به ما دعا کردن را بیاموز، و آن هم بدون وقفه،
تا بتوانیم لحظه به لحظه زندگی خود را با تو شریک شویم.
حضور تو با ما شایسته سپاسگزاری تمام قلب ماست.
امتیاز امتیازات.
ما دعوت شدهایم تا با خداوند خود قدم بزنیم و روز به روز صحبت کنیم.
چگونه میتوانیم حضور تو را با خود فراموش کنیم؟
باشد که وعده تو را برای ماندن فراموش نکنیم.
به ما دعا کردن را بیاموز، و آن هم بدون وقفه،
و ما بارهای خود را بر تو خواهیم افکند.
گاهی اوقات غمها و ترسهای زندگی ما مانند وزنههایی هستند که طاقتفرسا هستند.
اگرچه خوب است به یاد داشته باشیم که محبت تو بزرگتر از هر یک از مشکلات ماست
همان فیضی را داشته باش که جانهای ما را نجات داد.
فیض او برای امروز و فردا.
پدر، ما به تو اعتماد داریم.
بله، ما به تو اعتماد داریم.
و ما به نام عیسی دعا میکنیم.
ما به تو اعتماد داریم.
بله، ما به تو اعتماد داریم.
تو همیشه همان هستی.
به ما دعا کردن را بیاموز، و آن هم بدون وقفه.
به ما دعا کردن را بیاموز و همیشه ایمان داشته باش. به ما بیاموز. آه، به ما دعا کردن را بیاموز. آمین.
باید با کلامی از دعا شروع کنیم. آیا با هم دعا کنیم؟
خدای ما، پدر ما، امشب تو را برای این امتیاز که با تو صحبت کنیم، شکر میکنیم. ما کیستیم که تو صدای ما را بشنوی؟ و با این حال تو به دعاهای هر یک از مردم خود گوش میدهی. و ما امشب بسیار سپاسگزاریم که این حقیقت دارد، که تو هر نیاز زندگی ما را میدانی. و بنابراین همانطور که امشب به کتب مقدس که مربوط به دعا هستند نگاه میکنیم، آیا روح تو ما را هدایت میکند؟ و ما آن را به نام عیسی میخواهیم. آمین.
مشاهدات کلی در مورد دعا
ما مدتی است که از طریق مثلهایی که خداوند داد، و تصاویری که او داد، پیش میرویم. و امشب قصد داشتم به آنهایی که مربوط به دعا هستند نگاه کنم. مطمئن نیستم که به آنها برسیم زیرا فقط میخواهم چند مشاهده کلی در مورد دعا داشته باشم.
دعا خود بیان وابستگی و اعتماد است. ما به خدا دعا میکنیم به عنوان بیانی از اینکه به او وابسته هستیم، که جای دیگری برای رفتن نداریم.
پطرس در یوحنا ۶:۶۶ وقتی خداوند از او پرسید: «آیا شما نیز میروید؟» زیرا برخی از شاگردان در حال ترک بودند، گفت: «خداوندا، نزد که برویم؟ تو کلام حیات جاودان را داری.» و این وابستگی به خداوند است. و بنابراین وقتی دعا میکنیم، وابستگی به خدا را بیان میکنیم.
ثانیاً، از آنجا که ما وابستگی به او را بیان میکنیم، دعا بیان اعتماد است زیرا ما به او دعا میکنیم چون معتقدیم که او، خدا، خوب است، که او صدای ما را میشنود، که او به ما اهمیت میدهد و به هر طریقی که ممکن است به کمک نیاز داشته باشیم و چگونه ممکن است به او دعا کنیم، به ما کمک خواهد کرد.
ما همچنین میتوانیم دعا را به عنوان بیانی از نفس کشیدن مرد جدید در نظر بگیریم. وقتی نجات مییابید، مانند یک نوزاد جدید هستید. و وقتی نوزادی به دنیا میآید، به اولین گریه نوزاد گوش میدهید. و بنابراین این بیانی است که آن نوزاد زنده است. این نشانهای است که او زنده است.
دعا نشانهای است که کسی واقعاً خداوند عیسی را شناخته است، که واقعاً نجات یافته است زیرا با خدا صحبت میکند. و چقدر شگفتانگیز، چقدر فوقالعاده شگفتانگیز است که میتوانیم با او صحبت کنیم، همانطور که در دعا وقتی شروع کردیم، صحبت کردیم.
اما بین گفتن دعاها و دعا کردن تفاوت وجود دارد. بسیاری از مردم دعا میگویند، اما هرگز دعا نکردهاند.
نمونهای از آن پولس رسول، شائول طرسوسی است. او، قبل از اینکه خدا نامش را تغییر دهد، در اعمال ۹ و آیه ۱۱ بود. مردی به نام حنانیا بود. و خداوند به حنانیا، که یک شاگرد بود، گفت که نزد شائول طرسوسی برود و با او صحبت کند.
اکنون، در آیه اول آن فصل از اعمال ۹، میگوید که شائول تهدیدها و قتلها را نسبت به کلیسا، نسبت به شاگردان خداوند، نفس میکشید. و به همین دلیل حنانیا کمی از رفتن نزد شائول میترسید، اما او رفت.
آخرین کلمهای که خداوند به حنانیا در مورد شائول داد، برای بیان اینکه شائول طرسوسی تغییر کرده بود، که او یک مسیحی شده بود، در اعمال فصل ۹:۱۱، خداوند گفت: «زیرا ببینید، او دعا میکند.» ببینید، او دعا میکند.
این شهادتی بود که خداوند به حنانیا داد که شائول طرسوسی دیگر این مرد وحشتناک، گناهکار و قاتل نبود، بلکه زندگی خود را به خداوند داده بود. چه بیانیه قدرتمندی است که شائول طرسوسی، او اغلب دعا کرده بود، یا دعاها را گفته بود. او یک فریسی بود. آنها دعاهای زیادی داشتند که دعا میکردند، که حفظ کرده بودند.
و بنابراین وقتی شائول طرسوسی دعا میکرد، دعاها را تکرار میکرد، درست مانند بسیاری از مردم که آن به اصطلاح دعای خداوند را تکرار میکنند. «پدر ما که در آسمانی.» میگوید: «پدر ما که در آسمانی.» بنابراین برای کسانی است که ایماندار هستند و خدا را پدر خود دارند. به عبارت دیگر، کسانی که دوباره متولد شدهاند.
شما میتوانید آن دعا را هزار بار بگویید، و اگر عیسی مسیح خداوند و نجاتدهنده شما نباشد، دوباره متولد نشدهاید. و شگفتانگیز است که چند نفر که میگویند به خدا ایمان دارند، هیچ ایدهای ندارند که دوباره متولد شدن به چه معناست، در حالی که فقط باید سه فصل اول انجیل یوحنا را بخوانید. و در آن فصل سوم، در اول و در سوم، در مورد دوباره متولد شدن خواهید فهمید.
بنابراین وقتی مردم کتاب مقدس خود را نمیخوانند، از خدا بیخبرند. آنها به شخص دیگری وابسته هستند تا در مورد خدا به آنها بگوید. و این یک مکان بسیار بسیار خطرناک است زیرا روح شما ارزش بینهایت و ابدی دارد.
بنابراین وقتی خداوند عیسی گفت: «ببینید، او دعا میکند،» این شهادتی بود که شائول طرسوسی تغییر کرده بود زیرا دعا بیان طبیعی مرد جدید است. آیا این شگفتانگیز نیست؟ مانند نفس کشیدن است. این همان چیزی است که دعا است.
وقتی به فریسیان فکر میکنیم، آنچه شائول طرسوسی قبل از نجات یافتن بود، در متی ۶ و آیه ۷، خداوند گفت:
و چون دعا میکنید، تکرارهای بیهوده یا پوچ را مانند بتپرستان به کار نبرید. زیرا آنها گمان میکنند که به خاطر پرگویی خود شنیده خواهند شد. (متی ۶:۷)
ببینید، تکرارهای بیهوده، فقط کلمات پوچی که آنها تکرار میکنند. آه، دوست من، این ایمان نیست. ایمان فقط گفتن، کنار هم گذاشتن کلمات یا خواندن آنها از روی یک صفحه نیست. ایمان در قلب، در روح زنده است وقتی مسیح را به عنوان خداوند و نجاتدهنده خود میپذیرید.
و دوباره، در مورد فریسیان در متی ۲۴:۱۴، خداوند گفت:
وای بر شما کاتبان و فریسیان، ریاکاران. زیرا به بهانه دعاهای طولانی میکنید. (متی ۲۴:۱۴)
به عبارت دیگر، در مقابل مردم. آنها دعاهای طولانی را که حفظ کرده بودند، میگفتند، و فقط در مقابل مردم این کار را میکردند. آنها با خدا صحبت نمیکردند. آنها فقط کلمات را میگفتند.
یادم میآید یک بار از مراسم تشییع جنازه یکی از دوستانم بیرون آمدم و کسی که دعا کرده بود با همسرش صحبت میکرد، و او نمیدانست که من گوش میدهم زیرا همه ما به سمت ماشینهایمان میرفتیم، و من قصد گوش دادن نداشتم، اما او درست جلوی من بود، و او ناراحت بود که در آخرین لحظه از او خواسته بودند دعا کند. به عبارت دیگر، او یک دعا را برای خواندن آماده میکرد. این کاری بود که او میکرد. اما آنها در آن مراسم تشییع جنازه از او خواستند که به طور خودجوش دعا کند، و او این را دوست نداشت. خب، فکر کردم، چقدر غمانگیز است؟ میخواستم بگویم، «آیا اصلاً خداوند را میشناسی؟» زیرا هر کسی که خداوند را میشناسد میتواند با او دعا کند. اما این مرد، او از این موضوع ناراحت بود.
در اول تسالونیکیان فصل ۵ و آیه ۱۷، میگوید که بدون وقفه دعا کنید. هللویا. چه امتیازی است که بتوانیم با خدا صحبت کنیم، با خدای جهان، خالق، صحبت کنیم، و بتوانیم در طول روز خود با او معاشرت مداوم داشته باشیم. در شب بیدار میشوید، میتوانید با او صحبت کنید.
این همان چیزی است که مسیحی بودن است. ما در مورد یک دین بیرونی صحبت نمیکنیم که بر روح تأثیر نمیگذارد. ما در مورد واقعیت توبه به سوی خدا و ایمان به عیسی مسیح صحبت میکنیم. سپس شما خدا را میشناسید، و میتوانید بدون وقفه با او صحبت کنید. به عبارت دیگر، مانند راه رفتن با کسی است. ممکن است همیشه با آنها صحبت نکنید، اما میدانید که هر زمان که بخواهید صحبت کنید، آن شخص آنجاست. با خدا اینگونه است. این بسیار باورنکردنی است.
در لوقا فصل ۱۸ و آیه یک، خداوند گفت: «و او مثلی برای آنها گفت.» فکر نمیکنم بیشتر از این پیش برویم، اما در آیه یک، میگوید او مثلی برای آنها گفت به این منظور که مردم باید همیشه دعا کنند و سست نشوند. به عبارت دیگر، خسته نشوند.
بنابراین این پند خداوند است که ما باید بدون وقفه دعا کنیم و هر چه در مورد آن دعا میکنیم، همانطور که او گفت، همیشه دعا کنیم و سست نشویم. به عبارت دیگر، دلسرد نشویم. در لحظهای دیگر به یک کتاب مقدس دیگر در این مورد نگاه خواهیم کرد.
اما این بسیار شگفتانگیز است. خدا ما را تشویق میکند که با او صحبت کنیم. آیا این را میفهمید؟ وقتی خدا میگوید دعا کنید، میگوید: «با من صحبت کنید. با من صحبت کنید.» هللویا.
این فراتر از باور است که وقتی مردم فکر میکنند وقتی «دعا» را میشنوند، چیزی است که باید انجام دهم. خب، واضح است، اگر ازدواج کردهاید، باید با همسرتان صحبت کنید. اگر این کار را نکنید، رابطه چندانی نخواهد بود.
خب، اگر شما یک مسیحی هستید، اگر به عیسی مسیح ایمان دارید، پس با او صحبت خواهید کرد زیرا او خداوند و نجاتدهنده شما، خدا و پدری است که پسرش را داد. شما با او صحبت خواهید کرد زیرا او پدر شماست. هللویا. این چیزها بسیار ساده است که فهمیده شود.
مکاشفه ۵:۸، میخوانیم که دعاها مانند بخور هستند که به سوی خدا بالا میروند. به عبارت دیگر، خدا دعاهای مردم خود را گرامی میدارد. او آنها را گرامی میدارد درست مانند پدری که دوست دارد صدای فرزندانش را بشنود که با او صحبت میکنند و او را پدر میخوانند و به او وابسته هستند، نیازهای خود را به او میآورند. این همان چیزی است که خدا میخواهد.
و بنابراین چه بیانیه غمانگیزی است وقتی ما بدون وقفه دعا نمیکنیم، وقتی تشخیص نمیدهیم که اگر نجات یافتهاید، با خدا رابطه دارید. هللویا. و قیمتی که او پرداخت تا ما بتوانیم آن رابطه را داشته باشیم.
پنج دعا
میخواهم به پنج دعا نگاه کنم فقط به عنوان نمونهای از دعاهایی که ممکن است در نظر بگیریم.
دعای اعتراف
و اولین مورد دعای اعتراف است. و این دعای اعتراف را میتوانیم در دو بخش انجام دهیم. اعتراف نجاتنیافتهها وجود دارد. و سپس اعتراف نجاتیافتههایی که گمراه شدهاند.
برای نجاتنیافتهها، در لوقا فصل ۱۸ آیه ۱۳، یک باجگیر بود و او از دور ایستاده بود و حتی به آسمان نگاه نمیکرد و سینه خود را میکوبید و میگفت: «ای خدا، بر من گناهکار رحم کن.» بنابراین میبینید که آن مرد در آن لحظه خدا را ملاقات کرد. این یک دعای اعتراف بود که او یک گناهکار بود. او نگاه نمیکرد زیرا میدانست که بیارزش است، و در آن لحظه به فیض خدا وابسته بود، که خدا بر او رحم کند.
شما باید این را درک کنید. صحبت با خدا یک امتیاز است. یک افتخار است. و اگر نجات نیافتهاید، خدا به کلمات شما گوش نمیدهد زیرا این تمام کاری است که شما انجام میدهید. مانند شائول طرسوسی، شما فقط کلمات را میگویید. نه، خدا منتظر این دعا است: «خداوندا، بر من، مرد گناهکار، رحم کن.» او سینه خود را میکوبید زیرا از آنچه کرده بود پشیمان بود. روحالقدس زشتی گناه او را به او نشان میداد.
و اگر هرگز زشتی گناه خود را ندیدهاید و برای رحمت به خدا فریاد نزدهاید، به شما میگویم، احتمالاً ایماندار نیستید. احتمالاً در راه بهشت نیستید، احتمالاً در راه جهنم هستید. و برایم مهم نیست که چند بار دعا میکنید یا چند بار کتاب مقدس را میخوانید. اگر عیسی مسیح خداوند و نجاتدهنده شما نباشد، مهم نیست. اگر با او صحبت نمیکنید، با خدای پدر خود صحبت نمیکنید، اگر این یک رابطه طبیعی نیست که با او دارید، پس چیزی اشتباه است. چیزی از دست رفته است.
سپس یک دعای اعتراف دیگر وجود دارد. و آن برای کسانی از ما است که ایماندار هستیم و گناه میکنیم. ما از خدا دور میشویم. مزمور ۲۳ و آیه سه، میگوید: «او جان مرا باز میگرداند.» بنابراین یک مسیحی میتواند گناه کند، قطعاً.
اکنون گناه او با خون گرانبهای مسیح پرداخت شده است. اول یوحنا ۱ و آیه ۷ به ما میگوید خون عیسی مسیح، پسر خدا، از همه گناهان پاک میکند. هللویا. این چیزی است که خون گاوها و بزهای عهد عتیق فقط تصویر میکرد، به کار تمام شده مسیح و خون ریخته شده او نگاه میکرد. مکاشفه یک میگوید ما از گناهانمان از طریق خون او شسته شدهایم. این همان چیزی است که یک ایماندار دارد. مجازات گناه، برای گناهان او پرداخت شده است. بدهی که ما هرگز نمیتوانستیم پرداخت کنیم، عیسی مسیح از طرف ما پرداخت کرده است. این فیض است.
حالا من یک ایماندار هستم و گمراه میشوم. کاری را میکنم که نباید بکنم. علیه خداوند خود گناه کردهام. و تصویری که از آن داریم، دعای داوود در مزمور ۵۱ است. اکنون در مزمور ۵۱ میدانیم که این دعای توبه و اعتراف داوود است پس از اینکه گناه کرده بود، با بتشبع زنا کرده بود و شوهرش را به قتل رسانده بود. این را میدانیم زیرا عنوان مزمور به ما میگوید، و آن عناوین در مزامیر الهام گرفته شدهاند.
اما سپس در آیه ۱۲، او این را میگوید: «شادی نجات خود را به من بازگردان.» میبینید، داوود نجات خود را از دست نداده بود. هیچ ایمانداری هرگز نمیتواند نجات خود را از دست بدهد زیرا نجات یک هدیه است و شما دوباره متولد شدهاید. بنابراین وقتی دوباره متولد میشوید، دوباره متولد نشده نمیشوید. تولد جدید یک عمل خداست.
بنابراین کسی که یک ایماندار واقعی است—اکنون این، ما در مورد مردی مانند یهودا صحبت نمیکنیم که وانمود میکرد ایماندار است اما یک شیاد بود. ما در مورد ایمانداران واقعی مانند داوود صحبت میکنیم. داوود یک ایماندار واقعی بود و به شدت نسبت به خداوند گناه کرد و عواقب بزرگی به دلیل گناهش بر او وارد شد. عواقب وحشتناک، وحشتناک. اما خدا بر او رحم کرد و جانش را نگرفت همانطور که قانون ایجاب میکرد. وقتی نجات یافتید، برای همیشه ایمن هستید.
اما خداوند عیسی در یوحنا فصل ۱۳، در آیه ۱۰، بین حمام کردن با آب تفاوت قائل شد و گفت شما نیازی ندارید، اگر با آب حمام کردهاید، نیازی ندارید دوباره حمام کنید. فقط پاهای شما نیاز به شستشو دارد.
بنابراین اگر حمام کردهاید، و آن حمام از تولد جدید صحبت میکند وقتی زندگی قدیمی شسته میشود و خدا به شما یک زندگی جدید میدهد، این حمام کردن است، زندگی قدیمی شسته میشود، درست است؟ زیرا آب دو کار انجام میدهد. ما را پاک میکند، اما ما آن را مینوشیم و به ما زندگی میدهد.
بنابراین او به ما میگوید که این آب، وقتی حمام کردهاید، نیازی ندارید دوباره حمام کنید، اما پاهای شما نیاز به شستشو دارد زیرا وقتی در این دنیا راه میرویم، پاهای ما کثیف میشوند. و خداوند به پطرس گفت، به همه آنها گفت: «اگر اجازه ندهید پاهای شما را بشویم، با من هیچ سهمی نخواهید داشت.» بنابراین اگر در کلام خدا درگیر نیستید، وقتی در کلام خدا هستید که عیسی میآید. به این گوش دهید. عیسی به عنوان یک خادم میآید، خود پسر خدا از طریق روحالقدس، از طریق کلام خدا به شما میآید، و ذهن شما را پاک میکند. این فکر شستشوی پا است. ذهن شما را به سوی چیزهای خدا باز میگرداند.
و سپس میتوانید اعتراف خود را همانطور که داوود در اینجا انجام داد، اگر نیاز دارید، انجام دهید. و اگر امشب اینجا هستید و نجات نیافتهاید، باید آن دعای نجات را بخوانید: «خداوندا، بر من گناهکار رحم کن.» و اگر نجات یافتهاید و امشب اینجا هستید و هرگز با خدا همه چیز را درست نکردهاید، باید این دعای اعتراف را برای بازسازی بخوانید. باید این کار را بدون تأخیر انجام دهید. میتوانید همین الان چشمان خود را ببندید و با خدا صحبت کنید، و باید بدون تأخیر این کار را انجام دهید.
دعای شکرگزاری
بنابراین، اولین دعایی که میخواهیم در مورد آن صحبت کنیم، دعای اعتراف است. بعدی دعای شکرگزاری است. خب، مطمئناً باید سپاسگزار باشیم که خدا دعاهای اعتراف ما را شنید، چه اولین بار نجات یافته باشیم و چه در حال بازسازی باشیم. چقدر خوب است خدا. و در کولسیان ۴:۲ میخوانیم:
در دعا مداومت کنید و در آن با شکرگزاری هوشیار باشید. (کولسیان ۴:۲)
در دعا مداومت کنید و در دعا با شکرگزاری هوشیار باشید. ببینید، وقتی دعا میکنیم، باید مردمی سپاسگزار باشیم، سپاسگزار که میتوانیم با خدا صحبت کنیم. «ای خدا، از تو سپاسگزارم که دعای مرا شنیدی. از تو سپاسگزارم برای آنچه از طریق مسیح برای من انجام دادی. و میخواهم برخی از نگرانیهایم را به تو ارائه دهم.» اما ابتدا، میخواهیم از او سپاسگزار باشیم.
دعا برای کمک شخصی
و بعدی، و این احتمالاً چیزی است که ما بیشتر با آن آشنا هستیم، وقتی برای کمک شخصی دعا میکنیم. ما موقعیتهایی داریم، موقعیتهای بسیار زیادی در زندگیمان که برای آنها دعا میکنیم. و بیشتر دعا واقعاً در خودمان متمرکز است. فیلیپیان ۴:۶ میگوید:
برای هیچ چیز نگران نباشید، بلکه در هر چیز با دعا و شکرگزاری، درخواستهای خود را به خدا اعلام کنید. (فیلیپیان ۴:۶)
برای هیچ چیز نگران نباشید. چند نفر اینقدر نگران هستند؟ آنها مواد مخدر مصرف میکنند. آنها کارهایی انجام میدهند تا سعی کنند بر اضطراب خود غلبه کنند. اضطراب ترس است. خداوند عیسی گفت: «نترسید.» گفته شده است که ۳۶۵ «نترسید» در کتاب مقدس وجود دارد، یکی برای هر روز سال. خدا نمیخواهد مردم در ترس زندگی کنند. اگر خدا را از طریق عیسی مسیح میشناسید، چرا باید بترسید؟ چرا باید نگران باشید؟ چرا باید غصه بخورید؟
و بنابراین پولس در اینجا در فیلیپیان ۴:۶ میگوید: «برای هیچ چیز نگران نباشید، بلکه در هر چیز با دعا و شکرگزاری، درخواستهای خود را به خدا اعلام کنید.» بنابراین او میگوید: «درخواستهای خود را به خدا اعلام کنید و آرامش خدا.» اکنون آرامش خدا زمانی است که آن اضطراب برطرف میشود. وقتی میتوانید، بسیاری از اوقات ما آن را به صورت فیزیکی بیان میکنیم وقتی چیزی تغییر کرده و ما راحت میشویم و میگوییم: «آه.» این همان چیزی است که وقتی دعا میکنیم. «و آرامش خدا که فراتر از هر فهمی است، دلها و ذهنهای ما را در مسیح عیسی حفظ میکند.» این بسیار، بسیار شگفتانگیز است. این دعا است.
وضعیت شما هر چه که باشد، اگر ایماندار هستید، میتوانید نزد خدا بیایید. پطرس گفت که نگرانیهای خود را بر او بیفکنید در اول پطرس ۵:۷. «نگرانیهای خود را بر او بیفکنید زیرا او به شما اهمیت میدهد.» خب، چرا به خدا دعا میکنم؟ زیرا به او اعتماد دارم. به او اعتماد دارم که صدای مرا میشنود، که مرا دوست دارد، که پسر خود را دریغ نکرد بلکه او را برای همه ما تسلیم کرد. چگونه او با او همه چیز را آزادانه به ما نخواهد داد؟ میبینید، خدا برای ماست. او برای شماست. اگر ایماندار هستید، او علیه شما نیست.
خب، حتی اگر بیایمان هستید، او علیه شما نیست. اما شما علیه خودتان هستید. اگر به مسیح نیایید، بزرگترین دشمن خود هستید. میخواهید بدانید بزرگترین دشمن شما کیست؟ وقتی بیرون میروید در آینه نگاه کنید. اگر بدون مسیح هستید، این بزرگترین دشمن شماست.
دعا برای حکمت
و بنابراین، دعای اعتراف، شکرگزاری، دعا برای کمک شخصی از خدا، و سپس برای حکمت وجود دارد. چقدر اغلب در موقعیتهای زندگی، ما فقط نمیدانیم چه کاری انجام دهیم. نمیدانیم مسیر صحیح عمل چیست، به کدام جهت باید برویم. منظورم این است که هزاران چیز در زندگی ما وجود دارد که برای تصمیمگیری صحیح به حکمت نیاز داریم. در یعقوب ۱:۵:
اگر کسی از شما کمبود حکمت دارد، از خدا بخواهد که به همه سخاوتمندانه و بدون عیبجویی میدهد، و به او داده خواهد شد. (یعقوب ۱:۵)
اگر کمبود حکمت دارید، نزد چه کسی خواهید رفت؟ شوخی میکنید؟ میتوانید نزد کشیش خود بروید، این خوب خواهد بود. میتوانید نزد یک مرد یا زن مسیحی که میشناسید و با خداوند راه میرود بروید و آنها میتوانند شما را به کلام خدا هدایت کنند و به شما مشورت الهی بدهند، اما در نهایت شما باید تصمیم بگیرید که کار صحیح برای شما چیست. و یک چیز است که دانش کسب کنید. دانش یک بانک اطلاعاتی است. اما حکمت استفاده از آن اطلاعات برای بهبود زندگی شما، بهبود زندگی خانواده شماست اگر آنها را دارید. این حکمت است. این است که بدانید چگونه انتخابهای صحیح انجام دهید. باشد که خدا آن را به همه ما، اول از همه به خودم، عطا کند.
دعای تسلیم
و بعدی دعای تسلیم است. و در لوقا ۲۳:۴۲، خداوند عیسی این را گفت، و همه با این آشنا هستند وقتی او در باغ جتسیمانی بود. او گفت:
پدر، اگر اراده توست، این جام را از من دور کن. با این حال، نه اراده من، بلکه اراده تو انجام شود. (لوقا ۲۳:۴۲)
این دعای تسلیم خداوند عیسی بود. اکنون، او تمام عمر خود را تسلیم خدا بود، اما اکنون جلجتا پیش روی اوست. او گناهان ما را خواهد برد. او از خدا رها خواهد شد. نجاتدهنده مبارک. و اکنون او در حال سنجش آن، آن هزینه اطاعت است.
و خدا همه ما را فراخوانده است که تسلیم او باشیم. و شاید شما با چیزی دشوار و سخت روبرو هستید. اما هر چه که باشد، ما نه تنها باید تسلیم او باشیم، بلکه باید آن دعای تسلیم را بخوانیم. «پدر، نه اراده من، بلکه اراده تو انجام شود. نه اراده من، بلکه اراده تو انجام شود.»
در پایان، فقط به یاد داشته باشید که دعا امتیازی است که ما برای صحبت با خدا و پدر خود داریم که این امتیاز دعا را به ما داده است زیرا او میخواهد از ما بشنود. اکنون، او نمیخواهد فقط کلمات را از دهان ما بشنود. او میخواهد بیان قلبهای ما را بشنود.
و یک بار دیگر، اگر امشب بدون مسیح هستید، میتوانید دعای توبه و اعتراف را بخوانید: «خداوندا، بر من گناهکار رحم کن.» و اگر ایماندار هستید، اما علیه خداوند گناه کردهاید و دور شدهاید، به یاد داشته باشید که خداوند جان مرا باز میگرداند. و میتوانید بگویید: «شادی نجاتم را به من بازگردان. متاسفم، پدر. من دور شدهام. من مانند پسر ولخرج هستم که علیه آسمان و علیه تو گناه کردهام. میخواهم به خانه برگردم.»
بیایید با هم دعا کنیم.
خدای ما، امشب تو را برای امتیاز دعا شکر میکنیم. باورنکردنی است که میتوانیم در این لحظه با تو صحبت کنیم، که تو صدای ما را میشنوی. تو نه تنها صدای مرا میشنوی، بلکه نگرش قلبی و بیانهای درون قلب هر یک از این مردان را میشنوی. آه، و زنان، اگر گوش میدهند. و بنابراین ما دعا میکنیم که تو در قلب هر یک از کسانی که نجات نیافتهاند حرکت کنی تا آن دعا را بخوانند: «خداوندا، بر من گناهکار رحم کن.» و برای هر یک از مردم تو که دور شدهاند، باشد که بازگردند تا تو شادی نجاتشان را به آنها بازگردانی. ما آن را به نام عیسی میخواهیم. آمین. آمین.