صبح بخیر، سرزمین وایفای در سراسر جهان امروز. ما به نام او که واقعیت و حقیقت را به کسانی که فقط توهم و دروغ میشناسند، ارائه میدهد، به نام خداوند عیسی مسیح، که جلال از آن اوست هم اکنون و تا ابدالاباد، به شما سلام میکنیم. آمین.
خب، چند هفته پیش، در آکادمی مسیحی براولی در یک مراسم کلیسا سخنرانی کردم. میدانستم که اجازه ندارم اسلحه به مدرسه بیاورم، اما به هر حال این کار را کردم. آنها تفنگهای حبابی بودند. در واقع، امروز آنها را با خودم آوردم.
حالا، شما احتمالاً فکر میکنید که، امم، من واقعاً بچهگانه هستم و احتمالاً باید مطابق سنم رفتار کنم. و این احتمالاً درست است. اما ساختن آن حبابها در واقع بسیار سرگرمکننده است.
بنابراین، در هر صورت، به بچهها در کلیسا گفتم که اگر بتوانند یک حباب را بگیرند و نگه دارند، جایزه خواهند گرفت. سپس با تفنگهای حبابیام در اطراف مراسم کلیسا راه رفتم و حباب شلیک کردم. اما هیچکس نتوانست یک حباب را نگه دارد. نه دانشآموزان، نه معلمان، و نه والدینی که حضور داشتند.
خب، در واقع، درس همین بود: شما نمیتوانید یک حباب را نگه دارید. فقط نمیتوانید. میترکد. فقط صابون و آب پر از هوا است.
سلیمان پادشاه، مرد حبابباز برجسته کتاب مقدس است. او همیشه به دنبال حبابها بود. در واقع، سلیمان واقعاً یک زندگی حبابی داشت. یعنی، او سعی کرد تا جایی که میتوانست حباب بگیرد. وقتی حبابهای زنان زیبا در برابر چشمانش فرو میریختند، او همه آنها را، حتی تا ۱۰۰۰ نفر، در آغوش گرفت. وقتی حبابهای نقره و طلا در اطرافش میافتادند، او گنجینههای بینظیری را جمعآوری کرد. و وقتی حبابهای اسبها و ارابهها در برابرش فرود میآمدند، او قدرت نظامی عظیمی را انباشت، اگرچه پادشاهی او همیشه در صلح بود و هرگز با جنگ روبرو نشد.
بنابراین، حبابهای وسوسهانگیز زنان، گنج و قدرت، قلب مرد حبابباز را تسخیر کردند. اما زندگی حبابی او فقط پوچی، غم و شرم برایش به ارمغان آورد. و این به این دلیل بود که هر سه این اکتسابات حبابی توسط خدا ممنوع شده بودند. پادشاهان نباید همسران، گنجینهها و اسبها را زیاد میکردند. تثنیه ۱۷: ۱۶ و ۱۷.
میدانید، حبابها همیشه وقتی به زمین میافتند میترکند. و آنها نمایش کاملی از امید توهمی ارضای گناه هستند، ارضایی که هرگز برای مدت طولانی دوام نمیآورد. و به همین دلیل است که سلیمان مرد حبابباز، زندگی حبابی خود را در آیه دوم شهادت خود، جامعه ۱: ۲ خلاصه کرد: «بطالت بطالتها،» واعظ میگوید، «بطالت بطالتها، همه چیز بطالت است.»
اما آیا در همه ما یک مرد حبابباز کوچک یا زن حبابباز کوچک وجود ندارد؟ آیا ما اغلب در دام جذابیت هیجانانگیز زندگی حبابی گرفتار نمیشویم؟ آیا ما با سلیمان، مرد حبابباز برتر، تفاوت زیادی داریم؟ آیا ما هم سعی نمیکنیم حبابها را بگیریم و نگه داریم؟ البته، در مقیاسی بسیار کوچکتر از سلیمان. اما چرا این کار را میکنیم؟ ما این کار را به همان دلیلی انجام میدهیم که سلیمان مرد حبابباز انجام داد: زیرا فکر میکنیم گرفتن این یا آن حباب ما را خوشحال خواهد کرد.
حبابها مفهوم زمان مهمانی را با خود حمل میکنند. اما همه اینها یک توهم است. همه اینها یک دروغ است. هیچ حبابی در این دنیا وجود ندارد که بتواند خوشبختی بدهد. و امیدوارم که نشسته باشید زیرا میخواهم چیزی بگویم که میتواند حباب شما را بترکاند. ببخشید برای جناس. هیچ حبابی در این دنیا وجود ندارد که بتواند شما را خوشحال کند زیرا ما برای خوشحال بودن آفریده نشدهایم. ما برای خوشحال بودن آفریده نشدهایم.
میبینید، جستجوی خوشبختی خودمان یک انگیزه خودخواهانه است. خداوند عیسی، خوشبختی او در خوشحال کردن دیگران بود. او آمد تا دیگران زندگی فراوان داشته باشند. او گفت بخشیدن مبارکتر از گرفتن است. اعمال ۲۰: ۳۵.
وقتی خدا اولین مرد و زن را آفرید، آنها را در باغی قرار داد و آن را با هر آنچه برای خوشبختی نیاز داشتند پر کرد. اما آدم و حوا فریب دروغی را خوردند که خوشبختی به داشتن هر آنچه میخواستند، در مورد آنها، میوه ممنوعه، بستگی دارد. اما خدا به مؤمن هر آنچه را که میخواهیم ارائه نمیدهد. خداوند عیسی به شاگردانش فرمان داد که خود را انکار کنند. اینقدر انکار چیزها نیست، بلکه انکار تمایل به جستجوی خوشبختی خودمان است. ما باید زندگی حبابی را انکار کنیم.
اما پس چگونه میتوانیم خوشحال باشیم وقتی باید برعکس آنچه قلبمان میخواهد را انتخاب کنیم؟ مزمور ۳۷ پاسخ را برای ما دارد. آیه ۴: «در خداوند شاد باش، و او آرزوهای دلت را به تو خواهد داد.» بنابراین، خوشبختی در لذت بردن از خدا، شاد بودن در او، و برکت کلام او یافت میشود. و وقتی ما در خداوند و حضور او در زندگیمان شاد هستیم، او آرزوهای قلب ما را مطابق با آرزوهای خود میکند. جلال. و سپس، خداحافظ زندگی حبابی. هللویا.
در پایان، سلیمان مرد حبابباز، تنها چیزی را در زندگی حبابی خود نادیده گرفت که میتوانست او را در واقعیت نگه دارد یا او را به واقعیت بازگرداند: او کلام خدا را نادیده گرفت. به دستور خدا به او و همه پادشاهان اسرائیل گوش دهید. تثنیه ۱۷: ۱۸ و ۱۹: «و هنگامی که او بر تخت پادشاهی خود بنشیند، او، پادشاه، نسخهای از این قانون را در کتابی برای خود بنویسد. و آن با او باشد، و او تمام روزهای زندگی خود در آن بخواند، تا بیاموزد که از خداوند خدای خود بترسد، تا تمام کلمات این قانون و این احکام را حفظ کند و آنها را انجام دهد.»
اگر امید ما این است که آرزوهای قلبمان با آرزوهای قلب خدا مطابقت داشته باشد، پس باید به صدای او از طریق کلام مکتوبش گوش دهیم. ما باید مانند ساموئل جوان باشیم: «سخن بگو، خداوند، زیرا بنده تو میشنود.» سپس، ما از جستجوی خوشبختی در حبابها دست خواهیم کشید و آن را در شاد بودن در خدای و نجاتدهنده خود خواهیم یافت. به نام خداوند عیسی مسیح، آمین.