خداوند نزدیک است — ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۶: ۱ قرنتیان ۱۲:۱۸

خداوند نزدیک استچارلز اچ. مک‌اینتاش

برکت یک جماعت متحد در مسیح عیسی
همه مطالب

۱ حال، ای ایمانداران! دربارۀ تحفه های روح مقدس نمی خواهم که بی خبر باشید. ۲ شما می دانید زمانی که هنوز خدا ناشناس بودید، به سوی بُتهای بی جان کشانده شده و گمراه می گشتید. ۳ پس من این را به شما می گویم تا بفهمید، آن کسی که روح مقدس را با خود داشته باشد، هرگز نمی تواند عیسی را لعنت کند و کسی هم نمی تواند بدون روح مقدس بگوید که عیسای مسیح خداوند است. ۴ تحفه های روحانی گوناگون هستند اما همۀ آنها را یک روح می بخشد. ۵ خدمتهای ما گوناگون هستند اما همه برای یک سَروَر می باشند. ۶ اعمال ما نیز گوناگون هستند اما همان خداست که همه چیز را در همه به انجام می رساند. ۷ در هر فردی تحفه های روح مقدس برای خیریت همه آشکار می گردد. ۸ زیرا که روح مقدس به یکی بیان حکمت می بخشد و به دیگری بیان معرفت. ۹ باز هم همان روح مقدس به یکی ایمان می بخشد و به دیگری تحفۀ شِفا دادن. ۱۰ به یکی قدرت معجزه کردن، به یک شخص قدرت رساندن پیام خدا و به دیگری تحفۀ تشخیص ارواح را می دهد. به یکی قدرت سخن گفتن به زبانهای نا آشنا را می دهد و به دیگری قدرت ترجمۀ آن زبانها را می بخشد. ۱۱ اما همۀ این تحفه ها را همان یک روح مطابق ارادۀ خود به هر کسی خواسته باشد، عطا می کند. ۱۲ همان گونه که بدن یکی است اما اعضای مختلف دارد و این اعضای مختلف در یک تن واحد جمع اند، مسیح نیز همین طور است. ۱۳ پس همۀ ما، خواه یهودی، خواه غیر یهودی، خواه غلام، خواه آزاد، به وسیلۀ یک روح مقدس در یک بدن تعمید یافته ایم و همه از یک روح مقدس پُر شده ایم. ۱۴ زیرا که بدن از یک عضو ساخته نشده است بلکه دارای اعضای بسیار می باشد. ۱۵ اگر پا بگوید: «چون من دست نیستم، به بدن تعلق ندارم،» آیا آن دیگر عضو بدن نیست؟ ۱۶ یا اگر گوش بگوید: «چون چشم نیستم، به بدن تعلق ندارم،» آیا دیگر عضو بدن شمرده نمی شود؟ ۱۷ اگر تمام بدن چشم می بود، چگونه می توانست بشنود؟ و اگر تمام بدن گوش می بود، چگونه می توانست ببوید؟ ۱۸ پس خدا مطابق ارادۀ خود برای هر عضو، جای مناسبی در بدن بخشیده است. ۱۹ اگر تنها یک عضو می بود، بدنی وجود نمی داشت، ۲۰ اما در واقع اعضا بسیارند، ولی بدن یکی است. ۲۱ پس چشم نمی تواند به دست بگوید: «محتاج تو نیستم.» یا سر نمی تواند به پا بگوید: «به تو احتیاج ندارم.» ۲۲ برعکس، اعضایی که به ظاهر ضعیف هستند، وجود شان بسیار ضروری است. ۲۳ آن اعضای بدن را که بی ارزش می شماریم، با حرمت خاص می پوشانیم و با اعضایی که نباید دیده شوند، با احترام خاص رفتار می کنیم، ۲۴ در حالی که اعضای زیبای بدن ما به چنین توجه احتیاج ندارند. اما خدا اعضای بدن را چنان تنظیم کرده است که به اعضای ضعیفتر بدن ارزش بیشتری داده می شود ۲۵ تا میان اعضای بدن جدایی به وجود نیاید بلکه تمام اعضا به همدیگر توجه یکسان داشته باشند. ۲۶ اگر عضوی به درد آید، اعضای دیگر در درد آن عضو شریک هستند. همچنین اگر یکی از اعضا مورد تعریف واقع شود، اعضای دیگر نیز خوشحال خواهند بود. ۲۷ شما حالا بدن مسیح هستید، هر یک از شما عضوی از بدن او می باشید. ۲۸ خدا در کلیسا اشخاص معینی را به شرح زیر قرار داده است: اول رسولان، دوم پیامبران، سوم معلمان کلام خدا و پس از آن، کسانی که معجزه می کنند، کسانی که تحفۀ شِفا دادن را دارند، به همین ترتیب کمک کننده گان و مدیران و آنهایی که به زبانهای نا آشنا و مختلف سخن می گویند. ۲۹ آیا همه رسول، پیامبر یا معلم هستند؟ آیا همه معجزه می کنند؟ ۳۰ یا همه تحفۀ قدرت شِفا دادن را دارند؟ آیا همه به زبانها سخن می گویند؟ یا همه زبانها را ترجمه می کنند؟ ۳۱ پس با شوق زیاد خواهان بهترین تحفه ها باشید و حال من بهترین آن را به شما نشان می دهم.

۱ بِلعام به بالاق گفت: «در اینجا هفت قربانگاه بساز و برای من هفت گاو و هفت قوچ آماده کن.» ۲ بالاق طبق هدایت او رفتار کرد و آن ها بر هر قربانگاه یک گاو و یک قوچ را قربانی کردند. ۳ بعد بِلعام به بالاق گفت: «در کنار قربانی سوختنی خود بایست و من می روم تا ببینم که آیا خداوند به ملاقات من می آید یا نه. هر چه که او به من بفرماید ترا آگاه می سازم.» پس بِلعام تنها بالای تپه ای رفت ۴ و در آنجا خدا او را ملاقات کرد. بِلعام به او گفت: «من هفت قربانگاه تهیه کردم و بر هر کدام آن ها یک گاو و یک قوچ را قربانی کردم.» ۵ خداوند به بِلعام فرمود که چه بگوید و او را دوباره پیش بالاق فرستاد تا پیام او را برساند. ۶ پس بِلعام پیش بالاق که با تمام بزرگان موآب در کنار قربانی سوختنی خود ایستاده بود برگشت ۷ و خطابۀ خود را این چنین ایراد کرد: «بالاق مرا از کشور ارام، از کوههای مشرق آورد. به من گفت: «بیا و یعقوب را بخاطر من نفرین کن. بیا و قوم اسرائیل را لعنت بفرست.» ۸ چطور می توانم قومی را نفرین کنم که خدا نفرین نکرده است؟ چگونه می توانم مردمی را لعنت کنم که خدا لعنت نکرده است؟ ۹ از فراز کوهها آن ها را می بینم، از بالای تپه ها آن ها را تماشا می کنم. آن ها مردمی هستند که تنها زندگی می کنند، خود را در جملۀ اقوام دیگر بشمار نمی آورند. ۱۰ آن ها مانند غبار اند، بی شمار و بی حساب. ای کاش این سعادت را می داشتم که مثل یکی از افراد قوم برگزیدۀ خدا بمیرم. ای کاش عاقبت من مثل عاقبت آن ها باشد.» ۱۱ بالاق از بِلعام پرسید: «این چه کاری بود که تو به من کردی؟ من به تو گفتم که دشمنانم را نفرین کنی، اما تو آن ها را برکت دادی.» ۱۲ بِلعام جواب داد: «من فقط آنچه را که خداوند به من الهام فرمود بر زبان آوردم.» ۱۳ بعد بالاق به او گفت: «بیا که ترا به یک جای دیگر ببرم. از آنجا تنها یک قسمت قوم اسرائیل را می بینی. از همانجا آن ها را برای من نفرین کن.» ۱۴ پس بالاق او را به مزرعۀ صوفیم که بر کوه فِسجه واقع است بُرد. در آنجا هفت قربانگاه ساخت و بر هر کدام آن ها یک گاو و یک قوچ را قربانی کرد. ۱۵ بِلعام به پادشاه گفت: «تو در همینجا کنار قربانی سوختنی ات بایست. من در آنجا برای ملاقات خداوند می روم.» ۱۶ خداوند به ملاقات بِلعام آمد و به او فرمود که پیام او را به بالاق برساند. ۱۷ بِلعام پیش بالاق که با بزرگان موآب کنار قربانی سوختنی ایستاده بود، برگشت. بالاق از او پرسید: «خداوند چه فرمود؟» ۱۸ بِلعام این چنین بیان کرد: «ای بالاق، برخیز و بشنو! ای پسر صفور به من گوش بده! ۱۹ خدا بشر نیست که دروغ بگوید، یا بنی آدم نیست که عقیدۀ خود را تغییر بدهد. به وعده ای که می دهد، وفا می کند. ۲۰ به من امر فرموده است که آن ها را برکت بدهم. او به آن ها برکت داده است و من آن را تغییر داده نمی توانم. ۲۱ او در آیندۀ اسرائیل بدبختی و مشکلاتی نمی بیند خداوند، خدای شان با آن ها است. آن ها او را به عنوان پادشاه خویش اعلام می کنند. ۲۲ خدائی که آن ها را از مصر بیرون آورد قوی و نیرومند است. ۲۳ کسی نمی تواند اسرائیل را جادو کند و افسون کسی بر آن ها کارگر نیست. دربارۀ اسرائیل می گویند: «خدا چه کارهائی برای آن ها کرده است.» ۲۴ این قوم را ببینید که مثل شیر ماده بر می خیزند و مانند شیر نر بپا می ایستند. تا وقتی که شکار خود را نخورند و خون کشته شدگان خود را ننوشند، نمی خوابند.» ۲۵ بالاق به بِلعام گفت: «نه آن ها را نفرین کن و نه به آن ها برکت بده.» ۲۶ بِلعام در جوابش گفت: «من برایت گفتم که آنچه را خداوند به من الهام کند، آن را می گویم.» ۲۷ آنگاه بالاق به او گفت: «حالا بیا که به یک جای دیگر برویم، شاید مورد پسند خدا باشد و به تو اجازه بدهد که قوم اسرائیل را نفرین کنی.» ۲۸ پس بالاق او را بر قلۀ فغور که مشرف به بیابان بود، بُرد. ۲۹ بِلعام به او گفت که هفت قربانگاه بسازد و هفت گاو و هفت قوچ را برای قربانی آماده کند. ۳۰ و بالاق مطابق هدایت او عمل کرد.

۱ وقتی بِلعام دید که خداوند از برکت دادن به اسرائیل خوشنود شده است، مثل دفعات پیش به فال و افسون متوصل نشد، بلکه رو بطرف بیابان کرد ۲ و قوم اسرائیل را دید که قبیله قبیله در آنجا خیمه زده اند. آنگاه روح خدا بر او نازل شد ۳ و این کلام بر زبانش جاری شد: «وحی بِلعام پسر بِعور، وحی آن مردی که چشمانش باز شد؛ ۴ وحی کسی که سخنان خدا را شنید، و رؤیائی را دید که خدای قادر مطلق نشان داد؛ رو به خاک افتاد و چشمانش باز شد. ۵ ای بنی اسرائیل، خیمه های تان چقدر زیبا هستند! مساکن شما چقدر قشنگ اند. مانند باغهای کنار دریا، ۶ همچون درختان عود که خداوند به دست خود غرس کرده باشد، و چون درختان سرو کنار جویهای آب، در برابر چشمان من قرار دارند. ۷ دلوهای شان از آب لبریز می گردند. بذرهای شان با آب فراوان آبیاری می شوند. پادشاه آن ها بزرگتر از اَجاج می باشد و سلطنت شان مترقی می شود. ۸ خدا آن ها را از مصر بیرون آورد. آن ها قدرتی مانند گاو وحشی دارند، و دشمنان خود را می بلعند. استخوان های شان را می شکنند و خُرد می کنند. با تیرهای خود آن ها را به زمین می دوزند. ۹ مانند شیر می خوابند و کسی جرأت آن را ندارد که آن ها را بیدار کند. کسی که ترا برکت بدهد، برکت ببیند و لعنت باد بر کسی که ترا لعنت کند.» ۱۰ آتش خشم بالاق بر بِلعام افروخته شد و در حالیکه دستهای خود را بهم می زد به بِلعام گفت: «من ترا فراخواندم که دشمن مرا نفرین کنی، اما تو برعکس، سه بار آن ها را برکت دادی. ۱۱ از اینجا زود برو و به خانه ات برگرد. من گفتم که به تو پاداش خوبی بدهم، اما خدا ترا از آن محروم ساخت.» ۱۲ بِلعام گفت: «من به قاصدانت گفتم ۱۳ که اگر تو قصر خود را پُر از طلا و نقره کنی و به من بدهی، من نمی توانم از فرمان خداوند سرکشی نمایم و یا به دل خود کاری کنم. من هر چه را که خداوند بفرماید می گویم. ۱۴ حالا پیش قوم خود می روم، اما باید بدانی که در آینده قوم اسرائیل چه بلائی بر سر مردم تو می آورند.» ۱۵ آنگاه بِلعام چنین پیشگوئی کرد: «این است وحی بِلعام پسر بِعور، وحی مردی که چشمانش باز شد، وحی آن کسی که سخنان خدا را شنید ۱۶ و خدای متعال به او حکمت آموخت و رؤیائی را دید که خدای قادر مطلق به او نشان داد. او رو به خاک افتاد و چشمانش باز شد. ۱۷ او را خواهم دید، اما نه حالا، او را تماشا خواهم کرد، ولی نه از نزدیک. پادشاهی همچون ستارۀ درخشانی در اسرائیل ظهور می کند. او سرکردگان موآب را شکست می دهد. مردم آشوبگر را سرکوب می کند، ۱۸ و دشمنان خود را در ادوم شکست می دهد، مُلک و دارائی شان را تصرف می کند، ۱۹ اسرائیل به فتوحات خود ادامه می دهد، دشمنان را پایمال می سازد و یکنفر را هم زنده نمی گذارد.» ۲۰ بعد بِلعام رو بطرف عمالیقیان نموده و این چنین پیشگوئی کرد: «عمالیقیان مقتدرترین همه اقوام بودند، اما سرانجام همه هلاک می شوند.» ۲۱ سپس به قَینی ها نظر انداخت و این چنین پیشگوئی کرد: «جای سکونت شما مستحکم است و آشیانۀ تان بر صخره ای قرار دارد. ۲۲ اما ای قَینی ها از بین می روید و لشکر نیرومند آشوریان شما را به اسارت می برد.» ۲۳ بِلعام با این سخنان به پیشگوئی خود پایان بخشید: «افسوس که وقتی خدا این کار را انجام بدهد، هیچ کسی زنده نخواهد بود. ۲۴ کشتی ها از سواحل قبرس می آیند آشور و عِبِر را سرکوب می سازند، اما خود آن ها هم نابود می شوند.» ۲۵ بعد بِلعام برخاست و به وطن خود برگشت و بالاق هم براه خود رفت.

اول قرنتیان ۱۲:۱۸ · اعداد ۲۳:۹ · اعداد ۲۴:۱۶ · TDV

کسانی که با روحیه‌ای محبت‌آمیز، و ‌گونه در جماعت حاضر می‌شوند؛ کسانی که از ملاقات برادران خود، چه در کنار سفره، چه در کنار چشمه کلام مقدس، یا در کنار برای دعا، لذت می‌برند؛ کسانی که در اعماق و لطافت خود، همه اعضای محبوب را در آغوش می‌کشند؛ کسانی که چشمانشان تار نشده و محبتشان با سوءظن‌های تاریک، گمان‌های بد، یا احساسات ناخوشایند نسبت به هیچ‌کس در اطرافشان نشده است؛ کسانی که از خدا آموخته‌اند که برادران خود را دوست بدارند، به آنها «از بالای صخره‌ها» نگاه کنند و آنها را در «رؤیای قادر مطلق» ببینند (؛ ۲۴:۱۶)؛ کسانی که آماده‌اند از هر آنچه به آنها می‌فرستد، بهره‌مند شوند، حتی اگر از طریق یک استعداد درخشان یا محبوب نباشد—همه اینها برکتی الهی برای جماعت هستند، هر کجا که باشند.

باز هم با تمام وجود می‌، باشد که خدا بر تعداد آنها بیفزاید! اگر همه جماعت‌ها از چنین افرادی تشکیل شده بودند، فضای خود بود؛ نام مانند روغنی ریخته شده بود؛ هر چشمی به او خیره می‌شد، هر قلبی غرق در او می‌شد، و شهادتی قدرتمندتر به نام و حضور او در میان ما وجود داشت تا آنچه که توسط درخشان‌ترین استعداد ارائه می‌شد.

باشد که برکت خود را بر همه جماعت‌های خود در سراسر ببارد! باشد که او آنها را از هر مانع، هر سنگینی، هر ، هر ریشه تلخی نجات دهد. باشد که ‌های همه در اعتماد شیرین و محبت برادرانه واقعی به هم گره بخورد! باشد که او با غنی‌ترین برکت خود، زحمات همه خادمان محبوب خود را در داخل و خارج از کشور ‌گذاری کند، ‌های آنها را شاد کند و دست‌های آنها را تقویت کند، و به آنها ثبات و استواری بخشد، همیشه در کار گرانبهای او فراوان باشند، با اطمینان از اینکه زحمت آنها بیهوده نیست.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از برنو برنت در Unsplash (https://unsplash.com/photos/long-wooden-dining-table-with-metal-chairs-in-bright-room-pjWrwvkGCh4)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • اکتوبر ۲۹, ۲۰۲۶

    تفاوت عظیمی بین جماعتی از مردم که گرد یک مرد با استعداد جمع شده‌اند، و جماعتی که صرفاً به...

  • اکتوبر ۲۸, ۲۰۲۶

    یوئیل نبی پیام‌های منحصر به فردی را ارائه داد. ملخ‌های انبوه به یهودا حمله کرده بودند، و...

  • اکتوبر ۲۷, ۲۰۲۶

    خداپرستی اغلب به تقوا، احترام یا شباهت به خدا ترجمه می‌شود. این کلمه به قدوسیت، معنویت یا...

  • اکتوبر ۲۶, ۲۰۲۶

    خداوند مبارک با شاگردانش، اتاق بالا را ترک کرده و اکنون از وادی قدرون می‌گذرد. یهودا آن...

  • اکتوبر ۲۵, ۲۰۲۶

    در این آیات، تضاد آشکاری به ما نشان داده شده است، در حالی که ما ایمان موسی و انتخابی را...

  • اکتوبر ۲۴, ۲۰۲۶

    سه بار در انجیل یوحنا، خداوند از خود به عنوان پسر انسان که برافراشته شده است، سخن...

  • اکتوبر ۲۳, ۲۰۲۶

    داوود، نمادی از مسیح طرد شده، به مرکز جذبی برای برادرانش تبدیل می‌شود. خانواده‌اش، تمام...