مسائل– جنوری 2015 –مجله فیض و حقیقت
عکس © Alan D. Wilson, www.naturespicsonline.com
روحالقدس
در پرتو کتاب مقدس/ بخش دوم
مهر روحالقدس
هنگامی که شخصی ایمان میآورد، روحالقدس را به عنوان مهر دریافت میکند. مهر مانند یک تمبر، یک نشان است که نشان میدهد شخص متعلق به خداست. اما مهر فراتر از یک تمبر ساده است. یک تمبر شاید پاک شود، اما هیچکس اجازه ندارد یک مهر را بشکند. به این ترتیب مقامات مالیاتی یا پولیس میتوانند یک دفتر یا خانه را مهر و موم کنند و هیچکس حق ورود به آن را ندارد. به همین ترتیب روحالقدس مهری بر ایماندار است: سکونت او این حقیقت را تضمین میکند که ایماندار نجات یافته و او متعلق به خداوند عیسی برای ابدیت است. فقط کسی که قویتر از خدا باشد میتواند این را تغییر دهد – و چنین شخصی وجود ندارد (افسسیان 1:13، 4:30؛ یوحنا 10:28 را بخوانید)!
مسح با روحالقدس
هر شخصی که ایمان میآورد و انجیل نجات را باور میکند و به خداوند عیسی اعتماد میکند، روحالقدس را دریافت میکند. روح خدا در او ساکن میشود. اما کلام خدا همچنین در مورد مسح شدن ما با روحالقدس صحبت میکند (دوم قرنتیان 1:21؛ اول یوحنا 2:20،27). این جنبه دیگری از یک حقیقت واحد است. مسح تأکید میکند که روح خدا به ما داده شده است زیرا ما توسط خدا انتخاب شدهایم و روح او اکنون ما را به سوی حقیقت کامل هدایت میکند. این تا آنجا پیش میرود که کسانی که از خدا متولد شدهاند، طبق اول یوحنا 2:20، اکنون همه چیز را میدانند. این نتیجه موقعیت ما در مسیح است؛ این توانایی ماست، در اصل، که همه چیز را از طریق کمک روحالقدس و بدون نیاز به «نور جدید» ارائه شده توسط معلمان دروغین که یوحنای رسول در مورد آنها هشدار میداد، بدانیم – این توانایی ماست، حتی اگر در عین حال هنوز باید بسیاری از چیزها را در عمل یاد بگیریم.
تعمید با روحالقدس
در روزی که ایماندار با روحالقدس مهر میشود (افسسیان 1:13)، او به کلیسا، بدن مسیح، که اکنون بیست قرن است وجود دارد، اضافه میشود. کلیسا در روز پنطیکاست در اعمال رسولان 2 تشکیل شد، زمانی که ایمانداران آن زمان با یک روح تعمید یافتند تا یک بدن جدید، یک موجودیت و وحدت ناشناخته تا آن زمان را تشکیل دهند و از آن زمان به بعد همه ایمانداران به آن اضافه شدهاند. این تنها رویداد در کتاب مقدس است که در ارتباط با تعمید با روحالقدس ذکر شده است (متی 3:11؛ اعمال رسولان 1:5،8، 11:16؛ اول قرنتیان 12:13).
برخی افراد دوست دارند «با روحالقدس و با آتش» تعمید یابند، اما نمیفهمند که چیزی غیرممکن را میخواهند. در متی 3:11-12، که در مورد این صحبت میکند، همچنین توضیح داده شده است که تعمید با روحالقدس برای ایمانداران است. به همین ترتیب، اعمال رسولان 1 فقط ذکر میکند که ظرف چند روز شاگردان با روحالقدس تعمید خواهند یافت، اما نه با آتش!
چرا؟ زیرا تعمید با آتش نشاندهنده چیزی وحشتناک است: غرق شدن در آتش داوری خدا. هر درختی که میوه نمیآورد (هر شخصی که برای جلال خدا زندگی نمیکند) قطع شده و به شعله ابدی انداخته خواهد شد؛ حتی تبر آماده است، بسیار نزدیک به ریشه (آیه 10)! به همین ترتیب نزدیک است داوری خدا برای کسانی که خدا را رد میکنند و به آتش خاموشنشدنی انداخته خواهند شد! بنابراین «تعمید با روحالقدس و با آتش» هرگز نمیتواند برای یک شخص اتفاق بیفتد؛ شما نمیتوانید روح خدا را دریافت کنید و در عین حال به آتش ابدی بروید. به همین دلیل عبارت «تعمید با آتش» هرگز در اشاره به ایمانداران استفاده نمیشود.
اما حتی فراتر میرود. در هیچ کجای کتاب مقدس نمییابید که ایمانداران امروز باید دعا کنند تا روحالقدس را دریافت کنند یا با روحالقدس تعمید یابند. فقط در لوقا 11:13 خداوند عیسی به دوازده شاگرد خود (رسولان) میگوید که پدر روحالقدس را به آنها خواهد داد وقتی از او بخواهند. این وعدهای است که ما آن را در اعمال رسولان 1 و 2 محقق شده میبینیم. هنگامی که خداوند عیسی به آسمان صعود کرده بود، شاگردان در یک اتاق گرد هم آمدند و در دعا پایداری کردند در حالی که منتظر آمدن تسلیدهنده، که روحالقدس است، بودند. وعده محقق شد و دعاهای آنها پاسخ داده شد وقتی مدت کوتاهی بعد، در اعمال رسولان 2، روحالقدس بر آنها نازل شد. خداوند عیسی یک بار به زمین آمد، نه بارها و بارها؛ و به همین ترتیب روحالقدس یک بار به زمین آمد و تا زمانی که کلیسا به جلال برده شود، در اینجا در کلیسا زندگی خواهد کرد. این «ریزش روحالقدس» یک بار بر این گروه از ایمانداران، در کتاب مقدس، «تعمید با روحالقدس» نامیده میشود.
در هیچ کجای دیگر کتاب مقدس در مورد تعمید با روحالقدس نمیخوانید. در هیچ کجای کتاب مقدس ایمانداری را نمییابیم که برای تعمید با روح خدا دعا کرده باشد، و همچنین در مورد کلیسایی که برای این دعا میکرد، نمیخوانیم.
اگر تجربه و احساسات شما چیز دیگری را نشان میدهد، باید به سادگی به تجربه خود بیاعتماد باشید زیرا کتاب مقدس مرجع نهایی برای فرزند خداست. در غیر این صورت در خطر گمراه شدن توسط احساسات خود، که شیطان از طریق آنها کار میکند، و باور کردن به چیزی که آشکارا با کلام خدا در تضاد است، قرار دارید.
منفی: غمگین کردن یا خاموش کردن روحالقدس
هنگامی که ایماندار گناه میکند، روحالقدس از او گرفته نمیشود.* اما روح خدا غمگین میشود (افسسیان 4:30). هنگامی که ایماندار به نادیده گرفتن هشدارها و تذکرات روح از طریق وجدان و کلام خدا ادامه میدهد، کار یا فعالیت روحالقدس در این ایماندار (یا به طور جمعی، در زندگی کلیسا) خاموش میشود (اول تسالونیکیان 5:19). این ادامه مییابد تا زمانی که او گناه خود را اعتراف کند و دوباره بتواند از مشارکت کامل با پدر و پسر لذت ببرد (اول یوحنا 1:9).
مثبت: پر شدن از روحالقدس
هنگامی که روحالقدس هر فرصتی برای هدایت ما داشته باشد، ما را به سوی حقیقت کامل هدایت خواهد کرد (یوحنا 16:13). ما از روحالقدس پر خواهیم شد (افسسیان 5:18) – و این آشکار خواهد شد. اما این از طریق خلسه آشکار نمیشود، همانطور که در برخی ادیان یا بتپرستی رایج است وقتی کسی توسط قدرتهای بالاتر (غیبی) تسخیر میشود. نه، این از طریق زندگی در مشارکت با خداوند، زندگی دعا، پرستش و شکرگزاری، زندگیای که در آن به عنوان ایمانداران یکدیگر را تشویق میکنیم تا وفادارانه از خداوند پیروی کنیم (افسسیان 5:18-21؛ کولسیان 3:16-17) آشکار میشود.
روحالقدس برای چه هدفی در ایماندار و در کلیسا ساکن است؟
سکونت روحالقدس یک برکت خاص و منحصر به فرد فقط برای ایمانداران زمان ماست؛ در دورانهای قبل شناخته شده نبود. اگرچه روحالقدس از همان ابتدا در جانها کار میکرد و برای اهداف و وظایف خاصی بر برخی از آنها نازل میشد، اما او فقط از روز پنطیکاست در اعمال رسولان 2 و پس از آن در ایماندار و در کلیسا به طور کلی ساکن شد (یوحنا 7:39؛ اعمال رسولان 1:5؛ اول قرنتیان 3:16، 6:19؛ دوم قرنتیان 1:21-22 را ببینید).
همانطور که قبلاً دیدیم، او آمد تا ما را وادار به پرستش پدر و جلال دادن پسر کند. روح خود را جلال نمیدهد و قطعاً جلال هیچ شخصی را به ارمغان نمیآورد، هر چقدر هم که او روحانی به نظر برسد یا هر چقدر هم که هدایای او در چشمان مردم بزرگ به نظر برسد (یوحنا 4:23-24، 16:13-14)!
به همین دلیل است که سرود خواندن مسیحیان و شکرگزاری و پرستش ایمانداران که توسط روح هدایت میشود، هرگز نباید تکرار بیپایان عبارات سطحی و بیمحتوا باشد، همراه با موسیقی ریتمیک یا حتی خلسهآور، همانطور که از زمان فرزندان قائن (پیدایش 4) در میان بتپرستان رایج بوده است. کلماتی که مسیحی هستند (یا به نظر میرسند) اما به این شیوه همراهی میشوند، ترکیبی از مسیحیت و بتپرستی هستند – مشخصه بابل، فاحشه بزرگ در مکاشفه 17:1.
بسیاری از سرودهای مسیحی معاصر تقریباً هیچ عمق روحانی ندارند و فراوانی گنجینههای حکمت و معرفت را که در مسیح پنهان است، منعکس نمیکنند. آنها تمایل دارند مانند مانتراهای برخی ادیان یا اشکال دیگر بتپرستی باشند که به نظر میرسد راه خود را به برخی اشکال موسیقی انجیلی نیز باز کردهاند.
نه، پرستش مسیحی چیزی روحانی است، چیزی که در روح ما توسط روح خدا از طریق تأمل در جلال شخص و کار مسیح به وجود میآید. این به شیوهای روحانی بیان میشود، نه با شکوه و جلال آشکار یا ویژگیهایی که به جسم جذابیت دارند. ما از طریق طبلزنی یا کف زدن ریتمیک و رقص که قرار است ما را به خلسه ببرد و باعث از دست دادن کنترل خود شود، به پرستش یا عبادت واقعی نمیرسیم، همانطور که گاهی اوقات در آنچه که قرار است پرستش باشد، اتفاق میافتد.
نه، این روحالقدس است که ما را به زندگی هوشیارانه، عادلانه و خداپسندانه هدایت میکند (تیطس 2:12) – و این در مورد پرستش ما نیز صدق میکند. از نظر ظاهری، این آرام و باوقار است، اما از اعماق قلب ما به سوی خدا برمیخیزد و از طریق روح او به وجود میآید. این پرستش، ایماندار است که آشکارا با نجاتدهنده خود، عیسی مسیح، و با پدر خود در آسمان صحبت میکند تا او را به خاطر محبت بزرگش و به خاطر عظمت شخصش جلال دهد.
بیایید از تکرارهای بیهوده و کممحتوا استفاده نکنیم، همانطور که بتپرستان هنوز انجام میدهند. کلام خدا صراحتاً در متی 6:7 و جامعه 5:2 در مورد این به ما هشدار میدهد. برخی از ایمانداران در دعاها و سرودهای خود عادت دارند که یک سؤال یا اظهارنظر را بیوقفه تکرار کنند. آنها بیست و پنج بار یا بیشتر میخوانند که عیسی ما را نجات داده است. آنها بیوقفه دعا میکنند: «آیا لطفاً این کار را انجام میدهید؟» این تکرار بیپایان از پرستش یا عبادت بسیار دور است. بیایید واقعبین باشیم: آیا ما به این شیوه با پدر یا مادر خود صحبت میکنیم؟ آنها این را نشانه عدم احترام یا اعتماد میدانند. چقدر کمتر باید باشد که فرزند خدا با چنین جمله بیفکر و تکراری با خدا صحبت کند؟
در پایان، بیایید توجه داشته باشیم که وقتی مردم به خاطر هدایایشان جلال داده میشوند، چه یک کشیش، شبان، یا فرقه کلیسایی باشد، وقتی قدرت توسط مردم اعمال میشود و همه چیز حول یک شخص متمرکز است، وقتی هیچ کاری بدون توافق یک شخص، هر عنوانی که داشته باشد، نمیتوان انجام داد (سوم یوحنا 9-10) – آنگاه کاملاً واضح است که این کاری نیست که توسط روح خدا به وجود آمده باشد زیرا او برای جلال دادن مردم به زمین نیامد.
باشد که ما از پند و اندرزی که خود خدا از طریق پولس رسول ارائه کرده است پیروی کنیم: «همه چیز را برای جلال خدا انجام دهید» (اول قرنتیان 10:31 NKJV). «اکنون به او که قادر است فوقالعاده بیشتر از آنچه ما میخواهیم یا فکر میکنیم انجام دهد، مطابق با قدرتی که در ما کار میکند، جلال در کلیسا توسط مسیح عیسی به همه نسلها، تا ابدالآباد. آمین» (افسسیان 3:20-21).
پاورقی
* آیات کتاب مقدس مانند یوحنا 14:16 و اول یوحنا 2:27 به وضوح نشان میدهند که روحالقدس تا ابد در ایماندار باقی میماند. مورد داوود در مزمور 51:11 بسیار متفاوت بود. اولاً، داوود یک اسرائیلی تحت شریعت بود؛ او مدتها قبل از روز پنطیکاست در اعمال رسولان 2 و از این رو مدتها قبل از آمدن روحالقدس به زمین برای سکونت در ایمانداران زندگی میکرد. در زمان عهد عتیق، روحالقدس بر روی زمین کار میکرد اما در هیچ شخص یا گروهی در اینجا ساکن نبود. آن زمان او به عنوان یک شخص الهی شناخته نمیشد (حقیقت تثلیث خدا فقط به وضوح در عهد جدید آموزش داده میشود). این بدان معناست که ترجمه «روح قدوسیت خود را از من مگیر» دقیقتر از «روحالقدس خود را از من مگیر» است. یوحنای رسول به ما میگوید که روحالقدس میتوانست با ایمانداران عهد عتیق باشد، اما در آینده در آنها خواهد بود (از اعمال رسولان 2 به بعد، همانطور که توضیح داده شد).
توسط اروین اچ. دبلیو. لویمز؛ اقتباس شده از «آتش از آسمان»