خدا مریم را نجات دهد.
آقایان، شما مهربانانه مسیح ما را در روز کریسمس به دنیا آوردید،
برای همه ما از شیطان، وقتی که ما رفته بودیم.
ای خبرهای آرامش و شادی، آرامش و شادی، ای خبرهای آرامش و شادی.
پدر خدا فرشته مبارک و خبرهای قطعی از بیت لحم خدا با آرامش و شادی، آرامش و شادی، ای خبرهای آرامش و شادی.
آمد و مریم را یافت، آرامش و شادی، آرامش و شادی، ای خبرهای آرامش و شادی.
برای شما که در این مکان ستایش میکنید،
و با عشق واقعی و برادری یکدیگر را در آغوش بگیرید.
این کریسمس مقدس همه را در بر میگیرد. ای خبرهای آرامش و شادی، آرامش و شادی، ای خبرهای آرامش و شادی. آمین.
صبح بخیر. آیا به خداوند نگاه کنیم؟ خدای ما و پدر ما، از تو برای کلامت سپاسگزاریم. این کلام زندگیساز و ابدیتساز است. از تو برای آن سپاسگزاریم. ما را با روحت از طریق آن هدایت کن، همانطور که کتابت را باز میکنیم. به نام عیسی، آمین.
داوود، پادشاه چوپان، شماره ۵۲، صلیب و تاج.
داوود: صلیب و تاج
داوود مجبور میشود از پسر خودش فرار کند. شهوت قدرت ابشالوم آنقدر زیاد است که حتی حاضر است جان پدرش را بگیرد، و بیرحمی او آنقدر زیاد است که داوود میدانست حتی ساکنان اورشلیم نیز در خطر هستند.
و داوود به همه خادمان خود که با او در اورشلیم بودند گفت: «برخیزید و فرار کنیم؛ زیرا از ابشالوم فرار نخواهیم کرد. عجله کنید تا برویم، مبادا او ناگهان به ما برسد و بر ما شر بیاورد و شهر را با لبه شمشیر بزند.» (۲ سموئیل ۱۵:۱۴)
داوود شاهد صفوف غمگین پیروان وفادارش بود که در حال فرار از دره قدرون عبور میکردند. صادوق و ابیاتار، کاهنان، با تابوت خدا در کنار او ایستاده بودند.
و اینک صادوق نیز، و همه لاویان با او بودند، تابوت عهد خدا را حمل میکردند: و تابوت خدا را گذاشتند؛ و ابیاتار بالا رفت، تا همه مردم از شهر عبور کرده بودند. و پادشاه به صادوق گفت: «تابوت را به شهر بازگردان: اگر در چشمان خداوند لطف بیابم، او مرا دوباره باز خواهد گرداند، و هم آن را و هم مسکن خود را به من نشان خواهد داد: اما اگر او چنین گفت، من از تو لذتی ندارم؛ اینک، من اینجا هستم، بگذار او با من هر کاری که به نظرش خوب میآید انجام دهد.» (۲ سموئیل ۱۵:۲۴-۲۹)
تابوت نشاندهنده حضور خود خدا بود.
و چون موسی به خیمه اجتماع داخل شد تا با او سخن گوید، آنگاه صدای کسی را شنید که از بالای تخت رحمت که بر تابوت شهادت بود، از میان دو کروبی با او سخن میگفت: و او با او سخن گفت. (اعداد ۷:۸۹)
و تابوت نشاندهنده تخت خدا بود.
خداوند سلطنت میکند؛ بگذارید مردم بلرزند: او بین کروبیان نشسته است؛ بگذارید زمین بلرزد. (مزمور ۹۹:۱)
داوود میدانست که شورش ابشالوم بخشی از تأدیب خدا بر او بود. بنابراین، داوود اجازه نمیداد که تابوت خدا در تأدیب و سرزنش او با او همراه باشد. داوود تابوت را از جایگاه استراحت و سکونت خود در اورشلیم منتقل نخواهد کرد. او به جای آن در برابر تخت خدا سر تعظیم فرود میآورد، تسلیم تأدیب شایسته خود میشود، و منتظر خدا میماند تا او را به تابوت و به شهر بازگرداند.
تابوت خدا
در مورد تابوت، خوب است به یاد داشته باشیم که کاهنان تابوت را بر دوش خود و با چوبهای آن به دره قدرون حمل کرده بودند. تابوت با چوبهایش تصویری بسیار زیبا از خدا به عنوان زائر الهی که با مردم خود راه میرفت (۲ سموئیل ۷:۶) ارائه میدهد. در سفر اسرائیل در بیابان، حضور خدا که در تابوت نمایان بود، آنها را هدایت میکرد (اعداد ۱۰:۳۳). و هنگامی که اسرائیل استراحت میکرد، تابوت در میان اردوگاه استراحت میکرد (اعداد ۲:۲). و چوبها بر دوش کاهنان به ما یادآوری میکنند که مسئولیت اسرائیل بود که شهادت دهد که خداوند خدای تمام زمین است، هر کجا که سفر میکردند. به همین ترتیب، شهادت کلیسا این است که شهادت دهد که عیسی مسیح خداوند همه است، هر کجا که ما هستیم. در شخص خداوند عیسی مسیح هم حضور خدا و هم تخت او وجود دارد (کولسیان ۲:۹، ۱۱-۱۳).
شهادت دادن
در اینجا دو نمونه از حمل تابوت توسط کاهنان اسرائیلی و شهادت دادن به اینکه خداوند خدای تمام زمین است آورده شده است.
اول پادشاه بر تخت خود است. تابوت توسط کاهنان حمل میشد و اسرائیل را از رود اردن به سرزمین موعود هدایت میکرد.
اینک، تابوت عهد خداوند، خدای تمام زمین، پیش از شما از اردن عبور میکند. و چنین خواهد شد که به محض اینکه کف پای کاهنانی که تابوت خداوند، خدای تمام زمین را حمل میکنند، در آبهای اردن قرار گیرد، آبهای اردن از آبهایی که از بالا میآیند قطع خواهد شد؛ و آنها به صورت تودهای خواهند ایستاد. (یوشع ۳:۱۱، ۱۳)
و دوم، هنگامی که اسرائیل وارد کنعان شد، حضور خدا بود که در تابوت آشکار شد و توسط کاهن حمل شد که دیوارهای اریحا را به زمین انداخت. خدا واقعاً از طریق مردم خود شهادت میداد که او واقعاً خداوند تمام زمین است.
و یوشع پسر نون کاهنان را فراخواند و به آنها گفت: «تابوت عهد را بردارید، و هفت کاهن هفت شیپور از شاخ قوچ را پیش از تابوت خداوند حمل کنند.» ... پس مردم فریاد زدند هنگامی که کاهنان با شیپورها دمیدند: و چنین شد که وقتی مردم صدای شیپور را شنیدند، و مردم با فریادی بلند فریاد زدند، دیوار به زمین افتاد. (یوشع ۶:۶، ۲۰)
اما اکنون خدا مردم خود را به سرزمین موعود هدایت کرده و بر دشمن پیروز شده است، بنابراین نه او و نه مردمش دیگر در حال سفر نیستند. داوود تابوت را به جایگاه سکونت و استراحت خود در اورشلیم بر کوه صهیون آورده است.
زیرا خداوند صهیون را برگزیده است؛ آن را برای سکونت خود آرزو کرده است. این است استراحت من برای همیشه: در اینجا ساکن خواهم شد؛ زیرا آن را آرزو کردهام. (مزمور ۱۳۲:۱۳-۱۴)
و چوبها در تابوت باقی میمانند، حتی زمانی که سرانجام توسط کاهن به معبد سلیمان حمل میشود. در آنجا چوبها به طور مداوم به لطف خدا در راه رفتن با مردمش و امتیاز شگفتانگیز مردمش برای حمل شهادتی به او شهادت میدهند (۲ تواریخ ۵:۷، ۹).
اما البته، پادشاهی و معبد سلیمان فقط سایهای از روزی است که به زودی فرا میرسد. خداوند عیسی پادشاهی صلح خود را در اورشلیم برقرار خواهد کرد و بر تخت خود در آنجا خواهد نشست. آنگاه جلال خود او شهادت خواهد داد که او خداوند تمام زمین است که در میان مردم خود ساکن است. آمین.
و چنین خواهد شد که وقتی شما در سرزمین زیاد و افزون شوید، در آن روزها، خداوند میگوید، دیگر نخواهند گفت، تابوت عهد خداوند: و نه به یاد خواهند آورد: و نه آن را به یاد خواهند آورد؛ و نه آن را زیارت خواهند کرد؛ و نه دیگر آن کار انجام خواهد شد. در آن زمان اورشلیم را تخت خداوند خواهند خواند؛ و همه ملتها به آن، به نام خداوند، به اورشلیم جمع خواهند شد. (ارمیا ۳:۱۶-۱۷)
و دوباره،
اما تو، ای خداوند، تا ابد باقی خواهی ماند؛ و یاد تو تا همه نسلها. تو برخواهی خاست، و بر صهیون رحمت خواهی کرد: زیرا زمان لطف به او، بله، زمان مقرر فرا رسیده است. پس بتپرستان از نام خداوند خواهند ترسید، و همه پادشاهان زمین از جلال تو. هنگامی که خداوند صهیون را بنا کند، در جلال خود ظاهر خواهد شد. آمین. (مزمور ۱۰۲:۱۲-۱۶)
مسیح: صلیب پیش از تاج
چه روز پرجلالی. اما همانطور که با داوود دیدیم، او ابتدا رد شد و از شائول فرار کرد قبل از اینکه تاجگذاری کند. بنابراین قبل از تاج مسیح، صلیب او وجود دارد. قبل از جلال او، شرم او وجود دارد. خداوند عیسی سر خود را خم کرد و تسلیم اراده پدر در جتسیمانی شد. بر سر خود، تاج خار را بر سر داشت در حالی که صلیب خود را به جلجتا حمل میکرد. در مرگ خود، پس از فریاد زدن، «تتلستای، تمام شد»، سر خود را خم کرد. اما خدا سر او را در سه روز در رستاخیز بلند کرد، و ۴۰ روز بعد، مسیح صعود کرد و خدا سر او را با جلال و افتخار تاجگذاری کرد. و به زودی، خداوند عیسی دوباره برای عروس خود و سپس تخت خود خواهد آمد. و همانطور که او در شکوه سلطنتی مینشیند، تاجهای تمام امپراتوریها بر پیشانی پرجلال او قرار خواهند گرفت. خداوند را ستایش کنید.
در آن روز، روح خدا اورشلیم را فرا خواهد خواند تا سرهای خود را بلند کنند و پادشاه خود را بپذیرند.
ای دروازهها، سرهای خود را بلند کنید؛ و ای درهای ابدی، بلند شوید؛ و پادشاه جلال داخل خواهد شد. این پادشاه جلال کیست؟ خداوند قوی و توانا، خداوند توانا در نبرد. ای دروازهها، سرهای خود را بلند کنید؛ حتی آنها را بلند کنید، ای درهای ابدی؛ و پادشاه جلال داخل خواهد شد. این پادشاه جلال کیست؟ خداوند سپاهیان، او پادشاه جلال است. سلاه. (مزمور ۲۴:۷-۱۰)
و پطرس نیز این موضوع را هنگامی که از رنجهای مسیح و جلالی که باید به دنبال آن میآمد سخن گفت (۱ پطرس ۱:۱۱) مطرح میکند. هنگامی که پطرس یک شاگرد جوان بود، نه او و نه دیگر شاگردان این نظم اخلاقی رنجها قبل از جلال را درک نمیکردند. هنگامی که خداوند عیسی سعی کرد به آنها بیاموزد که او قبل از جلالش رد خواهد شد، پطرس او را سرزنش کرد.
از آن زمان به بعد عیسی شروع کرد به شاگردان خود نشان دهد که چگونه باید به اورشلیم برود، و بسیاری چیزها را از بزرگان و کاهنان اعظم و کاتبان رنج ببرد، و کشته شود، و در روز سوم دوباره زنده شود. آنگاه پطرس او را گرفت، و شروع کرد به سرزنش او، گفت: «خداوند، این از تو دور باد: این بر تو نخواهد آمد.» (متی ۱۶:۲۱-۲۲)
امروزه، شاخهای کامل از مسیحیان مدعی وجود دارد که مانند پطرس معتقدند که پادشاهی مسیح اکنون است و مسیحیان باید اکنون سلطنت کنند. پولس قرنتیان را به خاطر این آموزه غلط و جسمانی سرزنش کرد.
اکنون شما سیر هستید، اکنون شما ثروتمند هستید، شما بدون ما مانند پادشاهان سلطنت کردهاید: و ای کاش شما سلطنت میکردید، تا ما نیز با شما سلطنت میکردیم. زیرا من فکر میکنم که خدا ما رسولان را آخرین قرار داده است، گویی برای مرگ تعیین شدهایم: زیرا ما برای جهان، و برای فرشتگان، و برای انسانها تماشایی شدهایم. (۱ قرنتیان ۴:۸-۹)
و کلمات خداوند عیسی به کلیسای لائودیکیه سرزنشی است برای دنیوی بودن آنها، که سعی میکردند آن را به عنوان ایمان پنهان کنند.
زیرا میگویی، من ثروتمندم، و در اموال افزایش یافتهام، و به چیزی نیاز ندارم؛ و نمیدانی که تو بدبخت، و بیچاره، و فقیر، و کور، و برهنه هستی: من به تو توصیه میکنم که از من طلای در آتش آزموده شده بخری، تا ثروتمند شوی؛ و لباس سفید، تا پوشیده شوی، و شرم برهنگی تو ظاهر نشود؛ و چشمان خود را با مرهم چشم بمالی، تا ببینی. (مکاشفه ۳:۱۷-۱۸)
اگرچه یک ایماندار ممکن است این آموزه تاج بدون رنج را کاملاً نپذیرد، اما ما همچنان باید مراقب تأثیر آن باشیم. وگرنه چرا وقتی کالاهای دنیای ما مانند کالاهای همسایگانمان افزایش نمییابد، غرغر میکنیم؟ چرا وقتی برنامههایمان خنثی میشود یا وقتی ضرر میکنیم، بیصدا شکایت میکنیم؟ آیا اینها شواهد ظریفی نیستند که ما مخفیانه تاج را بدون هزینه صلیب میخواهیم؟
و اگر فرزندان، پس وارثان؛ وارثان خدا، و وارثان مشترک با مسیح؛ اگر با او رنج ببریم، تا با هم جلال یابیم. (رومیان ۸:۱۷)
خطر تاج بدون صلیب
در فصل ۳۲ اعداد، خدا تصویری از ایماندارانی به ما نشان میدهد که به دنبال برکات زمینی هستند اما از بهترین برکات خدا باز میمانند. اینها نه چندان کلیساهای جسمانی قرنتس و لائودیکیه را نشان میدهند، بلکه ایماندارانی را نشان میدهند که به دنبال رضایت در برکات این دنیا هستند. هنگامی که امیال جسمانی در قلب حاکم باشد، همه چیز با میل به جلال و رضایت شخصی انگیزه مییابد. این در قرنتس و لائودیکیه رایج بود. اما خدا به ایماندار همه چیز را به وفور برای لذت بردن داده است (۱ تیموتائوس ۶:۱۷). بنابراین بدیهی است که لذت بردن از چیزهای زمینی هیچ ضرری ندارد. مشکل این است که این چیزها را اول و قبل از پادشاهی خدا جستجو کنیم. به عنوان مثال، هنگامی که کار ما، موفقیت ما، خانه ما، سرگرمیهای ما، تحصیلات ما اولویت شماره یک در قلب ما میشوند، ما به کمتر از بهترین خدا رضایت دادهایم.
قبل از اینکه ۱۲ قبیله اسرائیل از اردن عبور کرده و وارد سرزمین موعود شوند، مکانی که برکت آنها و سرزمینی که خدا آن را سرزمین عمانوئیل نامید (اشعیا ۸:۸)، دو و نیم قبیله بودند که میخواستند در سمت شرقی اردن بمانند.
و اکنون فرزندان رئوبن و فرزندان جاد گلههای بسیار زیادی داشتند: و هنگامی که سرزمین یازر و سرزمین جلعاد را دیدند، که آنجا مکانی برای گله بود. از این رو آمدند و با موسی، و با العازار کاهن، و با رؤسای جماعت سخن گفتند و گفتند: «سرزمینی که خداوند پیش از جماعت اسرائیل زد، سرزمینی برای گله است، و خادمان تو گله دارند.» از این رو، گفتند: «اگر در نظر تو لطف یافتهایم، بگذار این سرزمین به خادمان تو به عنوان ملک داده شود، و ما را از اردن عبور مده.» (اعداد ۳۲:۱-۵)
بیشک اگر گله دارید، به چراگاه نیاز دارید. و برای این دو قبیله، به علاوه نیم قبیله منسی (اعداد ۳۲:۳۳)، چمن سبز بهتر از سرزمین موعود بود که شیر و عسل در آن جاری بود (تثنیه ۶:۳). داستان بسیار جالبی در ارتباط با تصمیم این قبایل وجود دارد که از آن میگذریم. کافی است ذکر کنیم که مردان دو و نیم قبیله از اردن عبور کردند و در کنار اسرائیل علیه کنعانیان جنگیدند. سپس به خانوادهها و گلههای خود در سمت شرقی رودخانه بازگشتند (یوشع ۲۲:۴). اما ترسی در دل آنها ایجاد شد که نسلهای بعدی ممکن است فراموش کنند که آنها بخشی از اسرائیل بودند، بنابراین بنای یادبودی ساختند به عنوان شاهدی بر اینکه اگرچه آنها توسط رودخانه از اسرائیل جدا شده بودند، اما همچنان بخشی از ملت بودند (یوشع ۲۲:۳۴).
رضایت به کمتر از بهترین خدا
پس ارتباط بین این دو و نیم قبیله و صلیب قبل از تاج چیست؟ ما معتقدیم این قبایل ایمانداران واقعی را نشان میدهند. دو و نیم قبیله در کنعان در کنار برادران خود جنگیدند، و نگران بودند که میراث آنها در اسرائیل فراموش نشود. بنابراین آنها ایمانداران واقعی را نشان میدهند، اما ایماندارانی که به دنبال رفاه و لذت در چیزهای این دنیا هستند. این برادران مراقبند که از ایمان خود منحرف نشوند. آنها در کلیسای خود وفادارند، کتاب مقدس خود را میخوانند و دعا میکنند و عشر میدهند، اما همه اینها بدون هزینه صلیب. سنگ قبر آنها ممکن است اینگونه باشد: «دوباره متولد شد، دارای حیات ابدی در مسیح، و به عنوان مهندس نرمافزار درگذشت»، یا «دوباره متولد شد، دارای حیات ابدی در مسیح، و به عنوان مشاور املاک درگذشت»، یا «دوباره متولد شد، دارای حیات ابدی در مسیح، و به عنوان کشاورز درگذشت.» به عبارت دیگر، چه خسارتی است وقتی داشتن حیات ابدی دیدگاه ابدی در ذهن ایماندار ایجاد نمیکند. و چه خسارتی است وقتی حیات ابدی ایماندار را برای انجام دعوت ابدی خود تحت فشار قرار نمیدهد. من معتقدم این فقط زندگی مسیحی من را به خوبی توصیف میکند. شما میتوانید تصمیم بگیرید که تا چه حد زندگی شما را توصیف میکند. اغلب ما راضی هستیم که به چمن برای گلههای خود بسنده کنیم تا اینکه به دنبال بهترین خدا در آن سوی اردن باشیم.
و بهترین خدا زندگیای است که مقدس و بدون حواسپرتی برای مسیح زندگی شود. پولس رسول گفت:
زیرا برای من زندگی کردن مسیح است. (فیلیپیان ۱:۲۱)
و او بعداً گفت:
من به سوی هدف میشتابم برای جایزه دعوت عالی خدا در مسیح عیسی. (فیلیپیان ۳:۱۴)
هنگامی که اسرائیل از اردن عبور کرد، آبهای جاری به پایین قطع شد و مانند تودهای ایستاد. پس از عبور اسرائیل، آنها باید ۱۲ سنگ از سمت بیابان برمیداشتند و آنها را در میان اردن قرار میدادند، و ۱۲ سنگ از میان اردن برمیداشتند و آنها را در سمت کنعان قرار میدادند (یوشع ۴:۳، ۹). این نشان میدهد که هر ایماندار در مسیح مرده است و هر ایماندار با مسیح برخاسته است. و چون ما مردهایم و با مسیح برخاستهایم، باید به دنبال چیزهایی باشیم که در بالا هستند (کولسیان ۳:۱-۴). این بدان معناست که ما از این دنیا از طریق مرگ مسیح جدا شدهایم و وارد دنیای جدیدی شدهایم. ما دیگر در بیابان شرق اردن نیستیم، بلکه وارد سرزمین عمانوئیل شدهایم. جلال.
اما یک جنبه عملی نیز وجود دارد. بهترین خدا زمانی حاصل میشود که ما در جدایی از دنیا از طریق صلیب زندگی کنیم و تمام استعدادها و تواناییهای خود را در پای استاد بگذاریم. خداوند عیسی گفت:
اگر کسی میخواهد به دنبال من بیاید، باید خود را انکار کند، و صلیب خود را بردارد، و از من پیروی کند. (متی ۱۶:۲۴)
و هنگامی که خداوند پطرس، آندریاس، یعقوب و یوحنا را فراخواند، به آنها گفت که تورهای ماهیگیری خود را برای یک کار جدید و روحانی رها کنند.
و به آنها گفت: «از من پیروی کنید، و من شما را ماهیگیران انسانها خواهم ساخت.» (متی ۴:۱۹)
سالها پیش، کارم را با پدر و برادرم در مزرعه خانوادگیمان رها کردم. احساس کردم خداوند میخواهد زندگیام را بیشتر به او اختصاص دهم. بنابراین برای چند سال بعد، زمان زیادی را صرف مطالعه کتاب مقدس و کار با مبلغ محلی که در مکزیک خدمت میکرد، گذراندم. اما متأسفانه، اگرچه در آن زمان به چند کلیسای مختلف رفتم، اما نوع رهبری کتاب مقدسی را که هر ایماندار جوان به آن نیاز دارد، نداشتم. هر ایماندار جوان به مراقبت و مشاوره شبانی نیاز دارد. نتیجه برای من این بود که مانند درختی با تاج بزرگ اما ریشههای کمعمق شدم. به عبارت دیگر، غرور یک تازهکار مرا آلوده کرد (۱ تیموتائوس ۳:۶). در نهایت، به کارم در مزرعه خانوادگیمان بازگشتم. خداوند به زودی در کرسی داوری مسیح آشکار خواهد کرد که آیا تصمیم من در اراده او بوده است یا خیر.
اما من از برخورد خدا با موسی و عصای چوپانی او دلگرم میشوم.
و خداوند به او گفت: «آن چیست در دست تو؟» و او گفت: «یک عصا.» و او گفت: «آن را بر زمین بینداز.» و او آن را بر زمین انداخت، و آن مار شد؛ و موسی از پیش آن فرار کرد. (خروج ۴:۲-۳)
سپس خدا به موسی گفت که دوباره عصایش را بردارد، و از آن پس عصای موسی به عنوان عصای خدا شناخته شد (خروج ۱۷:۹). امیدوارم همین اصل زمانی که من، به قول معروف، کارم را رها کردم، اعمال شده باشد، و امیدوارم وقتی دوباره آن را از سر گرفتم، به جای کار من، کار خدا شده باشد. اما باز هم، همه اینها در کرسی داوری مسیح روشن خواهد شد.
نتیجهگیری
در پایان، باشد که خداوند به ما کمک کند سه چیز را به یاد داشته باشیم. اول، خدا موفقیت را با دلار و سنت نمیسنجد. دوم، املاک واقعی خدا فقط در ملک اطراف خانه پدر در جلال واقعی است. و سوم، هیچ امنیتی در سهام و اوراق قرضه و سایر به اصطلاح اوراق بهادار وجود ندارد. امنیت فقط در مسیح است. آمین.
پس فعلاً، داوود و قدرون را با قلبی پر از غم ترک میکنیم، در حالی که او تماشا میکند که خادمان وفادارش شروع به صعود از کوه زیتون به سمت بیابان یهودیه میکنند. و بار او افزایش مییابد، زیرا در جهت دیگر، او صادوق، ابیاتار و لاویان را مشاهده میکند که با احتیاط تابوت خدا را به اورشلیم بازمیگردانند. داوود را با این تأملات بسیار آشفته ترک میکنیم. زمانهایی وجود دارد که همه ما با تأملات آشفته تنها میمانیم. آنها میتوانند شامل ازدواج، فرزندان، امور مالی یا چیز دیگری باشند. اما مانند داوود، این باری است که متعلق به خود ماست، و ما باید با فیض خدا آن را تحمل کنیم. و این کاری است که ایمان انجام میدهد. ایمان غم را تحمل میکند، درد را تحمل میکند. ایمان اعتماد دارد که خدا برنامهای دارد، یک برنامه خوب. اگر اکنون غمگین هستید، و مانند داوود، وقتی به راست نگاه میکنید دلشکستگی است و به چپ پشیمانی، فقط متوقف شوید. نفس عمیقی بکشید و به بالا نگاه کنید. خدا برنامهای دارد، یک برنامه خوب. آمین.
خدای ما، از تو برای کلامت سپاسگزاریم و دعا میکنیم که با روحت آن را در قلب هر یک از ما برای تشویق و بنای خودمان به کار ببری، تا بتوانیم با تمام وجود برای تو زندگی کنیم. این را به نام مسیح میخواهیم. آمین. آمین.