جولای/آگوست ۲۰۱۵ —مجله فیض و حقیقت
پسر انسان
خداوند را در نظر بگیرید در کودکیاش – قوی شدن او در روح، رشد او در حکمت مانند قامت، در فیض نزد خدا و انسان (لوقا ۲:۴۰،۵۲). او چقدر کاملاً انسان است، واقعاً در محدودیتهای انسانی – کودکی شگفتانگیز، اما کودکی که به وضوح نامیده میشود. چه کسی الهی را با انسانی در اینجا، علم مطلق را با دانش رو به رشد، مطابقت خواهد داد؟ آیا ما تلاش خواهیم کرد؟ آیا قلب یا وجدان در او آرامش یا رضایت عمیقتری پیدا خواهد کرد اگر ما قادر به درک این شگفتی باشیم؟
اما مطمئناً، اینجا پسر انسان است – شخصی در تمام حقیقت انسانیت. چه کسی شادی نوشیدن فیضی را که در اینجا به وضعیت یک کودک خم شده است، از من انکار خواهد کرد، تا یک کودک بتواند همدردی او را درک کند و او را برای محبتش پرستش کند؟ خدا را شکر که هیچ کس نمیتواند آن را از من انکار کند. این برای یکی به اندازه دیگری باز است؛ و محبت به اندازه شخص غیرقابل درک است.
پس از خواندن اعلامیهها از قدرت و داوری در مورد اسرائیل در اشعیا ۵۰:۱-۳، صدا به طرز عجیبی تغییر میکند. به لحنی نرمتر، انسانی و جذاب تبدیل میشود: «خداوند یهوه زبان تعلیمیافتگان را به من داده است تا بدانم چگونه کلامی به موقع به خسته بگویم: او صبح به صبح بیدار میکند، او گوش مرا بیدار میکند تا مانند شاگرد بشنوم» (آیه ۴ KJV).
در اینجا تضاد را داریم. این قادر مطلق است که در شکل خادم آمده است. او به طرز عجیبی جایگاه اطاعت را میگیرد و زبان تعلیمیافتگان را برای خدمت فیض به نیازهای فردی به دست میآورد. برای این، او خود شاگرد میشود و صبح به صبح بیدار میشود تا «بشنود» مانند آن. با این حال، او در عین حال کسی است که دریا را خشک میکند و رودخانهها را بیابان میسازد (آیه ۲)!
چه کسی این چیزها را،خدا و انسان، با هم قرار خواهد داد؟ برای رضایت عقل، هیچ کس نمیتواند. عقل حتی قادر به درک وجود خود نیست – تا بداند چگونه «روح و جان و بدن» یک انسان را تشکیل میدهند (۱ تسالونیکیان ۵:۲۳). آیا پس اینقدر شگفتانگیز است که ویژگیهایی از بینهایت وجود داشته باشد که ما را کاملاً گیج کند، یا اینکه «هیچ کس پسر را نمیشناسد جز پدر»؟ (متی ۱۱:۲۷).
توسط فردریک دبلیو. گرانت (اقتباس از مسیح تاجدار)