من کیستم؟ من کیستم که خداوند تمام زمین
به دانستن نام من اهمیت دهد، به احساس قلب من اهمیت دهد؟
من کیستم که ستاره درخشان صبح
راه را برای قلب همیشه سرگردان من روشن کند؟
نه به خاطر اینکه من کیستم، بلکه به خاطر کاری که تو انجام دادهای.
نه به خاطر کاری که من انجام دادهام، بلکه به خاطر اینکه تو کیستی.
من مال تو هستم. من مال تو هستم.
من کیستم که چشمانی که گناه مرا میبینند
با عشق به من نگاه کنند و مرا دوباره برخاسته ببینند؟
من کیستم که صدایی که دریا را آرام کرد
در میان باران فریاد بزند و طوفان درونم را آرام کند؟
نه به خاطر اینکه من کیستم، بلکه به خاطر کاری که تو انجام دادهای.
نه به خاطر کاری که من انجام دادهام، بلکه به خاطر اینکه تو کیستی.
من گلی هستم که به سرعت پژمرده میشود، امروز هستم و فردا رفتهام.
موجی که در اقیانوس پرتاب شده، بخاری در باد.
با این حال وقتی صدا میزنم صدایم را میشنوی، خداوندا وقتی میافتم مرا میگیری،
و به من گفتهای که من کیستم. من مال تو هستم.
من مال تو هستم. من مال تو هستم. آمین.
صبح بخیر و خدا شما را برکت دهد. بیایید به خداوند نگاه کنیم. خدای ما، پدر، این افتخار ماست که یک بار دیگر کلام تو را باز کنیم. ما دعا میکنیم که ما را با روح خود هدایت کنی. از تو برای نجاتت که به ما دادهای سپاسگزاریم. از تو برای خداوند عیسی سپاسگزاریم. دعا میکنیم که او در نام شایستهاش تکریم شود. آمین.
داوود ۶۴، حفظ کلام خود در یک سرشماری عجولانه. حفظ کلام خود در یک سرشماری عجولانه. آخرین بار داوود را دیدیم که توسط سه تن از مردان قدرتمندش بسیار مورد احترام قرار گرفته بود. آنها جان خود را به خطر انداختند تا به فرمانده خود هدیهای بدهند، هدیهای از آب، اما نه هر آبی، بلکه آبی از چاه در زادگاه داوود، بیت لحم. اما بیت لحم تحت کنترل فلسطینیان بود و یک پادگان از فلسطینیان در آنجا مستقر بود. و این فداییان داوود با آن پادگان فلسطینیان جنگیدند و آب را از چاه بیت لحم بازگرداندند، آبی که شنیده بودند داوود برای نوشیدن آن رویاپردازی میکرد.
داوود به این مردان دستور نداده بود که برای او آب از بیت لحم بیاورند، او این کار را نمیکرد، اما آنها به آرزوی قلبی داوود پاسخ دادند. آرزوی آنها این بود که آرزوی قلبی او را برآورده کنند، و برای این کار جان خود را به خطر انداختند. ما میتوانیم مطمئن باشیم که این سه مرد قدرتمند از هر فرمان داوود اطاعت میکردند، و این کار را میکردند زیرا داوود را دوست داشتند و بنابراین تسلیم اقتدار او بودند. شاید دیگران در میان ۴۰۰ مرد داوود نیز تسلیم اقتدار او بودند زیرا او فرمانده آنها بود، اما نه از روی عشق. اطاعت آنها ممکن است یک اطاعت قانونی بر اساس این اصل اخلاقی بوده باشد که اطاعت کردن درست است، و البته آنها درست میگفتند.
اما بیایید این را در سطح شخصی دقیقتر بررسی کنیم. من ممکن است انتخاب کنم که یک رابطه زناشویی را رد کنم زیرا این نافرمانی از خدا خواهد بود، این اشتباه خواهد بود. و واقعاً این درست است. اما اگر به همسرم بگویم که من از زنا با زن خاصی خودداری کردم زیرا این اشتباه است، او بدون شک ترغیب میشود که عمیقتر بپرسد: «آیا میخواستی با این زن زنا کنی؟» البته، آنچه همسرم میخواهد بشنود این است که من زنا نکردم زیرا او را دوست دارم، نه به این دلیل که فرمانی مرا از آن منع میکند. همسرم اطمینان میخواهد که عشق من به او دلیلی است که من به او وفادار خواهم بود.
حالا بیایید کمی بیشتر در این قیاس پیش برویم. خداوند عیسی فرمود که من باید همسرم را همانطور که او کلیسا را دوست داشت و خود را برای آن فدا کرد، دوست داشته باشم (افسسیان ۵:۲۵). این فرمان زنا را آنقدر دور میکند که کاملاً از دید خارج شده و فراموش میشود. وفاداری در ازدواج من باید بر پایه محکم عشق باشد، عشقی که باید در فداکاری نشان داده شود. چگونه میتوانم خود را برای برکت همسرم فدا کنم؟
برای بسیاری از ایمانداران مدعی، پیروی از خداوند عیسی بر شناخت اقتدار او با حفظ فرمانهایش متمرکز است، و این خوب است و در واقع بیانگر عشق به خداوند است. اما اطاعت به خودی خود تمامیت یک رابطه با خداوند را بیان نمیکند. تمامیت در یک رابطه با خداوند در زندگیای که بر مذبح به عنوان قربانی زنده ریخته میشود، بیان میشود (رومیان ۱۲:۱). این در کلمات پولس رسول بیان شده است: «زیرا برای من زندگی مسیح است» (فیلیپیان ۱:۲۱). به همین ترتیب، خداوند عیسی بین حفظ فرمانهایش و حفظ کلامش تمایز قائل شد. اطاعت از فرمان او نحوه پاسخ ایماندار به اقتدار خداوند است. حفظ کلام او نحوه پاسخ ایماندار به خواستههای قلب خداوند است. هر دو منشأ عشق به خداوند دارند، اما حفظ کلام او دیدگاه صمیمیتری از رابطه ایماندار با خداوند عیسی را بیان میکند.
کسی که فرمانهای مرا دارد و آنها را حفظ میکند، اوست که مرا دوست دارد. (یوحنا ۱۴:۲۱) عیسی در پاسخ به او گفت: اگر کسی مرا دوست داشته باشد، کلام مرا حفظ خواهد کرد. (یوحنا ۱۴:۲۳)
بیایید چند مثال را در نظر بگیریم تا تفاوت بین حفظ فرمانهای او و حفظ کلام او را بهتر درک کنیم. در شریعت خدا، اسرائیل فرمان داده شد که از افزایش مادی خود ده یک بدهند (تثنیه ۱۴:۲۲-۲۳). هنگامی که اسرائیل ده یک خود را تقدیم میکرد، مالکیت خدا بر تمام آنچه داشتند و اینکه او منبع تمام افزایش آنها بود، به رسمیت شناخته میشد. هنگامی که مردم ده یک خود را میآوردند، فرمان خدا را حفظ میکردند. اما یک بیوه فقیر در اسرائیل بود که کلام او را حفظ کرد.
و عیسی در مقابل خزانه نشست و دید که مردم چگونه پول به خزانه میاندازند: و بسیاری از ثروتمندان زیاد میانداختند. و بیوه فقیری آمد و دو سکه کوچک انداخت که یک فلس میشود. و او شاگردان خود را فراخواند و به آنها گفت: به راستی به شما میگویم که این بیوه فقیر بیشتر از همه کسانی که به خزانه انداختهاند، انداخته است: زیرا همه آنها از فراوانی خود انداختند؛ اما او از نیاز خود تمام آنچه را که داشت، حتی تمام زندگی خود را انداخت. (مرقس ۱۲:۴۱-۴۴)
این بیوه نه تنها در اطاعت از فرمان ده یک خدا، بلکه طبق کلام او نیز بخشید. او آرزوی قلب خداوند را درک کرد که باید به او به طور مطلق اعتماد کند، و به همین دلیل فداکاری او قلب خداوند عیسی را بسیار تحت تأثیر قرار داد. او گفت: «این بیوه فقیر بیشتر از همه آنها انداخته است.» چقدر فروتنانه است تقوای باشکوه و گرانبهای او. آمین.
در ادامه، هیچ فرمانی وجود نداشت که از یک شاگرد بخواهد پاهای خداوند عیسی را مسح کند، اما ما سه زن را مییابیم که دقیقاً همین کار را کردند. یک بار در خانه شمعون فریسی (لوقا ۷:۳۹)، یک بار در خانه شمعون جذامی (متی ۲۶:۶)، و یک بار در خانه مریم، مرتا و لازاروس (یوحنا ۱۲:۳). در هر مناسبت، زنی پاهای خداوند را با روغنی گرانبها و پرهزینه مسح کرد. هر یک از این سه زن ارزش بینظیر خداوند عیسی را تشخیص دادند، و عشق و فداکاری بیقید و شرط خود را به او با مسح پاهای او ابراز کردند. هر یک از آنها از فیض او عمیقاً بهرهمند شده بودند، و پاسخ آنها این بود که کلام آسمان را با قرار دادن خداوند عیسی بسیار بالاتر از همه دیگران حفظ کردند. آمین.
و مطمئناً آن سه نفر از غار عدلام که جان خود را به خطر انداختند تا آرزوی فرمانده خود را برای آب بیت لحم برآورده کنند، معنای غنی حفظ کلام او را برجسته میکنند. باشد که خدا به هر یک از ما چنین نزدیکی با نجاتدهنده ما عطا کند که خواستههای قلب او خواستههای قلب ما را شکل دهد، تا بتوانیم کلام او را حفظ کنیم و بدین ترتیب به خداوند عیسی مبارک ما طراوت ببخشیم. آمین.
نمونههای بسیاری دیگر در کتاب مقدس وجود دارد که در آنها خود خداوند انگیزه اطاعت ایماندار بود و نه حفظ یک فرمان خاص. یکی از این نمونهها نشان میدهد که چگونه امروز یک ایماندار میتواند به نجاتدهنده ما طراوت ببخشد. هنگامی که خداوند عیسی ما در این دنیا بود، برای گمشدگان سوگواری میکرد، و هنوز هم برای گمشدگان سوگواری میکند.
آنگاه به شاگردان خود گفت: «حاصل واقعاً فراوان است، اما کارگران کم هستند؛ پس دعا کنید که صاحب حاصل، کارگرانی را به حاصل خود بفرستد.» (متی ۹:۳۷-۳۸)
بدون شک هر ایمانداری باید آرزوی واقعی برای طراوت بخشیدن به خداوند ما با حفظ کلام او داشته باشد. اگر روحالقدس چنین آرزویی را در قلب ما ایجاد کرده است، پس بیایید به ندای خداوند پاسخ دهیم و وارد مزرعه برداشت او شویم و با وفاداری کار کنیم. و اگرچه ممکن است با پادگانی از فلسطینیان روبرو شویم که باید با آنها بجنگیم، بیایید نبرد خوب را بجنگیم و با هدف طراوت بخشیدن به قلب پسر بزرگتر داوود، خداوند عیسی. بیایید دستههایی از جانها را بیاوریم و آنها را به او تقدیم کنیم. آمین.
سرشماری عجولانه داوود
و اکنون به فصل بعدی میپردازیم که در آن خدا یکی دیگر از شکستهای داوود را ثبت میکند، و این شکست در تضاد شدید با پسزمینه زیبای فداکاری مطلق سه مرد قدرتمند داوود است.
و باز هم خشم خداوند بر اسرائیل افروخته شد، و او داوود را برانگیخت تا به آنها بگوید: «برو، اسرائیل و یهودا را بشمار.» (دوم سموئیل ۲۴:۱)
به طور خاص به ما گفته نشده است که چه گناهی در اسرائیل خداوند را خشمگین کرد، اما هر گناهی بیانگر بیوفایی به خداست. بنابراین اسرائیل بیوفا بود، چه شکست فعلی بود یا چیزی که در گذشته اتفاق افتاده بود، مانند موضوع جبعونیان در فصل ۲۱. اما آنچه در ادامه میآید نمونهای از این است که چگونه راهها و افکار خدا به همان اندازه که آسمانها بالاتر از زمین هستند، بالاتر از ما هستند (اشعیا ۵۵:۹). نقشه خدا این بود که اسرائیل را به خاطر بیوفاییشان از طریق تنبیه داوود به خاطر بیوفاییاش تنبیه کند. وای.
اما ابتدا باید بپرسیم، چه چیزی از نظر اخلاقی در سرشماری داوود اشتباه است؟ دولتها به دو دلیل اصلی سرشماری میکنند. اول، آنها میخواهند همه شمرده شوند تا هنگام وضع مالیات توسط دولت، حساب آنها مشخص باشد. به نظر میرسد این امر سزار آگوستوس را برانگیخت، هنگامی که او دستور سرشماری را صادر کرد که منجر به نقل مکان یوسف و مریم از ناصره به بیت لحم شد، و بدین ترتیب کلام مقدس را که مسیح در بیت لحم متولد خواهد شد، محقق کرد. در سینا، سرشماری راه خدا برای تأمین نقره برای خیمه بود (خروج ۳۰:۱۲، ۳۸:۲۵). هر کس ۲۰ سال و بالاتر باید نیم شِکِل نقره میداد، و نیم شِکِل نیز فدیه برای جان نامیده میشد.
هنگامی که تعداد بنیاسرائیل را میشماری، هر مردی باید فدیهای برای جان خود به خداوند بدهد، هنگامی که آنها را میشماری؛ تا هنگام شمردن آنها، بلایی در میان آنها نباشد. ثروتمند بیشتر ندهد و فقیر کمتر از نیم شِکِل ندهد، هنگامی که هدیهای به خداوند میدهند، تا کفارهای برای جانهای شما باشد. (خروج ۳۰:۱۲، ۱۵)
چند نکته در اینجا قابل توجه است. اول، پول فدیه یا کفاره نقره بود، که به ما نشان میدهد نقره نمادی از قربانی مسیح است. پطرس در اول پطرس ۱:۱۸ به یهودیان ایماندار کلیسا نوشت:
زیرا میدانید که شما با چیزهای فاسدشدنی، مانند نقره و طلا، از رفتار بیهوده خود که از پدرانتان به ارث بردهاید، بازخرید نشدید؛ بلکه با خون گرانبهای مسیح، مانند برهای بیعیب و بیلکه. (اول پطرس ۱:۱۸)
همچنین، همه مردان بدون تمایز بین ثروتمند و فقیر موظف بودند نیم شِکِل را بدهند. نیم شِکِل مقدار بسیار بسیار کمی بود و بنابراین برای همه در دسترس بود. حتی با این حال، ایمان به مسیح و قربانی او در جلجتا برای همه در دسترس است. آمین. و خدا به طور خاص فرمود که هنگامی که موسی مردان اسرائیل را میشمرد، نقره کفاره باید داده میشد تا بلایی در میان آنها نباشد. بدون شک این راه خدا برای شهادت دادن به اسرائیل بود که به دلیل خون بره فصح بود که هر یک از آنها از بردگی مصر بازخرید شده بودند. هر اسرائیلی در نظر او گرانبها بود. او هر یک از آنها را طبق نامشان شمرد. او هر یک از آنها را با بهای گزافی خریده بود. هرگز نباید سرشماری در اسرائیل بدون شناخت این موضوع انجام میشد که جان هر مرد و زن برای یهوه بیقیمت است.
دلیل دوم که دولتها سرشماری میکنند، تعیین توانایی آنها برای تشکیل ارتش برای نبرد است، و این را در شمارش مردان جنگی اسرائیل قبل از ترک اردوگاه خود در سینا میبینیم (اعداد ۱:۳). و سومین سرشماری اسرائیل پس از سرگردانی در بیابان و زمانی که آنها در شرف ورود به کنعان بودند، انجام شد. این سرشماری برای تعیین تخصیص زمین بود (اعداد ۲۶:۵۳-۵۴). ضمناً، نام کتاب اعداد از همین سرشماریها یا شمارشها گرفته شده است. بنابراین با این بررسی سرشماریهای مقدس خدا، اکنون میتوانیم سرشماری نامقدس داوود را بررسی کنیم. به نظر میرسد سرشماری داوود با غرور زندگی انگیزه گرفته بود، و این دلیلی است که داوود توسط خدا و ملت بیوفا از طریق تنبیه او تنبیه شد.
اما به طور خاص، این به چه معناست که خدا داوود را برانگیخت تا این سرشماری ناپاک را انجام دهد؟ میتوانیم مطمئن باشیم که یک چیز به این معنا نیست که خدا داوود را به گناه وسوسه کرد. در یعقوب میخوانیم که خدا هرگز منبع وسوسه به گناه نیست.
هیچ کس وقتی وسوسه میشود نگوید: «من از جانب خدا وسوسه شدهام.» زیرا خدا با بدی وسوسه نمیشود و هیچ کس را وسوسه نمیکند: بلکه هر کس وقتی از شهوت خود کشیده و فریب داده میشود، وسوسه میشود. سپس وقتی شهوت باردار شد، گناه را به دنیا میآورد: و گناه، وقتی به پایان رسید، مرگ را به دنیا میآورد. (یعقوب ۱:۱۳)
شر در سه مکان یافت میشود. اول، در قلب انسان (متی ۱۵:۱۹). دوم، در شیطان و فرشتگان سقوط کرده (یوحنا ۸:۴۴). و سوم، در این دنیای مسیحناپذیر (یوحنا ۷:۷). بنابراین ایماندار سه دشمن دارد. دشمن اول گناه ساکن یا جسم است (رومیان ۷:۱۸). دشمن دوم شیطان است (اول پطرس ۵:۸). و دشمن سوم دنیاست، به معنای سیستم شیطانی دنیا که به شاهزاده خود، شیطان خدمت میکند (اول یوحنا ۵:۱۹، غلاطیان ۱:۴، یوحنا ۱۴:۳۰). این سه با هم کار میکنند تا ایماندار را به گناه وسوسه کنند. و همانطور که در یعقوب میخوانیم، زمانی که وسوسه و شهوت جسم به طور نامشروع با هم آمیخته میشوند، گناه بارور میشود. بنابراین بدون شهوت جسم، وسوسه از شیطان و سیستم دنیای او نمیتواند گناه را بارور کند. وسوسه شیطانی وجود دارد، اما گناه نمیتواند بدون پیوستن به جسم شهوتآلود و گناهکار مردان و زنان بارور شود. و همین اصل در هر سناریوی جفتگیری که تولید مثل در نظر است، صادق است. باید دو نفر باشند.
شاید واضحترین راه برای بررسی این اصل در زندگی خداوند عیسی مسیح باشد. خداوند عیسی در همه چیز مانند ما وسوسه شد، به جز گناه. این بدان معناست که طبیعت انسانی او اصلاً شبیه ما نبود. طبیعت انسانی ما با گناه آلوده شده است، اما طبیعت او مقدس است. او مقدس متولد شد (لوقا ۱:۳۵). او مقدس زندگی کرد (یوحنا ۸:۴۶). و او مقدس مرد (اول پطرس ۱:۱۹). نویسنده عبرانیان در توصیف طبیعت مقدس خداوند گفت که خداوند عیسی عدالت را دوست داشت و شرارت را متنفر بود (عبرانیان ۱:۹). بنابراین، خداوند عیسی نمیتوانست گناه کند. او گناه ساکن نداشت، جسمی نداشت که ممکن بود با وسوسه برای انجام شرارت همراه شود. بنابراین وقتی شیطان او را وسوسه کرد، هیچ امکانی برای بارور شدن گناه وجود نداشت. تعداد کمی از مسیحیان خوشنیت هستند که فکر میکنند خداوند عیسی میتوانست گناه کند اما او انتخاب کرد که گناه نکند. این یک اشتباه وحشتناک است. آیا آنها واقعاً یک نجاتدهنده میخواهند که گناه حتی ذرهای جذابیت برای او داشته باشد؟ فکری نفرتانگیز. خداوند عیسی آنچه را که درست بود دوست داشت؛ او آنچه را که شر بود متنفر بود. کاملاً غیرممکن است که او گناه کند. من و شما گناهکار هستیم، اما آیا میتوانیم وسوسه شویم که فرزند پنج ساله خود را به قتل برسانیم؟ ده هزار بار نه. ما فرزند خود را دوست داریم، و اگر کسی ما را وسوسه کند که به او آسیب برسانیم، اصلاً وسوسه نخواهد بود. چنین وسوسهای فقط باعث میشود که بزرگترین تحقیر در قلب ما نسبت به وسوسهگر بالا رود. به همین ترتیب، هنگامی که خداوند عیسی توسط شیطان در بیابان وسوسه شد، روح او حتی با فکر انجام شرارت رنج برد (عبرانیان ۲:۱۸). همه ایمانداران قدیس و برادران مقدس نامیده میشوند (رومیان ۱:۷، عبرانیان ۳:۱). ما فراخوانده شدهایم که همانطور که او راه رفت، راه برویم (اول یوحنا ۲:۶)، و این شامل نفرت از گناه و حتی نفرت از لباسهای آلوده به جسم است (یهودا ۲۳). آمین.
پس دیدیم که وقتی خدا داوود را برانگیخت تا سرشماری ناپاک انجام دهد، به این معنی نیست که خدا او را به گناه وسوسه کرد. اما بیشتر از این هم هست.
و شیطان بر اسرائیل برخاست و داوود را برانگیخت تا اسرائیل را بشمارد. (اول تواریخ ۲۱:۱)
اگرچه خدا بشریت را به شر وسوسه نمیکند، اما کسی هست که این کار را میکند. کتاب مقدس او را وسوسهگر مینامد (متی ۴:۳، اول تسالونیکیان ۳:۵). شیطان از زمانی که خدا اعلام کرد که او سر مار را خواهد کوبید (پیدایش ۳:۱۵)، به دنبال کشتن نسل زن بوده است. و اکنون آن نسل از اسرائیل و به طور خاص از نسل یهودا آمده است (پیدایش ۴۹:۱۰). بنابراین، خشم شیطان در زمان داوود متوجه اسرائیل بود، و هنوز هم هست و در آینده نیز متوجه اسرائیل خواهد بود (مکاشفه ۱۲-۱۳). پس وسوسهگر موفق شد. داوود با وسوسه شیطانی از شهوت خود کشیده میشود، و گناه غرور زندگی بارور میشود. هر ایمانداری چقدر باید هوشیار و مراقب باشد. ادامه میدهیم، ما در خود هیچ منبعی نداریم، اما او که در ایماندار است، بزرگتر از اوست که در دنیاست (اول یوحنا ۴:۴). جلال.
پس خدا به وسوسهگر اجازه دسترسی به داوود را داد، همانطور که قبلاً با ایوب انجام داده بود، اما اراده خدا این نبود که ایوب یا داوود سقوط کنند. اراده خدا این بود که هر دو این مردان ایمان به او اعتماد کنند، و او به شیطان اجازه دسترسی به هر دو مرد را داد تا عزم آنها برای اعتماد به او تقویت شود. خدا همین کار را با پطرس (لوقا ۲۲:۳۱) و با پولس (دوم قرنتیان ۱۲:۷) انجام داد. خدا مسئولیت کامل آنچه را که به وسوسهگر اجازه میدهد انجام دهد، بر عهده میگیرد، و به همین دلیل است که در دوم سموئیل ۲۴:۱ میخوانیم: «خداوند داوود را بر اسرائیل برانگیخت»، اما در اول تواریخ ۲۱:۱: «و شیطان بر اسرائیل برخاست و داوود را برانگیخت تا اسرائیل را بشمارد.» هر دو آیه درست هستند، اما در نهایت این خداوند حاکم ماست که همه چیز را نظم میدهد. و چون خدا همه چیز را نظم میدهد، او محدودیتهایی را بر نوع و میزان کاری که شیطان میتواند انجام دهد، قرار میدهد (ایوب ۱:۱۲، اول پادشاهان ۲۲:۱۹-۲۲).
پس وقتی وسوسهگر طعمه غرور زندگی را در برابر داوود قرار داد، این وسوسهای بود که او میتوانست و باید بر آن غلبه میکرد، اگرچه خدا از قبل میدانست که او این کار را نخواهد کرد.
هیچ وسوسهای شما را نگرفته است مگر آنچه که برای انسان معمول است: اما خدا امین است، که اجازه نمیدهد شما بیش از آنچه که میتوانید وسوسه شوید؛ بلکه با وسوسه راه فراری نیز فراهم میکند، تا بتوانید آن را تحمل کنید. (اول قرنتیان ۱۰:۱۳)
باشد که کلمات دعایی سرودنویس را به یاد آوریم:
مستعد سرگردانی، خداوندا، آن را احساس میکنم،
آمین.
سپاسگزاریم، خدای مبارک و پدر، که همه چیز را برای ما فراهم کردهای تا همانطور که او راه رفت، راه برویم. سپاسگزاریم، خدای مبارک و پدر، که میتوانیم به تو نزدیک باشیم تا خواستههای قلبت را بدانیم و کلامت را حفظ کنیم و به تو طراوت ببخشیم. خدای مبارک و پدر، از تو برای نجاتمان و برای خداوند عیسی که رنج کشید تا ما بازخرید شویم، سپاسگزاریم. باشد که دائماً عظمت شخص او و قربانی او و عشق او به ما را به یاد آوریم. و باشد که زندگی ما روز به روز به تصویر او مطابقت یابد. به نام شایسته او دعا میکنیم. آمین. آمین.
May we remember the prayerful words of the hymn writer:
Prone to wander, Lord, I feel it,
Prone to leave the God I love.
Let thy grace, Lord, like a fetter,
Bind my wandering heart to thee.
Amen.
Thank you, blessed God and Father, that you have made every provision for us to walk as he walked. Thank you, blessed God and Father, that we can be close enough to thee to know the desires of your heart and we can keep thy word, bringing refreshment to thee. Blessed God and Father, we thank thee for our salvation and for our Lord Jesus who suffered so that we might be redeemed. May we continually be reminded of the greatness of his person and of his sacrifice and his love for us. And may our lives be conformed to His image day by day. In his worthy name we pray. Amen. Amen.