سلسله– می ۲۰۱۶ –مجله فیض و حقیقت
برخی دستورالعملهای عملی درباره
فریب و دروغ
فریب و دروغ گناهانی هستند که با زبان مرتبطند – آن عضو سرکش که هیچ انسانی نمیتواند آن را رام کند. بارها و بارها، این گناهان به شدت توسط خدای حقیقت محکوم شدهاند (کولسیان ۳:۹؛ اول پطرس ۳:۱۰؛ امثال ۲۴:۲۸، ۱۲:۲۲). هنگامی که پطرس از زندگی خداوند عیسی به عنوان نمونهای برای ما سخن گفت تا از آن تقلید کنیم، او با تأکید یا با قدرت اشاره کرد که هیچ فریبی در دهان او یافت نشد (اول پطرس ۲:۲۲). بنابراین، کسانی که فریبکار هستند، آشکارا بسیار شبیه مسیح نیستند.
دروغ گفتن از روی ترس
ما ساره را در پیدایش ۱۸:۱۵ مییابیم که به دلیل ترس دروغ میگوید. چقدر این اتفاق میافتد، که ناشی از انجام یا گفتن کاری اشتباه است که ما به عنوان مسیحیان از آن شرمساریم؟ یا ممکن است در رابطه با چیزی درست باشد – حتی تا جایی که از مسیح شرمسار باشیم؟ در هر دو صورت، دروغی از لبان ما میلغزد قبل از اینکه متوجه شویم. درمان ریشهای این مشکل این است که به سادگی آنچه درست است را باور کنیم و انجام دهیم، بدون اینکه از آن شرمسار باشیم.
اگر گناه کردهاید، با ارتکاب گناهی دیگر به آن اضافه نکنید. هنگامی که دروغی در حال ترک لبان شماست، بگذارید فکر «خداوند صدای مرا میشنود» فوراً آن را متوقف کند. باشد که من و شما قاطعانه از دروغ گفتن حتی در کوچکترین چیزها اجتناب کنیم و هرگز زبان خود را به فریب ندهیم.
دروغ گفتن برای منفعت خودمان
در پیدایش ۲۷:۱۹، هنگامی که یعقوب برای منفعت خود دروغ گفت، نوع شرمآور دیگری از این گناه را میبینیم. توجه داشته باشید که یعقوب فرزند خدا بود، اما در طول سی سال بعدی زندگیاش از عواقب گناه خود رنج برد – که از آن چیزی به دست نیاورد، زیرا خدا همه چیز را در زمان مناسب به او میداد. آیا هیچ یک از خوانندگان من قربانی این گناه شدهاند – برای ثروتمند شدن عجله کردهاند، موقعیت خود را بهبود بخشیدهاند یا به نوعی از خدا پیشی گرفتهاند؟ آیا آنها هرگز از روی انگیزههای خودخواهانه دروغ گفتهاند؟ اگر چنین است، مطمئنم که از آن زمان رنج بردهاند.
هیچ رستگاری واقعی نمیتواند وجود داشته باشد تا زمانی که آن دروغ به خدا و به انسان اعتراف شود. همانطور که در مورد یعقوب، گاهی یک دروغ به دروغی دیگر منجر میشود. هنگامی که در این مسیر مرگبار قرار گرفتیم، چه کسی میتواند بگوید پایان چه خواهد بود؟ ای خواننده عزیز، از شما التماس میکنم، هرگز، هرگز به خود اجازه ندهید که برای منفعت خود دروغ بگویید. برای یک لحظه فکر کنید که چنین گناهی چه انکار وحشتناکی از هر آنچه عیسی بود یا انجام داد، است.
دروغ گفتن برای پوشاندن گناه
با گذر از چندین مثال به داوود میرسیم. او به دروغ (اول سموئیل ۲۱:۲) و فریب (دوم سموئیل ۱۱) با وحشتناکترین شخصیت، در تلاش برای پوشاندن گناهی وحشتناک، مقصر بود. اوه، چقدر اغلب گناهی قبلی علت یک مسیر طولانی از فریب و دروغ است. دوستان عزیز، بیایید، بیش از هر چیز، در تلاش باشیم تا با خدا، همنوعانمان و خودمان صادق باشیم. اگر به گناهی افتادیم، هرگز، هرگز سعی نکنیم آن را با گناهی دیگر بپوشانیم. مسیر فریب روح را پژمرده میکند و تمام سادگی، شادی و مشارکت را از بین میبرد. نتیجه این گناهان در مورد داوود، زندگیای پر از رنجهایی تقریباً بینظیر در شدت آنها، از دست فرزندان خودش بود. با در نظر گرفتن داوود، حتی برای یک لحظه فکر نکنید که میتوانیم از چشم همه بینای خدا فرار کنیم.
دروغ گفتن از روی عادت
در اول پادشاهان ۱۳:۱۸ درباره پیامبری از خدا میخوانیم که به بیشرمانهترین شکل و بدون هیچ دلیل ظاهری دروغ میگفت. حتی اکنون در میان قوم خدا کسانی را میبینیم که ظاهراً هیچ احترامی برای حقیقت قائل نیستند و دروغ گفتن برایشان آسانتر از اجتناب از آن است. تنها راه چاره هنگامی که بیماری تا این حد پیشرفت کرده است، این است که مستقیماً به سوی خدا برویم و هر روز از او برای قدرت و هوشیاری برای غلبه بر آن التماس کنیم.
مدتی بود که شخصی را میدیدم که تقریباً همیشه ساکت بود، و یک روز از او دلیلش را پرسیدم. او گفت که آنقدر به دروغ گفتن معتاد بوده که اکنون مصمم است اگر نتواند حقیقت را بگوید، اصلاً صحبت نکند. به همین دلیل او به ندرت لبانش را باز میکرد و همیشه قبل از صحبت کردن خوب فکر میکرد. گناهان ریشهدار ممکن است نیاز به اقدامات ریشهای داشته باشند.
دو مورد جدی
دو مورد عهد جدید، یکی دروغ و دیگری فریب، برجسته هستند: پطرس و حنانیا. پطرس، که توسط خداوند از قبل هشدار داده شده بود اما در قدرت خود قوی بود، سه دروغ گفت تا خود را نجات دهد – در واقع تا آنجا پیش رفت که منجی را در حالی که او در برابر اتهامکنندگانش ساکت ایستاده بود، انکار کرد (لوقا ۲۲:۵۴-۶۲).
متأسفانه، چنین گناهانی حتی اکنون نیز شناخته شدهاند. بسیاری از ما از نشان دادن اینکه ایماندار هستیم شرمساریم، و هنگامی که ناگهان سؤالی غیرمنتظره پرسیده میشود، از روی ترس یا شرم، دروغ میگوییم که به پیروزی شیطان و غم خداوند ما منجر میشود. با جدیت در برابر این مراقب باشید، و اگر به دام افتادید، پطرس را در مسیر رستگاری دنبال کنید. قابل توجه است که همان کسی که سقوط کرد، به قدری کامل رستگار شد که توانست همان گناه را به یهودیان نشان دهد (اعمال رسولان ۳:۱۴). جالب اینجاست که پطرس توسط خدا انتخاب شد تا مجری عدالت او بر فریب آشکار حنانیا باشد.
فریب حنانیا بیشرمانه بود – مسیری که صرفاً برای ایجاد تصوری دروغین از سخاوت او در دیگران و ظاهر شدن به شکلی متفاوت از آنچه در زندگی بود، انتخاب شده بود (۵:۱-۱۱). با تمایل به احترام در چشمان همنوعانمان به جای چشمان خدا، گاهی اوقات از فرود آمدن به چنین اعمال فریبکارانهای دریغ نمیکنیم. ما به دنبال ستایش از انسانها هستیم که شایسته آن نیستیم. مطمئناً چنین مسیری تنها با نام بردن محکوم میشود توسط هر قلب راستگو.
شبیه مسیح باشید
مثالهای این مقاله از زندگی فرزندان مدعی خدا انتخاب شدهاند. ما خوب است که آنها را با دقت بررسی کنیم زیرا آنها تصاویر برجستهای از علل اصلی فریب و دروغ در میان مسیحیان هستند. دروغها ممکن است بدون استفاده از لبها گفته شوند: ما ممکن است برای فریب دادن عمل کنیم و سعی کنیم خود را توجیه کنیم زیرا آنچه نادرست است را نگفتهایم. این یک ترفند بیارزش است و حتی برای یک لحظه توسط خدا تأیید نخواهد شد. او تمام چنین پناهگاههای دروغ را از بین خواهد برد.
تنها راه برای شاد بودن در برابر او و تا حدی شبیه مسیح بودن، این است که قاطعانه به هر شکل و فرمی از فریب، با کلام یا عمل، پشت کنیم. ما باید مصمم باشیم که با جدیت در تلاش باشیم تا چیزی نگوییم و انجام ندهیم که کاملاً حقیقت ندارد، و بدین ترتیب خود را از درو کردن میوههای تلخ شرم و غم که در غیر این صورت به دنبال خواهد داشت، نجات دهیم. باشد که خدا به هر یک از ما که توسط گناه وسوسه میشویم کمک کند تا با قدرت او بر آن غلبه کنیم.
«لب حقیقت تا ابد برقرار خواهد ماند، اما زبان دروغگو فقط برای یک لحظه است» (امثال ۱۲:۱۹).
توسط آلفرد تی. اسکوفیلد، (اقتباس شده)
این سلسله به پایان میرسد.