سلسله– اپریل ۲۰۲۳ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
برداشتهایی از عهد عتیق،قسمت ۲
آدم و پیامدهای جدی سقوط
آدم ... نهصد و سی سال زندگی کرد؛ و او مرد. —پیدایش ۵:۵ NKJV
مرگ به همه انسانها سرایت کرد
این همان ترجیعبند غمانگیزی است که در سراسر این فصل تکرار میشود: «و او مرد.» به دلیل گناهش، انسان تابع مرگ است، حتی اگر نفس حیات را از خدا دریافت کرده باشد. آیا میتوان به تضادی بزرگتر از آنچه بین زندگی و مرگ است فکر کرد؟ با خواندن کتاب مقدس درمییابیم که زندگی خودبهخود یا صرفاً تصادفی به وجود نیامده، بلکه از خدا سرچشمه گرفته است. یک سازنده الهی در پشت چیزهایی که میبینیم وجود دارد. او همه چیز را با حکمت ساخت، و قدرت ابدی و الوهیت او را میتوان در چیزهای بزرگ و کوچک – در کهکشانهای عظیم و در اسرار اتم – دید.
کتاب مقدس به ما میگوید: «از زمان آفرینش جهان، صفات نادیدنی [خدا] به وضوح دیده میشوند، و از طریق چیزهایی که ساخته شدهاند درک میشوند» (رومیان ۱:۲۰). هر شخص باهوشی باید نتیجه بگیرد که خلقت توسط دستان یک خالق قادر مطلق ساخته شده است. خدای زنده منبع تمام حیات است. یک کلمه از او کافی بود تا چیزهایی را که وجود نداشتند، گویی وجود داشتند، فراخواند. «او سخن گفت، و انجام شد؛ او فرمان داد، و ثابت ماند» (مزامیر ۳۳:۹). «خدا گفت: «نور باشد»؛ و نور شد» (پیدایش ۱:۳).
پس چگونه ممکن بود که مرگ بتواند خلقت زیبای خدا را خدشهدار کند؟ اگر خدا منبع حیات است، پس مرگ از کجا میآید؟ آیا باید مرگ را یک چیز طبیعی بدانیم که بخشی از چرخه زندگی است؟ آیا مرگ یک دوست است تا یک دشمن؟ اینها همه سوالات بسیار مهمی هستند و لازم است پاسخهای صحیح برای آنها پیدا شود.
اگر در نظر بگیریم که مرگ دقیقاً متضاد زندگی است، واضح است که خدا، منبع زندگی، نمیتواند همزمان منبع مرگ باشد. مرگ کاملاً با طبیعت خدا به عنوان آغازگر زندگی در تضاد است. این یک تضاد اساسی است، قابل مقایسه با آنچه بین نور و تاریکی و بین خیر و شر است. کسانی که سعی میکنند این تفاوتها را نادیده بگیرند، خود را فریب میدهند، زیرا از واقعیت روی برمیگردانند تا دنیایی خیالی ایجاد کنند که در آن زندگی به اندازه مرگ بیمعنی است.
اما کلام خدا چیز دیگری به ما میآموزد. مرگ قلمرو دشمن بزرگ خدا، شیطان است، «که قدرت مرگ را داشت» (عبرانیان ۲:۱۴). چون اولین انسان توسط حیلهگری مار فریب خورد (پیدایش ۳:۱-۷)، مرگ وارد دنیای ما شد: «از طریق یک انسان گناه وارد جهان شد، و مرگ از طریق گناه» (رومیان ۵:۱۲). مرگ، یکی از رسولان دیگر نوشته است، آخرین حلقه در زنجیره شر است که با خواستههای قلبهای گناهآلود ما آغاز میشود (یعقوب ۱:۱۳-۱۵). باید توجه داشته باشیم که چون نه تنها آدم و حوا گناهکار بودند بلکه تمام فرزندان آنها نیز گناهکار بودند، مرگ به همه انسانها سرایت کرده است.
آدم آخر، روحی حیاتبخش
شیطان حرف آخر را نمیزند، زیرا کسی قویتر از او آمده است. خداوند عیسی او را بسته و خانهاش را غارت کرده است. خدا آمدن این مرد قدرتمند و شجاع را بلافاصله پس از سقوط انسان اعلام کرد. کسی که از زنی متولد میشد، سر مار را میکوبید. مسیح آن نسلی بود که میآمد و بر شیطان غلبه میکرد. اما در عین حال، این به معنای پایان زندگی او در اینجا روی زمین بود، زیرا مار قرار بود پاشنه او را بکوبد (پیدایش ۳:۱۵).
خداوند همتای آدم است، پاسخ الهی به تمام پیامدهای گناه آدم، که از طریق او مرگ وارد جهان شد. مسیح دومین انسان و آخرین آدم است، فاتح شیطان، گناه و مرگ (رومیان ۵ و اول قرنتیان ۱۵ را بخوانید).
به همین دلیل، توجه به این نکته که آیه عبرانیان ۲ که قبلاً به آن اشاره شد، در زمان گذشته نوشته شده است، از اهمیت بالایی برخوردار است! شیطان قدرت مرگ را داشت، اما توسط مسیح از سلطنت خلع شد. خداوند عیسی بر شیطان غلبه کرد، «مرگ را از بین برد و زندگی و جاودانگی را به نور آورد» (دوم تیموتائوس ۱:۱۰). در جزیرهای که پاتموس نامیده میشود، یوحنا او را به عنوان خداوند قیامکرده دید، که قدرت، یا «کلیدهای هاویه و مرگ» را دارد (مکاشفه ۱:۱۸).
مسیح در روز سوم دوباره برخاست، خدا «دردهای مرگ را گشود، زیرا ممکن نبود که او توسط آن نگه داشته شود» (اعمال ۲:۲۴). و به عنوان خداوند قیامکرده، او سر یک خلقت جدید است. او به همه کسانی که به او ایمان دارند، زندگی ابدی میدهد. او «کسی را که قدرت مرگ را داشت» نابود کرده و «کسانی را که از ترس مرگ تمام عمر خود را در بندگی بودند» آزاد کرده است (عبرانیان ۲:۱۴-۱۵). مرگ دیگر نمیتواند آنها را بترساند. آنها مسیح را به عنوان «قیامت و زندگی» میشناسند، و در زندگی او شریک هستند (یوحنا ۱۱:۲۵). بنابراین قاعده آهنین «و او مرد» در مورد مسیحیان صدق نمیکند. حتی در پیدایش ۵ این موضوع با تنها استثنایی که در آنجا مییابیم، یعنی در زندگی خنوخ، که با خدا راه رفت و بدون دیدن مرگ برده شد، نشان داده شده است (پیدایش ۵:۲۴؛ عبرانیان ۱۱:۵).
این نیز امید مسیحیان است، زیرا ما «منتظر پسر [خدا] از آسمان هستیم» (اول تسالونیکیان ۱:۱۰). «همه ما نخواهیم خوابید، اما همه ما تغییر خواهیم کرد – در یک لحظه، در یک چشم به هم زدن، در آخرین شیپور. زیرا شیپور به صدا در خواهد آمد، و مردگان غیرفاسد برخواهند خاست، و ما تغییر خواهیم کرد» (اول قرنتیان ۱۵:۵۱-۵۲). در آمدن او، خداوند عیسی مسیح «بدن حقیر ما را دگرگون خواهد کرد تا با بدن پرجلال او مطابقت یابد» (فیلیپیان ۳:۲۱). «مردگان در مسیح ابتدا برخواهند خاست. سپس ما که زنده هستیم و باقی میمانیم [تا آمدن خداوند] با آنها در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا ملاقات کنیم. و بدین ترتیب همیشه با خداوند خواهیم بود» (اول تسالونیکیان ۴:۱۶-۱۷)، در خانه پدرش (یوحنا ۱۴:۱-۳).
هنگامی که یک مسیحی قبل از بازگشت خداوند میمیرد، از مرگ به عنوان آخرین دشمن نمیترسد. او مرگ را خادم خود میداند که او را به بهشت میبرد. بودن در آنجا با مسیح بسیار بهتر از ماندن در جسم است (لوقا ۲۳:۴۳؛ فیلیپیان ۱:۲۳-۲۴). این مکانی از شادی وصفناپذیر است (دوم قرنتیان ۱۲:۴)، و مسلم است که خداوند خواهد آمد تا فرزندان خود را، مرده یا زنده، فراخواند و آنها را به جلال برساند.
انتخاب زندگی یا مرگ
اما برای این منظور، شنیدن صدای او اکنون و دریافت زندگی ابدی در مسیح کاملاً ضروری است. آیا صدای او را شنیدهاید؟ اگر به او گوش دهید، روزی نو برای شما طلوع خواهد کرد. این حتی اکنون، در طول این زندگی در اینجا روی زمین، یک واقعیت است. زیرا مسیح نور شما خواهد بود. او راه شما را روشن خواهد کرد و شما را در «مسیرهای عدالت» هدایت خواهد کرد (امثال ۲:۲۰).
اگر هنوز ایمان نیاوردهاید، باید بدانید که فرزند مرگ هستید، در خوابی عمیق روحانی فرو رفتهاید. یا، همانطور که کتاب مقدس میگوید، شما «در خطاها و گناهان مردهاید» (افسسیان ۲:۱). باید بیدار شوید. به صدای قدرتمند مسیح گوش دهید! او یک بار ایلعازر را از قبر فراخواند، و او امروز همان است. او شما را از قبر گناهان و گناهکاریتان فرا میخواند. پس اگر صدای او را میشنوید، مقاومت نکنید بلکه برخیزید و به سوی او بروید که میخواهد شما را با آغوش باز بپذیرد. کسی را که به سوی او میآید، او «به هیچ وجه بیرون نخواهد انداخت» (یوحنا ۶:۳۷).
فراموش نکنید که مسیح خداوند زندگی و مرگ است. اگر اکنون مایل به پذیرش او به عنوان نجاتدهنده خود نیستید، روزی او را به عنوان داور خود ملاقات خواهید کرد. تمام قدرت به او داده شده است و او «آماده است تا زندگان و مردگان را داوری کند» (اول پطرس ۴:۵). کسانی که با او به زندگی جدید برخاستهاند، چیزی برای ترسیدن ندارند، اما کسانی که در خواب روحانی خود – خواب مرگ – باقی میمانند، او را به دریاچه آتش خواهد انداخت، که مرگ دوم است (مکاشفه ۲۰:۱۱-۱۵). از آن پس، عبارت «و او مرد» یک واقعیت غیرقابل برگشت خواهد بود، زیرا هیچ راه فراری از مرگ دوم وجود ندارد. بنابراین، قبل از اینکه دیر شود، به مسیح، آغازگر و بخشنده زندگی، پناه ببرید. «اکنون زمان پذیرفته شده است... اکنون روز نجات است» (دوم قرنتیان ۶:۲).
توسط هوگو بوتر (اقتباس شده)
ماه آینده به دنبال قسمت ۳ این مجموعه باشید.
ای خداوند عیسی، رنج روح تو را به یاد میآوریم،هنگامی که، از طریق شفقت عمیق عشق تو، امواج بر تو غلتیدند؛در آبهای تاریک مرگ تعمید یافتی، خون تو برای ما ریخته شد؛برای ما تو، خداوند جلال، با مردگان شمرده شدی.
ای خداوند! تو اکنون برخاستهای، رنج تو تمام شده است؛برای گناه یک بار رنج بردی، تو زنده هستی تا دیگر نمیرانی؛گناه، مرگ و جهنم توسط تو، سر کلیسا، مغلوب شدهاند؛و ببین! ما در پیروزیهای تو شریک هستیم، تو اولین زاده از مردگان.—جیمز جی. دک (۱۸۰۲–۱۸۸۴)