تخت خدا و پاهای ما
عیسی، چون میدانست که پدر همه چیز را به دست او سپرده است و از خدا آمده و به سوی خدا میرود، از شام برخاست و جامههای خود را کنار گذاشت و حولهای برداشت و به کمر بست. سپس آب در لگنی ریخت و شروع به شستن پاهای شاگردان کرد و با حولهای که به کمر بسته بود، آنها را خشک میکرد. یوحنا ۱۳: ۳-۵ یوحنا ۱۳: ۳-۵ · NKJV
چارلز اچ. مکاینتاش
پس در اینجا ما یک نمایش بسیار شگفتانگیز از خدمت کنونی مسیح نسبت به «خاصان خود که در جهان هستند» داریم. در عبارت «خاصان خود» چیزی به طور خاص گرانبها وجود دارد. این ما را بسیار به قلب مسیح نزدیک میکند. چقدر شیرین است که فکر کنیم او میتواند به موجودات فقیر، ضعیف و شکستخوردهای مانند ما نگاه کند و بگوید: آنها مال من هستند. مهم نیست دیگران درباره آنها چه فکری میکنند؛ آنها به من تعلق دارند و من باید آنها را در وضعیتی شایسته مکانی که از آن آمدم و به آن میروم، داشته باشم.
این برای روح ما به طور وصفناپذیری گرانبها و سازنده است. او با درک جلال شخصی خود، با آگاهی از اینکه از خدا آمده و به سوی خدا میرود، میتوانست خم شود و پاهای قوم خود را بشوید. هیچ چیز، نمیتوانست هیچ چیز، بالاتر از مکانی باشد که عیسی از آن آمده بود؛ هیچ چیز، نمیتوانست هیچ چیز، پایینتر از پاهای آلوده شاگردانش باشد: اما نام او تا ابد مبارک و ستوده باد! او در شخص الهی خود و خدمت شگفتانگیز خود، هر نقطهای را بین این دو حد پر میکند. او میتواند یک دست را بر تخت خدا و دست دیگر را بر پاهای ما بگذارد و خود پیوند الهی و ابدی بین آنها باشد.