اولین و آخرین سخنان موسی
چرا همسایهات را میزنی؟ خروج ۲:۱۳ ای اسرائیل، خوشا به حالت! کیست مانند تو، قومی که یهوه نجاتش داده است؟ تثنیه ۳۳:۲۹ خروج ۲:۱۳; تثنیه ۳۳:۲۹ · JND
سایمون اتوود
موسی میتوانست بر مصر سلطنت کند، اما خدا در زندگی او مشغول کار بود و او «از اینکه پسر دختر فرعون خوانده شود، امتناع ورزید؛ و ترجیح داد که با قوم خدا رنج بکشد تا اینکه از لذت موقت گناه برخوردار شود» (عبرانیان ۱۱:۲۴-۲۵). او مصریای را دید که یک عبرانی را میزد، او را کشت، و به قول استفان، فکر میکرد «که برادرانش خواهند فهمید که خدا به دست او نجاتشان میدهد. اما آنها نفهمیدند.» روز بعد آنها را دید که با هم میجنگیدند و «آنها را به صلح واداشت و گفت: شما برادر هستید، چرا به یکدیگر ظلم میکنید؟ اما آنکه به همسایهاش ظلم میکرد، او را کنار زد و گفت: چه کسی تو را بر ما حاکم و داور قرار داد؟» (اعمال ۷:۲۵-۲۷). با شنیدن این، موسی از مصر گریخت.
تاریخ قوم آسمانی خدا — که محبت او را در فرستادن پسرش به عنوان نجاتدهنده خود میدانند — نیز با نزاعهای داخلی خدشهدار شده است. خدا از چنین همسایگان نزدیکی انتظار بهتری دارد: «پس هر یک از ما همسایه خود را برای آنچه نیکو و برای بنا کردن است، خشنود سازد» (رومیان ۱۵:۲)؛ «بنابراین، دروغ را کنار گذاشته، هر یک از شما با همسایه خود راست بگویید، زیرا ما اعضای یکدیگر هستیم» (افسسیان ۴:۲۵).
خدا موسی را به مصر بازگرداند تا قوم خود را از خانه بندگی بیرون آورد. این بار سنگینی بود و او گاهی شکست خورد، اما وفادار ماند. وقتی پس از چهل سال سرگردانی به رود اردن رسیدند، بر آنها برکت داد، اگرچه از ورود به سرزمین منع شد (اعداد ۲۰:۲-۱۳). آخرین سخنان او در این زندگی به هزارهای اشاره دارد که «تمام اسرائیل نجات خواهند یافت» (رومیان ۱۱:۲۶). آنها در آن زمان ناکارآمد و تقسیمشده نخواهند بود، بلکه همانطور که موسی گفت واقعاً خوشحال خواهند بود. چقدر بیشتر قوم آسمانی خدا باید اکنون «یکدیگر را دوست بدارند»، در انتظار آینده ابدی ما با هم در خانه پدر (یوحنا ۱۴:۱-۳؛ ۱۵:۱۲).