وابستگی به خدا—یک ضرورت همیشگی
زیرا که فکر جسم دشمنی با خداست، چون که مطیع شریعت خدا نیست و نمیتواند بود. رومیان ۸:۷ رومیان ۸:۷ · NKJV
جان داربی
چیزی به نام اصلاح جسم حتی به اندازه یک اتم وجود ندارد. در معصومیت شکست خورد؛ بدون قانون، به شدت و به طرز وحشتناکی نادان است؛ تحت قانون، سرکش، مطیع نیست و نمیتواند باشد. فیض را وارد کن، و به روی کسی که آن را وارد میکند تف میکند؛ روحالقدس را در انسانی قرار ده، و جسم علیه روح شهوت میورزد؛ انسانی را به آسمان سوم ببر، و وقتی پایین میآید جسم از آن متکبر خواهد شد (۲ قرنتیان ۱۲:۷). جسم همیشه همینطور است.
ما هرگز نمیتوانیم خودمان را توجیه کنیم. اگر آنقدر احمق باشیم که دری را باز بگذاریم، شیطان وارد خواهد شد. ممکن است لحظهای باشد که نتوانم بر جسم غلبه کنم، وقتی که نمیتوان آن را مهار کرد. چرا چنین است؟ من از دعا یا خواندن کلام خدا غفلت کردهام، یا به نحوی بیدقت بودهام، و سپس وقتی دشمن میآید، قدرتی برای مقابله با او وجود ندارد، و من مغلوب میشوم. اگر بیدقت راه بروم، عواقب آن را درو خواهم کرد.
اینجا تفاوت است، و این یک تفاوت بسیار واقعی است. فرض کنید من در روح راه نمیروم، به طوری که وجدانم خوب نیست؛ وقتی به حضور خدا میرسم و مجبورم به خودم فکر کنم، شرمنده میشوم. من به او فکر نمیکنم، و مجبورم به خودم در راه خودداوری فکر کنم—و خوب است که او مرا وادار میکند به خودم در خودداوری فکر کنم. اما اگر بدون کوچکترین چیزی بر وجدانم راه بروم، به خودم فکر نمیکنم، بلکه آزادم که مشغول مسیح باشم. این بدان معنا نیست که جسم در هیچ زمانی بهتر است. من عملاً پاک شدهام و وجدان خوبی دارم، و وقتی به حضور خدا میآیم میتوانم قلبم را باز کنم؛ و این سعادت بزرگی است: این مشارکت است. اینجاست که تفاوت واقعی بین انسانی که در قدرت کلام خدا و در وابستگی مداوم راه میرود، و کسی که چنین نیست، نهفته است.