خداوند نزدیک است — ۱۰ جولای ۲۰۲۵: متی ۱۱:۲۷

خداوند نزدیک استتیم هادلی، پدر

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ در ابتدا کلام بود. کلام با خدا بود و کلام خودِ خدا بود، ۲ در ابتدا کلام با خدا بود. ۳ همه چیز به وسیلۀ او آفریده شد و هیچ چیز در تمام آفرینش بدون او به وجود نیامد. ۴ کلام سرچشمۀ زندگی بود و این زندگی به مردم نور می بخشید. ۵ نور در تاریکی می درخشد و تاریکی بر آن پیروز نمی شود. ۶ مردی از سوی خدا فرستاده شد که نامش یحیی بود. ۷ او به عنوان یک شاهد آمد که به آن نور گواهی دهد تا همه پیام او را شنیده و ایمان آورند. ۸ یحیی خودش آن نور نبود بلکه فرستاده شد تا بر آن نور شهادت دهد. ۹ آن نور حقیقی که بر همۀ انسانها می درخشد، در حال آمدن به جهان بود. ۱۰ کلام در جهان بود و جهان به وسیلۀ او آفریده شد اما جهان او را نشناخت. ۱۱ او به قلمرو خود آمد، ولی قومش او را قبول نکردند. ۱۲ اما به همۀ کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، ۱۳ تا آنها نه مانند تولد انسانی، نه از خواهشهای نفسانی و نه از خواست بشر بلکه از خدا تولد یافته باشند. ۱۴ پس کلام جسم گشت و به شکل انسان در میان ما جای گرفت. ما جلالش را دیدیم، شکوه و جلال شایستۀ آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد و پُر از فیض و راستی بود. ۱۵ یحیی بر او گواهی می داد و فریاد می زد: «این همان شخصی است که دربارۀ او می گفتم که بعد از من می آید اما از من برتری دارد، زیرا او قبل از من بوده است.» ۱۶ از پُری فیض او، همۀ ما برخوردار شدیم، فیض بالای فیض. ۱۷ شریعت به وسیلۀ موسی داده شد و فیض و راستی توسط عیسای مسیح آمد. ۱۸ هیچ کس هرگز خدا را ندیده است مگر تنها آن پسر یگانۀ خدا که از همه به پدر نزدیکتر است، او را آشکار کرده است. ۱۹ این است گواهی یحیی وقتی یهودیان اورشلیم، کاهنان و لاویان را نزد او فرستادند تا بپرسند که او کیست. ۲۰ یحیی از جواب دادن انکار نکرد بلکه به طور واضح بیان نموده گفت: «من مسیح نیستم.» ۲۱ آنها پرسیدند: «پس چه؟ آیا تو الیاس نبی هستی؟» یحیی جواب داد: «نخیر، نیستم.» آنها پرسیدند: «آیا تو آن پیامبر وعده شده هستی؟» او جواب داد: «نخیر، نیستم.» ۲۲ پرسیدند: «پس تو کیستی؟ ما باید به کسانی که ما را فرستاده اند جواب بدهیم، دربارۀ خود چه می گویی؟» ۲۳ او از زبان اشعیای نبی جواب داده گفت: «من شخصی هستم که در بیابان فریاد می زند، راه را برای خداوند هموار سازید.» ۲۴ پس این قاصدان که از سوی فریسیان فرستاده شده بودند ۲۵ از او پرسیدند: «اگر تو مسیح نیستی، الیاس نیستی و پیامبر هم نیستی، پس چرا غسل تعمید می دهی؟» ۲۶ یحیی جواب داد: «من در آب تعمید می دهم اما آن کسی که در میان شما ایستاده است و شما او را نمی شناسید ۲۷ او همان کسی است که بعد از من می آید اما من لایق آن نیستم که بند کفش او را باز کنم.» ۲۸ اینها همه در بیت عنیا، یعنی آن طرف دریای اُردن، در جایی که یحیی مردم را تعمید می داد، واقع شد. ۲۹ روز بعد، یحیی چون عیسی را دید که به طرف او می آید، گفت: «ببینید این است آن برۀ خدا که گناه جهان را بر می دارد! ۳۰ این است آن کسی که در باره اش گفتم، مردی بعد از من می آید که از من برتری دارد، زیرا او پیش از من بوده است. ۳۱ من او را نمی شناختم، اما آمدم تا با آب تعمید دهم و به این وسیله او را به اسرائیل بشناسانم.» ۳۲ یحیی شهادت خود را این طور ادامه داد: «من روح مقدس را دیدم که به صورت کبوتری از آسمان پایین شد و بر او قرار گرفت. ۳۳ من او را نشناختم اما خدا که مرا فرستاد تا با آب تعمید دهم، به من چنین گفته بود، هرگاه ببینی که روح مقدس بر کسی نازل شود و بر او قرار گیرد، او همان کسی است که با روح مقدس تعمید می دهد. ۳۴ من این را دیدم و شهادت می دهم که او پسر خدا است.» ۳۵ روز بعد باز هم وقتی یحیی با دو نفر از شاگردان خود ایستاده بود، ۳۶ دید که عیسی از آنجا می گذرد، و گفت: «این است برۀ خدا.» ۳۷ آن دو شاگرد این سخن را شنیده و به دنبال عیسی رفتند. ۳۸ عیسی برگشت و آنها را دید که به دنبال او می آیند. از آنها پرسید: «به دنبال چه می گردید؟» آنها گفتند: «ربی، یعنی ای استاد، کجا بود و باش دارید؟» ۳۹ او به ایشان گفت: «بیایید و ببینید.» پس آن دو رفتند و دیدند که عیسی در کجا بود و باش دارد و تمام روز را پیش عیسی ماندند، چون ساعت نزدیک به چهار بعد از ظهر بود. ۴۰ یکی از آن دو نفر که پس از شنیدن سخنان یحیی به دنبال عیسی رفت، اندریاس برادر شمعون پِطرُس بود. ۴۱ اندریاس اول برادر خود شمعون را پیدا کرد و به او گفت: «ما مسیح را یافته ایم.» یعنی پادشاه وعده شده را. ۴۲ پس اندریاس، شمعون را نزد عیسی بُرد، عیسی به شمعون نگاه کرد و گفت: «تو شمعون پسر یونا هستی، ولی بعد از این کیفا یعنی پِطرُس به معنای صخره نامیده می شوی.» ۴۳ روز بعد وقتی عیسی می خواست به جلیل برود، فیلیپُس را یافت و به او گفت: «مرا پیروی کن.» ۴۴ فیلیپُس مانند اندریاس و پِطرُس، یکی از ساکنان بیت صیدا بود. ۴۵ فیلیپُس رفت و نتنائیل را پیدا کرد و به او گفت: «ما آن کسی را که موسی در تورات و پیامبران در کتابها دربارۀ اش نوشته اند، پیدا کرده ایم. او عیسای ناصری پسر یوسف است.» ۴۶ نتنائیل به او گفت: «آیا می شود که از ناصره چیزی خوب بیرون بیاید؟» فیلیپُس جواب داد: «بیا و ببین.» ۴۷ وقتی عیسی نتنائیل را دید که به طرف او می آید، در باره اش گفت: «این است یک اسرائیلی واقعی که در او فریب نیست.» ۴۸ نتنائیل پرسید: «مرا از کجا می شناسی؟» عیسی جواب داد: «پیش از آن که فیلیپُس تو را صدا کند، وقتی زیر درخت انجیر بودی، من تو را دیدم.» ۴۹ نتنائیل گفت: «استاد، تو پسر خدا هستی! تو پادشاه اسرائیل هستی!» ۵۰ عیسی در جواب گفت: «آیا فقط به علت این که گفتم تو را زیر درخت انجیر دیدم، ایمان آوردی؟ بعد از این کارهای بزرگتری را خواهی دید.» ۵۱ و به او گفت: «به یقین به شما می گویم که پس از این آسمان را باز خواهید دید و فرشته گان خدا را می بینید که به وسیلۀ من، پسر انسان بالا و پایین می روند.»

۱ چون عیسی این رهنمایی ها را به دوازده شاگرد خود داد، از آنجا رفت تا در شهرهای نزدیک تعلیم دهد و موعظه نماید. ۲ وقتی یحیی در زندان از کارهای مسیح خبر شد، شاگردان خود را نزد او فرستاد ۳ تا آنها از عیسی بپرسند: «آیا تو همان کسی هستی که باید می آمد، یا ما در انتظار شخص دیگری باشیم؟» ۴ عیسی در جواب گفت: «بروید و آنچه را دیده و شنیده اید، به یحیی بگویید ۵ که چگونه کورها، بینا می شوند و اشخاص لنگ راه می روند، جذامیان پاک می شوند، کرها شنوا شده، مُرده گان زنده می شوند و بینوایان خبر خوش را می شنوند. ۶ خوشا به حال کسی که دربارۀ من شک نکند.» ۷ همین که شاگردان یحیی از آنجا رفتند، عیسی دربارۀ یحیی شروع به صحبت کرده گفت: «وقتی نزد یحیی به صحرا رفتید، انتظار دیدن چه چیز را داشتید؟ دیدن یک نَی که از باد می لرزد؟ ۸ پس برای دیدن چه چیزی به آنجا رفتید؟ برای دیدن مردی که لباس ابریشمی و گرانبها پوشیده است؟ بدون شک جای چنین کسانی در قصرهای سلطنتی است. ۹ پس بگویید برای دیدن چه کسی به آنجا رفتید؟ یک پیامبر؟ بلی درست است اما شما بزرگتر از پیامبر را دیدید. ۱۰ یحیی کسی است که دربارۀ او نوشته شده است: «این است قاصد من که او را پیش از تو می فرستم تا راه را برای تو آماده کند.» ۱۱ به یقین به شما می گویم کسی بزرگتر از یحیای تعمید دهنده تولد نشده، ولی کوچکترین شخص در پادشاهی آسمانی از یحیی بزرگتر است. ۱۲ از زمان یحیای تعمید دهنده تا به امروز پادشاهی آسمانی حمله های سختی را تحمل کرده است و ظالمان کوشش می نمایند که آن را به زور به دست بیاورند، ۱۳ چون همۀ پیامبران و تورات تا ظهور یحیی دربارۀ پادشاهی خدا پیشگویی کرده اند. ۱۴ اگر اینها را قبول دارید، بدانید که یحیی همان الیاس است که باید می آمد. ۱۵ هر کس گوش شنوا دارد، بشنود. ۱۶ اما، حالا مردم این زمانه را به چه تشبیه کنم؟ آنها مانند اطفالی اند که در بازارها می نشینند و با صدای بلند به یکدیگر می گویند: ۱۷ «برای شما ساز نواختیم اما شما نرقصیدید! ناله های غم را سر دادیم اما گریه نکردید.» ۱۸ وقتی یحیی آمد، او نه می خورد و نه می نوشید، ولی آنها می گفتند: «او روح شیطانی دارد.» ۱۹ پسر انسان آمد که هم می خورد و هم می نوشد، اما شما گفتید: «به این مرد نگاه کنید! او یک آدم پُر خور، شرابی و دوست جزیه گیران و سایر گناهکاران است.» با وجود این، درستی حکمت خدا به وسیلۀ کسانی که آن را پذیرفتند، ثابت شد.» ۲۰ آنگاه عیسی به سرزنش شهرهایی پرداخت که اکثر معجزه های او در آن شهرها انجام یافت اما مردم آنجا توبه نکرده بودند. ۲۱ او گفت: «وای بر تو ای خورَزین! وای بر تو ای بیت صیدا! اگر معجزه هایی که در شهرهای شما انجام شد در صور و صیدون می شد مردم آنجا مدتها پیش لباس ماتم می پوشیدند، روی خاکستر می نشستند و توبه می کردند. ۲۲ ولی روز داوری برای صور و صیدون بیشتر قابل تحمل خواهد بود تا برای شما. ۲۳ و اما تو ای کپَرناحوم! می خواستی سر به آسمان بکشی؟ به دوزخ انداخته خواهی شد! زیرا اگر معجزه هایی که در تو انجام شد، در سُدوم انجام می شد، آن شهر تا به امروز باقی می ماند. ۲۴ به یقین به شما می گویم که در روز داوری، تحمل مجازات برای مردم سُدوم آسانتر از مردم این شهر خواهد بود.» ۲۵ آن وقت عیسی به سخنان خود ادامه داده گفت: «ای پدر، ای خداوند آسمان و زمین، تو را سپاس می گویم که این چیزها را از خِرَدمندان و دانایان پنهان نمودی و به ساده دلان آشکار ساختی. ۲۶ بلی ای پدر، رضای تو چنین بود. ۲۷ پدر من همه چیز را در اختیار من گذاشته است. فقط پدر، پسر را و پسر، پدر را می شناسد و کسانی را که پسر بخواهد، پدر را به آنها آشکار سازد. ۲۸ ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، نزد من بیایید و من به شما آرامی خواهم بخشید. ۲۹ یوغ مرا بر خود گیرید و از من بیاموزید، زیرا من نرمدل و فروتن هستم و شما آرامی خواهید یافت، ۳۰ زیرا یوغ من آسان و بار من سُبک است.»

۱ این مکاشفه ای است که خدا به عیسای مسیح داد تا آنچه را که باید به زودی واقع شود، به پیروانش نشان دهد و عیسای مسیح با فرستادن فرشتۀ خود بر خدمتگارش یوحنا آن را آشکار ساخت. ۲ یوحنا با بیان نمودن چیزهایی که دیده بود، در مورد کلام خدا و شهادت عیسای مسیح، گواهی می دهد. ۳ خوشا به حال کسی که این پیام الهی را می خواند و خوشا به حال کسانی که به آن گوش می دهند و مطابق آنچه در آن نوشته شده است، رفتار می کنند. زیرا زمان واقع شدن این پیشگویی ها نزدیک است. ۴ از طرف یوحنا به هفت کلیسایی که در ولایت آسیا هستند: فیض و سلامتی از طرف آن کسی که هست، بود و می آید بر شما باد، و از جانب هفت روح که در پیشگاه تخت پادشاهی او هستند. ۵ و از سوی عیسای مسیح که شاهد امین می باشد، آن اولین برخاسته از مُرده گان و فرماندۀ پادشاهان زمین، به شما فیض و سلامتی باد. او که ما را دوست داشته و با خون خود ما را از گناهان ما آزاد گردانیده است ۶ و از ما سلطنتی ساخته است که به عنوان کاهنان، به خدا یعنی پدر او خدمت کنیم. جلال و قدرت تا به ابد بر عیسای مسیح باد! آمین. ۷ ببینید او را که با ابرها می آید! همه او را خواهند دید، حتی آنهایی که او را با نیزه زدند. همۀ قومهای جهان به خاطر او ماتم خواهند کرد. بلی، چنین خواهد شد! آمین. ۸ خدای متعال می فرماید: «من خدای قادر مطلق هستم، «الف» و «ی» هستم که هست و بود و می آید.» ۹ من یوحنا، برادر شما، که در رنج و در پادشاهی و در بردباری ای که در عیسای مسیح به ما تعلق دارد، با شما شریک هستم، به خاطر موعظۀ کلام خدا و شهادت به عیسای مسیح، در جزیره ای به نام پاتموس بودم. ۱۰ در روز اول هفته که به نام روز خداوند یاد می شود، روح خدا بر من نازل شد. آنگاه از پشت سر خود صدای بلندی، مانند صدای شیپور شنیدم، ۱۱ که به من گفت: «آنچه را که می بینی، در کتابی بنویس و به این هفت کلیسا در شهرهای اِفِسُس، اِسمیرنا، پِرگاموم، تیاتیرا، ساردِس، فیلادِلفیا، و لائودیکیه بفرست.» ۱۲ من روی خود را برگرداندم تا ببینم کیست که با من سخن می گوید و در آن وقت هفت چراغدان طلایی را دیدم. ۱۳ در میان آن هفت چراغدان، کسی را مانند پسر انسان دیدم که چپن درازی بر تن داشت و یک شال طلایی دَور سینه اش بود. ۱۴ موهای سر او سفید مانند پشم سفید یا برف بود و چشمانش مانند شعله های آتش می درخشید. ۱۵ پاهایش مانند پایه های برنجی که در کوره انداخته و صیقل داده شده باشد، درخشان بود و صدایش مانند صدای آبشارهای خروشان به گوش می رسید. ۱۶ او در دست راست خود هفت ستاره داشت و از دهانش شمشیر تیز و دو دَم بیرون می آمد و چهره اش مانند آفتابی بود که با تمام نیرو می درخشید. ۱۷ وقتی او را دیدم، مانند یک شخص مُرده پیش پای او افتادم اما او دست راست خود را بر من گذاشت و گفت: «نترس، من اول و آخر هستم. ۱۸ من ذات زنده هستم. مُرده بودم، اما اینک ببین که تا به ابد زنده هستم. کلیدهای مرگ و عالم مُرده گان در دست من است. ۱۹ چیزهایی را که دیده ای نوشته کن، چیزهایی را که اکنون موجود است و بعد از این رُخ خواهد داد، بنویس. ۲۰ راز آن هفت ستاره ای که در دست راست من دیدی و آن هفت چراغدان طلایی چنین است: آن هفت ستاره، فرشته گان هفت کلیسا و آن هفت چراغدان، همان هفت کلیسا می باشند.

یوحنا ۱:۱۸ · متی ۱۱:۲۷ · مکاشفه ۱:۱ · TDV

بسیاری به به عنوان یک نگاه می‌کنند، چیزی پیچیده و دشوار برای درک، اما کلید همان دو کلمه اول آیه ما یافت می‌شود، . کلمه برای «» به معنای «پرده‌برداری» است؛ این کلمه هجده بار می‌شود، و هر بار که برای یک شخص استفاده می‌شود، فکر قابل مشاهده شدن را دارد.

آنقدر که حاوی نبوت است، درباره نبوت نیست. موضوع این درباره آشکار کردن است. آمد تا پدر را آشکار کند () و او را اعلام کند (). اما اکنون پدر می‌خواهد را به عنوان کسی که او می‌خواهد به خاطر شخصیتش و به خاطر آنچه انجام داده است، دهد، آشکار کند. این درباره اوست!

چیزهای زیادی وجود دارد که می‌توانیم با خواندن یاد بگیریم. فصل‌ ۱ تا ۳ هشدارها به کلیسا و نیاز به قدوسیت را می‌بینیم. درباره قدرتی که یافت می‌شود، که قادر است ایماندار را برای غلبه بر تقویت کند، می‌خوانیم. فصل‌ ۴ و ۵، درباره پرستش اطراف می‌خوانیم. این شگفت‌انگیز پایان تاریخ بشر را آنگونه که امروز می‌شناسیم، آشکار می‌کند و چگونگی وقوع آن را ترسیم می‌کند. همچنین آینده را سلطنت زمینی‌اش به عنوان پادشاهان و خداوندان آشکار می‌کند. به ما یادآوری می‌کند که کسانی که بدون هستند باید سفید بزرگ به او پاسخ دهند و کمی پرده را از آنچه وضعیت ابدی خواهد بود، کنار می‌زند. اما موضوعی که سراسر این بافته شده است، عظمت و است. (۱:۱-۸) را بخوانید و شروع به دیدن او کنید که به ما آشکار می‌شود!

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • جول ۹, ۲۰۲۵

    قلب، روح و توانایی (روح، نفس و بدن) اسرائیلی درگیر است، زیرا او عصای حقیقت را به فرزندان...

  • جول ۸, ۲۰۲۵

    تا زمانی که انسان در مورد گناه روشن نباشد، تقدیس واقعی یا صحیح نمی‌تواند وجود داشته باشد....

  • جول ۶, ۲۰۲۵

    در حالی که کتاب ما نام قهرمان زن خود، استر، را بر خود دارد، قهرمان آن پسر عموی وفادار او،...

  • جول ۵, ۲۰۲۵

    عبرانیان، به معنای «مسافران»، نام نویسنده‌ای را ذکر نمی‌کند، اگرچه نویسنده احتمالاً پولس...

  • جول ۴, ۲۰۲۵

    اگر والدین یا معلم شما می‌گویند: «فقط یک کار هست که می‌خواهم انجام دهی» یا «فقط این یک...

  • جول ۳, ۲۰۲۵

    مردی بی‌نام از خدا، کلمات جدی اول سموئیل ۲:۳۰ را به کاهن اعظم عیلی گفت. دلیل این بود که...