ویژگی ۲– می ۲۰۱۳ –مجله فیض و حقیقت
فیض و حقیقت
«زیرا شریعت بهواسطه موسی داده شد، اما فیض و حقیقت بهواسطه عیسی مسیح آمد.» یوحنا ۱:۱۷ KJV
آیات پیشین یوحنا باب ۱، کلمات آیه ۱۷، «فیض و حقیقت بهواسطه عیسی مسیح آمد،» را با گرانبهایی فوقالعادهای سرمایهگذاری میکنند. چقدر باشکوه است آن کسی که «آمد!» او پر از جوهر مقدس است! او که در شخص خود ابدی است – «کلمه خدا بود» (آیه ۱) – و محبت پدر سهم او از «پیش از بنیاد جهان» (یوحنا ۱۷:۱۴) بود، به جهانی آمد که خالق آن بود (آیه ۳) تا بهعنوان کلمه ابدی، اعماق محبت الهی را که قلب خدای مبارک را از ازل پر کرده بود، به انسانها آشکار سازد. او، و تنها او، صلاحیت داشت تا شگفتی و جلال هدف ابدی خود خدا را آشکار سازد.
متأسفانه، میخوانیم که جهان، که غرق در پیگیریهای خود بود، همانطور که در پیدایش ۱۱:۳-۴ بهوضوح دیده میشود: «بیایید برای خود نامی بسازیم،» «او را نشناخت.» ملتی که خدا بهطور خاص به آن لطف کرده بود، «او را نپذیرفت» (یوحنا ۱:۱۱). مشاهده میکنیم که رد مسیح در انجیل یوحنا بسیار زودتر از سایر اناجیل ذکر شده است. به چنین صحنهای پسر خدا آمد، فیض را به انسان بخشید و حقیقت را مطابق با خدا در هر جزئیات حفظ کرد.
در فصلهای اولیه یوحنا، خداوند به نیازهای مختلف افراد، مردان و زنان با شخصیتهای متفاوت میپردازد، که نجاتدهنده مبارک با مهارت محبت، «فیض و حقیقت» را بر مسئله هر شخص اعمال میکند. ما بهطور خلاصه به چند مورد از این نمونهها خواهیم پرداخت. در هر یک از این مثالها، افراد درک بیشتری از یک عنوان یا نام خداوند پیدا میکنند.
نیقودیموس
یوحنا ۳ ماجرای نیقودیموس، یکی از حاکمان یهود، را روایت میکند که نزد عیسی آمد. او اعتراف کرد که عیسی «معلم» است. بیشک، او تحت تأثیر نشانههایی بود که خداوند انجام داده بود، اما درک کمی از آنچه در عنوان معلم نهفته است، داشت. او باید میآموخت که انسان سقوطکرده، هر چقدر هم که روشنفکر یا فرهیخته باشد، نمیتواند آنچه را که «بهواسطه عیسی مسیح» آمده است، درک یا دریافت کند. از این رو، خداوند با حقیقت خدا نشان میدهد که وضعیت انسان نیاز به تغییر کامل دارد. سپس او از فیضی سخن میگوید که بهطور کامل آن وضعیت را برآورده میکند. فیض و حقیقت بهطور گرانبهایی در شخص مسیح آشکار شد. اما اگر انسانهای گناهکار قرار بود از برکتی که در نظر بود لذت ببرند، آنگاه مرگ کفارهای او بر صلیب جلجتا یک ضرورت الهی بود. آیات بعدی این فصل این موضوع را بهوضوح نشان میدهند. آیه ۱۴، که با اعداد ۲۱ مرتبط است، بر حقیقت جدی شورش انسان علیه خدا و عدم قدردانی کامل او از مسیح تأکید میکند. حقیقت صلیب، برافراشته شدن «پسر انسان»، ضروری است اگر قرار است وضعیت سقوطکرده انسان به رضایت خدا برآورده شود و انسانها به برکت حیات ابدی آورده شوند. سپس آیه ۱۶ نشان میدهد که فیض، محبت خدا در فعالیت خود، منبع همه چیز است: «زیرا خدا آنقدر محبت کرد که بخشید.» حقیقت، بدون کوچکترین سازش، وضعیت ناامیدکنندهای را که انسانها در آن یافت میشوند، آشکار میکند؛ و سپس فیض، لطف خالص و بیشایستگی، موقعیت را به کاملترین شکل ممکن برآورده میکند.
بدین ترتیب، خداوند عیسی «فیض و حقیقت» را بر قلب مضطرب اما ناآگاه فریسی اعمال کرد. او واقعاً «معلم» گرانبهاست – کلمه ابدی که هر کلمه گرانبهای حقیقت را تحتالشعاع قرار میدهد (و در عین حال تأیید میکند). حوادث ثبتشده در یوحنا ۷ و یوحنا ۱۹ نشان میدهد که نیقودیموس چگونه از تعلیم او سود برد.
زن در کنار چاه
زن در یوحنا ۴ سپس بهعنوان کسی که مسیح هم «فیض و هم حقیقت» را برای او آورد، در برابر ما قرار میگیرد. او کمی از حقیقت را میدانست – ایدههای سنتی پرستش و مسیح موعود، اما با قلبی کاملاً ناراضی. اگر قرار بود در محبت بینهایت آن قلب تازه شود و با «آب زنده» (آیه ۱۰) پر شود، و اگر قرار بود او برکت آنچه را که فیض میتوانست فراهم کند، بشناسد و از آن لذت ببرد، آنگاه باید تحت بررسی دقیق حقیقت قرار میگرفت. آیا ما هم فیض و هم حقیقت را در فرمان خداوند (آیه ۱۶) مشاهده نمیکنیم: «برو، شوهرت را صدا کن.» این کافی بود تا موقعیت واقعی او را آشکار کند، در حالی که کلمات باقیمانده، «و به اینجا بیا،» از محبت و فیضی سخن میگویند که شادی و خوشبختی را به هر قلب باردار که در حضور پرفیض او آماده رویارویی با حقیقت است، میبخشد. هم او و هم شریک گناهکارش در دعوت پرفیض گنجانده شده بودند، زیرا فیض فراوان است. نور کمرنگ سنت اکنون باید با جلال شخص مسیح خود تحتالشعاع قرار گیرد – دیگر نه یک امید دوردست بلکه یک واقعیت حاضر و مبارک. ایدههای انسانی پرستش باید با خواستههای فیض که بهطور کامل در مکاشفه قلب پدر توسط پسر بیان شده است، جایگزین شوند! «اگر هدیه خدا را میدانستی، و اینکه کیست که به تو میگوید، به من آب بده؛ از او میخواستی، و او به تو آب زنده میداد» (آیه ۱۰). فیض بیشایستگی و رایگان – که جوهر آن در خود مسیح است.
آیا او به هر اندازهای مفهوم کامل کلمات خود را درک میکرد، «میدانم که مسیح میآید، که مسیح نامیده میشود: وقتی او بیاید، همه چیز را به ما خواهد گفت» (آیه ۲۵)؟ چه موضوع مقدسی برای تأمل ما: مسیح و «همه چیز!» در این مقاله نمیتوانیم برکت این موضوع گرانبها را گسترش دهیم. کافی است بگوییم که از طریق فیض هر یک از ما میتوانیم سهم شخصی خود را در این حقیقت باشکوه درک کنیم. طرح کلی حقیقت همانطور که در بیان آیه ۲۵ دیده میشود، باید جایگاه ویژه خود را در قلبی که نجاتدهنده را میشناسد، داشته باشد – «آیا این مسیح نیست؟» (آیه ۲۹). تأثیر الهی فیض و حقیقت بر قلب او اکنون، با شهادت بیشرمانه او، در زندگی او منعکس شده است. هر درک تازهای که از جلال مسیح و جوهری که در او مییابیم، باید منجر به روحی هوشمندانهتر از پرستش پدر و شهادتی روشنتر و درخشانتر به انسانها شود.
مرد نابینای مادرزاد
در یوحنا ۹، موضوع گرانبهای «فیض و حقیقت» با درک فزایندهای از آن کسی که آنها را آورد، ادامه مییابد. همانطور که زن در یوحنا ۴ در درک خود از «یک یهودی» (آیه ۹) به «یک نبی» (آیه ۱۹) و سپس به «مسیح» (آیه ۲۹) سفر کرد، مرد نابینا نیز در افکار خود درباره مسیح پیشرفت کرد و به حقیقت بزرگ «پسر خدا» رسید. مشاهده میکنیم که این پیشرفت روح در فضایی از خصومت با مسیح صورت گرفت. او رد شد – هم کلمات حقیقت او (یوحنا ۸) و هم اعمال فیض او (یوحنا ۹) رد شدند. حقیقت این موضوع به مرد نابینا منتقل میشود، زیرا او میآموزد که ارتباط با مسیح رد شده او را از نظم مستقر انسانها خارج میکند. او قبلاً با این حقیقت روبرو شده بود که نابینا بود (توصیفی به معنای اخلاقی از ملت اسرائیل و انسانها بهطور کلی)، و با روبرو شدن با این واقعیت، تحت لمس پرفیض خداوند قرار گرفته بود. اکنون او با حقیقت «بیرون رانده شدن» توسط جهان (آیه ۳۴) روبرو میشود، و در آن موقعیت او موضوع فیض شگفتانگیز میشود – توسط مسیح «یافته» میشود و قلبش به واقعیت باشکوهی باز میشود که آن کسی که «فیض و حقیقت» را آورد، کسی جز پسر خدا نیست (آیات ۳۵-۳۸). همانند مورد نیقودیموس و زن در یوحنا ۴، درک او از آن کسی که نیاز او را بهطور کامل برآورده کرده و قلبش را پر کرده است، دیده میشود. او یک پرستشکننده میشود!
مارتا و مریم
بهطور خلاصه، ما به همین موضوع گرانبها در یوحنا ۱۱ میپردازیم. خواهران مارتا و مریم با حقیقت جدی مرگ و فساد روبرو میشوند. حتی اگر مارتا قبلاً یک حقیقت شگفتانگیز را در آیه ۲۴ بیان کرده بود، مارتا، مریم، شاگردان و دیگران نیز باید حقیقت برجسته شخص مقدس او را بیاموزند – «من رستاخیز و حیات هستم: هر که به من ایمان آورد، اگرچه بمیرد، باز زنده خواهد شد: و هر که زنده است و به من ایمان آورد، هرگز نخواهد مرد.» این واقعاً یک حقیقت باشکوه است! آیا در قدرت و جلال خود در ربوده شدن مقدسین آشکار نخواهد شد؟ «مردگان در مسیح اول برخواهند خاست: سپس ما که زنده و باقی ماندهایم، ربوده خواهیم شد... تا خداوند را در هوا ملاقات کنیم» (۱ تسالونیکیان ۴:۱۶-۱۷).
همانطور که قلبهای ما با حقیقت «پسر خدا در قدرت» (رومیان ۱:۴) روشن میشود، آیا ما در محبتهای خود به سوی او حرکت نمیکنیم، همانطور که کلمات آیه ۳۵ از فصل ما را میخوانیم – «عیسی گریست.» آه، فیض بیکران و بینهایت قلب نجاتدهنده! او که «رستاخیز و حیات» است و میتوانست مردگان را فرمان دهد که در اطاعت از صدای او بیرون بیایند، باز هم بر غم و اندوهی که نفوذ مرگ به نژاد بشر آورده بود، میگریست. ظرف گرانبهای محبت ابدی قلب خدا!
آیا جای تعجب است که با این حس فزاینده از جلال شخص او، مارتا را آرام و شادمان در حال خدمت و مریم را در حال ابراز قدردانی قلبی خود بر شخص مقدس او مییابیم (یوحنا ۱۲).
چالش
برادران عزیز، همانطور که خداوند خود را «انسانی که حقیقت را به ما گفته است» (یوحنا ۸:۴۰) میشناسیم، که کل موقعیت گناه و نیاز و عدم قدردانی ذهن طبیعی را آشکار میکند، باشد که اقیانوس فیضی را که در او وجود دارد، کاملتر درک کنیم. از پری او «فیض بر فیض» (یوحنا ۱:۱۶) به قلبهای ما ریخته میشود. باشد که او را بهعنوان معلم و بهعنوان مسیح که همه چیز را تحت کنترل مبارک خود دارد، بیشتر و بیشتر ارج نهیم. و باشد که او را بهعنوان پسر خدا پرستش کنیم، و برکت همراهی او را در صحنهای که او، «رستاخیز و حیات»، سایه مرگ را از آن برداشته است، بشناسیم.
توسط اف. ای. هیوز (با اجازه از انتشارات STEM،ویرایش شده).