مسائل– اپریل ۲۰۱۵ –مجله فیض و حقیقت
آیا شما مشتاقانه منتظر
ربوده شدن هستید؟
فرض کنید یک مصاحبهکننده این سؤال را با صد نفر از ایمانداران واقعاً تولد یافته که به صورت تصادفی انتخاب شدهاند، مطرح کند. به احتمال زیاد سه پاسخ متفاوت ظاهر خواهد شد. کسانی خواهند بود که پاسخ میدهند: «چه ربوده شدنی؟ من نمیدانم شما در مورد چه چیزی صحبت میکنید. من هرگز آن را در کلیسای خود نشنیدهام.» دیگران ممکن است بگویند: «ربوده شدن؟ اوه، شما یکی از آن افراد عجیب و غریب نیستید که به آن اعتقاد دارند، هستید؟» سپس کسانی خواهند بود که پاسخ میدهند: «بله، من مشتاقانه منتظر آن هستم، و بسیاری از نشانهها به من این احساس را میدهند که نمیتواند خیلی دور باشد.»
وقتی مردم از «ربوده شدن» صحبت میکنند منظورشان چیست و چرا میتواند چنین موضوع بحثبرانگیزی باشد؟ در این مقاله ما خواهیم دید که این عبارت به چه معناست و سعی خواهیم کرد کشف کنیم که چرا ممکن است چنین پاسخهای متفاوتی شنیده شود وقتی سؤالی مانند سؤال بالا مطرح میشود.
اولاً، باید گفت که عبارت «ربوده شدن» در کتاب مقدس یافت نمیشود – اگرچه معنای آن قطعاً در آنجا وجود دارد. این عبارتی است که ارتباط نزدیکی با بازگشت دوباره خداوند عیسی مسیح دارد. در اول تسالونیکیان ۴: ۱۷ پولس در مورد کسانی مینویسد که «زنده و باقی ماندهاند» که «با آنها [یعنی مردگان ایماندار که برخیزانده شدهاند] در ابرها ربوده خواهند شد تا خداوند را در هوا ملاقات کنند» (KJV). به عبارت«با هم ربوده شدن»که پولس در این آیه استفاده میکند، توجه کنید. بدون اینکه خیلی فنی باشیم، کلمه یونانی که پولس استفاده کرده بود به لاتین و سپس به زبان انگلیسی به عنوان«ربوده شدن»ترجمه شد. این به معنای ربوده شدن ناگهانی ایمانداران از دنیایی شرور برای ملاقات با خداوند در هوا است.
وعدهای داده شده
برای هر خواننده دقیق عهد جدید واضح خواهد بود که قبل از اینکه خداوند عیسی مسیح زمین را ترک کند، او وعده بازگشت داد. در یوحنا ۱۴: ۳ او در مورد رفتن از نزد شاگردانش برای آماده کردن مکانی برای آنها و بازگشت دوباره برای دریافت آنها به سوی خود صحبت کرد. هیچ تاریخی در این وعده مشخص نشده بود – فقط اینکه او «دوباره خواهد آمد» برای آنها. کلمات بعدی «تا جایی که من هستم، شما نیز باشید» روشن میسازد که خداوند عیسی در مورد ظاهر شدن دوباره به شاگردان پس از رستاخیز خود صحبت نمیکرد. این وعده به وضوح با «خانه پدر» (آیه ۲) مرتبط است و مربوط به آوردن شاگردانش به آنجا است.
مدت کوتاهی پس از دادن این وعده، خداوند عیسی در برابر نگاه حیرتزده شاگردانش به آسمان صعود کرد. همانطور که او از دید ناپدید شد، فرشتهای با این پیام ظاهر شد: «همین عیسی که از شما به آسمان برده شد، به همان طریق که او را به آسمان رفتن دیدید، باز خواهد گشت» (اعمال ۱: ۱۱). او باز خواهد گشت! یک وعده روشن در ذهن آن شاگردان اولیه باقی ماند.
از آغاز عصر کلیسا (پنتیکاست) بازگشت دوباره خداوند عیسی مسیح یک آموزه مهم و یک امید حیاتی بوده است. پولس رسول، پس از گذراندن مدت کوتاهی در تسالونیکی برای موعظه انجیل و تأسیس کلیسایی در آنجا، به ایمانداران جدید اعلام کرد که نجاتدهنده آنها «از آسمان» باز خواهد گشت (اول تسالونیکیان ۱: ۱۰). کلمات پایانی کتاب مقدس نیز وعده داده شده توسط خداوند را تأیید میکنند که او دوباره خواهد آمد، که مردم او پاسخ میدهند: «آمین، بیا، خداوند عیسی» (مکاشفه ۲۲: ۲۰).
پس چرا سؤالی که در ابتدای این مقاله مطرح شد، چنین پاسخهای متفاوتی از ایمانداران تولد یافته ایجاد میکند؟ نتیجهگیری چندان دشوار نیست. در برخی کلیساها بازگشت خداوند عیسی به ندرت ذکر میشود و قطعاً هرگز به تفصیل آموزش داده نمیشود. دیگران میدانند و باور دارند که خداوند دوباره خواهد آمد، اما آنها درک متفاوتی از چگونگی وقوع آن دارند.
در دو بخش
چیزی که بسیاری نادیده میگیرند این است که دو جنبه متفاوت برای آمدن دوم مسیح وجود دارد. این در مورد آمدن اول او نیز صادق بود. نبوتها در عهد عتیق «آمدن» مسیح را به بیتلحم و همچنین به اورشلیم پیشبینی میکردند. چگونه هر دو میتوانستند درست باشند؟ با نگاه به گذشته میتوانیم کاملاً درک کنیم که تولد او در بیتلحم بود و بسیار یک امر «خصوصی» بود که توسط تعداد بسیار کمی شاهد بود، در حالی که ورود او به اورشلیم بر روی یک کره اسب سالها بعد یک رویداد بسیار «عمومی» در برابر جمعیتی مشتاق بود.
در آمدن دوم او چیزی موازی را میتوان ردیابی کرد. عهد جدید از بازگشت مسیح به عنوان غیرمنتظره صحبت میکند (به همین دلیل خداوند نیاز به بیداری را آموزش داد) و در عین حال «هر چشمی او را خواهد دید» (مکاشفه ۱: ۷) – بدون هیچ اشارهای به نیاز به بیداری. چگونه میتوان چنین تناقضات ظاهری را توضیح داد؟ به سادگی، بازگشت مسیح دو بخش خواهد داشت. اول او به هوا خواهد آمد، و سپس او به زمین خواهد آمد. آمدن او در هوا «در یک لحظه، در یک چشم به هم زدن» خواهد بود (اول قرنتیان ۱۵: ۵۲) در حالی که آمدن او به زمین با نمایش قدرت و جلال عظیم خواهد بود (متی ۲۴: ۳۰). واضح است که این همه نمیتواند در یک لحظه اتفاق بیفتد. تنها راه برای هماهنگ کردن این و بسیاری از آیات دیگر این است که درک کنیم خداوند در هوا برای مردم خود خواهد آمد و سپس از آسمان با مردم خود باز خواهد گشت. هر دو چیز نمیتوانند دقیقاً در یک لحظه اتفاق بیفتند.
آیه ربوده شدن
بخش اصلی کتاب مقدس که به ربوده شدن میپردازد، اول تسالونیکیان ۴: ۱۳-۱۸ است. برای تسلی دادن به این نوایمانان که به دلیل مرگ عزیزان ایماندار خود پریشان بودند، پولس آنها را به آمدن خداوند اشاره کرد: «زیرا خود خداوند با بانگ و با صدای رئیس فرشتگان و با بوق خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اول برخواهند خاست؛ سپس ما که زنده و باقی ماندهایم، با آنها در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا ملاقات کنیم؛ و بدین ترتیب همیشه با خداوند خواهیم بود» (آیات ۱۶-۱۷).
در لحظهای که مسیح میآید، عصر کلیسا به پایان خواهد رسید. وقایع توصیف شده در اینجا در یک لحظه اتفاق خواهد افتاد، همانطور که از اول قرنتیان ۱۵: ۵۱-۵۲ میآموزیم. در این بخش به ما گفته شده است که همه «نخواهند خوابید» (از نظر جسمی نخواهند مرد)، اما همه ایمانداران فوراً «تغییر خواهند یافت». مهم است که توجه داشته باشیم که این یک «راز» بود – چیزی که قبلاً در کتاب مقدس آشکار نشده بود (اول قرنتیان ۱۵: ۵۱). بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که در عهد عتیق در مورد این موضوع بخوانیم، اگرچه دو مرد خدا بودند که این را به صورت نمادین انجام دادند: خنوخ و ایلیا. این دو مرد هر دو بدون تجربه مرگ به حضور خداوند برده شدند (پیدایش ۵: ۲۴؛ دوم پادشاهان ۲: ۱۱).
این رویداد، یعنی ربوده شدن، ممکن است در هر لحظه اتفاق بیفتد. نیازی نیست که شرایط خاصی ابتدا برآورده شود. خداوند عیسی روشن ساخت که آماده بودن حیاتی است زیرا ما نمیدانیم او چه زمانی باز خواهد گشت (مرقس ۱۳: ۳۵-۳۷).
چرا اختلاف نظر
شاید در این مرحله باید بپرسیم چرا برخی از مسیحیان ایده ربوده شدن را مسخره میکنند. آیا آنها به بازگشت شخصی خداوند عیسی مسیح اعتقاد ندارند؟ بله، آنها اعتقاد دارند؛ اما همه چیز را با هم مخلوط میکنند. برخی تصور میکنند که خداوند از آسمان به هوا میآید، مردم نجاتیافته خود را برمیدارد و سپس بلافاصله با آنها به زمین بازمیگردد. البته، این میتواند از کتاب مقدس نتیجهگیری شود، اما یک مسئله مهم را در نظر نمیگیرد: اسرائیل.
خداوند کارش با آن ملت تمام نشده است. اگرچه او در این زمان خاص مستقیماً با آنها سروکار ندارد، بسیاری از نبوتهای عهد عتیق در انتظار تحقق هستند. در دانیال ۹: ۲۴-۲۷ ما در مورد یک دوره بسیار خاص هفتاد «هفته» مربوط به اسرائیل میخوانیم. آخرین آن «هفتهها» هنوز محقق نشده است – یک دوره هفت ساله بسیار مهم که در جای دیگری از کتاب مقدس ذکر شده است. با کنار هم قرار دادن همه اینها میتوانیم ببینیم که زمان رنج وحشتناکی در انتظار آن ملت است، اما با بازگشت مسیح آنها که او را خواهند دید (زکریا ۱۲: ۹-۱۰) زمانی که «پاهای او در آن روز بر کوه زیتون خواهد ایستاد» (زکریا ۱۴: ۴) کوتاه خواهد شد. هیچ دلیل خوبی برای «روحانی کردن» چنین آیاتی و محروم کردن آنها از معنای تحتاللفظیشان وجود ندارد.
عصر کلیسا دورهای است که خداوند از این جهان مردمی آسمانی را فرا میخواند که به عنوان «عروس مسیح» توصیف میشوند. عدم تمایز بین این مردم آسمانی و مردم زمینی اسرائیل منجر به سردرگمی میشود. هنگامی که کلیسا کامل شود و همه کسانی که قرار است تعداد نجاتیافتگان را تشکیل دهند جمعآوری شوند، خداوند عیسی خواهد آمد تا مردم خود را که او آنها را به خانه آسمانیشان خواهد برد، دریافت کند. سپس ایمانداران در برابر کرسی داوری مسیح خواهند ایستاد تا زندگی خدمتی آنها قبل از سهیم شدن در شادی شام عروسی بره ارزیابی شود (دوم قرنتیان ۵: ۱۰؛ مکاشفه ۱۹: ۶-۹).
بسیاری امروزه به سادگی در تشخیص این تفاوتها شکست میخورند زیرا آموزش الهیاتی آنها به آنها آموخته است که به روش خاصی فکر کنند. دیدگاههای آگوستین هیپو در بسیاری از مؤسسات آموزشی غالب است و در نتیجه تفسیر تحتاللفظی نبوت رد میشود. این الهیدانان که به خوبی میدانند افراد با ایدههای عجیب و غریب وجود دارند، هر آنچه را که به نظر میرسد با آگوستین در تضاد است رد میکنند، با این فرض که او هر جنبهای از کتاب مقدس را به درستی تفسیر کرده است. این امر دلیل تمسخری است که اغلب بر کسانی که «ربوده شدن» را آموزش میدهند و بین آمدن خداوند در هوا و آمدن او به زمین تمایز قائل میشوند، ریخته میشود. بنابراین ایماندارانی که تحت آموزش مردان آموزشدیده در کالج الهیات قرار میگیرند، معمولاً چیزی در مورد ربوده شدن نمیشنوند.
یک حقیقت عملی
مسیح دوباره میآید! مردم او به سوی آسمان میروند. خداوند عیسی ممکن است در هر زمان بازگردد، و ما باید آماده باشیم. وقایع در خاورمیانه و اروپا به تحقق قریبالوقوع نبوتها اشاره دارند؛ با این حال این یک موضوع گسترده دیگر فراتر از محدوده این مقاله است. بحث در مورد ربوده شدن نباید به یک بحث داغ تبدیل شود، اما نباید صرفاً یک تمرین آکادمیک نیز باشد. اگرچه «تقسیم صحیح کلام حقیقت» (دوم تیموتائوس ۲: ۱۵) حیاتی است، دانش اینکه مسیح در هر لحظه میآید باید ما را به زندگی مقدس ترغیب کند. با انجام این کار، هنگامی که او ظاهر شود، شرمنده نخواهیم شد (اول یوحنا ۳: ۲-۳).
توسط مارتین ژیرارد، با اجازه از www.skywaymessages.co.uk – اقتباس شده است.