خبر خوش– می ۲۰۱۶ –مجله فیض و حقیقت
«مادرم را داخل کن!»
یک شب دیروقت، یک واعظ مشهور صدای در خانهاش را شنید. وقتی در را باز کرد، دختر کوچکی را دید که از باران خیس شده بود. او به صورت کوچک، لاغر و خستهی دختر نگاه کرد که گفت: «شما واعظ هستید؟»
او پاسخ داد: «بله، من هستم.»
دختر پرسید: «خب، میآیید مادرم را داخل کنید؟ مادرم در حال مرگ است و از مردن میترسد. او میخواهد به بهشت برود اما نمیداند چگونه. من به او گفتم که یک واعظ پیدا میکنم تا او را داخل کند. زود بیایید آقا؛ او در حال مرگ است!»
واعظ نتوانست در برابر درخواست دختر کوچک مقاومت کند. دختر او را به یک خانه قدیمی، از یک پلکان لرزان، در امتداد یک راهروی تاریک و سرانجام به یک اتاق دلگیر هدایت کرد. آنجا زن در حال مرگ در گوشهای دراز کشیده بود. «مادر، واعظ را برایت آوردهام. فقط به او بگو چه میخواهی و هر چه او گفت انجام بده. او تو را داخل میکند!»
آخرین درخواست
زن بیچاره که از نشستن خسته بود، صدای ضعیف خود را بلند کرد و پرسید: «آیا میتوانید برای گناهکاری مثل من کاری انجام دهید؟ زندگیام در گناه سپری شده است. حالا که در حال مرگ هستم، احساس میکنم به جهنم میروم، اما نمیخواهم به آنجا بروم؛ میخواهم به بهشت بروم. حالا چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
واعظ با نگاه به چهرهی خستهی او از گناه، با خود فکر کرد: «چه میتوانم به او بگویم؟ من دربارهی نجات از طریق تغییر موعظه کردهام، اما این روح بیچاره برای تغییر خیلی دیر کرده است. من دربارهی نجات از طریق شخصیت موعظه کردهام، اما او هیچ شخصیتی ندارد. میدانم چه کار کنم. به او میگویم مادرم وقتی پسر بودم چه میگفت. او در حال مرگ است و حتی اگر برایش فایدهای نداشته باشد، ضرری هم نمیرساند.»
واعظ خم شد و کنار او شروع کرد: «زن عزیز من، خداوند بسیار مهربان و نیکوکار است، و در کتاب خود، کتاب مقدس، میفرماید: 'زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد'» (یوحنا 3:16 KJV).
زن در حال مرگ فریاد زد: «اوه، آیا این در کتاب مقدس آمده است؟ وای! این باید مرا داخل کند. اما، آقا، گناهانم، گناهانم!»
او از اینکه آیه چگونه به او بازگشت، شگفتزده شد. او ادامه داد: «زن عزیز من، کتاب مقدس میگوید که 'خون عیسی مسیح، پسر او، ما را از هر گناه پاک میسازد'» (اول یوحنا 1:7).
او با جدیت پرسید: «همه گناهان، گفتید؟ آیا واقعاً میگوید همه گناهان؟ این باید مرا داخل کند.»
او در حالی که کنار او زانو زده بود، پاسخ داد: «بله، میگوید همه گناهان. کتاب خدا همچنین میگوید: 'این سخن امین و لایق قبول تمام است که مسیح عیسی به جهان آمد تا گناهکاران را نجات دهد که من از جمله ایشان سرآمد هستم'» (اول تیموتائوس 1:15).
درست به موقع!
او گفت: «خب، اگر سرآمد داخل شد، من هم میتوانم. برایم دعا کنید، آقا!»
واعظ خم شد و با زن بیچاره دعا کرد. او همانطور که بود به عیسی آمد، که هرگز کسی را رد نکرد، و او داخل شد. واعظ افزود: «و در این فرآیند، در حالی که او داخل میشد، من خودم هم داخل شدم. ما دو گناهکار، واعظ و آن زن بیچاره، آن شب با هم از در نجات وارد شدیم.»
خداوند عیسی میفرماید: «من در هستم: اگر کسی به وسیله من داخل شود، نجات خواهد یافت» (یوحنا 10:9). باز هم، «کسی که نزد من آید، او را هرگز بیرون نخواهم کرد» (یوحنا 6:37).
تنها در
خداوند عیسی در است. او نمیگوید یک در، زیرا در دیگری وجود ندارد. کلیسا در نیست؛ ده فرمان در نیست؛ ایجاد تغییرات و انجام کارهای خوب در نیست؛ مریم مقدس، مادر عیسی، در نیست. عیسی تنها در است، و برای ورود به بهشت، یک گناهکار باید از طریق او بیاید تا گناهانش بخشیده و شسته شود.
زندگی خوب واعظ او را داخل نکرد، و زندگی بد زن بیچاره نیز او را بیرون نگه نداشت. هر دو گناهکار بودند «زیرا همه گناه کردهاند» (رومیان 3:23)، و به این ترتیب آنها از همان در به زندگی و صلح وارد شدند – با ایمان به خداوند عیسی مسیح. «اکنون بیایید و با هم استدلال کنیم، خداوند میفرماید: اگر گناهان شما مانند ارغوان باشد، مانند برف سفید خواهد شد؛ اگر مانند قرمز تیره باشد، مانند پشم خواهد شد» (اشعیا 1:18).
آیا «داخل شدهاید»؟ آیا در راه بهشت هستید؟ میتوانید باشید، و میتوانید از آن مطمئن باشید! ما میتوانیم به شما بگوییم چگونه.