جلال بر خدا در بالا،
جلال بر خدا در بالا،
صلح بر زمین و شادی،
نیکخواهی به انسان.
ما که برکت خدا را ثابت میکنیم،
نام او بالاتر از همه نامهاست،
اکنون عشق نجاتدهنده را میسراییم.
به رحمت و حقیقت متحد شوید،
شگفتی است بالاتر از همه جوانب.
عیسی لعنت را تحمل میکند،
تلخی را مینوشد.
برای ما چیزی جز عشق باقی نمیماند.
عشقی که هیچ زبانی نمیتواند بیاموزد،
عشقی که هیچکس نمیتواند به آن برسد،
هیچ عشقی مانند او نیست.
خداوند آن را برکت داده است،
مرگ نمیتواند آن را متوقف کند،
هیچ چیز نمیتواند نیروی او را متوقف کند.
بینظیر است، مبارک است.
در این عشق ما برای خدا میسراییم،
ستایش خود را میآوریم،
همه گناهان بخشیده شدهاند.
عیسی، پروردگار ما، به تو و جلال تو،
اکنون و تا ابد در اینجا در بهشت باشد.
آمین.
صبح بخیر. خدا شما را برکت دهد. آیا اکنون به خداوند، خدای خود نگاه کنیم؟ پدر، بار دیگر، ما تو را برای نجاتدهنده ما، خداوند عیسی، شکر میکنیم. ما تو را برای آنچه او برای ما بر صلیب جلجتا انجام داد، شکر میکنیم. ما تو را، خدا و پدر، شکر میکنیم که بر زندگی ما نظارت داری و ما میتوانیم در هر روز، در هر لحظه از زندگیمان، تو را، ای پدر ابا، بخوانیم. ما تو را شکر میکنیم و اکنون این زمان را به تو میسپاریم، در حالی که کلام تو را به نام مسیح باز میکنیم. آمین.
داوود، پادشاه شبان، شماره ۴۶: مزمور ۵۱ - توبه، رحمت، کفاره
پس، این داوود، پادشاه شبان، شماره ۴۶ است: مزمور ۵۱، توبه، رحمت، کفاره. هفته گذشته بیان کردیم که ما معتقدیم، با وجود گناهان فجیع داوود، او صاحب نجات خدا بود. و یکی از دلایل این اطمینان این است که روحالقدس اعتراف داوود به گناهش را در خود کلام خدا ثبت کرده است. ثبت مزمور ۵۱ گواهی خدا بر عمق و اصالت توبه داوود است. عنوان الهامبخش مزمور ۵۱ هیچ سوالی را در مورد دلیل و زمان نگارش مزمور باقی نمیگذارد: «برای رهبر سرود، مزموری از داوود، هنگامی که ناتان نبی نزد او آمد، پس از آنکه او با بتشبع همبستر شده بود.»
برای یک سال، گناه داوود را مجبور کرده بود که چنگ خود را بر بید بگذارد. گناه چشمههای درونی الهام، خلاقیت و بیان مؤمن را خاموش میکند. روح تحت وزن سنگین گناه به بیابانی خشک تبدیل میشود. سر به پایین خم میشود، و اگرچه طلوعهای جدید بسیاری تاریکی شب قبل را از بین میبرند، اما توبهنکرده هیچ یک از آنها را نمیبیند. همه چیز ناامیدانه تاریک باقی میماند.
و برای داوود از آن شبی که به خدمتکار وفادار خود اوریا خیانت کرده و با همسرش همبستر شده بود، چنین بود. اما گناه برای بیتوبه هیچ نور راهنمایی نمیدهد. و داوود خیانت قاتلانه را به خیانت خود اضافه میکند. «و خدمتکار تو اوریای حتی مرده است،» پیامرسان از یوآب گزارش داد، ۲ سموئیل ۱۱:۲۴. بدون شک خدا روی خود را از گناه شوم داوود برگرداند.
زیرا حیات جسم در خون است: و من آن را بر مذبح به شما دادهام تا برای جانهای شما کفاره شود: زیرا خون است که برای جان کفاره میکند. (حبقوق ۱:۱۳)
اما قبل از اینکه سنگی به داوود پرتاب کنیم، باید در نظر بگیریم که چند بار چهره خدا از گناهان ما روی برگردانده است. حداقل، مورد بسیار بدبخت من چنین است. اما اکنون خدا تاریکی را که داوود گناه خود را در آن پنهان کرده بود، شکافته است. پیام خدا به داوود از طریق نبی ناتان، رعد و برقی خیرهکننده از حقیقت بود. ناتان نزد پادشاه داوود میرود و او را به زنا و قتل متهم میکند.
نبی سموئیل از روبرو شدن با شائول با روغن مسح در دست که با آن داوود را مسح کند، میترسید، ۱ سموئیل ۱۶:۱ و ۲. او از جان خود میترسید. یحیی تعمیددهنده سر خود را به خاطر متهم کردن هیرودیس و هیرودیا به زنا از دست داد، مرقس ۶:۱۸ و ۲۷. حتی اگر ناتان دوست داوود بود، داوود قدرت ساکت کردن او را داشت، اما این کار را نکرد. داوود تسلیم شمشیر روح شد. او، مانند نعمان، لباس خود را درآورد و جذام خود را آشکار کرد تا از آن پاک شود. و اگر کسی که گوش میدهد گناهان پنهانی دارد، گناهانی که دیگران ممکن است از آنها آگاه نباشند، مطمئن باشید که خدا میداند و به زودی حساب پس خواهید داد. گناه خود را امروز از طریق توبه و اعتراف آشکار کنید. ردای ریاکاری خود را دور بیندازید و با خون گرانبهای عیسی پاک شوید. آمین.
عنوان مزمور ۵۱ بسیار شگفتانگیز است، و حتی شگفتانگیزتر است وقتی به یاد میآوریم که داوود عنوان را همانند بقیه مزمور نوشت. گویی روحالقدس بلافاصله اصالت اعتراف قبلی داوود به ناتان را آزمایش کرد، ۲ سموئیل ۱۲:۱۳. آیا داوود در اعتراف خود به همان اندازه که در گناه خود جسور بود، جسور خواهد بود؟ بله، داوود اعتراف کرد که با بتشبع همبستر شده بود. هیچ سفیدنمایی از عمل شیطانی او وجود ندارد. و او همچنین ثبت میکند که پس از آمدن ناتان نبی نزد او بود که توبه کرد. این اعترافی است که برای آوردن داوود به توبه، مداخله الهی لازم بود. اما مطمئناً همیشه چنین است. اگر کار محکومکننده روحالقدس و شخم زدن قلب و وجدان نبود، نه گناهکار و نه قدیس توبه نمیکردند، پیدایش ۶:۳ و یوحنا ۱۶:۸.
مزمور ۵۱:۱-۳:
ای خدا، بر من رحمت کن، بر حسب محبت تو؛ بر حسب کثرت رحمتهای لطیف تو، گناهان مرا محو کن. مرا از گناهانم کاملاً بشوی، و مرا از خطایایم پاک کن. زیرا من گناهان خود را میدانم، و گناه من همیشه پیش روی من است. (مزمور ۵۱:۱-۳)
چه دعای شگفتانگیز و جسورانهای! شریعت خدا مرگ داوود را به دو دلیل طلب میکرد: زنا و قتل. اما بر حسب رحمتهای فراوانش، خدا از طریق ناتان گفته بود: «نخواهی مرد،» ۲ سموئیل ۱۲:۱۳. پس داوود از خدا چیزی را میطلبد که خدا قبلاً به او بخشیده است: رحمت. و داوود از خدا میخواهد که او را از گناه و خطایایش بشوید.
گناه چندوجهی است. چه گناه به عنوان گناه، بیعدالتی، تجاوز، یا شرارت توصیف شود، همه علیه خدا هستند. همه اعمال جسم فاسد مردان و زنان هستند. همه منجر به داوری خدا میشوند، و همه منحصر به شخصی هستند که آنها را مرتکب میشود. داوود گفت: «تجاوز من، بیعدالتی من، گناه من.» ارتکاب گناه یک مسئله کاملاً شخصی است، و به همین دلیل داوود از ضمیر «من» و «مال من» شش بار استفاده میکند که به شکست خود در مزمور اشاره میکند. این گناه اوست، و او آن را در برابر خدا میپذیرد.
خداوند عیسی به یهودیان بیایمان گفت،
زیرا اگر ایمان نیاورید که من او هستم، در گناهان خود خواهید مرد. (یوحنا ۸:۲۴)
و پولس به تیموتائوس گفت،
گناهان بعضی از مردم آشکار است و پیش از داوری میرود؛ و گناهان بعضی دیگر به دنبال آنها میآید. (۱ تیموتائوس ۵:۲۴)
گناه همیشه گناه تو، گناه من است، و ما هرگز از آن جدا نمیشویم مگر با خون پاککننده عیسی. خدا را شکر! و داوود آرزو داشت که بار دیگر قلبی پاک در برابر خدا داشته باشد، آیه ۱۰:
ای خدا، در من قلبی پاک بیافرین. (مزمور ۵۱:۱۰)
اما داوود بر چه اساسی رحمت میطلبد؟ اول، بر اساس شخصیت خداست. خدا مهربان است.
زیرا خداوند خدای تو خدایی مهربان است. (تثنیه ۴:۳۱) زیرا رحمت تو تا آسمانها عظیم است. (مزمور ۵۷:۱۰) خداوند را شکر کنید، زیرا او نیکوست: زیرا رحمت او تا ابد باقی است. (مزمور ۱۱۸:۱)
رحمت خدا از نیکویی الهی او سرچشمه میگیرد. قلب نیکویی او به دنبال تسکین بدبختی است که گناه ایجاد کرده است.
او در رحمت غنی است. (افسسیان ۲:۴)
خدا را شکر! هنگامی که اسرائیل به دلیل گوساله طلایی تحت داوری خدا بود، خدا به شفاعت موسی با این کلمات پاسخ داد،
زیرا او به موسی میگوید: بر هر که رحم کنم، رحم خواهم کرد، و بر هر که شفقت کنم، شفقت خواهم کرد. (رومیان ۹:۱۵)
هنگامی که نافرمانی و توهین وضعیت گمراه و ناامیدکننده انسان را ثابت کرده است، خدا به خود بازمیگردد. شخصیت و رحمت او پاسخ اوست. و خدا به چه کسی رحمت نشان نداده است؟ گمان میکنم وجود خود بشریت در هر لحظه به دلیل رحمت خداست. او را ستایش کنید! با افزایش سن داوود، او، مانند همه ما، بیشتر و بیشتر به وابستگی خود به رحمتهای خدا متقاعد شد. بعدها در زندگی خود اعتراف خواهد کرد،
و داوود به جاد گفت: من در تنگنای بزرگی هستم: بگذارید اکنون به دست خداوند بیفتیم؛ زیرا رحمتهای او عظیم است: و نگذارید به دست انسان بیفتم. (۲ سموئیل ۲۴:۱۴)
پس در مزمور ۵۱، داوود ابتدا بر اساس شخصیت خدا، بر اساس شخصیت ثابت و ابدی رحمت او، برای رحمت و بخشش التماس میکند. و سپس داوود بر اساس قلب توبهکار خود، آیه دوم، رحمت و بخشش میطلبد:
مرا از گناهانم کاملاً بشوی، و مرا از خطایایم پاک کن. زیرا من گناهان خود را میدانم، و گناه من همیشه پیش روی من است. (مزمور ۵۱:۲-۳)
«زیرا من گناهان خود را میدانم.» گویی داوود گفت: «من رحمت تو را میطلبم زیرا تو مهربان هستی، و زیرا من گناه خود را اعتراف کردهام.» داوود بر اساس توبه، رحمت و بخشش میطلبد. البته، داوود کاملاً درست میگوید. گناهکاران به رحمتهای خدا وابسته هستند، و برای اینکه گناهکاران بتوانند آن رحمتها را دریافت کنند، باید قلبی توبهکار داشته باشیم. دعای باجگیر بیانگر همه کسانی است که به ایمان میآیند،
خدایا، بر من گناهکار رحم کن. (لوقا ۱۸:۱۳)
اما این بسیار جالب است. داوود بر اساس قربانیهای اسرائیل رحمت و بخشش نمیطلبد. او نمیتوانست. هیچ قربانی برای جنایات زنا و قتل او وجود نداشت. و به همین دلیل او میگوید، آیه ۱۶:
زیرا تو قربانی نمیخواهی؛ وگرنه آن را میدادم. (مزمور ۵۱:۱۶)
داوود میگوید که او بر اساس قربانیهای یهودی رحمت و بخشش را از خدا نمییافت. نه، هیچ قربانی برای او وجود نداشت. اما قلب او اصل مطلب بود. باید در قلب واقعیت وجود داشته باشد. باید قلبی شکسته و پشیمان وجود داشته باشد. و در قلب داوود چنین بود، آیه ۱۷:
قربانیهای خدا روحی شکسته است: ای خدا، قلبی شکسته و پشیمان را خوار نخواهی شمرد. (مزمور ۵۱:۱۷)
مطمئناً داوود در این لحظه شکسته است. او از نظر روحانی ورشکسته و ویران شده است، و او این را میداند. او آن را احساس میکند. وزن گناهش روح او را در هم شکسته است. اما خدا را شکر، کسی خواهد آمد، که اکنون آمده است، و تنها او رحمتهای خدا را گسترش میدهد: خداوند عیسی مسیح. هللویا! لوقا ۴:۱۸ و ۱۹:
روح خداوند بر من است، زیرا او مرا مسح کرده است تا انجیل را به فقرا موعظه کنم؛ او مرا فرستاده است تا دلشکستگان را شفا دهم، تا آزادی را به اسیران موعظه کنم، و بینایی را به نابینایان بازگردانم، تا کوبیدگان را آزاد کنم، تا سال مقبول خداوند را موعظه کنم. (لوقا ۴:۱۸-۱۹)
باز هم، تنها در خداوند عیسی مسیح است که پیام رحمت، شفقت و محبت خدا به طور کامل آشکار میشود. و این مکاشفه مانند یک نبی نیست که ممکن است رحمتهای خدا را به نمایندگی از خدا ارائه دهد. نه، رحمت خدا در اوست، در شخص مبارک پسر خدا، خداوند عیسی مسیح. نام او بینظیر و بیهمتاست. آمین.
اما آنچه داوود به وضوح تشخیص داد، که قلب اصل مطلب است، انبوهی از مردم مذهبی کاملاً از دست میدهند، و هیچ فاجعهای بزرگتر از این نیست. داوود ناکافی بودن احکام یهودی را دید؛ آنها هیچ راه حلی برای گناه خونین او ارائه نمیدادند. اما تودههای بیشماری هستند که در همین لحظه به مناسک مذهبی خود به عنوان راه حلی برای گناه خود اعتماد میکنند. آنها مانند مردی هستند که به دنبال ورود به عروسی پسر پادشاه است در حالی که لباسهای روحانی ساخته دست خود را پوشیده است، و بدون توجه به گناه و تقصیر خود.
و چون پادشاه برای دیدن مهمانان داخل شد، مردی را در آنجا دید که لباس عروسی بر تن نداشت: و به او گفت: ای دوست، چگونه به اینجا آمدی در حالی که لباس عروسی بر تن نداری؟ و او بیزبان شد. آنگاه پادشاه به خادمان گفت: دست و پای او را ببندید و او را بیرون ببرید و به تاریکی بیرونی بیندازید؛ در آنجا گریه و دندانقروچه خواهد بود. (متی ۲۲:۱۱-۱۳)
و همه این لباسهای روحانی چیزی نیست جز برندی جدید از پیشبندهای برگ انجیر قدیمی باغ، پیدایش ۳:۷. آنها هیچ پوششی برای برهنگی پلید مردان و زنان از چشم خدا ارائه نمیدهند،
و هیچ مخلوقی نیست که در نظر او آشکار نباشد: بلکه همه چیزها برهنه و آشکار است در برابر چشمان او که با او سروکار داریم. (عبرانیان ۴:۱۳)
پس داوود بر اساس شخصیت رحمت خدا، همراه با قلب توبهکار خود، از خدا رحمت و بخشش میطلبد. اما آیا داوود تعالیم خیمه را فراموش کرده بود؟ تخت رحمت، تخت خدا را نشان میداد، مزمور ۹۹:۱ و اشعیا ۳۷:۱۶. با این حال، تخت خدا تنها زمانی به مکانی برای رحمت تبدیل میشد که خون بر تخت رحمت پاشیده میشد. بدون خون پاشیده شده بر تخت رحمت، تخت خدا صرفاً تخت عدالت و داوری بود.
عدالت و داوری مسکن تخت توست. (مزمور ۸۹:۱۴ الف)
اما هنگامی که خون بر تخت رحمت پاشیده شد، به طرز شگفتانگیزی اعلام شد،
رحمت و حقیقت پیش روی تو خواهند رفت. (مزمور ۸۹:۱۴ ب)
آمین. پس قربانی مسیح پلی است بین رحمت خدا و قلب پشیمان گناهکار توبهکار. بدون قربانی مسیح، واقعیت یا شدت غم و توبه قلب مهم نبود. قلب گناهکار ممکن است با میلیونها اشک برای رحمت فریاد بزند و با این حال رحمتی نیابد، همانطور که برادر تاپلادی در سرود محبوب خود، «صخره اعصار» بیان کرد:
اگر اشکهایم تا ابد جاری بود،
نمیتوانست گناه را کفاره کند،
بلکه خون تو و تنها خون تو.— آگوستوس ام. تاپلادی (۱۷۴۰-۱۷۷۸)
اما البته، برای داوود، مانند همه قدیسان عهد عتیق دیگر، راههای خدا به وضوح برای ما روشن نبود. ما کلام کامل خدا را داریم، و ما بر کار تمام شده مسیح در جلجتا ایستادهایم. خدا را شکر! اسرائیل تا زمان مسیح تحت سرپرستی شریعت بود. همه آنها مانند کودکان با معلمان بودند. تا زمانی که زمان کامل شد و خدا پسر خود را فرستاد، انجیل مبارک فیض هم به اسرائیل و هم به تمام بشریت آشکار شد، غلاطیان ۳:۲۴ و ۴:۱-۵.
در واقع، قربانی مسیح پلی است بین رحمت خدا و قلب پشیمان گناهکار توبهکار. اما قربانیهای اسرائیل باید بر مذبح برنجی تقدیم میشد، و سالی یک بار خون قربانی باید به قدسالاقداس آورده میشد، جایی که تابوت عهد و تخت رحمت قرار داشتند. اما در زمان داوود، هم خیمه و هم مذبح برنجی که موسی در بیابان ساخته بود، در جبعون بودند. با این حال، تابوت در اورشلیم، مایلها دورتر، در خیمهای بود که داوود برای آن ساخته بود، ۲ تواریخ ۱:۳-۵. مذبحی که قربانیهای اسرائیل باید بر آن تقدیم میشد و تابوت با پوشش تخت رحمت از هم جدا بودند. به عبارت دیگر، پرستش یهوه در اسرائیل در بینظمی بود.
و شاید این سردرگمی در نظم پرستش اسرائیل، همراه با عدم وجود قربانی برای گناهان داوود، منجر به عدم وضوح در دعای داوود در مورد کفاره شد. با این حال، اگرچه داوود چارهای جز این نداشت که خود را صرفاً به رحمتهای خدا بسپارد، خدا جلجتا و پرداخت هنوز انجام نشده در آنجا را پیشبینی کرد. هللویا! و بگذارید روشن بگوییم، خدا تنها با خون کفاره میشود.
زیرا حیات جسم در خون است: و من آن را بر مذبح به شما دادهام تا برای جانهای شما کفاره شود: زیرا خون است که برای جان کفاره میکند. (لاویان ۱۷:۱۱) بدون ریختن خون، آمرزش نیست. (عبرانیان ۹:۲۲)
و با این حال صدها میلیون روح مذهبی گمراه وجود دارند که معتقدند چون خدا مهربان است، در روز داوری به آنها رحم خواهد کرد. نه، هزار بار نه! در روز داوری برای گناهکاران رحمتی نیست. پس خدا برای گناهکاران رحمتی ندارد؟ اوه بله، ۱۰ هزار بار بله! او رحمت فراوانی برای گناهکاران دارد، فقط نه در روز داوری. رحمت او امروز ارائه میشود،
اینک، اکنون زمان مقبول است؛ اینک، اکنون روز نجات است. (۲ قرنتیان ۶:۲)
اگر فقط میلیونها و حتی میلیاردها نفر گوش شنوا برای کلام خدا داشتند! اگر فقط پیام انجیل را باور میکردند! انجیل اعلام میکند که خدا مهربان است و اعلام میکند که او عادل است.
رحمت و حقیقت به هم رسیدهاند؛ عدالت و صلح یکدیگر را بوسیدهاند. (مزمور ۸۵:۱۰)
رحمت و حقیقت تنها در صلیب نجاتدهنده به هم میرسند. این خون مسیح است که به خدا اجازه میدهد تا به کسانی که در حقیقت گناهکار و مستحق داوری هستند، رحمت کند. و عدالت و صلح تنها در جلجتا یکدیگر را میبوسند. این خون مسیح است که راهی برای خدای عادل فراهم کرده تا به بیدینان صلح ارائه دهد. او را ستایش کنید! او را ستایش کنید! او شایسته است!
ایمان اسلامی تعلیم میدهد که الله مهربان است و او داوری عادل است، اما آنها از الله نجاتی ندارند زیرا خونی برای کفاره او ندارند. اینها از الله مهربان رحمتی نخواهند داشت زیرا او عادل است و آنها گناهکارند. اما انجیل خبر خوشی را برای هر گناهکار اعلام میکند. رومیان ۳:۲۳ تا ۲۶:
زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا قاصرند؛ و به رایگان به فیض او از طریق فدیهای که در مسیح عیسی است، عادل شمرده میشوند: که خدا او را به عنوان کفارهای از طریق ایمان به خون او قرار داد، تا عدالت خود را برای آمرزش گناهان گذشته، از طریق بردباری خدا، اعلام کند؛ میگویم، در این زمان عدالت خود را اعلام کند: تا او عادل باشد، و عادلکننده کسی که به عیسی ایمان دارد. (رومیان ۳:۲۳-۲۶)
اسلام پنج رکن دارد: شهادتین، نمازهای پنجگانه، روزه، و حج. اما چه فایدهای دارد که زندگی خود را بر این ارکان اعمال نیک بنا کنید اگر آنها بر پایهای از شن قرار گرفتهاند؟ آنها هیچ پلی بین رحمتهای خدا و گناهکار توبهکار فراهم نمیکنند. بدون ریختن خون، آمرزش نیست. اسلام، مانند همه ادیان مبتنی بر اعمال، هیچ پاسخی به فریاد وحشتناک خداوند عیسی از جلجتا ندارد: «خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی؟» اما ما که به خداوند عیسی ایمان داریم، میایستیم: «خداوندا، تو به خاطر گناه ما ترک شدی. از تو متشکریم، خداوندا.»
پس در داوود میبینیم که اگرچه قدیسان عهد عتیق در مورد عملکرد فیض روشن نبودند، اما منتظر مسیح بودند. و حتی انبیا که درباره مسیح نبوت کردند، همانطور که خود داوود نیز چنین کرد، درک روشنی از چیزهایی که درباره او نوشتند نداشتند. ۱ پطرس ۱:۱۰ و ۱۱:
که در مورد این نجات، انبیا با دقت تحقیق و جستجو کردند، کسانی که درباره فیضی که به شما میرسید نبوت کردند: جستجو میکردند که روح مسیح که در آنها بود، چه زمان یا چه نوع زمانی را نشان میداد، هنگامی که از پیش درباره رنجهای مسیح و جلالی که به دنبال آن میآمد شهادت میداد. (۱ پطرس ۱:۱۰-۱۱)
حتی شاگردانی که سه و نیم سال با خداوند راه رفتند، به کمک او نیاز داشتند تا ببینند چگونه کتب عهد عتیق در او تحقق یافته است. به آن دو نفر در راه عمواس، او گفت، لوقا ۲۴:۲۵-۲۷:
آنگاه به ایشان گفت: ای نادانان، و ای کند دلان در ایمان آوردن به هر آنچه انبیا گفتهاند: آیا مسیح نباید این رنجها را میکشید و به جلال خود وارد میشد؟ و از موسی و همه انبیا آغاز کرد و در تمام کتب، چیزهایی را که درباره خودش بود، برای ایشان شرح داد. (لوقا ۲۴:۲۵-۲۷)
و بعدها در آن فصل به یازده نفر گفت، آیه ۴۴:
و به ایشان گفت: اینها کلماتی است که من به شما گفتم، در حالی که هنوز با شما بودم، که همه چیزهایی که در شریعت موسی، و در انبیا، و در مزامیر، درباره من نوشته شده بود، باید تحقق یابد. (لوقا ۲۴:۴۴)
آنگاه فهم آنها را گشود تا کتب را بفهمند، و به ایشان گفت،
چنین نوشته شده است، و چنین لازم بود که مسیح رنج ببرد، و در روز سوم از مردگان برخیزد: و اینکه توبه و آمرزش گناهان باید به نام او در میان همه ملتها، از اورشلیم آغاز شود، موعظه شود. (لوقا ۲۴:۴۶-۴۷)
بیشتر کتب عهد عتیق تحت تدبیر یا اداره شریعت نوشته شدهاند. اما همانطور که قبلاً اشاره کردیم، شریعت معلم ما بود تا ما را به مسیح برساند، تا ما با ایمان عادل شمرده شویم، غلاطیان ۳:۲۴. پس مزمور ۵۱ فریاد دلشکسته مردی توبهکار است. این فریاد مردی مؤمن است که میترسد مبادا خدا روحالقدس را از او بگیرد، آیه ۱۱. این فریاد مردی شکسته است که میخواهد خدا شادی نجاتش را به او بازگرداند، آیه ۱۲.
اما پاسخ خدا به فریاد ناامیدانه داوود برای یک رفاقت ناگسستنی با خدا را در فریاد دیگری مییابیم. فریاد تنهای او را از تاریکی جلجتا بشنوید:
ایلی، ایلی، لاما سبقتنی؟ یعنی، خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی؟ (متی ۲۷:۴۶)
و خدا فریاد او را نشنید، تا خدا فریاد داوود را برای رحمت بشنود و به عدالت به آن پاسخ دهد، و تا خدا فریاد من و تو را برای رحمت بشنود و به عدالت به فریادهای ما نیز پاسخ دهد. آمین.
ای خدای مبارک، امروز تو را شکر میکنیم و ستایش میکنیم، زیرا او در تاریکی فریاد زد و به خاطر گناه ما ترک شد. و تو را شکر و ستایش میکنیم، ای خداوند عیسی مبارک، که تو این کار را برای ما انجام دادی. ما در برابر تو سر تعظیم فرود میآوریم و تو را، ای پسر خدا، به نام شایسته تو احترام میگذاریم. آمین، آمین.