سلسله– سپتامبر ۲۰۱۳ –مجله فیض و حقیقت
حقیقت واقعی در مورد عیسی مسیح
قسمت دوم: تعالیم، کارها و معجزات عیسی مسیح
ماه گذشته، ما به شخصیت منحصر به فرد تولد و زندگی شخصی عیسی مسیح پرداختیم. اکنون با نکات قابل توجه بیشتری که در مورد او در متی، مرقس، لوقا و یوحنا نوشته شده است، ادامه میدهیم.
تعالیم او
عیسی مسیح خداوند بزرگترین معلمی است که تاریخ بشر تاکنون شناخته است. او حقیقت را در مورد خدا و همه چیز را در مورد سرنوشت بشر به ما آموخت. اگرچه تعلیم او ساده و واضح بود، اما متعالی، مقتدرانه و پاک بود. او کلمات حقیقت مطلق را با فیض و رحمت آمیخته بیان کرد.
عیسی در مورد خدا تعلیم داد،که او انسان را دوست دارد و میخواهد به او سعادت واقعی ببخشد. خدا از داوری انسان لذت نمیبرد؛ بلکه میخواهد به او حیات جاودان ببخشد. پولس رسول نوشت: «زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودان یابد» (یوحنا ۳: ۱۶).
عیسی تعلیم داد که خدا دعاهای ما را میشنود و همه نیازهای ما – هم نیازهای جسمی و هم نیازهای روحانی – را میداند. او تعلیم داد که خدا پدر آسمانی ماست که مخلوقات خود را دوست دارد؛ او حتی از پرندگان مراقبت میکند و به آنها غذا میدهد؛ و بدون اجازه او حتی یک تار مو از سر ما نمیافتد (متی ۶: ۲۶، ۱۰: ۲۹-۳۱).
خداوند گناهکاری را که توبه میکند، میپذیرد، درست همانطور که پدری پسر گمشده خود را میپذیرد (لوقا ۱۵: ۱۱-۳۲). «همچنین به شما میگویم، در حضور فرشتگان خدا بر یک گناهکار که توبه میکند، شادی است» (لوقا ۱۵: ۱۰).
او تعلیم داد که با وجود قدوسیت خدا و این واقعیت که او از گناه متنفر است، اما او مهربان و رحیم است و گناهکاران را به توبه فرا میخواند تا بتواند آنها را ببخشد. سپس به آنها زندگی جدیدی با طبیعتی میبخشد که آنها را قادر میسازد زندگیای از پارسایی داشته باشند.
عیسی در مورد انسان تعلیم داد،که ما از دیدگاه خدا ارزش زیادی داریم. او همچنین هشدار داد: «اگر توبه نکنید، همه شما نیز به همین ترتیب هلاک خواهید شد» (لوقا ۱۳: ۳). این به معنای دریاچه آتش است. اما هر که توبه کند و به عیسی مسیح ایمان آورد، حیات جاودان خواهد داشت؛ او از مرگ به زندگی عبور میکند (یوحنا ۵: ۲۴).
او به پیروان خود تعلیم داد: «دشمنان خود را دوست بدارید، کسانی را که شما را لعنت میکنند برکت دهید، به کسانی که از شما متنفرند نیکی کنید، و برای کسانی که ... شما را آزار میدهند دعا کنید» (متی ۵: ۴۴). مایل باشید برای خیر دیگران فداکاری کنید. او همچنین به آنها آموخت که زندگیای از پاکی و صداقت داشته باشند.
عیسی در مورد خودش تعلیم داد،که او از آسمان آمد تا گمشدهها را بجوید و نجات دهد (لوقا ۱۹: ۱۰). خدا او را فرستاد تا «نجاتدهنده جهان» باشد (اول یوحنا ۴: ۱۴). او در مورد خودش گفت: «من نور جهان هستم. هر که مرا پیروی کند، در تاریکی راه نخواهد رفت» (یوحنا ۸: ۱۲). او همچنین گفت: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس جز به وسیله من نزد پدر نمیآید» (یوحنا ۱۴: ۶). او هرگز گناهکارانی را که واقعاً از گناهان خود پشیمان بودند و به او ایمان داشتند، رد نکرد (یوحنا ۶: ۳۷).
اگرچه او هرگز در فکر، کلام یا عمل گناه نکرد، اما آمد تا برای گناهان ما بمیرد. هنگامی که مردان شریر او را مصلوب کردند، او دعا کرد: «پدر، آنها را ببخش، زیرا نمیدانند چه میکنند» (لوقا ۲۳: ۳۴).
عیسی اغلب با استفاده از مثلها تعلیم میداد،که داستانهای سادهای با معانی روحانی هستند. به عنوان مثال، او داستانی در مورد مردی که دو پسر داشت، تعریف کرد. پسر کوچکتر که سرکشی کرد و خانه را ترک کرد، پول خود را در زندگی بیخدا هدر داد. وقتی پولش تمام شد و سرانجام به خود آمد، از کاری که با پدرش کرده بود احساس بدی کرد و تصمیم گرفت به خانه بازگردد. در کمال تعجب، پدرش او را با شادی فراوان پذیرفت و به او خوشآمد گفت. عیسی گفت که به همین ترتیب خدا گناهکارانی را که توبه میکنند و به او بازمیگردند، میپذیرد.
عیسی در مورد اهمیت گوش دادن و اطاعت از کلام خدا تعلیم میداد و مثلی در مورد کشاورزی که در مزرعه خود بذر میکاشت، گفت. همانطور که او میکاشت، مقداری از بذر بر روی راه افتاد و پرندگان آن را خوردند؛ مقداری بذر بر روی مکانهای سنگی افتاد و رشد نکرد؛ اما مقداری در خاک خوب افتاد و رشد کرد و محصول خوبی داد. به همین ترتیب، وقتی کلام خدا (بذر) را در قلب خود میپذیریم و از آنچه میگوید اطاعت میکنیم، ما نیز محصول خوبی (زندگی) برای خدا تولید میکنیم (مرقس ۴: ۱-۲۰).
عیسی آینده را میدانست و تعلیم میداد. او این کار را برای پول یا شهرت انجام نداد، بلکه برای جلال خدا. او هشدار داد که درست قبل از بازگشت دوم او، زلزلهها، اپیدمیها و جنگها افزایش خواهند یافت. به نظر ما میرسد که آمدن او باید نزدیک باشد، اگرچه او هرگز دقیقاً زمان آن را فاش نکرد. نکته مهم این است که وقتی او میآید آماده باشیم.
کارها و معجزات او
در مورد عیسی مسیح خداوند، پولس رسول گفت: «او به هر جا میرفت و نیکی میکرد و همه کسانی را که تحت قدرت شیطان بودند شفا میداد، زیرا خدا با او بود» (اعمال ۱۰: ۳۸).
مهمترین چیز برای عیسی انجام اراده خدا بود. در واقع، این برای او مهمتر از غذا بود. او یک بار گفت: «غذای من این است که اراده فرستنده خود را انجام دهم و کار او را به پایان برسانم» (یوحنا ۴: ۳۴). ما اغلب میبینیم که او زمان زیادی را در دعا میگذراند – حتی تمام شب در برخی موارد.
او همچنین ادعا کرد که فقط آنچه پدرش را خشنود میکند انجام میدهد (یوحنا ۸: ۲۹). جای تعجب نیست که خدا در مورد او گفت: «این پسر محبوب من است که از او خشنودم» (متی ۳: ۱۷؛ ۱۷: ۵). عیسی تقریباً تمام وقت خود را صرف انجام کارهای خوب کرد. او کسانی را که عزادار بودند تسلی داد. او گناهکاران را از محبت خدا مطمئن ساخت و به آنها گفت که او مشتاق داوری آنها نیست، بلکه آنها باید توبه کنند و به او ایمان آورند. او معجزات شگفتانگیز بسیاری انجام داد که هیچ کس دیگری هرگز برای منفعت نیازمندان انجام نداده بود.
عیسی بیماران را شفا داد. او از بسیاری روستاها و شهرها عبور کرد، خبر خوش پادشاهی را تعلیم و موعظه میکرد و هر بیماری و ناخوشی را شفا میداد (متی ۹: ۳۵). در مرقس ۲: ۱-۱۲ چهار دوست مردی فلج را نزد عیسی آوردند و او به او گفت: «پسرم، گناهانت آمرزیده شد.» این باعث خشم رهبران مذهبی شد زیرا آنها گفتند فقط خدا میتواند گناهان را ببخشد؛ البته، آنها باور نداشتند که عیسی خداست. سپس عیسی به مرد فلج گفت: «برخیز، بستر خود را بردار و به خانه خود برو.» او فوراً شفا یافت و برخاست، بستر خود را برداشت و رفت. مردم شگفتزده شدند و خدا را برای آنچه اتفاق افتاده بود ستایش کردند. عیسی با انجام این معجزه چه چیزی را به انجام رساند: مردی بسیار بیمار شفا یافت، مردم خدا را برای رحمت او ستایش کردند، و توانایی مسیح برای آمرزش گناهان با قدرت او برای شفا تأیید شد. هیچ انسان عادی نمیتوانست گناهان را ببخشد یا مردی فلج را شفا دهد.
عیسی بینایی را به نابینایان بازگرداند. این یک واقعیت شناخته شده است که عیسی مسیح تنها کسی است که تا به حال چشمان نابینایان را باز کرده است. یک روز او مردی را دید که نابینا به دنیا آمده بود و او را شفا داد. مرد نابینا به همه گفت: «من نابینا بودم، اما اکنون میبینم!» (برای داستان کامل به یوحنا ۹ مراجعه کنید.)
بار دیگر مردی نابینا کنار جاده نشسته بود و گدایی میکرد. وقتی شنید که عیسی در حال عبور است، فریاد زد: «عیسی، پسر داوود، بر من رحم کن!» مردم اطرافش به او گفتند ساکت باشد، اما عیسی او را شنید، به جایی که او بود آمد و بینایی مرد را بازگرداند (مرقس ۱۰: ۴۶-۵۲).
عیسی جذامیان را شفا داد. طبق شریعت موسی، افراد مبتلا به جذام اجازه نداشتند با افراد سالم زندگی کنند. آنها به دلیل ماهیت مسری این بیماری باید منزوی میشدند. یک بار او ده مرد مبتلا به جذام را همزمان شفا داد (لوقا ۱۷: ۱۱-۱۹). با این حال، تنها یکی از آنها برای تشکر از عیسی برای کاری که برای او انجام داده بود، بازگشت.
عیسی شیاطین را بیرون راند. بسیاری از مردم در طول زندگی زمینی عیسی جنزده بودند. مردم از آنها رنج زیادی میبردند، اما عیسی تنها با یک کلمه شیاطین را بیرون راند. یک روز مردی جنزده که در قبرستان زندگی میکرد، عیسی را ملاقات کرد. او مردی وحشی بود و هیچ کس نمیتوانست او را رام کند یا حتی با زنجیر ببندد زیرا او همیشه خود را آزاد میکرد. عیسی به سادگی گفت: «ای روح ناپاک، از این مرد بیرون بیا!» نه تنها یک شیطان بلکه بسیاری از او بیرون آمدند. او دیگر وحشی نبود، بلکه عقل خود را بازیافته بود. مرد از عیسی التماس کرد که با او برود اما عیسی به او گفت که به خانه نزد دوستانش بازگردد و به آنها بگوید که خداوند چه کارهای بزرگی برای او انجام داده است. او اطاعت کرد (به مرقس ۵: ۱-۲۰ مراجعه کنید).
عیسی مردگان را زنده کرد. قدرت او محدود به شفای بیماران نبود. او حتی میتوانست یک مرده را زنده کند. یک بار او با شاگردانش وارد شهری به نام نائین میشد. از شهر یک مراسم تشییع جنازه بیرون میآمد. تنها پسر یک بیوه مرده بود. وقتی او را گریان دید، عیسی برای او دلش سوخت و به او گفت: «گریه نکن.» او به تابوت روی آورد و گفت: «ای جوان، به تو میگویم، برخیز.» مرد مرده نشست و شروع به صحبت کرد. مردم از قدرت او شگفتزده شدند و خدا را ستایش کردند. آنها او را به عنوان یک پیامبر بزرگ شناختند اما او بسیار بیشتر از آن بود. او خدایی بود که انسان شد! (لوقا ۷: ۱۱-۱۷).
بار دیگر او مردی به نام ایلعازر را که چهار روز مرده بود، زنده کرد. این داستان در یوحنا ۱۱ یافت میشود.
عیسی بر طبیعت قدرت دارد. یک روز عیسی با شاگردانش در قایق بود و او به خواب رفت. ناگهان طوفانی بر دریاچه فرود آمد و قایق پر از آب میشد. شاگردان ترسیدند و عیسی را بیدار کردند. او فوراً باد و امواج را سرزنش کرد و آنها آرام شدند. شاگردان به سختی میتوانستند چشمان خود را باور کنند. آنها فریاد زدند: «او حتی به بادها و آب فرمان میدهد، و آنها از او اطاعت میکنند!» (لوقا ۸: ۲۵).
بار دیگر عیسی در حال دعا بود و شاگردان در قایق از دریاچه عبور میکردند. باد شدیدی در برابر آنها میوزید در حالی که آنها پارو میزدند. عیسی میدانست که آنها در مشکل هستند، بنابراین او به سادگی روی آب به سمت آنها راه رفت. البته، شاگردان ترسیدند اما وقتی او نزدیکتر شد، متوجه شدند که او عیسی است. وقتی عیسی وارد قایق شد، باد ناگهان فروکش کرد. شاگردان شگفتزده شدند و او را پرستش کردند و فریاد زدند: «واقعاً تو پسر خدا هستی!» (متی ۱۴: ۲۲-۳۳).
عیسی هزاران نفر گرسنه را سیر کرد. جمعیت زیادی اغلب برای گوش دادن به موعظه عیسی میآمدند. یک بار آنها در مکانی بودند که غذایی در دسترس نبود. او به شاگردانش گفت: «من بر این جمعیت دلسوزی میکنم... زیرا چیزی برای خوردن ندارند.» شاگردانش به او گفتند که آنها فقط هفت نان و مقداری ماهی دارند. عیسی این غذا را گرفت، برای آن شکرگزاری کرد و به شاگردانش گفت که آن را بین جمعیت تقسیم کنند. کتاب مقدس ثبت میکند که چهار هزار مرد به علاوه زنان و کودکان در آنجا بودند! اکنون میدانیم که هفت نان و چند ماهی هرگز نمیتوانستند این تعداد از مردم را سیر کنند. اما همه مردم خوردند و سیر شدند و شاگردان هفت سبد بزرگ از باقیماندهها را جمع کردند (متی ۱۵: ۳۲-۳۹). بار دیگر عیسی پنج هزار مرد را با پنج نان و دو ماهی سیر کرد (یوحنا ۶: ۵-۱۴).
اینها تنها چند مورد از معجزاتی است که عیسی مسیح خداوند در زمان زندگی خود بر روی زمین انجام داد، و طبق یوحنا، همه کارهای شگفتانگیز او نوشته نشده است. «اما» او مینویسد، «اینها نوشته شده است تا شما ایمان آورید که عیسی مسیح، پسر خداست، و با ایمان آوردن، در نام او حیات داشته باشید» (یوحنا ۲۰: ۳۰-۳۱).
در قسمت آخر ما در ماه آینده، به مرگ و رستاخیز او خواهیم پرداخت. همراه با آن، اهمیت ایمان به عیسی مسیح را خواهیم دید.
توسط رفیق (ویرایش شده)
حقیقت واقعی در مورد عیسی مسیح از فیض و حقیقت به صورت کتابچه در دسترس است.