زندگیام را دعایی برای تو بساز.
زندگیام را دعایی برای تو بساز.
میخواهم کاری را انجام دهم که تو میخواهی.
نه کلمات پوچ، نه دروغ،
نه دعاهای بیاثر، نه سازش.
میخواهم نوری را که دادی بتابانم
از طریق پسرت که برای نجات فرستادی
ما را از خودمان در ناامیدیمان.
دانستن اینکه تو واقعاً آنجا هستی به من آرامش میدهد.
خب، حالا میخواهم از تو برای صبوریات با من تشکر کنم.
آه، وقتی چشمانم به خودم است، دیدن چقدر سخت است.
فکر کنم باید اعتماد کنم و فقط آنچه را که میگویی باور کنم.
آه، تو دوباره میآیی، میآیی تا مرا با خود ببری.
میخواهم به دنیا بگویم
تو افسانه یا داستان پریان نیستی
که من در ذهنم ساختهام.
تو خدای پسر هستی، از مردگان برخاستهای.
پس زندگیام را دعایی برای تو بساز.
میخواهم کاری را انجام دهم که تو میخواهی.
نه کلمات پوچ، نه دروغهای مصلحتی،
نه دعاهای بیاثر، نه سازش.
میخواهم نوری را که دادی بتابانم
از طریق پسرت که برای نجات فرستادی
ما را از خودمان در ناامیدیمان. دانستن اینکه تو واقعاً آنجا هستی به من آرامش میدهد. آمین.
صبح بخیر. خدا شما را برکت دهد. آیا به دعا به سوی خداوند نگاه کنیم؟ خدای ما و پدر ما، یک بار دیگر با امید و اطمینان شاد به تو، کلام تو نگاه میکنیم که امروز با ما سخن خواهی گفت. این را به نام مسیح میطلبیم. آمین.
داوود پادشاه شبان، شماره ۳۸: خدمت محبت
هفته گذشته دیدیم که اگرچه در دل داوود بود که خانهای برای خدا بسازد، اما این اراده خدا نبود. از آنجا که خدا نقشه ساخت و ساز داوود را رد کرده بود، ممکن است به نظر برسد که خدا از داوود راضی نبود، اما این اصلاً چنین نبود. ستایش خدا از داوود و آرزوی قلبی او را بشنوید:
زیرا از آنجا که در دل تو بود که خانهای برای نام من بسازی، در این کار که در دل تو بود، نیکو کردی. (دوم تواریخ ۶:۸)
پس اینطور نبود که داوود در آرزوی خود برای ساختن خانهای برای خدا اشتباه میکرد، بلکه این کار او نبود. داوود یک جنگجو بود و خانه خدا قرار بود خانهای از صلح باشد.
اما خدا به من گفت: «تو خانهای برای نام من نخواهی ساخت، زیرا تو مرد جنگ بودهای و خون ریختهای.» (اول تواریخ ۲۸:۳)
پس همانطور که هفته گذشته در تمثیل ارکستر خود اشاره کردیم، هر ایماندار ساز متفاوتی برای نواختن در سمفونی خدا برای پسرش دارد. و در تمثیل متناظر کتاب مقدس، هر ایماندار عضوی از بدن مسیح، یعنی کلیسا است، اما هر عضو، عضوی متفاوت از بدن است (اول قرنتیان ۱۲:۲۰). و هر ایماندار خدمت خاص خود را دارد که به عنوان عضوی از کلیسای مسیح انجام دهد (رومیان ۱۲:۴-۸). پس مانند داوود، اگر در تلاش برای احترام به خدا، از دعوت و موهبت خود خارج شویم، خدمت واقعی ما برای مسیح به طور منفی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
به عنوان مثال، هنگامی که یک ایماندار دعوت و موهبت خود را در کلیسا انجام نمیدهد، ایماندار دیگری ممکن است آنچه را که کمبود دارد تشخیص دهد و سعی کند این شکاف را پر کند. اما اگرچه چنین نیات خوبی از قلبی که به دنبال خشنود کردن مسیح است سرچشمه میگیرد، یک ایماندار میتواند زمانی که سعی میکند به روشهایی خدمت کند که برای آنها مجهز نیست، بیش از حد بارگذاری شود. اگر خود را در چنین وضعیتی یافتید، از پند عبرانیان ۱۲:۱ پیروی کنید:
هر وزنه را کنار بگذارید و با صبر در مسابقهای که پیش روی شماست بدوید. (عبرانیان ۱۲:۱)
به عبارت دیگر، هر کاری را در کلیسای مسیح که در دل خود احساس میکنید از مسیح نیست و به باری سنگین برای شما تبدیل شده است، رها کنید. شاید این چیزی باشد که خودتان به عهده گرفتهاید یا دیگران بر شما تحمیل کردهاند. با این حال، با تمام توان خود در زمینه خدمتی که مسیح شما را به آن فراخوانده است، کار کنید. این دو چیز را به خاطر بسپارید: اول، هر ایماندار فراخوانده شده است که همیشه در کار خداوند فراوان باشد (اول قرنتیان ۱۵:۵۸)، و دوم، یوغ مسیح آسان و بار او سبک است (متی ۱۱:۲۸). آمین.
اما خدا، خدای هر فیض است (اول پطرس ۵:۱۰). پس از اینکه خدا پیشنهاد داوود را برای ساختن خانهای برای او رد میکند، به داوود آشکار میکند که او نقشه دیگری دارد، و آن این است که برای داوود خانهای بسازد.
پس اکنون به بنده من داوود چنین بگو: «یهوه صبایوت چنین میگوید: من تو را از آغل گوسفندان، از دنبال کردن گوسفندان، گرفتم تا بر قوم من، بر اسرائیل، حاکم باشی، و نام بزرگی برای تو ساختم، مانند نام مردان بزرگ روی زمین. همچنین یهوه به تو میگوید که او برای تو خانهای خواهد ساخت.» (دوم سموئیل ۷:۸-۱۱)
فیض خالص، مطلق و بینظیر خدا داوود را برگزید و او را از شبانی در تپههای بیتلحم به تخت اسرائیل بالا برد. و اکنون فیض خدا به خانه داوود گسترش مییابد، و اساس خانهای که خدا برای داوود خواهد ساخت، خداوند عیسی مسیح است. او اساس هر آنچه خدا میسازد است، و او منبع تمام برکات خدا برای بشریت است. آمین.
کتاب اول سموئیل با سرود حنه آغاز میشود، و عهد جدید با سرود مریم آغاز میشود. هر دوی این زنان خداپرست عظمت فیض خدا را تشخیص دادند، فیضی که فقرا و بیارزشها را بالا میبرد. حنه دعا کرد:
او فقیر را از خاک برمیخیزاند، و گدا را از توده کود بالا میبرد، او آنها را در میان شاهزادگان قرار میدهد، و آنها را وارث تخت جلال میسازد. (اول سموئیل ۲:۸)
و مریم دعا کرد:
او قدرتمندان را از تختهایشان پایین آورده، و فروتنان را بالا برده است. (لوقا ۱:۵۲)
زیرا شما فراخوانی خود را میبینید، ای برادران، که نه بسیاری از حکیمان به حسب جسم، نه بسیاری از قدرتمندان، نه بسیاری از نجیبزادگان، فراخوانده شدهاند: بلکه خدا چیزهای احمقانه جهان را برگزیده است تا حکیمان را شرمنده سازد؛ و خدا چیزهای ضعیف جهان را برگزیده است تا چیزهای قدرتمند را شرمنده سازد؛ و چیزهای پست جهان، و چیزهای مورد تحقیر، را خدا برگزیده است، بله، و چیزهایی که نیستند، تا چیزهایی را که هستند، به هیچ تبدیل کند: تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند. (اول قرنتیان ۱:۲۶-۲۹)
شاید شما به خاک و فقر یک زندگی شکسته افتادهاید. اگر چنین است، شما کاندیدای عالی برای فیض خدا هستید. او گدا را از کثیفی توده کود بالا میبرد و او را در میان شاهزادگان قرار میدهد. از گودال، از سیاهچال، از توده کود، او ناامیدان، ویرانشدگان و بیچیزان را جمع کرده است. او قصد کرده است که دربار سلطنتی او با ده هزار بار ده هزار و هزاران هزار از این گنجینههای گرانبهای تاریکی بدرخشد (اشعیا ۴۵:۳). آیا به یاد دارید زمانی که داوود از شائول به غار عدلام فرار کرد، و چه کسی در آنجا به او پیوست؟
و هر که در تنگنا بود، و هر که بدهکار بود، و هر که ناراضی بود، نزد او جمع شدند. (اول سموئیل ۲۲:۲)
همه ناسازگاران. و اینگونه است که از میان انبوه بیشمار ناسازگاران متحول شده در بهشت، حتی یک نفر هم در حضور او فخر نخواهد کرد. جلال فقط از آن خدای هر فیض است. هللویا و آمین.
و چون روزهای تو به پایان رسد و با پدرانت بخوابی، من نسل تو را پس از تو برپا خواهم کرد، که از صلب تو بیرون خواهد آمد، و پادشاهی او را استوار خواهم ساخت. او خانهای برای نام من خواهد ساخت، و من تخت پادشاهی او را تا ابد استوار خواهم ساخت. (دوم سموئیل ۷:۱۲-۱۳)
اول، خدا در فیض خود متعهد میشود که برای داوود خانهای بسازد، و اکنون خدا در عدالت خود متعهد میشود که پسر بزرگتر داوود، خداوند عیسی، برای خدا خانهای بسازد. هیچ کس نمیتواند عمق فیض خدا را درک کند، فیضی که گناهکاران پلید مانند ما را از ورطه عمیق فساد گناه به اوج جلال بالا میبرد، و حتی اکنون ایماندار را با مسیح عیسی در مکانهای آسمانی نشانده است (افسسیان ۲:۶). و هیچ کس نمیتواند عمق فیض خدا را درک کند، فیضی که پسر پاک و بیعیب خدا را از مسکن بلند و ابدی خود به گودال جلجتا آورد. در آنجا در جلجتا بود که او خشم آسمان را علیه گناه، خشم آسمان را علیه گناه تو و گناه من تحمل کرد. نام او را ستایش کنید.
زیرا شما فیض خداوند ما عیسی مسیح را میدانید که اگرچه او غنی بود، اما به خاطر شما فقیر شد، تا شما از طریق فقر او غنی شوید. (دوم قرنتیان ۸:۹)
به خاطر ما بود که خداوند عیسی، خود پسر خدا، با میل و رغبت از ثروت تخت جلال به فقر صلیب آمد. فیض او نسبت به هر ایماندار، چه داوود باشد و چه من و شما، فوقالعاده فراوان بوده است. همانطور که سرودنویس سروده است:
فیض شگفتانگیز خداوند مهربان ما،
فیضی که از گناه و تقصیر ما فراتر میرود.
آنجا بر کوه جلجتا ریخته شد،
آنجا که خون بره ریخته شد.
و این فیض که از گناه و تقصیر فراتر میرود، قصد داشت که از صلب شبان زمانی ناشناخته بیتلحم، حاکم اسرائیل، مسیح، حتی آن ابدی، بیاید.
اما تو، بیتلحم، از تو کسی برای من بیرون خواهد آمد که حاکم در اسرائیل باشد؛ که خروجهای او از قدیم، از ازل بوده است. (میکاه ۵:۲)
و این اوست، پسر خدا و پسر بزرگتر داوود، که خدا مقرر کرد خانهای برای او بسازد. خانهای واقعاً. چه کسی مشاور خداوند بوده است؟
ما برای اولین بار داوود را به عنوان یک پسر شبان جوان دیدیم که از گوسفندان پدرش در بیتلحم مراقبت میکرد. او هشتمین و کوچکترین پسر یسی بود، که تقریباً فراموش شده بود وقتی سموئیل به خانه یسی آمد تا یکی از پسرانش را مسح کند. اما خدا اهداف بزرگ و شگفتانگیزی برای داوود داشت. و نه شما و نه من فراموش نشدهایم، و خدا اهداف بزرگ و شگفتانگیزی برای هر فرزند خدا دارد. اگرچه ممکن است ما حکیم، قدرتمند یا نجیب نباشیم، زندگی ما یک شعر دوستداشتنی است که توسط خود خدا سروده شده است.
زیرا ما صنعت دست او هستیم، که در مسیح عیسی برای کارهای نیکو آفریده شدهایم، که خدا از پیش مقرر کرده بود که ما در آنها راه برویم. (افسسیان ۲:۱۰)
از همین کلمه یونانی است که کلمه انگلیسی «شعر» را گرفتهایم. و هنگامی که آن کارهای از پیش مقرر شده کامل شوند، هدف ابدی خدا برای ما نیز به پیش خواهد رفت. او ما را بیعیب و نقص در حضور جلال خود با شادی بیحد و حصر تقدیم خواهد کرد (یهودا ۲۴). شادی بیحد و حصر، جلال، جلال.
و هنگامی که خدا با ناتان سخن میگوید، داوود را «بنده من» مینامد (آیه ۸). مردان این دنیا عناوین بسیاری را آرزو میکنند: پادشاهان، رئیسجمهور، شاهزاده. اما برای ایماندار در مسیح، عنوانی برتر از همه وجود دارد: بنده. امتیازی فراتر از توصیف. در دو رساله خود، رومیان و فیلیپیان، در سلامهای خود، پولس رسول خود را بنده عیسی مسیح نامید، و در نامه خود به تیتوس، بنده خدا. پولس فهمید که اربابش، خداوند عیسی، او را به گرانترین قیمت، خون گرانبهای خود (اول پطرس ۱:۱۹) بازخرید کرده است. و درباره اربابش، پولس گفت:
پسر خدا که مرا دوست داشت و خود را برای من فدا کرد. (غلاطیان ۲:۲۰)
عشق واقعی از روی ضرورت خدمت میکند. چنین است عشق مسیح. خدمت کردن هدف او از آمدن به این دنیای تاریک و گناهکار بود.
زیرا حتی پسر انسان نیامد تا به او خدمت شود، بلکه آمد تا خدمت کند و جان خود را فدیه بسیاری دهد. (مرقس ۱۰:۴۵)
کتاب مقدس طبیعت محبتآمیز خدمت خداوند عیسی را در خروج ۲۱ پیشبینی کرده بود. او در تصویر بنده اجباری نشان داده شده است که پس از هفت سال خدمت اجباری خود، آزادی را انتخاب نمیکند.
و اگر بنده به صراحت بگوید: «من اربابم، همسرم و فرزندانم را دوست دارم؛ آزاد نخواهم رفت»: آنگاه اربابش او را نزد داوران خواهد آورد؛ او همچنین او را به در، یا به چهارچوب در خواهد آورد؛ و اربابش گوش او را با درفش سوراخ خواهد کرد؛ و او تا ابد به او خدمت خواهد کرد. (خروج ۲۱:۵-۶)
چهارچوب در خانه ارباب، البته، نشاندهنده اقتدار ارباب است، و سوراخ شدن گوش بنده با درفش در برابر چهارچوب در، از تعهد بنده به اطاعت همیشگی از صدای ارباب سخن میگوید. و این انتخاب بنده اجباری است، اما نه آنطور که در ابتدا فکر میکنیم. اجباری به معنای انجام یک تعهد یا وظیفه لازم است، اما نه، این اجبار تعهد نیست که بنده را برمیانگیزد. این اجبار عشق است. عشق عمیق او به اربابش و همسر و فرزندانش، سرچشمه فداکاری و خدمت اوست. و آیا ما خداوند عیسی مسیح را در همه اینها پیش روی خود نمیبینیم؟ او تنها کسی بود که به دنیا آمد و گفت:
اینک، من میآیم تا اراده تو را، ای خدا، انجام دهم. (عبرانیان ۱۰:۹)
و سپس راز همه رازها، فیلیپیان ۲:۶-۸:
او که در صورت خدا بود، غارت ندانست که با خدا برابر باشد: بلکه خود را بیاعتبار ساخت، و صورت بنده را به خود گرفت، و به شباهت انسانها ساخته شد: و در هیئت انسان یافت شد، خود را فروتن ساخت، و تا مرگ، حتی مرگ صلیب، مطیع شد. (فیلیپیان ۲:۶-۸)
باز هم، راز همه رازها. او که در صورت خدا بود، او که غارت ندانست که با خدا برابر باشد، وارد آفرینش خود شد و صورت بنده را به خود گرفت. او از خدمت بالاتر آفرینش فرشتگان از جلال و قدرت گذشت، و به شباهت انسان ضعیف و گناهکار درآمد، اگرچه او بدون گناه بود. این بنده که به واسطه جلال الوهیت ابدی خود به عنوان پسر، بالاتر از همه بندگان دیگر بود، خود بنده شد تا به تمام آفرینش خدمت کند. و در اطاعت او تا حتی مرگ صلیب، همه چیز در زمین و آسمان با خدا آشتی داده شد (کولسیان ۱:۲۰).
و همانطور که بنده عبرانی اقرار کرد: «من اربابم را دوست دارم»، خداوند عیسی نیز پدر را دوست داشت و همه چیز را تسلیم کرد تا از طریق او پدر در این دنیای گناه جلال یابد. خداوند در مورد صلیب و جلال خدا گفت:
اکنون پسر انسان جلال یافته است، و خدا در او جلال یافته است. (یوحنا ۱۳:۳۱)
و در مورد آرزوی عمیق خداوند عیسی که جهان باید از عشق بزرگ او به پدر بداند، او گفت:
اما تا جهان بداند که من پدر را دوست دارم؛ و همانطور که پدر به من فرمان داد، من نیز چنین میکنم. (یوحنا ۱۴:۳۱)
و خدمت کامل خداوند عیسی قلب خدا را شاد میکند.
اینک بنده من که او را حمایت میکنم؛ برگزیده من که جانم از او خشنود است. (اشعیا ۴۲:۱)
هرگز آسمان مرد یا زنی را ندیده بود که کاملاً تسلیم اراده خدا باشد، مهم نیست به چه قیمتی. اما در مسیح، آسمان بنده کاملی را یافت که بدون توجه به هزینه، خدمت میکرد.
و کمی جلوتر رفت و بر روی صورت خود افتاد و دعا کرد و گفت: «ای پدر من، اگر ممکن است، این جام از من بگذرد: با این حال، نه آنطور که من میخواهم، بلکه آنطور که تو میخواهی.» (متی ۲۶:۳۹)
آن شب، دعایی چنان قدرتمند از جتسیمانی برخاست که در آسمان و زمین طنینانداز شد و قدرتهای جهنم را به لرزه درآورد. بنده خدا آزمایش و امتحان شده بود و همچنان قاطعانه تسلیم اراده پدر باقی ماند. امید آسمان، که خدا در این آفرینش سقوط کرده جلال یابد، و امید زمین، که نجات به گناهکاران برسد، هر دو با هم آمدند وقتی در جتسیمانی خداوند عیسی مسیح، بنده فروتن، سر خم کرد و جامی را که پدر به او داده بود تا بنوشد، دریافت کرد. باشد که همه ما در برابر او با پرستش مقدس سر خم کنیم.
اما چرا؟ چرا چنین مرگی و با چنین هزینهای؟ زیرا عظمت گناه بشریت علیه آسمان، چنین قربانی و چنین پرداختی را برای گناه ضروری میساخت.
و همانطور که موسی مار را در بیابان بالا برد، پسر انسان نیز باید بالا برده شود. (یوحنا ۳:۱۴)
مسیح باید بالا برده شود تا بمیرد تا مردان و زنانی که توسط سم گناه گزیده شدهاند، به او نگاه کنند و شفا یابند. اما بنده عبرانی خروج ۲۱ نیز همسر و فرزندان خود را دوست داشت، و عروس مسیح باید عروسی شایسته خداوند جلال باشد. او باید بازخرید شود.
مسیح نیز کلیسا را دوست داشت و خود را برای آن فدا کرد. (افسسیان ۵:۲۵)
گناهکاری من و شما، داماد، خود قهرمان عشق را، به چنان خدمتی وحشتناک واداشت که گناهان ما را در جلجتا حمل کرد. وزن غیرقابل تصور چنین باری، و عشق غیرقابل درک قلب او برای خدمت به ما به چنین روشی فداکارانه. باشد که هر شوهری به این نوع عشق فداکارانه توجه کند.
و همانطور که خداوند عیسی نمونهای برای خدمتی است که شوهران باید به همسران خود ارائه دهند، او همچنین نمونهای برای پیروان خود است که چگونه به ارباب خدمت کنند. خداوند میگوید هر بنده باید مانند ارباب خود باشد.
برای شاگرد کافی است که مانند استاد خود باشد، و بنده مانند ارباب خود. (متی ۱۰:۲۵)
و خداوند عیسی به صراحت آن بندگانی را که او ارج مینهد و آنهایی را که پدر ارج مینهد، توصیف میکند.
اما هر که در میان شما بزرگ باشد، بنده شما خواهد بود: و هر که از شما رئیس باشد، بنده همه خواهد بود. (مرقس ۱۰:۴۳-۴۴)
اگر کسی به من خدمت کند، مرا پیروی کند؛ و هر جا که من هستم، بنده من نیز آنجا خواهد بود: اگر کسی به من خدمت کند، پدر من او را گرامی خواهد داشت. (یوحنا ۱۲:۲۶)
و همانطور که خدمت خداوند عیسی با عشق او به پدر و عشق به من و شما انگیزه داشت، باشد که خدمت ما به ارباب از قلبهایی که با فیض تسخیر شدهاند و از عشق به عیسی لبریز هستند، سرچشمه گیرد. آمین.
و سپس پیام خدا به داوود از طریق ناتان از مسیح به عنوان سازنده بیخطای خانه خدا به پسر داوود، سلیمان، منتقل میشود.
من پدر او خواهم بود، و او پسر من خواهد بود. اگر او گناه کند، او را با عصای مردان و با تازیانههای فرزندان انسانها تنبیه خواهم کرد: اما رحمت من از او دور نخواهد شد، همانطور که آن را از شائول گرفتم، که او را پیش از تو کنار گذاشتم. و خانه تو و پادشاهی تو تا ابد پیش روی تو استوار خواهد ماند: تخت تو تا ابد استوار خواهد ماند. (دوم سموئیل ۷:۱۴-۱۶)
خب، ما میدانیم که سلیمان شکست خورد، و به طرز فجیعی شکست خورد، اما وعده خدا به داوود هرگز نمیتوانست شکست بخورد. در متی ۱، ما نسبنامه پادشاه یهودیان، خداوند عیسی را مییابیم. ما خط داوود را تا یوسف، نجار ناصره، دنبال میکنیم. این یوسف بود که خون داوود را در خط پادشاهی حمل میکرد. یهودیان این را نمیدانستند، اما خدا میدانست. هیچ مرد دیگری در اسرائیل نمیتوانست پدر قانونی خداوند عیسی باشد جز یوسف. از طریق یوسف بود که خداوند عیسی عنوان پادشاهی خود را دریافت کرد. این تحقق وعدهای بود که به زمان فصل ما بازمیگردد. و البته، نسب خونی خداوند به داوود از طریق مریم است، که او نیز در خط داوود است (لوقا ۳:۳۱). این نیز تحقق وعده خداست (دوم سموئیل ۷:۱۲).
هنگامی که ناتان پیام خدا را به داوود رساند، داوود به مکانی آرام رفت و در برابر خداوند نشست.
من کیستم، ای خداوند خدا؟ و خانه من چیست که مرا تا اینجا آوردهای؟ (دوم سموئیل ۷:۱۸)
اگر داوود از فیض خدا بر او شگفتزده نشست، آیا هر ایماندار نباید همین کار را بکند؟ در نظر بگیرید:
او که پسر خود را دریغ نکرد، بلکه او را برای همه ما تسلیم کرد، چگونه با او همه چیز را نیز به رایگان به ما نخواهد داد؟ (رومیان ۸:۳۲)
از میان تمام هدایایی که عشق تو میبخشد،
ای بخشنده تمام خوبیها،
حتی خود بهشت هم غنیتر از آن نمیشناسد
از خون نجاتدهنده.
تو را ستایش میکنیم و بیشتر ستایش خواهیم کرد،
همه چیزمان را مدیون تو هستیم،
نجاتدهنده گرانبها و قدرتی
که او را نیز گرانبها میسازد.
خدا را شکر برای هدیه وصفناپذیر او. (دوم قرنتیان ۹:۱۵)
آمین.
خدای ما و پدر ما، ما با داوود نشستهایم، گویی از فیض خدا که از طریق مسیح به ما داده شده است، و هزینه، هزینه بزرگی که او پرداخت تا ما نجات یابیم و تو در این دنیای گناهکار جلال یابی، شگفتزدهایم. ای خدا، ما میخواهیم زندگی خود را به روشی کاملتر به تو بسپاریم. باشد که چنین شود به نام عیسی. آمین. آمین.