صبح بخیر سرزمین وایفای در سراسر جهان. امروز به نام او که نه تنها کلمات دهان ما، بلکه حتی افکار قلب ما را میشنود، به شما سلام میکنیم. به نام خداوند عیسی مسیح که جلال از آن اوست، هم اکنون و تا ابدالآباد. آمین.
خب، مگر اینکه در یک تعطیلات طولانی در جنگل بوده باشید و تلویزیون یا اینترنت نداشته باشید، از آشفتگی در برخی از شهرهای کشورمان به خوبی آگاه هستید. ما بسیاری از افراد بزرگسال را دیدهایم که بسیار کودکانه رفتار میکنند و اینها نسبت به پلیس و دیگر مقامات بسیار بیاحترامی میکنند و متأسفانه حتی رفتار شورشگرانه نیز بسیار رایج است. بنابراین باید از خود بپرسیم که چگونه بیاحترامی به اقتدار قابل قبول شده است.
و برای کشف علت اصلی نیازی نیست زیاد دور برویم. کتاب مقدس میگوید که بشر گناهکار است و بنابراین مایل به پذیرش اقتدار نیست. در اول یوحنا ۳:۴ میخوانیم که گناه بیقانونی است. به عبارت دیگر، از آنجا که انسان در شورش علیه خدا و تخت اوست، هر مرد یا زن نجاتنیافته در یک وضعیت مداوم شورش علیه همه اقتدار زندگی میکند. و اگرچه مردان و زنان ممکن است تسلیم اقتدار شوند، اما این کار را با خوشحالی انجام نمیدهند. تنها تهدید به پیامد مجازات است که مردان و زنان را به اطاعت وامیدارد.
قبل از طوفان، هیچ حکومتی برای محدود کردن شرارت بشر وجود نداشت. و بنابراین در پیدایش ۶:۵ میخوانیم: «و خداوند دید که شرارت انسان در زمین بسیار است و هر تصور از افکار قلب او پیوسته فقط شرارت بود.» و در آیه ۱۳: «و خداوند به نوح گفت: زمین به واسطه آنها پر از خشونت شده است و اینک، من آنها را با زمین نابود خواهم کرد.»
پس از طوفان بود که خدا حکومت را برای مهار شرارت بشر برقرار کرد. خدا به نوح در پیدایش ۹:۶ گفت: «هر که خون انسان را بریزد، خون او به دست انسان ریخته خواهد شد. زیرا انسان را به صورت خدا آفرید.» خدا حکومت انسانی را برای محافظت از جان مردان و زنان برقرار کرد. زندگی برای خدا مقدس است زیرا انسان به صورت خدا آفریده شد. و برای محافظت از زندگی، خدا شمشیر مجازات اعدام را در دست انسانها قرار داد.
حالا به این فکر کنید. خدا مجازات اعدام را در دست انسانهای گناهکار قرار داد تا آنها بتوانند از زندگی محافظت کنند و نظم خدا را بر روی زمین حفظ کنند. باز هم، خدا مسئولیت اجرای مجازات اعدام را در دست انسانهای گناهکار قرار داد تا آنها بتوانند از زندگی محافظت کنند و نظم خدا را بر روی زمین حفظ کنند. و بنابراین، به خودی خود، حکومت انسانها همیشه ناقص خواهد بود زیرا خود انسانها ناقص هستند. با این حال، خدا در حکمت کامل خود تعیین کرد که بهتر است انسانها خودشان را اداره کنند تا اینکه انسان را بدون حکومت رها کند، همانطور که قبل از طوفان بود. و کتاب مقدس این حقیقت را در کتاب داوران تأیید میکند، جایی که دو بار میخوانیم: «در آن روزها پادشاهی در اسرائیل نبود. هر کس آنچه را که در چشمان خودش درست بود، انجام میداد.» داوران ۱۷:۶ و ۲۱:۲۵.
کتاب مقدس تعلیم میدهد که تمام حکومتهای انسانی از جانب خدا هستند. رومیان ۱۳:۱: «هر کس باید تابع قدرتهای بالاتر باشد. زیرا هیچ قدرتی نیست مگر از خدا. قدرتهایی که هستند، از جانب خدا مقرر شدهاند. پس هر که با قدرت مخالفت کند، با فرمان خدا مخالفت کرده است و کسانی که مخالفت میکنند، برای خود داوری دریافت خواهند کرد.»
اما این احترام به حکومت چگونه باید به فرزندان انسان منتقل شود؟ و این نکتهای است که میخواهم بر آن تأکید کنم. احترام به اقتدار باید در خانه منتقل شود. درست است. خدا فرمانی داد که فقط در خانه میتوان آن را آموزش داد. و این فرمان باید به کودکان در حین رشدشان آموزش داده شود. و این فرمان این است: پدر و مادر خود را احترام بگذار. خروج ۲۰:۱۲. پدران و مادران باید به فرزندان خود بیاموزند که به والدین و کلام والدین خود احترام بگذارند و از آنها اطاعت کنند. اگر این فرمان توسط والدین به فرزندانشان آموزش داده نشود، فرزندانشان هرگز به اقتدار احترام نخواهند گذاشت. بنابراین، این حکومت خانه است که در آن احترام به همه اقتدار آغاز میشود، هم احترام به اقتدار خدا و هم به اقتدار انسان.
و خدا چوب تأدیب را به والدین داد تا با عشق سخت، فرزند خود را به اطاعت بیاموزند و فرزندشان یاد بگیرد که به اقتدار احترام بگذارد. امثال ۲۲:۱۵: «حماقت در دل کودک بسته است، اما چوب تأدیب آن را از او دور خواهد کرد.»
بنابراین، من به شما میگویم که بیاحترامی به اقتدار که در کشورمان میبینیم، نتیجه مستقیم خانههایی است که پدران و مادران در آنها انضباط و تربیت خدایی را اعمال نکردند. خانههایی که به کودکان آموزش داده نشد که به پدران و مادران خود احترام بگذارند. و اکنون آن کودکان در نام عیسی بزرگسال هستند. آمین.