بشارت– جنوري ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
مسیح بینظیر
شل پېړۍ مخکې مردی متولد شد که برخلاف قوانین حیات آبستن شد و برخلاف قوانین مرگ درگذشت. او ثروت یا جایگاه اجتماعی نداشت. در دوران نوزادی، پادشاهی را به لرزه درآورد؛ در دوران کودکی، پزشکان و استادان را متحیر کرد، و در دوران بزرگسالی، بر طبیعت مسلط شد.
یو بې ساري سړی
او بر روی سطح دریایی طوفانی راه رفت، گویی که محکم بود، سپس آن را آرام کرد. او هیچ مزرعه غلهای و نه هیچ شیلاتی نداشت، با این حال به ۵۰۰۰ نفر غذا داد و نان و ماهی اضافه آورد. او جمعیت زیادی را بدون دارو و بدون هزینه شفا داد. او هرگز روانپزشکی نکرد، اما قلبهای آشفته بیشتری را از تمام پزشکان تمام دورانها شفا داد.
او هیچ کتابی ننوشت، با این حال هیچ کتابخانهای گنجایش نگهداری مجلداتی را که درباره او نوشته شدهاند، ندارد. اگرچه او هیچ دانشگاهی تأسیس نکرد، اما همه مراکز آموزشی با هم به اندازه این مرد شاگرد یا دانشجو ندارند. او هرگز آهنگی نساخت، اما حتی امروز نیز او موضوع آهنگهای بیشتری است تا تمام آهنگهایی که در طول تاریخ در هر موضوع دیگری ساخته شدهاند.
شکستناپذیر
او هرگز به ارتشی فرماندهی نکرد، سربازی را استخدام نکرد و سلاحی شلیک نکرد. با این حال، هیچ رهبری هرگز داوطلبان بیشتری را رهبری نکرد که تحت فرمانهای او و بدون سلاح، میلیونها شورشی را مطیع خود ساختند.
کمتر کسی برای مرگ او سوگواری کرد، اما پردهای سیاه خورشید را فرا گرفت. اگرچه انسانها از گناهان خود آشفته نمیشوند، بنیانهای زمین زیر بار گناهان بشری که بر دوش این مرد یگانه سنگینی میکرد، به لرزه درآمد. تمام طبیعت او را گرامی داشت؛ فقط گناهکاران او را خوار شمردند. فساد نتوانست بر بدن او چیره شود. زمینی که به خون او آغشته شده بود، نتوانست استخوانهای او را از آن خود کند.
فراموشنشدنی
نامهای بزرگ تاریخ، دولتمردان مغرور، میآیند، میگذرند و ناپدید میشوند. دانشمندان و فیلسوفان از صحنه زندگی عبور میکنند و میروند. اما نام این مرد رشد میکند و نفوذش همواره بیشتر میشود. نزدیک به ۲۰۰۰ سال از مرگ او میگذرد، با این حال او همچنان زنده است. نه رهبران مذهبی و نه قدرت امپراتوری روم نتوانستند او را نابود کنند، و نه قبر توانست او را در خود نگاه دارد.
او بر بلندترین قله تاریخ زمینی و جلال آسمانی، با برتری تمام نشسته است؛ متعال شده توسط خدا، مورد احترام فرشتگان، پرستش شده توسط مقدسین و مورد ترس شیاطین. این مسیح زنده و شخصی، نجاتدهنده و خداوند ماست.
آیا صرفاً خون انسانی بود که در کوه جلجتا برای رهایی گناهکاران ریخته شد؟ چه کسی با عقل سلیم میتواند فریاد توما را خاموش کند، «خداوند من و خدای من!» (یوحنا ۲۰:۲۸ ایاسوی)?
بگذارید خواننده چند گفته از کتاب مقدس را در نظر بگیرد که خدا با آنها هزاران نفر را برکت داده است، کسانی که تشخیص میدهند مسیح چقدر بیهمتا – چقدر کاملاً یگانه – است و خود را گناهکارانی نیازمند نجات اعتراف میکنند:
- «خدا محبت خود را به ما نشان میدهد در این که در حالی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح برای ما مرد.» (رومیان ۵:۸). چقدر محبت او عظیم است!
- "خدا جهان را اینقدر دوست داشت، که پسر یگانه خود را داد، تا هر که به او ایمان آورد هلاک نشود بلکه حیات جاودان داشته باشد" (یوحنا ۳:۱۶).
- عیسی گفت... «من نان حیات هستم، هر که نزد من آید هرگز گرسنه نخواهد شد، و هر که به من ایمان آورد هرگز تشنه نخواهد گردید» (۶:۳۵). رضایت ابدی برای هر کسی که میآید و ایمان میآورد وجود دارد!
- به همه کسانی که او را پذیرفتند، کسانی که به نام او ایمان آوردند، او حق داد که فرزندان خدا شوند، کسانی که نه از خون و نه از اراده جسم و نه از اراده انسان، بلکه از خدا متولد شدند. (۱:۱۲-۱۳)
شما فقط نیاز دارید که او را بپذیرید، دوست عزیز. آیا حالا این کار را میکنید؟موږ تاسو ته ویلای شو چې څنګه..
دا مقاله په توګه شتون لري رساله اسپانیایی #۱۲۱.
آن بسیار شبیه به رساله انگلیسی «بې ساري.”