هنگامی که پادشاه بر سر میز خود است
در آنجا برای او شامی تهیه کردند. یوحنا ۱۲:۲ هنگامی که پادشاه بر سر میز خود است، سنبل من بوی خود را میدهد. غزل غزلها ۱:۱۲ یوحنا ۱۲:۲; غزل غزلها ۱:۱۲ · NKJV
همیلتون اسمیت
در این دنیای غمگین، اغلب اتفاق نمیافتاد که کسی برای خداوند شامی تهیه کند. در آنجا بالاخره برای او که برای تمام دنیا سفرهای گسترده بود، ضیافتی ترتیب دادند. در آنجا پادشاه بر سر میز خود نشست و در آنجا سنبل عروس بوی خود را داد. نشستن بر پای او به عنوان یک شاگرد و شنیدن کلام او برکت بود، اما سنبل مریم در آنجا بوی خود را نمیداد.
در روز غم بر پای او افتادن و تسلی اشکهای او را دریافت کردن برکت بود، اما سنبل معطر را از قلب شکسته مریم بیرون نکشید. اما هنگامی که پادشاه بر سر میز خود در میان یاران خود نشست، دیگر آنها را در مسیر حمایت نمیکرد، در غمهایشان تسلی نمیداد، با ضعفهایشان برخورد نمیکرد یا اشتباهاتشان را تصحیح نمیکرد، بلکه اکنون در محبت خود در مشارکت مقدس و صمیمیت با یاران خود آرام گرفته بود، آنگاه لحظه مناسب فرا رسیده بود تا جعبه مرمرین را بیاورد و سنبل گرانبها را بر پادشاه بریزد و خانه از بوی آن عطر پر شد (یوحنا ۱۲:۳). این حضور پادشاه بر سر میز اوست که پرستش یاران او را فرا میخواند. تنها قلبی که از غمها، تمرینها و خدمت پرمشغله خود رها شده باشد، میتواند در حضور پادشاه پرستش کند.
آموختن بر پای او خوب است، اما آموختن پرستش نیست. تسلی یافتن از اشکهای همدردی او شیرین است، اما تسلی پرستش نیست. اما هنگامی که ما برای مسیح ضیافتی ترتیب میدهیم—هنگامی که پادشاه بر سر میز خود مینشیند—زمان آموزش یا تسلی نیست. در آنجا غمها، جهل و نگرانیهای روزمره خود را پشت سر میگذاریم و در شام او، تنها او ذهن را مشغول میکند و عواطف را در بر میگیرد؛ و هنگامی که قلب از مسیح پر میشود، ما پرستش میکنیم—سنبل ما «بوی خود را میدهد.»