خانواده– جنوری 2015 –مجله فیض و حقیقت
آموزش نیاز کودکان به یک نجاتدهنده
«و ای پدران، فرزندان خود را به خشم میاورید، بلکه ایشان را در تربیت و تأدیب خداوند بپرورید.» —افسسیان 6:4 KJV
بیایید زمان کوتاهی را به بررسی نهادی بپردازیم که با یادبود عید فصح مرتبط بود. «و چون فرزندان شما از شما بپرسند که این خدمت برای شما چه معنی دارد؟ آنگاه ایشان را بگویید که این قربانی فصح خداوند است» (خروج 12:26-27).
باید در ذهن فرزندان ما کنجکاوی برانگیخته شود. آه، کاش میتوانستیم آنها را وادار کنیم که درباره امور خدا سؤال بپرسند! برخی از آنها خیلی زود سؤال میکنند، در حالی که برخی دیگر به نظر میرسد با همان بیتفاوتی افراد مسنتر بیمار شدهاند. ما باید با هر دو نوع ذهن برخورد کنیم. خوب است که فرزندان ما اغلب شام خداوند را مشاهده کنند، و برای ما به عنوان والدین خوب است که معنی این آیین را برای آنها توضیح دهیم، زیرا این آیین مرگ مسیح را نشان میدهد. شام خداوند باید در معرض دید نسل رو به رشد قرار گیرد تا آنها از ما بپرسند: «این برای شما چه معنی دارد؟»
اکنون، شام خداوند یک موعظه دائمی انجیل است و عمدتاً بر قربانی برای گناه تمرکز دارد. شما نمیتوانید آن نان شکسته و آن جام پر از میوه تاک را بدون اشاره به مرگ کفارهای خداوند ما توضیح دهید. شما نمیتوانید «مشارکت بدن مسیح» را بدون آوردن، به شکلی یا به شکلی دیگر، مرگ عیسی به جای ما و به عوض ما توضیح دهید. پس، بگذارید کودکان کوچک شما شام خداوند را ببینند و به آنها به وضوح گفته شود که چه چیزی را نشان میدهد. در حضور آنها زیاد و اغلب بر رنجها و مرگ نجاتدهنده ما تأکید کنید. بگذارید آنها به جتسیمانی، گبتا (یوحنا 19:13) و جلجتا فکر کنند؛ و بگذارید آنها یاد بگیرند که با لحنی غمگین [اندوهگین] درباره او که جان خود را برای ما فدا کرد، بخوانند. به آنها بگویید چه کسی رنج کشید و چرا.
هنگامی که توجه بر بهترین موضوعات متمرکز است، آماده باشیم تا معامله بزرگی را توضیح دهیم که به وسیله آن خدا عادل است و در عین حال گناهکاران توجیه میشوند. کودکان میتوانند به خوبی آموزه قربانی کفارهای را درک کنند؛ این قرار بود انجیلی برای کوچکترینها باشد. انجیل جایگزینی یک سادگی است، اگرچه یک راز است. ما نباید راضی باشیم تا زمانی که کودکان کوچک ما قربانی کامل شده خود را بشناسند و به آن اعتماد کنند. این دانش ضروری و کلید تمام آموزشهای روحانی دیگر است. اگر فرزندان عزیز ما صلیب را بشناسند، خوب شروع کردهاند. با تمام «به دست آوردنهای» خود، کاش آنها درک این را به دست آورند، و بنیاد به درستی گذاشته خواهد شد.
این امر مستلزم آن است که شما به کودک نیاز او به یک نجاتدهنده را آموزش دهید. شما نباید از این وظیفه ضروری خودداری کنید. کودک را با مزخرفات گمراهکننده درباره خوب بودن طبیعتش و نیاز به توسعه آن چاپلوسی نکنید. به او بگویید که باید دوباره متولد شود. او را با خیال بیگناهی خودش تقویت نکنید، بلکه گناهش را به او نشان دهید. به گناهان کودکانه که مستعد آن است اشاره کنید و دعا کنید که روحالقدس در قلب و وجدان او محکومیت ایجاد کند.
با جوانان تقریباً به همان شیوهای رفتار کنید که با پیران رفتار میکنید. با آنها کامل و صادق باشید. دین سست نه برای جوانان خوب است و نه برای پیران. این پسران و دختران به همان اندازه که هر یک از ما به بخشش از طریق خون گرانبها نیاز دارند. در گفتن ویرانی کودک تردید نکنید؛ در غیر این صورت او به دنبال درمان نخواهد بود. همچنین به او درباره مجازات گناه بگویید و او را از وحشت آن برحذر دارید. مهربان باشید، اما راستگو باشید. حقیقت را از گناهکار جوان پنهان نکنید، هرچند وحشتناک باشد. داوری آینده را در برابر او قرار دهید و به او یادآوری کنید که باید در برابر خدا حساب پس دهد.
تلاش کنید تا وجدان را بیدار کنید؛ و دعا کنید که خدای روحالقدس از طریق شما کار کند تا قلب نرم شود و ذهن نیاز به نجات بزرگ را درک کند. کودکان باید آموزه صلیب را بیاموزند تا بتوانند نجات فوری را بیابند. باور کنید که خدا فرزندان شما را نجات خواهد داد. به کاشتن اصول در ذهن آنها که ممکن است در سالهای بعد توسعه یابد، راضی نباشید؛ بلکه برای تبدیل فوری کار کنید.
در فرزندان خود انتظار ثمر داشته باشید در حالی که آنها کودک هستند. برای آنها دعا کنید که به دنیا نروند و در شرارتهای گناه بیرونی سقوط نکنند، و سپس با استخوانهای شکسته به شبان نیکو بازگردند. از خداوند بخواهید که فرزندان شما به فیض غنی خدا از مسیرهای نابودگر حفظ شوند و در آغوش مسیح رشد کنند، ابتدا به عنوان برههای گله او و سپس به عنوان گوسفندان دست او.
یک چیز که من از آن مطمئن هستم این است که اگر ما آموزه کفاره را به وضوح به کودکان آموزش دهیم، به خودمان خوبی خواهیم کرد. گاهی اوقات امیدوارم که خدا کلیسای خود را احیا کند و آن را به ایمان باستانی خود بازگرداند از طریق یک کار فیضآمیز در میان کودکان. اگر او تعداد زیادی از جوانان را به کلیساهای ما بیاورد، چقدر به زنده کردن خون کند و خوابآلود افراد غیرفعال کمک خواهد کرد! مسیحیان کودک تمایل دارند خانه را زنده نگه دارند. آه، کاش تعداد بیشتری از آنها وجود داشت!
اگر خداوند فقط به ما کمک کند تا به کودکان آموزش دهیم ما به خودمان آموزش خواهیم داد. هیچ راهی برای یادگیری مانند آموزش وجود ندارد، و شما چیزی را نمیدانید تا زمانی که بتوانید آن را به دیگری آموزش دهید. بیشتر از آن، شما هیچ حقیقتی را به طور کامل نمیدانید تا زمانی که بتوانید آن را در برابر یک کودک قرار دهید تا او بتواند آن را ببیند. در تلاش برای فهماندن آموزه کفاره به یک کودک کوچک، خودتان دیدگاههای واضحتری از آن خواهید یافت. بنابراین من این تمرین مقدس را به شما توصیه میکنم. چه رحمتی خواهد بود اگر فرزندان ما به طور کامل در آموزه رستگاری توسط مسیح ریشهدار شوند! اگر آنها در برابر انجیلهای دروغین این عصر شیطانی هشدار داده شوند و اگر به آنها آموزش داده شود که بر صخره ابدی کار کامل شده مسیح تکیه کنند، میتوانیم امیدوار باشیم که نسلی پس از ما داشته باشیم که ایمان را حفظ خواهد کرد و بهتر از پدرانشان خواهد بود.
توسط چارلز اچ. اسپرجن؛ اقتباس شده از موعظه «خون پاشیده شده و کودکان».
کفاره – خروج قربانیهای عهد عتیق هرگز گناه انسان را برطرف نکردند؛ «زیرا محال است که خون گاوان و بزها گناهان را بردارد» (عبرانیان 10:4). قربانی اسرائیلی اعتراف به گناه و شناخت مجازات مرگ را در بر داشت؛ و خدا گناه او را در انتظار قربانی مسیح که سرانجام آن گناهان «قبلاً مرتکب شده» [در زمان عهد عتیق] را برطرف کرد، نادیده گرفت (عبرانیان 9:15،26).
کفاره – رومیان سرپوش تابوت (تخت رحمت) در روز کفاره با خون کفارهای پاشیده میشد (لاویان 16:14)، که نشان میداد حکم عادلانه شریعت اجرا شده است و مکانی از داوری را به مکانی از رحمت تبدیل میکند (عبرانیان 9:11-15). کفاره به معنای آرام کردن خدای انتقامجو نیست، بلکه ارضای عدالت خدای قدوس است، که از این طریق امکان میدهد او به طور عادلانه رحمت نشان دهد.—سی. آی. اسکوفیلد