قضاوت نکنید. مردان و زنان امروز، مانند همه کسانی که پیش از آنها بودند، فکر میکنند که بهتر از آنچه هستند، میباشند. اما هامپتی دامپتی سقوط بزرگی داشت، که اگر اصلاً از آن دیوار بالا نمیرفت، هرگز اتفاق نمیافتاد. اما اکنون هامپتی چیزی جز تکههای شکسته نیست، زیرا خدا به خاطر نگاه مغرورانه قضاوت خواهد کرد.
پس، اگر به اطرافیان خود با تحقیر نگاه میکنید، به یاد داشته باشید که قضاوتی که استفاده میکنید، قضاوت خودتان خواهد بود. پس، همنوع خود را قضاوت نکنید، شما شایسته نیستید. همنوع خود را قضاوت نکنید، شما قلب او را نمیشناسید. آن چکش قضاوت را که با شماست، به زمین بیندازید. از جایگاه خود بیرون آمده بود، هرگز مال شما نبود. فقط به بالا نگاه کنید و بخشش خود را بیابید. از گناه خود برگردید، خدا منتظر است تا شما به خانه بازگردید.
مردان و زنان امروز، مانند کسانی که پیش از آنها بودند، فکر میکنند که بهتر از آنچه هستند، میباشند. پس، به چپ یا راست خود نگاه نکنید، بلکه فقط به بالای سر خود نگاه کنید، زیرا خدا بر اساس منحنی قضاوت نمیکند، پس شما نیز نباید قضاوت کنید. پس، همنوع خود را قضاوت نکنید، شما شایسته نیستید. همنوع خود را قضاوت نکنید، شما قلب او را نمیشناسید. آن چکش قضاوت را که با شماست، به زمین بیندازید. و از جایگاه خود پایین بیایید. هرگز مال شما نبود. فقط به بالا نگاه کنید و بخشش خود را بیابید. از گناه خود برگردید، خدا منتظر است تا شما به خانه بازگردید. آمین.
دعا
عصر بخیر. آیا به خداوند در دعا نگاه کنیم؟ خدای مبارک و پدر ما، دوباره یک امتیاز است، یک افتخار است که کلام تو را امشب باز کنیم. دعا میکنیم که به هر یک از قلبهای ما سخن بگویی، ای خدا. آنچه را که برای شنیدن ما لازم است، به ما بده. این را به نام مسیح دعا میکنیم. آمین.
مقدمه بر متی ۷: ۱-۶
خب، ما به مثلها و تمثیلهای مختلف، تصاویری که خداوند برای کمک به ما در درک حقیقت روحانی استفاده میکند، نگاه کردهایم، و امشب یکی دیگر در متی باب ۷، آیات ۱ تا ۶ داریم، و من آنها را میخوانم.
متی ۷: ۱-۶: «قضاوت نکنید تا قضاوت نشوید. زیرا با هر قضاوتی که قضاوت کنید، قضاوت خواهید شد. و با هر پیمانهای که اندازه بگیرید، دوباره برای شما اندازه گرفته خواهد شد. و چرا لکه یا خردهای را که در چشم برادرت است میبینی، اما تیر را که در چشم خودت است در نظر نمیگیری؟ آیه ۴. یا چگونه به برادرت خواهی گفت: «بگذار لکه را از چشم تو بیرون بیاورم.» و ببین، تیری در چشم خودت است. ای ریاکار. ابتدا تیر را از چشم خودت بیرون بیاور، و آنگاه به وضوح خواهی توانست خرده را از چشم برادرت بیرون بیاوری. آیه ۶. آنچه مقدس است به سگها ندهید، و مرواریدهای خود را پیش خوکها نیندازید، مبادا آنها را زیر پای خود لگدمال کنند، و برگردند، و شما را پاره کنند.» آمین.
درک قضاوت
خب، این آیات اغلب به شدت سوءتفاهم و سوءاستفاده میشوند. آنها صرفاً هشدارهایی به ما هستند که در جایگاه قضاوت دیگران ننشینیم و انگیزههای قلب آنها را قضاوت نکنیم. آیه ۱: «قضاوت نکنید مبادا قضاوت شوید.» ما نباید وانمود کنیم که قلبها را میخوانیم. این فقط قلمرو خداست. و آیا ما به اندازه کافی برای قضاوت و محکوم کردن در قلب خود نداریم؟ اگر باید دادگاه برگزار کنیم، بگذارید دادگاه وجدان خودمان باشد. آمین.
و سپس آیه ۲: «زیرا با هر قضاوتی که قضاوت کنید، قضاوت خواهید شد. و با هر پیمانهای که اندازه بگیرید، دوباره برای شما اندازه گرفته خواهد شد.» خب، این اصل قضاوت با محبت خدا تعدیل میشود، همانطور که در کتاب یعقوب آمده است. یعقوب ۲: ۱۳: «زیرا کسی که رحم نکرده است، بدون رحمت قضاوت خواهد شد. و رحمت بر قضاوت پیروز میشود.» آمین. این زیباست. از آنجا که خدا در قضاوت عجله نمیکند، ما نیز نباید عجله کنیم. اگر خدا در قضاوت عجله میکرد، امشب هیچ سخنرانی نداشتیم. و احتمالاً هیچ شنوندهای هم نداشتیم.
تیر در چشم خودمان
آیات ۳ و ۴: «و چرا لکه یا خردهای را که در چشم برادرت است میبینی و تیر را که در چشم خودت است در نظر نمیگیری؟» این تیر در چشم خودمان است که ما را نسبت به خطای خودمان کور میکند. اما تیر فقط ما را از دیدن درون باز میدارد. ما را از دیدن و قضاوت کردن لکه هوا در چشم برادرمان باز نمیدارد. و در نظر بگیرید که همه ما بینایی معیوب داریم، چه به دلیل تیر و چه به دلیل لکه.
نمونه پادشاه داوود
اکنون، پادشاه داوود مثالی از تیر یا کنده در چشم به ما میدهد. داوود با بتشبع زنا کرده بود. وقتی فهمید که او باردار شده است، داوود اوریا، شوهر او را به قتل رساند تا گناهان خود را پنهان کند. این بسیار غمانگیز است. خدا نبی ناتان را فرستاد تا داوود را از طریق یک مثل روبرو کند. دوم سموئیل ۱۲: ۱-۷: «دو مرد در یک شهر بودند. یکی ثروتمند و دیگری فقیر. مرد ثروتمند گلهها و رمههای بسیار داشت، اما مرد فقیر چیزی نداشت جز یک بره ماده کوچک که آن را بزرگ کرده و پرورش داده بود و آن با او و فرزندانش بزرگ شده بود. از غذای خودش میخورد، از جام خودش مینوشید و در آغوش او میخوابید و برای او مانند یک دختر بود. و مسافری نزد مرد ثروتمند آمد، و او از گرفتن از گله و رمه خود برای آماده کردن برای مسافری که نزد او آمده بود، دریغ نکرد، بلکه بره مرد فقیر را گرفت و آن را برای مردی که نزد او آمده بود، آماده کرد. و خشم داوود به شدت بر آن مرد شعلهور شد، و به ناتان گفت: «به حیات خداوند، مردی که این کار را کرده است، قطعاً خواهد مرد. و او بره را چهار برابر بازگرداند، زیرا این کار را کرده و رحم نکرده است.» و ناتان به داوود گفت: «تو آن مرد هستی.»
داوود در مثل به عنوان مرد ثروتمند و اوریا به عنوان مرد فقیر به تصویر کشیده شده بود. مسافر شهوت است. داوود بره کوچک اوریا، بتشبع را گرفت تا شهوت داوود را ارضا کند. داوود، البته، چون داوود کندهای در چشم داشت، متوجه نشد که مثل درباره گناه خودش است. بنابراین، در قضاوت مرد ثروتمند، خود را قضاوت و محکوم کرد.
نمونه یهودا
در پیدایش ۳۸، ما مثال دیگری از تیر در چشم داریم، هرچند تصویری غمانگیز و کثیف. چهارمین پسر یعقوب، یهودا بود. یهودا سه پسر داشت. اولی با تامار ازدواج کرد، اما به دلیل شرارتش، توسط خدا زده شد و مرد. سپس پسر دوم یهودا قرار بود با تامار ازدواج کند تا پسری به نام برادرش به دنیا بیاورد. این برای این بود که نام او فراموش نشود و میراث خانوادگی او در اسرائیل از بین نرود، و ما میتوانیم این را در تثنیه ۲۵: ۵-۱۰ بخوانیم. چقدر فرد برای خدا مهم است. او نمیخواهد هیچ کس فراموش شود. اما، به دلیل شرارت این پسر دوم، خدا او را نیز زد و او مرد.
سپس یهودا به تامار گفت که صبر کند تا پسر سومش، شیلح، بزرگ شود، و سپس شیلح را به عنوان شوهر خود خواهد داشت. اما، وقتی شیلح بزرگ شد، یهودا تامار را به او به همسری نداد. بنابراین، تامار امور را به دست خود گرفت. او صورت خود را با حجاب پوشاند و وانمود کرد که یک فاحشه است. یهودا با او رابطه داشت و او باردار شد. اکنون، وقتی یهودا میشنود که تامار از طریق فاحشگی باردار است، این پاسخ اوست. و یهودا گفت: «او را بیرون بیاورید. بگذارید او سوزانده شود.» آیه ۲۴. اما، لحن یهودا تغییر میکند وقتی تامار ثابت میکند که خود یهودا پدر است. و او اعتراف میکند: «او از من عادلتر بوده است، زیرا من او را به شیلح، پسرم، ندادم.» البته، در اعتراف خود، یهودا اشاره نمیکند که به دنبال یک فاحشه بوده است. و توجه کنید که چگونه مردی با تیر در چشم خود هنوز خود را عادل میداند. «او از من عادلتر بوده است.» هم پادشاه داوود و هم یهودا با کندهای در چشم خود به قضاوت عجله کردند. آنها دیگران را محکوم کردند در حالی که محکومیت واقعی از آن خودشان بود. باشد که خدا ما را از چنین قضاوت گناهکارانه دیگران حفظ کند.
بیرون انداختن تیر
آیه ۵: «ای ریاکار، ابتدا تیر را از چشم خودت بیرون بیاور، و آنگاه به وضوح خواهی دید که خرده را از چشم برادرت بیرون بیاوری.» فریسیان در ابداع کارهای مذهبی بیمعنی بسیار ماهر بودند. با چنین کارهایی مردان و زنان را بار سنگین میکردند. اما در مسائل مهمتر حقیقت شکست خوردند. و برای نمایندگی صحیح شخصیت خدا، این مسئله مهمتر حقیقت است. متی ۲۳: ۲۳، خداوند این فریسیان را سرزنش میکند: «وای بر شما، کاتبان و فریسیان، ریاکاران! زیرا شما از نعناع و شوید و زیره عشر میدهید، و مسائل مهمتر شریعت، یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کردهاید.» چقدر مهم است که ابتدا تیر را از چشم خودمان بیرون بیاوریم، تا بتوانیم به وضوح ببینیم، دید واضحی داشته باشیم، تا به برادرمان با لکه او کمک کنیم. ما قطعاً نمیخواهیم قضاوت خداوند درباره فریسیان، قضاوت خودمان باشد. «ای ریاکار.»
پس، ما نباید قلبهای دیگران را قضاوت کنیم، اما نباید بدون قضاوت باشیم. آیه ۱۶ این فصل: «آنها را از میوههایشان خواهید شناخت.» ما باید بازرس میوه باشیم. و این فکر بازرسان میوه به ما در درک آیه بعدی، آیه شش، بسیار کمک میکند.
مروارید پیش خوک
«آنچه مقدس است به سگها ندهید، و مرواریدهای خود را پیش خوکها نیندازید، مبادا آنها را زیر پا لگدمال کنند، و برگردند، و شما را پاره کنند.» ما نباید مردی را سگ یا خوک بشماریم. باید بگذاریم رفتار او این را تعیین کند. خداوند عیسی گفت: «هر درختی از میوه خودش شناخته میشود.» لوقا ۶: ۴۴. اما در اینجا خداوند درباره شهادت دادن به خود به دیگران صحبت میکند. ما باید در آنچه میگوییم و به چه کسی میگوییم، حکمت و تشخیص الهی داشته باشیم. در غیر این صورت، میتوانیم حملهای بیمورد به خودمان یا به پیام انجیل تحریک کنیم.
سگها در اینجا حیوانات خانگی نیستند، آنطور که ما فکر میکنیم. بلکه سگهای خیابانی وحشی بودند که در دستهها حرکت میکردند. اول پادشاهان ۱۴: ۱۱: «هر که از یربعام در شهر بمیرد، سگها او را خواهند خورد.» اول پادشاهان ۲۱: ۲۳: «و درباره ایزابل نیز خداوند فرمود: «سگها ایزابل را در کنار دیوار یزرعیل خواهند خورد.» مکاشفه ۲۲: ۱۵: «زیرا بیرون از پادشاهی خدا سگها و جادوگران و زناکاران و قاتلان و بتپرستان و هر که دروغ را دوست دارد و میسازد، هستند.» بنابراین، سگها نشاندهنده افراد بیدین هستند که ضد خدا، ضد مسیح، ضد کتاب مقدس و ضد نیکی هستند.
و سپس ما تصویر گرافیکی از سگی را داریم که استفراغ خود را میخورد. اول پطرس ۲: ۲۲: «اما برای آنها طبق مثل واقعی اتفاق افتاد، سگ دوباره به استفراغ خود بازگشت.» آیا خدا سگ را اینگونه آفرید که اینگونه رفتار کند؟ یا خوردن استفراغش محصول سقوط است؟ در هر صورت، خدا از رفتار سگ برای به تصویر کشیدن مردان بیخدا استفاده میکند که به کثیفیهای غیراخلاقی قبلی خود بازگشتند. و خدا آنها را احمق مینامد. امثال ۲۶: ۱۱: «همانطور که سگ به استفراغ خود بازمیگردد، احمق نیز به حماقت خود بازمیگردد.» پطرس اینها را به عنوان معلمان دروغین توصیف میکند که ادعا میکنند مسیحی هستند. اما، در واقع، پطرس آنها را به عنوان خادمان فساد و در بستر با شیطان توصیف میکند. چه فاجعه ابدی.
و پطرس در آیه ۲۲ ادامه میدهد و اینها را به عنوان خوکی که شسته شده بود و به غلتیدن در لجن بازمیگردد، توصیف میکند. یک خوک آراسته فقط یک خوک است. بنابراین، یک مرد ممکن است راههای شیطانی بیرونی خود را برای مدتی بشوید، اما در نهایت، زندگی پاک برای او بسیار ناراحتکننده است. و او به آغل خوک بازمیگردد. در آموزش لوقا ۱۵، برادر مکگی این داستان پیت، خوک ولگرد را تعریف میکند. به نظر میرسد پسر ولگرد، خوک پیت را زمانی که خوکها را تغذیه میکرد، ملاقات کرد و او را دعوت کرد که با او به خانه پدرش بازگردد. بنابراین، خوک پیت خود را شست و با پسر به خانه بازگشت. و پسر، که میخواست دوست خوک خود را گرامی بدارد، گردنبند مروارید مادرش را گرفت و آن را به خوک پیت انداخت. اما، برای خوک پیت، همه چیز در خانه پدر بسیار خوب و تمیز بود. و خوک پیت از استفاده از چنگال و پاک کردن دهانش با دستمال خوشش نمیآمد، و از گردنبند مروارید خوشش نمیآمد زیرا گردنش را نیشگون میگرفت. بنابراین، با یک خرناس، خوک پیت از سر میز شام پرید و به بیرون به یک گودال گلآلود که نزدیک بود، دوید. همانطور که میگویند، میتوانید خوک را از آغل خوک بیرون بیاورید، اما نمیتوانید آغل خوک را از خوک بیرون بیاورید. یا چیزی شبیه به آن.
حکمت در شهادت
پس، آیه شش میگوید که در شهادت دادن بدون هدایت روح خطر وجود دارد. ما باید در مورد زمان باز کردن دهانمان برای شهادت و زمان بستن آن عاقل باشیم. در اینجا دو ضربالمثل وجود دارد که شاید بتوانند به ما در درک معنی این کمک کنند. امثال ۲۶: ۴: «احمق را مطابق حماقتش پاسخ مده، مبادا تو نیز مانند او شوی.» به احمق با عصبانیت یا بیادبی یا تمسخر پاسخ ندهید. خود را به سطح احمق پایین نیاورید. پس، مثال خداوند را در نظر بگیرید وقتی در برابر هیرودیس، قاتل یحیی تعمیددهنده بود. لوقا ۲۳: ۸ و ۹: «و وقتی هیرودیس عیسی را دید، بسیار خوشحال شد. و امیدوار بود که معجزهای از او ببیند. او با او با کلمات زیادی سؤال کرد، اما او، خداوند عیسی، به او چیزی پاسخ نداد.» ممکن است برای ما زمانهایی باشد که بهترین شهادت در سکوت است.
اما اکنون در طرف دیگر آن ضربالمثل، در آیه ۵ میگوید: «احمق را مطابق حماقتش پاسخ ده، مبادا در نظر خود دانا باشد.» نگذارید احمق با این فکر که واقعاً حقیقت را دارد و شما با او موافق هستید، برود. دوباره، خداوند عیسی مثالی از این را میدهد وقتی فریسیان او را در مورد پرداخت مالیاتهای رومی به چالش کشیدند. متی ۲۲: ۱۸: «اما عیسی شرارت آنها را درک کرد و گفت: «چرا مرا امتحان میکنید، ای ریاکاران؟ پول مالیات را به من نشان دهید.» و آنها یک دینار برای او آوردند. آیه ۲۰: «و او به آنها گفت: «این تصویر و نوشته از کیست؟» و آنها به او گفتند: «قیصر.» سپس او به آنها گفت: «پس آنچه از قیصر است به قیصر بدهید و آنچه از خداست به خدا.»» این مردان خود را در تلاش برای امتحان خداوند احمق نشان دادند. و خداوند آنها را با احساس حماقت خودشان فرستاد.
نتیجهگیری و دعا
پس، در پایان، کلام خدا همه ایمانداران را تشویق میکند که قلبهای خود را قضاوت کنند و از نگرش قضاوتی نسبت به دیگران برحذر باشند. اما، وقتی اعمال مردم نشان میدهد که آنها ضد خدا، و ضد مسیح، و ضد کتاب مقدس، و ضد نیکی هستند، فقط گرد و غبار را از پاهای خود بتکانید و بروید.
بیایید دعا کنیم. ای خدا، امشب تو را برای کلامت شکر میکنیم. تو را برای دستورالعملهایی که به ما میدهی شکر میکنیم، و ای خدا، به ما کمک کن تا قلبهای خود را بالاتر از هر چیزی که باید محافظت شود، ابتدا قلب خودم را محافظت کنیم. تا روحیه قضاوتی نسبت به هیچ کس نداشته باشیم، ای خدا. و مراقب باشیم وقتی شهادت میدهیم، هدایت روح را داشته باشیم تا بدانیم چه زمانی صحبت کنیم و چه زمانی صحبت نکنیم. تو را به نام عیسی شکر میکنیم. آمین. آمین.