پیام عید پاک
اگر مسیح قیام نکرده بود
قبر خالی ضامن امید مسیحیان است!
عید پاک یک ویژگی منحصر به فرد مسیحیت است. این به این دلیل نیست که مسیحیان بیشتری در یکشنبه عید پاک به کلیسا میروند، بلکه به این دلیل است که عید پاک رستاخیز عیسی مسیح از مردگان را جشن میگیرد. مسیحیت تعلیم میدهد که بنیانگذار آن امروز زنده است. هیچ دین دیگری در جهان چنین ادعای شگفتانگیزی نمیکند. ادیان دیگر ممکن است ادعا کنند که «روح» بنیانگذارشان امروز در تعالیم مذهبی او زنده است، اما مسیحیت ادعا میکند که بنیانگذار آن، عیسی مسیح، امروز – جسمانی – زنده است! مسیحیت کتاب مقدسی تعلیم میدهد که عیسی واقعاً مرد اما سپس به صورت جسمانی (نه فقط روحانی) از قبر برخاست و خود را زنده به بسیاری از افراد مختلف در مناسبتهای مختلف در طول 40 روز نشان داد (اعمال رسولان 1:3؛ اول قرنتیان 15:3-8). مسیحیت همچنین تعلیم میدهد که پس از این ظهورات جسمانی غیرقابل انکار، عیسی به صورت جسمانی این زمین را ترک کرد و وعده داد که روزی به صورت جسمانی باز خواهد گشت (یوحنا 14:1-3؛ اعمال رسولان 1:9-11). اگرچه ما مسیحیان اکنون حضور «روحانی» خداوند زنده خود عیسی را میشناسیم و تجربه میکنیم، اما مشتاقانه منتظر بازگشت «جسمانی» او هستیم. ایمان مسیحی واقعی معتقد است که عیسی از مردگان برخاست – جسمانی، به آسمان صعود کرد – جسمانی، امروز در جلال زندگی میکند – جسمانی، و روزی به این زمین باز خواهد گشت – جسمانی.
سنگ بنای ایمان ما
رستاخیز جسمانی عیسی از مردگان سنگ بنای ایمان است. مسیحیت بر این نکته استوار است یا سقوط میکند. به عبارت دیگر، مسیحیت در نهایت نه تنها بر تعالیم اخلاقی و مذهبی (مانند سایر ادیان جهان)، بلکه بر یک رویداد تاریخی استوار است. اساس ایمان ما فقط آنچه عیسی تعلیم داد نیست، بلکه آنچه او در تاریخ انجام داد تا ادعاهای خود را تأیید کند. میبینید، هر رهبر مذهبی خودخواندهای میتواند تعالیم اخلاقی و والایی را اعلام کند و حتی ممکن است جرأت کند بگوید: «من شبان نیکو هستم.» برخی حتی ممکن است بگویند: «من جان خود را برای گوسفندانم فدا میکنم» و سپس واقعاً برای یک «هدف خوب» بمیرند. اما چه کسی میتواند این اظهارات را مانند عیسی ادامه دهد و ادعای رستاخیز جسمانی کند؟ «من جان خود را فدا میکنم تا دوباره آن را بگیرم. هیچ کس آن را از من نگرفته است، بلکه من آن را به اراده خود فدا میکنم. من قدرت دارم که آن را فدا کنم و قدرت دارم که دوباره آن را بگیرم» (یوحنا 10:14-18 NASB). چه ادعایی! تعالیم اخلاقی عیسی از ادعاهای او در مورد خودش و قدرتش بر مرگ جداییناپذیر است. اگر عیسی به صورت جسمانی از مردگان برنخاست، پس او یک فریبکار بود و مسیحیت یک کلاهبرداری و یک مسخره است. و مسیحیان فقط بازیهای مذهبی میکنند!
اول قرنتیان 15:12-19
چنین اظهارات رادیکالی دقیقاً همان چیزی است که کتاب مقدس تعلیم میدهد که نتایج منطقی هستند اگر، در واقع، رستاخیز مسیح اتفاق نیفتاده باشد. در اول قرنتیان 15:12-19 چندین نتیجه به ما داده شده است که اگر مسیح از مردگان برنخاسته باشد، باید به آنها برسیم. بدون رستاخیز جسمانی مسیح، مسیحیت از اساس و قدرتش محروم میشود!
هنگامی که پولس رسول این قسمت را نوشت، وضعیت در کلیسای قرنتس به شرح زیر بود. ایمانداران قرنتیس با مفهوم رستاخیز جسمانی آینده مسیحیانی که قبلاً مرده بودند، «گیر کرده بودند». آنها در مورد رستاخیز مسیح شک نداشتند – آنها با تمام وجود به این باور داشتند (اول قرنتیان 15:11). اما مفهوم رستاخیز جسمانی برای ایمانداران دشوار بود. ظاهراً آنها با ایده زندگی روح در دنیایی دیگر مشکلی نداشتند، زیرا جاودانگی روح قطعاً بخشی از فلسفه رایج یونانی بود. اما رستاخیز بدن یک مکاشفه بود – یک شوک واقعی!
برای حل این مشکل، رسول توجه آنها را به رستاخیز مسیح جلب کرد. اگر آنها به رستاخیز جسمانی مسیح ایمان داشتند، چرا مفهوم رستاخیز جسمانی مسیحی (15:12) باید اینقدر دشوار باشد؟ اگر خدا انسان، عیسی را از مردگان برخیزاند، منطقی بود که او میتوانست هر شخصی را از مردگان برخیزاند. اما عکس آن نیز منطقاً درست بود. اگر چیزی به نام رستاخیز جسمانی اشخاص از مردگان وجود نداشت، پس حتی مسیح نیز نمیتوانست از مردگان برخیزد (15:13،16). بالاخره، عیسی، اگرچه خدا بود، یک شخص واقعی از گوشت و خون بود که واقعاً مرد. پس نتیجه منطقی چیست؟ اگر مسیح برنخاست، باید نتیجه بگیریم که همه چیز در مورد ایمان مسیحی بدون پایه و اساس محکم است و «قابل بحث» است. این نتیجه منطقی امروز به همان اندازه معتبر است که در آن زمان بود، و نتایج زیر از اول قرنتیان 15:14-19 به همان اندازه درست هستند.
آیا موعظه ما پوچ است؟
«اگر مسیح قیام نکرده باشد، پس موعظه ما پوچ است» (15:14 NKJV). هیچ واقعیتی پشت کلمات خوشآهنگ وجود ندارد. چه اختیاری برای موعظه «همسایه خود را مانند خودت دوست بدار»، چه رسد به رستاخیز، داریم، اگر مسیح هنوز مرده باشد؟ ما به معلمانی انسانگرا تبدیل میشویم که هیچ اقتدار بالاتری جز آنچه اکثریت مردم در فرهنگ ما «احساس میکنند» درست است نداریم – و این کاملاً ذهنی و نسبی است! اگر عیسی امروز زنده نباشد، پیام کتاب مقدس هیچ اقتداری ندارد و موعظه ما پوچ است!
آیا ایمان ما پوچ است؟
«اگر مسیح قیام نکرده باشد، پس ایمان ما نیز پوچ است» (15:14). اگر رستاخیز یک فریب باشد، هیچ بنیادی برای ایمان مسیحی ما وجود ندارد. گره زدن سرنوشت ما به ادعاهای مردی که مرده است، چیزی جز آرزوی محال نیست. چه تضمینی داریم که امیدی فراتر از گورستان وجود دارد، اگر کسی که ادعا میکرد میتواند بر مرگ غلبه کند، در واقع خودش مرده باشد؟ ایمان مسیحی مبتنی بر تعالیم مسیح مرده مانند یک قلعه زیبا است که در هوا ساخته شده است!
آیا ما شاهدان دروغین هستیم؟
«اگر مسیح قیام نکرده باشد... ما شاهدان دروغین خدا شناخته میشویم» (15:14-15). ما فقط متعصبان مذهبی فریبخوردهای نیستیم که «کلیسا بازی میکنند». ما دروغگو هستیم! البته، اگر خدا واقعاً وجود نداشته باشد، پس مهم نیست که ما دروغگو هستیم، زیرا هیچ معیار مطلقی وجود نخواهد داشت. با این حال، اگر خدا وجود داشته باشد و او مسیح را از مردگان برنخیزاند، پس ما حقیقت را تحریف میکنیم و شاهدان دروغین علیه خود خدا هستیم اگر به موعظه رستاخیز و جشن عید پاک ادامه دهیم! این چیزی است که باید نتیجه بگیریم اگر رستاخیز جسمانی از مردگان وجود نداشته باشد (15:16).
آیا ایمان ما بیهوده است؟
«اگر مسیح قیام نکرده باشد، ایمان شما بیهوده است؛ شما هنوز در گناهان خود هستید» (15:17). نه تنها ایمان ما بدون پایه و اساس است (15:14)، بلکه بیفایده است! آیا به ما نجات میدهد؟ هرگز! نه اگر کسی که ادعا میکرد میتواند گناهان ما را بردارد، هنوز در یک قبر در اورشلیم باشد. اگر پرداخت برای گناه انجام نشود، در یک جهان اخلاقی نمیتوان گناهان را بخشید. اگر کسی که ما ایمان خود را به عنوان نجاتدهنده به او سپردیم، هرگز واقعاً بر مرگ پیروز نشد، چه دلیلی داریم که بدهی گناهان ما پرداخت شده است؟ بدون رستاخیز، مجازات مرگ برای گناهان ما باقی میماند (رومیان 6:23). ما هنوز در گناهان خود هستیم – گناهکار! اگر رستاخیز وجود نداشته باشد، رستگاری و آشتی با خدا نیز وجود ندارد.
آیا مسیحیان مرده گم شدهاند؟
«اگر مسیح قیام نکرده باشد... پس کسانی که در مسیح به خواب رفتهاند نیز هلاک شدهاند» (15:14،18). اگر عید پاک یک فریب باشد، مسیحیانی که مردهاند برای همیشه گم شدهاند. هیچ بیداری از قبر وجود نخواهد داشت. سنگنوشته آشنای مسیحی، «در عیسی به خواب رفته»، فقط یک راه زیبا برای گفتن «برای همیشه رفته» است. کلمه «هلاک شده» (15:18)، به معنای نابودی یا انقراض نیست، بلکه به معنای از دست دادن یا تباهی است. این از دست دادن وجود نیست، بلکه از دست دادن رفاه است. هر «نور در انتهای تونل» که برخی افراد «مرده بالینی» ادعا میکنند دیدهاند – ممکن است «نور بهشت» نباشد، همانطور که بسیاری از مردم دوست دارند فرض کنند (عبرانیان 9:27).
آیا امید ما بیهوده است؟
«اگر فقط در این زندگی به مسیح امید داشته باشیم، از همه مردم بدبختتر هستیم» (15:19). چرا؟ زیرا ما فداکاری، تسلیم، رنج، کار و امید برای هیچ چیز جز یک توهم کردهایم! اگر عیسی امروز زنده نباشد، ما احمقهای خرافاتی هستیم که در دنیای رویا زندگی میکنیم. این خیال ممکن است به ما «آرامش خاطر» و «امید» در این زندگی بدهد، اما چه فایده؟ چرا این همه عرق و اشک اگر همه اینها فقط یک توهم است؟ از نظر پولس، اگر رستاخیز وجود نداشته باشد، سبک زندگی منطقیتر این است که زندگی را به کام خود بگیریم و هر کاری که میخواهیم انجام دهیم. این دقیقاً همان چیزی است که او نوشت: «اگر مردگان برنمیخیزند، 'بیایید بخوریم و بنوشیم، زیرا فردا میمیریم!'» (15:32). بدون عید پاک، مسیحیان مرده هلاک شدهاند (15:18) و مسیحیان زنده قابل ترحم هستند (15:19).
هرگز! مسیح قیام کرده است!
«اما اکنون مسیح از مردگان برخاسته است» (15:20). چه تسکین باشکوهی! تمام سوالات قبلی با این یک حقیقت بزرگ از بین میروند. رستاخیز خداوند عیسی مسیح اثبات و قدرت مسیحیت است. قبر خالی ضامن امید مسیحیان است. همانطور که میوه اولیه وعده برداشت قریبالوقوع است، رستاخیز خداوند ما نیز تضمین میکند که مرگ برای هر مسیحی مغلوب شده است. هللویا!
توسط دیوید آر. رید