۱ خداوند را محبت می نمایم، زیرا که آواز من و تضرع مرا می شنود. ۲ او گوش خود را متوجۀ من ساخته است، پس تا که زنده هستم به دربار او دعا می کنم. ۳ ریسمانهای موت مرا احاطه کرد، ترسهای مرگ مرا به وحشت انداخت و در تنگی و غم افتادم. ۴ آنگاه نام خداوند را خواندم و گفتم: «آه ای خداوند، جان مرا رهایی ده!»
۵ خداوند رحیم و عادل است و خدای ما رحیم است. ۶ خداوند از اشخاص ناتوان محافظت می کند. خوار و ذلیل بودم، او مرا نجات داد. ۷ ای جان من به آرامی خود برگرد، زیرا خداوند به تو احسان نموده است. ۸ تو ای خداوند، جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشک و پاهایم را از لغزیدن. ۹ پس در زمین زندگان به حضور خداوند بسر می برم. ۱۰ چون ایمان داشتم سخن گفتم، باوجودی که بسیار بینوا بودم. ۱۱ در پریشانی خود گفتم که «جمیع آدمیان دروغگویند.»
۱۲ خداوند را برای همه خوبی های که به من نموده است، چه ادا کنم؟ ۱۳ به خاطر نجات خود، هدیۀ نوشیدنی را به حضور خداوند تقدیم می کنم و نام او را سپاس می گویم. ۱۴ در حضور قوم برگزیدۀ او به وعده های که به خداوند داده ام، وفا می کنم.
۱۵ موت مقدسان خداوند در نظر وی گرانبهاست. ۱۶ آه ای خداوند، من بندۀ تو هستم! من بندۀ تو و پسر کنیز تو هستم. تو از بند آزادم کردی. ۱۷ به حضور تو قربانی شکرگزاری را تقدیم نموده و نام تو را می ستایم. ۱۸ در حضور قوم برگزیدۀ او به وعده های که به خداوند داده ام، وفا می کنم. ۱۹ آنرا در پیشگاه خانۀ خداوند و در اندرون تو ای اورشلیم ادا می کنم.
هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
۱ یقیناً که خدا برای اسرائیل نیکوست، او برای آنانی که پاک دل هستند نیکوست. ۲ اما من، نزدیک بود که پاهایم از راه منحرف شود و قدم هایم لغزش خورد، ۳ زیرا بر اشخاص متکبر و شریر حسد بردم وقتی سلامتی شان را دیدم. ۴ آن ها تا زمان مرگ با هیچ تکلیفی درگیر نشده و قوی و سالم بوده اند. ۵ مثل مردم دیگر در زحمت نیستند و مانند اشخاص دیگر با سختی روبرو نشده اند. ۶ بنابراین گردن ایشان با غرور آراسته است و ظلم مثل لباس آن ها را می پوشاند. ۷ چشمان شان به خاطر چاقی آن ها نزدیک است که از حدقه بیرون رود و به نسبت خیالات دل خود همیشه بلند پروازی می کنند. ۸ مردم را تحقیر می کنند، حرفهای بد می زنند و سخنان ظلم آمیز را مغرورانه بر زبان می آورند. ۹ دهان شان بر ضد آسمان باز است و زبان شان در جهان گردش می کند. ۱۰ قوم برگزیدۀ خدا هم بدنبال آن ها می روند و آب های فراوان به ایشان نوشانیده می شود. ۱۱ حتی می گویند: «خدا چگونه بداند و آیا خدای متعال علم دارد؟» ۱۲ مردمان بدکار را ببینید، زندگی آرام دارند و ثروت شان روز بروز زیادتر می شود.
۱۳ پس آیا من بیهوده دل خود را پاک ساخته و دستهای خود را از گناه دور داشته ام؟ ۱۴ تمام روز در زحمت بوده و هر صبح تنبیه می گردم. ۱۵ اگر من واقعاً آن حرفها را می زدم، البته در برابر قوم برگزیدۀ تو خیانتکار محسوب می شدم. ۱۶ چون فکر کردم که این را بفهمم، در نظرم دشوار آمد. ۱۷ تا که به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه دانستم که عاقبت و سرنوشت بدکاران چه است. ۱۸ تو آن ها را در جاهای لغزنده قرار داده ای تا در ویرانی سقوط کنند. ۱۹ آن ها ناگهان به هلاکت رسیده و تباه می شوند. عاقبتِ زندگی آن ها ترس آور و وحشتناک است. ۲۰ همان طوریکه خوابِ انسان بعد از بیدار شدن محو می گردد، همچنین تو ای خداوند وقتی برخیزی، تصورات آن ها را ناچیز می شماری.
۲۱ در آن وقت که دل من تلخ شده و در باطن خود دل ریش بودم، ۲۲ همچو یک جاهل و بی معرفت و مثل یک حیوان نزد تو گردیدم. ۲۳ با وصف این همه من دایماً با تو هستم و تو دست مرا گرفته ای. ۲۴ موافق صلاحدید خود مرا هدایت می کنی و بعد مرا در حضور پُر جلال خود می رسانی. ۲۵ کیست برای من در آسمان؟ غیر از تو هیچ چیزی را در زمین نیز نمی خواهم. ۲۶ هر چند بدنم فرسوده و دلم ضعیف گردد، اما خدا صخرۀ دلم و تا ابد همه چیز من است. ۲۷ کسانی که از تو دورند، هلاک می گردند و آنانی را که به تو بی وفایی و خیانت می کنند، نابود خواهی ساخت. ۲۸ اما من، چقدر خوب است که همیشه به خدا نزدیک باشم. به خداوند متعال توکل کرده ام تا همۀ کارهای او را بیان کنم.
مزامیر ۱۱۶:۷ · مزامیر ۷۳:۲۸ · TDV
اگر از سادگیاعتماد خود به مسیحدور شویم، زندگی راحت و زندگی با آرامش و شادی روحالقدس درقلب وجود نخواهد داشت. بسیاری از ایمانداران از جایگاه خود دور میشوند. اکنون جایگاه یک ایماندار کجاست؟ جایگاه یک ایماندار درآغوش خداوندش، یا دردست راست استادش، یا نشستن در پای او مانند مریم است. آه! برخی از شما هرگز صبح بیدار نمیشدید بدون اینکه به او فکر کنید، و تمام روز حس حضور او درقلب شما بود. چقدر از دنیا به خاطر ساعاتی که باید به کار اختصاص میدادید، ناراحت بودید؛ و وقتی شبقلب خود را قفل میکردید، همیشه کلید را به عیسیمسیح میدادید! چقدر احکام او برای شما شیرین بود، زیرا میتوانستید مسیح را از طریق آنها ببینید! چقدر جلسات دعا و مطالعات کتاب مقدس آن زمان دلپذیر بود، زیرا عیسی را آنجا میدیدید و با او صحبت میکردید!
اما وضعیت فعلی شما چطور؟ شاید از جایگاه خود دور شدهاید؛ دیگر مانند گذشته نزدیک به مسیحزندگی نمیکنید. از این رو، امور روحانی تسلی بسیار کمی در خود دارند؛ آنها کسلکننده و خستهکننده هستند؛ و خدماتی که زمانی برای شما مغز و چربی بودند، اکنون استخوانهای خشک شدهاند. اتاق دعای شما نیز بسیار نادیده گرفته شده است؛ کتاب مقدس شما مانند گذشته مطالعه نمیشود. شما عشق اول خود را از دست دادهاید.
از شما میپرسم، آیا تسلی اول خود را نیز از دست ندادهاید؟ آیا مانند پرندهای نیستید که از لانه خود دور شده است؟ باور کنید، هیچ شادی پایدار، هیچ وجد فرشتهوار، هیچآرامش مقدسی در این سوی بهشت وجود ندارد، مگر با زندگی نزدیک در سایه صلیب، و پناه گرفتن درآغوشعیسی.
آه! که ما باید اینقدر احمق باشیم! پرندهلانه خود را فراموش نمیکند اما ما خداوند خود را فراموش میکنیم. ما نیاز داریم که با مزمورنویس بگوییم: «ای جان من، به آرامش خود بازگرد؛ زیرا یهوه با تو به فراوانی رفتار کرده است!» (مزمور 116:7).