میکند. چرا هلاک میشوید، ای خاندان اسرائیل؟ این چیزی است که خدا میگوید. چرا شما و من هلاک میشویم در حالی که یک نجاتدهنده منتظر است تا ما را نجات دهد؟ ای دوست من، امشب، حتی در این لحظه، به مسیح روی آورید.
حالا، میخواهم چیزی دربارهی خداوند عیسی به شما نشان دهم که در این کتاب مقدس است و به راحتی از دست میرود. میبینید، همانطور که گفتم، انبیا عهد عتیق توسط یهوه خدا به اسرائیل فرستاده شدند. ببینید خداوند عیسی چه میگوید. او در آیهی ۳۷ میگوید که آنها انبیا را که به سوی آنها فرستاده شده بودند، کشته و سنگسار کرده بودند. و گوش کنید او چه میگوید. «چند بار خواستم فرزندان شما را جمع کنم، همانطور که مرغ جوجههای خود را زیر بالهایش جمع میکند، اما شما نخواستید.» میدانید او چه گفت؟ او اول گفت که انبیا توسط یهوه خدا فرستاده شدند. و سپس گفت: «من انبیا را فرستادم.» او گفت: «چند بار خواستم فرزندان شما را جمع کنم؟» هر بار که نبی خدا سخن میگفت، هر بار که او به نام یهوه خدا سخن میگفت، این عیسی بود که سخن میگفت. او خدا در جسم است. در این مورد هیچ شکی نیست. او همینجا با سادهترین زبان میگوید. او میگوید: «من انبیا را فرستادم. چند بار خواستم فرزندان شما را جمع کنم، همانطور که مرغ جوجههای خود را زیر بالهایش جمع میکند، اما شما نخواستید؟»
حالا، فقط میخواهم چیز دیگری دربارهی این واقعیت بگویم که او خداست. او خدای خالق است. میبینید، او مرغ را ساخت. او مرغ مادر را ساخت. چرا یک مرغ مادر بالهای خود را بلند میکند؟ مطمئنم همهی ما آن را دیدهایم. و جوجههایش را دعوت میکند تا زیر بالهایش برای پناه و محافظت بیایند. چه کسی به یک مرغ مادر یاد داد که این کار را انجام دهد و آنها این کار را در هر کجای دنیا که باشید انجام میدهند. میتوانید به آن سوی دنیا سفر کنید و یک مرغ مادر خواهید داشت و او همیشه به همان شیوه عمل خواهد کرد، زیرا خدا، خالق خداوند عیسی، این را در مرغ مادر نهادینه کرد تا بال خود را بلند کند و جوجههایش را دعوت کند تا به آنها محافظت، گرما و کمک بدهد. و میدانید چیست؟ او این کار را نکرد. میخواهم این نکته را بگویم. خداوند عیسی به خلقت نگاه نکرد. او به یک مرغ مادر نگاه نکرد وقتی که راه میرفت و دید که او بال خود را بلند میکند و سپس جوجههایش زیر بال او میآیند. خداوند عیسی این را ندید و سپس نگفت: «اوه، این یک ایدهی عالی است. من از آن به عنوان یک تشبیه، به عنوان یک مثال از عشق خود به مردم استفاده خواهم کرد.» نه. وقتی او مرغ مادر را خلق کرد، همیشه در ذهن داشت که عشق خود، عشق خود به اسرائیل، عشق خود به شما و من را در آن مرغ مادر به تصویر بکشد. و هر بار که عیسی مسیح کسی را دعوت میکند تا بیاید، هر بار که پیام انجیل را میشنوید که مسیح برای گناهان ما مرد، دفن شد، در روز سوم دوباره زنده شد، که آمرزش گناهان در نام اوست. هر بار که این پیام را میشنوید، عیسی مسیح بال خود را مانند یک مرغ مادر بلند میکند و شما را دعوت میکند تا به مکانی برای محافظت بیایید تا شما را از داوری ابدی در جهنم نجات دهد و مکانی برای پناه تا بتوانید در این دنیا که امروز زندگی میکنید با دشمنی که همیشه علیه شماست، محافظت شوید. او میگوید: «نزد من آیید ای همهی زحمتکشان و گرانباران، و من به شما آرامش خواهم داد.» او شما را محافظت خواهد کرد. او میگوید: «همهی نگرانیهای خود را بر من افکنید، زیرا من به شما اهمیت میدهم.» ببینید، وقتی به مسیح میآیید، میآیید و نجات را در او، آمرزش گناهان خود، و زندگی ابدی را پیدا میکنید. اما سپس شما همچنین خدایی دارید که بر شما نظارت خواهد کرد و شما را از خطر حفظ خواهد کرد. هللویا. این بسیار فوقالعاده است. این باورنکردنی است.
پس خدا در مرغ، در مرغ مادر، پیامی قرار داد. مرغ مادر یک واعظ برای خداست. واعظی بهتر از آنچه من هرگز خواهم بود. آن مرغ مادر امروز در سراسر جهان موعظه میکند. هر بار که بال او بلند میشود، او پیامی از آمرزش، نجات، محافظت برای مردم خدا موعظه میکند اگر به مسیح بیایند. هللویا. چقدر فوقالعاده.
اما اسرائیل نمیآمد. این چیزی است که او در پایان آیهی ۳۷ میگوید. او میگوید، همانطور که مرغ جوجههای خود را زیر بالهایش جمع میکند و شما نخواستید. آنها نمیآمدند. آنها به سوی او نمیآمدند. شاید شما امشب به سوی او نیامدهاید. نمیدانم. اما اگر عیسی مسیح خداوند و نجاتدهندهی شما نیست، اگر مطمئن نیستید که به بهشت میروید و گناهان شما آمرزیده شدهاند، به این دلیل است که شما مسیح را نمیشناسید. و بنابراین شما به او گفتهاید: «نه، نه، نه، نه.» چه کسی میداند چند بار؟ نمیتوانید آنها را بشمارید زیرا نمیتوانید به یاد بیاورید چند فرصت برای پذیرش مسیح، برای اعتماد به او، برای روی گرداندن از این مسیر گناه و روی آوردن به راه عادلانه خدا داشتهاید. فقط خدا میداند. اما او به شما فرصت داده است. و این یکی دیگر از آنها امشب است زیرا او شما را دوست دارد.
و میخواهم امشب به شما بگویم، همانطور که در ذهن خود آن مرغ مادر را تصور میکنید که بالهای خود را بلند میکند و آن جوجههای کوچک زیر بال او میآیند، میخواهم ببینید که عیسی مسیح امشب شما را دعوت میکند تا بیایید. میبینید، آن جوجههای کوچک دور از مادرشان در خطر هستند. و شما در خطر جدی هستید. خطر جدی. خطری بیشتر از آنچه میتوانید تصور کنید. یک جوجهی کوچک خطر اطراف خود را درک نمیکند. به همین دلیل مادر که درک میکند، آنها را دعوت میکند تا برای محافظت بیایند. شما هیچ ایدهای از خطری که روح شما در آن است ندارید. و به همین دلیل امشب اینجا هستید. شما امشب اینجا نیستید زیرا ما یک زمان برنامهریزی شده برای با هم بودن داریم. شما امشب اینجا هستید زیرا خدا شما را در این مکان در این لحظه، در این زمان آورد تا او بتواند خبر خوب را به شما بدهد و شما را دعوت کند تا بیایید تا در آن مرغ مادر ببینید. خدایی که شما را دوست دارد. شما را دوست دارد و پسر خود را برای شما داد. و این عیسی مسیح، خدای نجاتدهنده است که سخن میگوید.
و سپس او در آیهی ۳۸ میگوید، و میخواهم این را ببینید، «اینک، خانهی شما برای شما ویران رها شده است.» او دربارهی اسرائیل و خانهی خدا صحبت میکند. خانهی معبد ویران، خالی است. قرار است نابود شود. در سال ۷۰ میلادی، ژنرال رومی تیتوس اورشلیم را با خاک یکسان خواهد کرد و معبد نیز نابود خواهد شد. اما بیایید یک کاربرد را در نظر بگیریم. خانهی شما، خانوادهی شما، خانهی شما، شاید همسری داشته باشید، شاید فرزندانی داشته باشید، شاید در آینده داشته باشید. اما یک چیز را میتوانید بدانید. اگر عیسی مسیح را رد کنید، خانهی شما ویران خواهد شد. تحت نابودی قرار خواهد گرفت. هیچ چیز خوبی برای شما نخواهد بود. میدانید، بسیاری از مردم، من اخیراً در یک مراسم تشییع جنازه بودم و مردم دوست دارند دربارهی پدر خوب یا مادر خوب بودن صحبت کنند. دوست من، اگر شما به فرزندان خود دربارهی عیسی مسیح و نجات آموزش ندهید، پس چقدر پدر خوبی هستید اگر به بدن آنها اهمیت میدهید اما به روح آنها نه؟ چقدر مادر خوبی است اگر به بدن فرزندانش اهمیت میدهد اما به روح آنها نه؟ نه، آنها پدران خوب و مادران خوب نیستند. پس امشب به کسی نگویید اگر فرزندانی دارید که آنها را دوست دارید. اگر زندگی خود را به مسیح ندهید و سپس فرزندان خود را دربارهی نجات و چگونگی آمرزش گناهانشان و چگونگی رفتن به بهشت آموزش ندهید، نگرانی و عشق واقعی خود را به خانوادهی خود نشان دهید. امشب زندگی خود را به مسیح بدهید. خداوند عیسی میگوید: «اینک، خانهی شما برای شما ویران رها شده است.» میبینید، خانوادهها از خدا آمدند. درست مثل آن مرغ مادر از خدا خالق آمد. این ایدهی خدا بود که ما باید ازدواج داشته باشیم. ما باید خانواده داشته باشیم. و بدون او، خانوادهها هرگز درست نخواهند بود. ازدواجها هرگز درست نخواهند بود.
آیهی ۳۹، «زیرا به شما میگویم، از این پس مرا نخواهید دید، تا زمانی که بگویید، مبارک است او که به نام خداوند میآید.» حالا، فقط یک روز قبل، در همین باب میبینیم که، متاسفم، باب ۲۱ است، یک یا دو روز قبل، خداوند عیسی وارد اورشلیم شده بود و یک رژهی بزرگ بود و در باب ۲۱ و آیهی ۹ میگوید، «جمعیتهایی که پیش میرفتند و دنبال میکردند و فریاد میزدند: هوشعنا به پسر داوود، مبارک است او که به نام خداوند میآید. هوشعنا در اعلی علیین.» آیهی ۱۰. حالا به این گوش کنید. «و چون او وارد اورشلیم شد، تمام شهر به جنبش درآمد و میگفتند: این کیست؟» میبینید، آنها کلمات درست را داشتند، اما شناختی از اینکه او کیست نداشتند. و میخواهم به شما بگویم، افراد زیادی هستند که از نام خدا، از نام عیسی مسیح استفاده میکنند، شاید حتی او را ستایش کنند، و حتی به او دعا کنند، اما نمیدانند او کیست. اینجا همهی این مردم هستند، یک رژهی بزرگ، خدا را ستایش میکنند، اما خدایی را که در میان آنهاست نمیشناسند. آنها مسیح را نمیشناسند، و او به سوی آنها آمده است.
و خداوند عیسی میگوید: «اینک، خانهی شما برای شما ویران رها شده است.» اما میدانید، روزی خواهد آمد. هللویا. وقتی سنگی که بنایان رد کردند، سر گوشه خواهد شد. به عبارت دیگر، خداوند عیسی رد شد، اما اکنون به جلال صعود کرده است. او مرد در جلال است و دوباره خواهد آمد. و وقتی دوباره بیاید، اسرائیل نجات خواهد یافت. آنها از یک مصیبت وحشتناک عبور خواهند کرد و تمام دنیا نیز همینطور. اما خداوند عیسی مسیح مردم خود را نجات خواهد داد. نه تمام ملت، بلکه همیشه یک باقیمانده خواهد بود که به او ایمان خواهند آورد. و میتوانید دربارهی آن در اشعیا ۵۳ بخوانید. این دعای اعتراف کسانی است که در دورهی مصیبت در پایان مصیبت، وقتی خداوند دوباره به عنوان پادشاه پادشاهان، خداوند خداوندان، به عنوان پادشاه اسرائیل میآید، به خداوند عیسی به عنوان مسیح خود ایمان خواهند آورد. بله، اما حتی بزرگتر، پادشاه تمام جهان.
حالا گوش کنید دوستان من، این یک پیام بسیار ساده است. هیچ چیز پیچیدهای در آن نیست. خداوند دربارهی چیزی صحبت کرد که بسیار ساده است، بسیار ساده، یک مرغ مادر، تا شما و من بتوانیم عشق او را به خودمان درک کنیم. در لوقا ۱۹ بخوانید، او به اورشلیم، همین شهر، نگاه کرد و گریست. او گریست. چرا گریست؟ زیرا او پیشبینی کرد، و او در آنجا دربارهی آن صحبت میکند. او پیشبینی کرد، این لوقا ۱۹:۴۱ است که رومیان قرار بود بیایند و صدها هزار یهودی در فقط ۳۵ سال از آن زمان یا حدود آن کشته خواهند شد. و بنابراین خداوند گریست زیرا او بشریت را دوست دارد. او بهترینها را برای شما میخواهد، دوست من. بهترینها را. شیطان میخواهد شما را فریب دهد زیرا او پدر دروغهاست. به شیطان باور نکنید. به کلام خدا باور کنید. کلام خدا را بگیرید. آن را باز کنید. آن را بخوانید. امشب به مسیح اعتماد کنید. به او ایمان بیاورید. فقط از آنچه امشب به آن نگاه کردیم، اطلاعات کافی دارید تا قلب خود را به خداوند عیسی مبارک روی آورید. و میتوانید بدانید که او شما را دوست دارد و خود را بر روی صلیب داد، گناهان شما را در آنجا برد تا شما او را بشناسید، تا شما آمرزیده شوید. تا همهی گناهانی که تا به حال مرتکب شدهاید، از بین بروند. از بین بروند. از بین بروند. این معنی آمرزش است. گناهان شما از بین رفتهاند زیرا خون گرانبهای عیسی گناه شما را شسته است. هللویا.
بیایید امشب دعا کنیم.
خداوند مبارک، از تو برای این فرصت سپاسگزارم که به چنین کتاب مقدس فوقالعادهای نگاه کنیم، بسیار مستقیم، بسیار واقعی که تو یهوه خدا هستی. تو خالق هستی و از طریق انبیا سخن گفتهای و اسرائیل را به توبه فراخواندهای و آنها توبه نکردند. درست مثل دنیایی که امروز در آن زندگی میکنیم و شاید برخی از مردان و زنانی که امشب گوش میدهند، باور نکنند، توبه نکنند. دوست من، به مسیح روی آورید. در این لحظه توبه کنید. به او بگویید که برای گناهان خود متاسفید. به او به عنوان نجاتدهنده و خداوند خود اعتماد کنید. او خداست. او نجاتدهنده است و او خداست. یهوه خدا. او خالق است. او شما را ساخته است و او شما را دوست دارد. او شما را دوست دارد. او برنامهای دارد، یک برنامهی کامل برای زندگی شما. اوه، امشب در نام عیسی به او اعتماد کنید. آمین. آمین.