پورته نظر– مې ۲۰۲۵ —مجله فیض و حقیقت
هغې یوازې پرېږده
شش روز قبل از عید فصح عیسی به بیتعنیا آمد، به طوری که تمام آنچه بین یوحنا ۱۲:۱ و یوحنا ۲۰:۲۵ ثبت شده است، در یک دوره کوتاه هفت یا هشت روزه قرار میگیرد – مسلماً شگفتانگیزترین هفته در تاریخ جهان. در خانه بیتعنیا آن سه نفر ساکن بودند که مورد محبت او بودند و در مقابل او را دوست داشتند. اکنون فرصتی مناسب برای آنها فرا رسیده بود تا به این امر شهادت دهند. پشت سر آنها مرگ ایلعازر و زنده شدن او با صدای پسر خدا قرار داشت. درست پیش رو مرگ و رستاخیز خود پسر خدا قرار داشت.
در پایان لوقا ۱۰، ما این خانواده را میبینیم که با مقداری بینظمی و شکایت مشخص شده بود؛ اما اینجا، پس از نمایش قدرت رستاخیز خداوند، همه چیز منظم و هماهنگ یافت میشود. رویدادهای ساده آن شب بر مسیح متمرکز بود. او موضوع گرامی همه بود، زیرا، «آنها برای او شامی آماده کردند» (یوحنا ۱۲:۲). نسخهٔ کینگ جیمز). ما واقعاً میتوانیم در این یک مَثَل ببینیم. وقتی مسیح هدف اعلا باشد و قدرت رستاخیز او شناخته شود، همه چیز سر جای خودش قرار میگیرد.
مارتا کوربه وه و به او خدمت کردند. ایلعازر سهم خود را با او بر سر سفره شام داشت. مریم با صرف کردن روغن گرانبهای خود بر او، ارادت قلبیاش را به او ابراز کرد. بدین ترتیب میبینیم که چگونه شناخت او و قدرت رستاخیزش به خدمت، مشارکت و پرستش منجر شد. همه چیز به خوشی در نظم بود، و دقیقاً به همین دلیل، صدای انتقاد خصمانه شنیده شد که بر عمل مریم متمرکز بود. این انتقاد از یهودای اسخریوطی سرچشمه گرفت، هرچند شاگردان دیگر سخنان او را تکرار کردند، همانطور که انجیل متی نشان میدهد (26:6-13).
دنیا قادر به درک پرستش واقعی نیست، و یهودا، با وجود ظاهر فریبندهاش، کاملاً دنیوی بود. یهودا که اسیر طمع شده بود، به یک دزد تبدیل شده بود؛ و نه تنها یک دزد، بلکه یک ریاکار بود که منفعتطلبی خود را با ادعای مراقبت از فقرا پنهان میکرد. او خود را مردی بسیار عملگرا نشان میداد که کاملاً از ارزش مزایای مادی و واقعی برای فقرا آگاه بود، در حالی که از نظر او مریم داشت مادهای ارزشمند را از روی احساسات بیهوده هدر میداد. دنیا امروز دقیقاً همین نظر را دارد. دینی که باب میلش است، دینی است که تمام تأکید را بر منافع مادی و زمینی برای بشریت میگذارد. و امروز، به همان اندازه آن زمان، ایمانداران جسمانی بسیار مستعد هستند که با دنیا همرأی شوند و نظراتش را بازتاب دهند.
عیسی با گفتن «او را به حال خود بگذارید» (یوحنا ۱۲:۷)، انتقاد خصمانه را خاموش کرد. این سه کلمه به خوبی میتواند در خاطرات ما نوشته شود. پرستش واقعی بین روح ایماندار و خداوند قرار دارد و هیچ کس دیگری نمیتواند دخالت کند. در رومیان ۱۴، ایماندار به عنوان یک خادم دیده میشود و روح آن فصل دوباره این است: «او را به حال خود بگذارید.» علاوه بر این، خداوند میدانست چگونه عمل او را تفسیر کند. او بدون شک توضیح کاملتری از آن ارائه داد تا آنچه مریم خودش میتوانست ارائه دهد؛ اگرچه او نفرت رهبران را میدانست و به طور شهودی نزدیک شدن مرگ او را درک میکرد. این نیز قابل توجه است که مریم بیتعنیا به زنان دیگر در بازدید از قبر او با ادویههایی که آماده کرده بودند، نپیوست.
د مریم په اړه موږ ویلای شو آنچه او انجام داد، "فقط به خاطر عیسی" بود (آیه ۹). با یهودا "فقرا" بودند (آیه ۵)، و حتی با سایر شاگردان نیز، به نوعی، عیسی و فقرا بودند. برای بسیاری از یهودیانی که در این زمان به بیتعنیا هجوم آورده بودند، هدف دیدن عیسی و ایلعازر بود، زیرا آنها کنجکاو بودند مردی را ببینند که از مردگان برخاسته بود. خانواده بیتعنیا محبت واقعی خود را بر عیسی متمرکز کرده بودند. در مقابل، کاهنان اعظم مرگبارترین نفرت را بر او متمرکز کرده بودند، که آنها را چنان کور کرده بود که قصد کشتن ایلعازر، شاهد قدرت او را داشتند. آنها بسیار مذهبی اما بسیار بیوجدان بودند. آنها هشدار مزمور ۸۲: ۱-۵ را فراموش کردند، جایی که میخوانیم: "خدا در جماعت قدرتمندان میایستد؛ او در میان خدایان داوری میکند. تا کی ناعادلانه داوری خواهید کرد و اشخاص شریران را خواهید پذیرفت؟ سلاه. از فقیر و یتیم دفاع کنید: به مظلوم و نیازمند عدالت کنید. فقیر و نیازمند را نجات دهید: آنها را از دست شریران رهایی بخشید. آنها نمیدانند، و نه خواهند فهمید؛ آنها در تاریکی راه میروند: تمام بنیادهای زمین از مسیر خود خارج شدهاند."
فردای آن روز، عیسی خود را به عنوان پادشاه اسرائیل به اورشلیم عرضه کرد، همانطور که زکریا نبی گفته بود (یوحنا ۱۲:۱۲-۱۵؛ زکریا ۹:۹).
توسط فرانک بی. هول، اقتباس شده از «یوحنا.»