خدمت– جولای/آگوست 2013 –مجله فیض و حقیقت
شاهدان
پس چون با هم جمع شدند، از او پرسیدند و گفتند: «خداوندا، آیا در این زمان ملکوت را به اسرائیل باز خواهی گرداند؟» و او به ایشان گفت: «دانستن زمانها یا فصلهایی که پدر در اختیار خود قرار داده است، برای شما نیست. اما وقتی روحالقدس بر شما نازل شود، قدرت خواهید یافت؛ و شما شاهدان من در اورشلیم، و در تمام یهودیه و سامره، و تا انتهای زمین خواهید بود.» — اعمال 1:6-8 NKJV
شاگردان علاقهمند بودند به زمانها و بازسازی اسرائیل. اما اراده خداوند این بود که آنها شاهدان او باشند، همانطور که به بیرون حرکت میکردند، یا مجبور به حرکت میشدند، به یک منطقه فرصتهای رو به گسترش. پیشنهاد شده است که زبان این قسمت از فکر «در رفتن آنها» یا راه رفتن روزمره حمایت میکند. همانطور که آنها در زندگی روزمره خود حرکت میکردند، باید شاهدان او میبودند.
همینطور در مسیر ما، هر کجا که ما را ببرد – به میدانهای خارجی، به محل کار، به پردیس دانشگاه، یا به فروشگاه مواد غذایی – ما باید شاهدان مسیح باشیم. این به معنای «وعظ» مداوم نیست، بلکه اغلب صرفاً با اعمال، واکنشها و نگرشهای ماست که حضور و اولویتهای مسیح را در زندگی خود بیان میکنیم. شهادت دادن حتی ممکن است در غیاب کلمات در موقعیتهایی باشد که دنیای بیاعتقاد انتظار طغیان شکایت یا بحث را دارد. اما در نهایت این پیام گفتاری است که مردم را به مسیح هدایت میکند، همانطور که یحیی تعمیددهنده به خوبی انجام داد (یوحنا 1:29). این ممکن است شامل کلمه چاپی و ضبط شده نیز باشد، زیرا ما انجیل را از طریق جزوات، ادبیات، سیدیها و سایر وسایل ارائه میدهیم.
در مورد روشهای شهادت دادن بسیار آموزش داده شده است – بسیاری از آن مفید است در حالی که برخی صرفاً حکمت جسمانی یا انسانی است. این یک ارائه ماهرانه و «آماده» نیست که سودمند باشد؛ بلکه یک بیان تازه و هدایتشده توسط روحالقدس از مسیح است. تازه همیشه بهتر از آماده است!
دو حوزه وجود دارد که معمولاً بخشی از شهادت دادن هستند. یکی گفتگو است. ما ممکن است در مورد آب و هوا، ورزش و دردها و رنجهایمان صحبت کنیم. دامنه موضوعات بیپایان است. در حالی که زندگی ما باید خود یک شهادت باشد، ما نباید ساکت باشیم. مسیح با مردم صحبت کرد! این با زن سامری در یوحنا 4 آشکار است. همچنین واضح بود که او مردم را دور نمیکرد، مگر خودپرستان سرسخت (لوقا 15:1). او آشکارا خوشبرخورد بود و در گفتگو شرکت میکرد.
دوم، و آنی که ما آن را دشوارترین مییابیم،انتقال است. مسیح البته این کار را با آن زن به کمال انجام داد. آنچه در قلمرو طبیعی آغاز شد، در قلمرو روحانی به پایان رسید (یوحنا 4:10). به این آیات نگاه کنید تا ببینید چگونه یک جمله ساده گفتگو را تغییر داد:
- «زنی از سامره برای کشیدن آب آمد. عیسی به او گفت: «به من آب بده»» (یوحنا 4:7).
- «پس فیلیپ به سوی او دوید و شنید که او کتاب اشعیا نبی را میخواند و گفت: «آیا آنچه را میخوانی میفهمی؟»» (اعمال 8:30).
- «آنگاه پولس در میان آریوپاگوس ایستاد و گفت: «ای مردان آتن، من میبینم که شما در همه چیز بسیار مذهبی هستید»» (اعمال 17:22).
هیچ چیز آمادهای اینجا نیست! این نیازمند یک گوش حساس است، گوش دادن به نظر یا سؤالی که فرصت انتقال به یک گفتگوی روحانی را فراهم میکند. شاید برای ایجاد انتقال بتوانیم سؤالی بپرسیم،
- «در مورد زندگی پس از مرگ چه فکری میکنید؟»
- «آیا اعتقادات روحانی دارید؟»
- «آیا فکر میکنید دنیا به پایان خواهد رسید؟»
- «در مورد مسیح چه فکری میکنید؟»
گزینه دیگر این است که یک جمله بیان کنیم، مانند:
- «من به خلقت اعتقاد دارم.»
- «آیا میدانید که پیشگوییهای کتاب مقدس صد در صد دقیق هستند؟»
چه خداوند عیسی مسیح بود،پطرس، فیلیپ یا پولس، همه آنها گفتگو را از طبیعی به روحانی منتقل کردند. جزوات انجیل و سایر رسانهها نیز راههای عالی برای انجام این کار هستند.
علاوه بر گوش شنوا، شهادت دادن نیازمند تمایل واقعی برای معرفی مسیح به یک روح گمشده است. این یک مسابقه نیست که ببینیم چه کسی «بیشترین افراد را به مسیح هدایت میکند.» این در مورد معرفی مسیح در حقیقت است. این کاری است که یک شاهد مسیح انجام میدهد. شما در این موقعیت خدادادی چگونه عمل میکنید؟
توسط استیو هالشیزر (با اجازه از Spread The Word, Inc., ویرایش شده)