امشب میخواهم در مورد دو جنبه از مسیحیت صحبت کنم. یکی را در افسسیان فصل ۲، آیه ۱ مییابیم. این یکی از جنبههای حقیقت مسیحیت است. کتاب مقدس میگوید که ما در این دنیا متولد میشویم، همه ما طبیعتی گناهآلود داریم که به پدرمان آدم برمیگردد. و در آن طبیعت گناهآلود، ما از خدا جدا شدهایم. و جدایی از خدا مرگ نامیده میشود. و کتاب مقدس در مورد مرگ دوم صحبت میکند، و آن زمانی است که ما برای همیشه از خدا جدا میشویم.
بنابراین، چیز مهم مرگ جسمانی نیست، زمانی که روح از بدن جدا میشود. چیز مهم چیزی است که در این آیه میخوانیم، که بدون مسیح، ما در خطاها و گناهان مردهایم. گناهان ما ما را از خدا جدا کرده است. اگر بدون مسیح هستید، ممکن است عضو کلیسا باشید، اما هنوز از مسیح جدا هستید. شما به مسیح نیاز دارید. و میتوانید مسیح را داشته باشید زیرا ۲۰۰۰ سال پیش، خدا انسان شد. او آمد تا گمشدگان را بجوید و نجات دهد. او برای شما آمد. اگر بدون مسیح هستید، میتوانید بدانید که او برای شما آمد زیرا خدا نمیخواهد شما هلاک شوید. خدا میخواهد شما محبت او را بشناسید. او میخواهد شما نجات او را بشناسید. و وقتی به مسیح اعتماد میکنید، آنگاه زندگی دارید زیرا گناهان شما دیگر شما را جدا نمیکنند. شما دیگر در وضعیت مرگ نیستید. شما زندگی دارید.
جنبه دوم نجات که میخواهم در مورد آن صحبت کنم در رومیان فصل ۱۰ است. بنابراین از یک طرف، ما مردهایم، از خدا جدا شدهایم. احتمالاً هیچ کس اینجا به سردخانه نرفته است. در سردخانه افرادی را مییابید که مردهاند. و اگر به آن شخص که در تابوت است نزدیک میشدید و سعی میکردید با او صحبت کنید، او پاسخ نمیداد زیرا از این دنیا جدا شده است. بنابراین کتاب مقدس میگوید که نه تنها خدا در وضعیت مرگ ما به ما میآید، بلکه ما باید نام خداوند را بخوانیم. ما باید به مسیح ایمان داشته باشیم.
داستان از مرقس فصل ۵
بنابراین میخواهم در مرقس فصل چهار نگاه کنم و در زندگی خداوند عیسی این دو جنبه را ببینم: یکی اینکه ما در گناهان مردهایم، از خدا جدا شدهایم؛ و دیگری اینکه ما مسئولیت داریم که نام خداوند را بخوانیم. بنابراین در مرقس فصل پنج، ریکاردو آیات ۲۲ تا ۴۱ را خواهد خواند. آمین.
آیا در آیه ۲۵ متوجه شدید که زنی بود که ۱۲ سال قبل از ملاقات با عیسی از مشکل خونریزی رنج میبرد؟ در یک طرف خیابان، کسی است که رنج میبرد، ۱۲ سال رنج آغاز میشود. در طرف دیگر خیابان، شادی بزرگی است زیرا دختری متولد شده است. و دنیا اینگونه است. رنج هست و شادی هست. اما میبینید که چگونه شادی داشتن این دختر به غم تبدیل شد. و سپس غم این زن زمانی که با خداوند عیسی ملاقات کرد، از بین رفت. و امشب، اگر در قلب خود غم دارید، تنها یک نفر، اما تنها یک نفر میتواند شادی را به قلب شما بیاورد، که میتواند شفا بیاورد، نه فقط به بدن شما.
حالا، ما با گفتن اینکه دو جنبه از نجات وجود دارد که به آنها نگاه میکنیم، شروع کردیم. یکی این دختر کوچک، ۱۲ ساله بود. او نمیتوانست خداوند را بخواند. او مرده بود. همیشه به عیسی مسیح وابسته بود تا او به نزدش بیاید تا به او زندگی بدهد. و اگر بدون مسیح هستید، همانطور که دیدیم، در گناهان مردهاید، از خدا جدا شدهاید، هیچ کاری نمیتوانید انجام دهید. اما مسیح به دنیا آمد تا کلام زندگی، زندگی ابدی را بگوید، که بر جدایی از خدا غلبه میکند. و او به تنهایی میتواند این کار را انجام دهد. این فیض خداست. این مهربانی خدا نسبت به ماست. اما شما باید درک کنید که گناهان شما شما را جدا میکنند، و تا آنجا که به خدا مربوط میشود، شما زندگی ندارید. اوه، شما در این دنیا زندگی دارید، اما این زندگی ابدی نیست. زندگی ابدی از طریق تولد تازه میآید، زمانی که دوباره متولد میشوید، زمانی که عیسی مسیح آن را به شما میدهد.
ناامیدی و ایمان زن
اما این ما را به این زن میرساند زیرا او جنبه دیگر نجات را به ما نشان میدهد. او ناامید بود. ۱۲ سال رنج کشیده بود. تمام پول خود را برای پزشکان خرج کرده بود، و بهتر نشده بود، بدتر شده بود. اما او در مورد عیسی شنید. و ما امیدواریم امشب شما در مورد عیسی گوش میدهید. توجه کنید که او به نزد او آمد، و این همان کاری است که خدا امشب شما را به انجام آن فرا میخواند. بله، این آمدن به نزد مسیح است. و او میتوانست به نزد مسیح بیاید زیرا مسیح به نزد او آمد. او به او نزدیک شد.
متوجه شدید که جمعیت زیادی در اطراف خداوند عیسی بودند. شما میتوانید بسیار به مسیح نزدیک باشید. ممکن است سالها در یک کلیسا شرکت کرده باشید. ممکن است بسیار به او نزدیک بوده باشید. جمعیت زیادی بودند که به او نزدیک بودند، که او را لمس کردند، اما تنها یک نفر به اندازه کافی ناامید بود که او را با ایمان لمس کند. و یکی از دلایلی که زندگی مردم متحول میشود این است که آنها از راههای مذهبی خود به مسیح نزدیک میشوند، اما هرگز برای شناخت نجات او ناامید نیستند.
و ما امیدواریم امشب ببینید که شما در گناهان خود هستید، که شما درست مانند این زن در حال مرگ هستید. و هیچ پزشک، هیچ روانشناس، هیچ واعظی نمیتواند به شما کمک کند. فقط عیسی. و ما امیدواریم که شما ناامید باشید زیرا این مشکل افراد مذهبی است. آنها هرگز برای او ناامید نیستند. آنها هرگز یک محکومیت عمیق از گناهان خود را احساس نمیکنند. بنابراین آنها از رفتن به کلیسا راضی هستند، اما هرگز فریاد نمیزنند، «عیسی، مرا نجات بده!» و ما میخوانیم، «هر که نام را بخواند نجات خواهد یافت.»
شما میتوانید در همین لحظه نجات یابید اگر در قلب و روح خود با ناامیدی به عیسی فریاد بزنید. من در وزارت زندان و بازداشتگاه فعالیت میکنم. و وقتی مردم مشکلات بزرگی دارند، مانند مشکلات زندان یا بازداشتگاه، ناامید میشوند. و آنها بسیار خوشحال میشوند که بشنوند در مسیح امید هست زیرا ناامید هستند. اما شما به کسی میروید که هرگز عمق گناهان خود را نشناخته است و بارها و بارها به شما میگوید که چقدر شخص خوبی است. و شما میتوانید به آنها بگویید که به مسیح نیاز دارند، اما آنها برای او ناامید نیستند. بنابراین آنها فقط با شما موافقت میکنند و میگویند، «بله، همه باید نجات یابند.» اما شخصاً، آنها هرگز محکومیت روحالقدس را برای گناهان خود تجربه نکردهاند. آنها احساس نمیکنند که زندگیشان هر لحظه از هر روز در حال مرگ است، نزدیکتر و نزدیکتر به داوری خدا. زندگی این زن در حال خونریزی بود. و هیچ کس نمیتوانست کمک کند. اما او در مورد عیسی شنید، و او مجبور شد از میان جمعیت مذهبی بجنگد.
چقدر این مهم است. خداوند در مورد کسانی در آینده گفت که در خانه بسته است. و آنها در را میکوبند و میگویند، «خداوندا، برای ما باز کن.» او میگوید، «از من دور شوید، من هرگز شما را نشناختم.» و آنها گفتند، «اوه نه، اشتباهی شده است. شما در خیابانهای ما تعلیم دادید. ما در کنار شما راه رفتیم. ما نزدیک شما بودیم.» و او میگوید، «اشتباهی نیست. من هرگز شما را نشناختم. از من دور شوید، ای عاملان شرارت.»
بنابراین ممکن است فکر کنید که یک خانم جوان یا آقای جوان بسیار خوب هستید، یا شاید مسنتر هستید و اینگونه فکر میکنید. آیا میتوانید تصور کنید که از در قبر بگذرید، در برابر داور، خداوند عیسی بایستید، و شما هر اطمینانی را دارید که به بهشت میروید، و او میگوید، «از من دور شوید، من هرگز شما را نشناختم.» دین چقدر جدی است. دین یک چیز است، بر ظاهر مرد و زن تأثیر میگذارد. به این مربوط میشود که شما یکشنبه کجا نشستهاید. اما خدا قلب شما را میخواهد. و خدا میخواهد شما همین الان فریاد بزنید، که احساس کنید زمان شما کوتاه است، که درد شما همچنان افزایش خواهد یافت، و زندگی شما همچنان در جستجوی چیزهای این دنیا هدر خواهد رفت. و درد هرگز از بین نخواهد رفت، درد روح شما، زیرا هیچ یک از چیزهای این دنیا نمیتواند روح شما را راضی کند.
توجه شخصی خداوند
بنابراین او دست دراز کرد و او را لمس کرد. و سپس سعی کرد یواشکی برود، اما خداوند به او اجازه نداد. او میدانست چه کسی او را لمس کرده است، اما او ایستاد. اما من میگویم، و شما میتوانید این را بدانید، که وقتی به او فریاد میزنید، هیچ کس در دنیا مهمتر نیست. او خواهد ایستاد زیرا میخواهد شخصاً با شما برخورد کند. و او گفت، «چه کسی لمس کرد؟» و شاگردان، حتی مردان نجات یافته، میتوانند راههای خدا را اشتباه درک کنند. آنها نفهمیدند که دست ایمان تازه او را لمس کرده بود، که کسی تازه نام خداوند را خوانده بود. آنها فقط یک جمعیت را دیدند. اما خدا با افراد برخورد میکند.
اگر امشب نجات یافتهاید، به این دلیل است که خدا با شما به عنوان یک فرد برخورد کرده است. مهم نیست در چه خانوادهای هستید. تمام خانواده شما یکباره نجات نیافتند. پدر شما ممکن است یک مرد مسیحی خوب باشد. اما مادر شما ممکن است یک زن مسیحی خوب باشد، اما آنها یک گناهکار را به دنیا آوردند. و شما نجات نیافتهاید زیرا مادر و پدرتان نجات یافتهاند. عیسی مسیح میخواهد شخصاً با شما برخورد کند، اما شما باید او را بخوانید. شما باید درک کنید که زمان شما کوتاه است. ما نمیدانیم آن زن چقدر دیگر زمان داشت، اما وقتی در مورد عیسی شنید، به نزد او آمد.
و بنابراین خداوند به او نگاه میکند، و او در برابر او میآید، و او به پاهای او افتاد. و به کلماتی که او به او گفت گوش دهید. خب، اول، به کاری که او در آیه ۳۳ انجام داد توجه کنید. در برابر او افتاد و تمام حقیقت را به او گفت. شما باید حقیقت را به خداوند عیسی بگویید. او نمیخواست بشنود که او چقدر شخص خوبی بود، زیرا کتاب مقدس میگوید، «همه گناه کردهاند و از جلال خدا کوتاه آمدهاند.» و فقط در صورتی که فکر کنید من شما را قضاوت میکنم، میتوانم به شما بگویم که امشب هیچ گناهکاری در اتاق نیست که من بهتر از این گناهکار اینجا بشناسم. و من یک گناهکار بزرگ هستم. و در سال ۱۹۷۸، من با ناامیدی نام خداوند را خواندم، و یک تحول را تجربه کردم. هللویا.
بنابراین این کار یایرس را قطع کرد. آیا میتوانید تصور کنید؟ دخترش در حال مرگ است. تنها امیدی که او دارد عیسی است. و عیسی ایستاده است، و با این زن صحبت میکند. یایرس حتی این لحظه را نمیداند یا برایش مهم نیست. بنابراین او احتمالاً هرگز کلمات عیسی را نشنید. اگر بدون مسیح هستید و به نزد او میآیید، اینها کلماتی هستند که او به شما میگوید: «دخترم، ایمانت تو را شفا داد. با آرامش برو و از بلای خود شفا یاب.» او با اطمینان به کلام او رفت که شفا یافته بود. و وقتی به مسیح به عنوان خداوند اعتماد میکنید، میتوانید با اطمینان بروید که «هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت.» آمین.
دختر یایرس: فیض و حاکمیت خدا
بنابراین اکنون خداوند با یایرس حرکت میکند. یایرس احتمالاً در این زمان او را به سمت دخترش میکشد. اما در این لحظه، او بدترین خبر را دریافت میکند. دخترش مرده است. بسیاری از شما فرزند دارید. من پنج فرزند دارم. از دست دادن یک فرزند چیزی است که هرگز نمیتوانید به طور کامل از آن بهبود یابید. اما داشتن اطمینان از اینکه آن فرزند در جلال است و شما دوباره آنها را خواهید دید، مرهم شفابخش برای غم شماست.
کسانی که بدون مسیح هستند، هرگز عزیزان خود را دوباره نمیبینند زیرا در جهنم آن را تاریکی بیرونی مینامند. گاهی اوقات میشنوم مردان شوخی میکنند که با دوستان خود به جهنم میروند، گویی جهنم چیزی شبیه یک باشگاه است که در آن با هم جمع میشوید. اما کتاب مقدس میگوید گریه و دندان قروچه هست وقتی مردم با وحشت خود متوجه میشوند که خیلی دیر شده است، و آنها گم شدهاند. لوقا ۱۶ را گاهی بخوانید. به این نگاه کنید. او میگوید این مرد ثروتمند، ثروتش همه چیز را برای او خرید، اما ثروتش نمیتوانست بهشت را برای او بخرد. او برای همیشه و همیشه در جهنم به پایان رسید. و او در این مکان با عذاب فریاد زد. فرصت دومی وجود ندارد.
پس چگونه مردم میتوانند بدون امید در مسیح زندگی کنند؟ چگونه شما بدون امید در مسیح زندگی میکنید؟ غمهایی در پیش روی شماست که حتی نمیتوانید تصور کنید زیرا این دنیا تحت فرمانروای قدرتهای تاریکی است، و او آمد تا بدزدد و نابود کند. و اگر فکر میکنید این برای شما اتفاق نمیافتد، فقط بدون مسیح به زندگی ادامه دهید. فقط ادامه دهید، و کشف خواهید کرد که این دنیا پر از درد و پر از غم است. ممکن است یک ایماندار باشید، و درد و غم خواهید داشت، اما آن را تنها انجام نخواهید داد زیرا وقتی مسیح را دریافت میکنید، او میگوید هرگز شما را ترک نخواهد کرد و شما را رها نخواهد کرد.
بنابراین یایرس سرش را پایین میاندازد، اما خداوند عیسی در آیه ۳۶ به او میگوید، «نترس، فقط ایمان داشته باش.» «نترس، فقط ایمان داشته باش.» چقدر آسمان صحبت میکند. همه ما میدانیم ترس چیست. ممکن است بترسیم که تورم سال آینده ۹۰ درصد دیگر باشد. ممکن است بترسیم که پزشک در نوبت بعدی ما چه خواهد گفت. ممکن است بترسیم که شغل ما ادامه نخواهد یافت. ممکن است بترسیم که در دانشگاه پذیرفته نشویم. چیزهای زیادی وجود دارد که ما از آنها میترسیم. اما آسمان میگوید، «به خدا اعتماد کن.» عیسی گفت، «به خدا ایمان دارید، به من نیز ایمان داشته باشید. در خانه پدر من.» این امید هر ایماندار است.
ایمانداران در حال گذر هستند، و شما اینجا نشسته خواهید بود. لباسهای ما باقی خواهند ماند، زیرا ما بدنهای جدیدی دریافت میکنیم. اما شما اینجا تنها خواهید نشست. و میخواهم از شما بپرسم، اگر این اتفاق افتاد، چه کار میکردید؟ شاید مادر و پدرتان رفتهاند. شاید برادران و خواهرانتان. و شما اینجا تنها نشستهاید. به چه کسی میرفتید؟ دوباره، آیا در آن لحظه به عیسی فریاد میزدید؟ آیا با صدای بلند فریاد میزدید؟ یا خیلی دیر میشد؟ آیا ترس آنقدر بر شما غلبه میکرد که جایی برای ایمان پیدا نمیکردید؟ که پاسخی پیدا نمیکردید؟
فوریت نجات
خداوند با یایرس میرود، و میخواهم به شما پیشنهاد کنم که هر چیزی که در زندگی خود با آن روبرو هستید، هر ترسی که امشب دارید، اجازه دهید عیسی با شما برود و با آن ترس روبرو شود. این کاری بود که یایرس انجام داد. و خداوند گفت، «همه چیز خوب خواهد شد.» بنابراین وقتی خداوند به خانه یایرس میرسد، همه این افراد مذهبی در حال گریه هستند. آنها امیدی نداشتند. و میخواهم به شما بگویم، اگر بدون مسیح بمیرید، مردم باید برای خودتان گریه کنند زیرا شما گم شدهاید. اما اگر یک ایماندار به مسیح هستید، و خدا شما را به خانه فرا میخواند، آنگاه ما که ایماندار هستیم، اشک خواهیم ریخت. ما اشک خواهیم ریخت.
پس بدون مسیح نمیرید. در گناهان خود نمیرید. مسیح امشب اینجا میآید. شما در گناهان خود مردهاید. هیچ کاری نمیتوانید انجام دهید. و با فیض او میآید و میگوید، «برخیز.» میبینید، شما باید به حاکمیت خدا اعتماد کنید. شما نمیتوانید خودتان را نجات دهید. فقط مسیح. و این تصویری است که ما از دختر یایرس داریم. او نمیتوانست خداوند را بخواند. و شما از خدا جدا شدهاید، و مسیح به نزد شما میآید، و او به شما زندگی خواهد داد. اما از طرف دیگر، شما باید او را بخوانید، مانند زنی که ناامید بود.
پس نترسید. محبت او امروز برای شما کافی است. نام او را بخوانید. خداوند عیسی چه نجاتدهنده فوقالعادهای است. عیسی، وقتی به صلیب رفت، نمایشی از محبت او بود زیرا گناهان من را تحمل کرد. پطرس میگوید او گناهان ما را تحمل کرد یا حمل کرد. این مسئولیت شخصی شماست. هیچ کس نمیتواند به آن پاسخ دهد. هیچ کس نمیتواند به شما بگوید. هیچ کس نمیتواند به شما بگوید که نجات یافتهاید. شاگردان مطمئناً به آن زن نگفتند که شفا یافته است. این کلام عیسی بود. و این کلام اوست، و این کلام اوست که شما باید امشب به آن چنگ بزنید. او گناهان من و خشم خدا، جهنمی را که من سزاوار آن بودم، حمل کرد. و پس از این، و پس از مرگ، شما نمیخواهید بدون مسیح بمیرید.
و اگر اکنون بدون مسیح هستید، شما از قبل در گناهان خود مردهاید. شما از خدا جدا شدهاید، و او در همین لحظه دست دراز کرده تا شما را بپذیرد. آیا برای مسیح ناامید هستید؟ آیا برای نجات ناامید هستید؟ پس در قلب خود، میتوانید نام را بخوانید، و او در آن وضعیت مرگ، جدایی از خدا، به نزد شما خواهد آمد. و شما از طریق مسیح زنده خواهید شد، رابطهای با خدا که امشب آغاز میشود و برای همیشه ادامه مییابد. آمین. شاید بتوانید این را با دعا به پایان برسانید، برادر.