جنوری 2021 –مجله فیض و حقیقت
پرسش: با توجه به مراسم، قربانیها و مناسک مربوطه، آیا برای یک مسیحی خوب است که یک عنوان سنتی را بپذیرد یا صاحب عنوان شود، مانند «پادشاه» یا «رئیس»؟
پاسخ: کتاب مقدس نشان میدهد که حکومت بشری پس از طوفان آغاز شد، زمانی که خداوند به نوح گفت هر کس خون انسان را بریزد، باید اعدام شود. خداوند بعدها به اسرائیل دستور داد که شش شهر پناهگاه داشته باشند تا شخصی که دیگری را به طور تصادفی و بدون قصد قبلی کشته بود، بتواند به آنجا فرار کند. هر دو رسول، پطرس در اول پطرس 2 و پولس در رومیان 13، به وضوح بیان میکنند که یک مسیحی باید تابع مقامات موجود باشد، زیرا تمام اقتدار توسط خداوند برقرار شده است. پطرس به طور خاص از پادشاهان و فرمانداران نام برد. پولس توسط چندین فرماندار محاکمه شد و در نهایت به روم فرستاده شد، زمانی که او به رسیدگی ناعادلانه به پروندهاش به قیصر – امپراتور روم – اعتراض کرد.
در حالی که کتاب مقدس اقتدار را به عنوان نهادی که توسط خداوند برای خیر بشر تأسیس شده است، به رسمیت میشناسد، اما هیچ دستورالعمل مطلقی به مسیحیان برای جستجوی جایگاههای اقتدار برای خود نمیدهد. اقتدار از بالا، از خداوند میآید، نه از انتخاب یا رضایت کسانی که تحت حکومت هستند. خداوند شائول را به عنوان پادشاه اسرائیل انتخاب کرد، زمانی که اسرائیل اصرار داشت پادشاهی داشته باشد تا آنها را مانند ملتهای اطرافشان رهبری کند. به همین ترتیب، خداوند داوود را به عنوان پادشاه اسرائیل انتخاب کرد، پس از آنکه شائول نافرمانی غمانگیز خود را نسبت به دستورات صریح خداوند نشان داد. روشهایی که یک شخص پادشاه یا رئیس میشود ممکن است بسیار متفاوت باشد؛ برخی در موقعیت بالا متولد میشوند، برخی منصوب میشوند، برخی با رأی عمومی انتخاب میشوند، برخی موقعیت خود را از طریق فساد، شورش یا حتی ترور به دست میآورند. اما به یک ایماندار هرگز دستور داده نشده است که به دنبال موقعیت یا افتخارات دولتی برای خود باشد.
کسانی که خود را در چنین موقعیتی مییابند،باید خداوند را در آن گرامی بدارند. عهد عتیق روایتهایی از حکومت پادشاهان برجسته و خداپرست و همچنین پادشاهانی که کاملاً برعکس بودند، به ما میدهد. در رومیان 16:23 پولس سلام و احوالپرسی را از جمله از اراستوس، خزانهدار شهر قرنتس، که از آنجا مینوشت، به مقدسین رومی رساند. تاریخ از بسیاری از حاکمان مسیحی وفادار در طول قرون نام میبرد. ما میتوانیم سپاسگزار باشیم اگر شخصی که موقعیت اقتدار یا حکومت را اشغال میکند، یک ایماندار خداپرست باشد. متأسفانه، بسیاری از مسیحیانی که چنین موقعیتهایی را اشغال کردهاند، با رفتار خود خداوند را بیاحترام کردهاند. سیاست را میتوان هنر سازش تعریف کرد، و اکثر مسیحیان در سیاست امروز متوجه میشوند که برای انجام هر کاری، اغلب باید در مورد مهمترین مسائل سازشهایی صورت گیرد. مسیحیان با ناامیدی بزرگی متوجه خواهند شد که نمیتوانند این جهان را از خشونت و فساد گناهآلودش رها کنند.
اکنون به سؤالی که پیش روی ماست بپردازیم – سؤالی که از خوانندهای در آفریقا به ما رسیده است. ارمیا، در مواجهه با پایان قریبالوقوع پادشاهی یهودا تحت داوری خداوند، پیامی ویژه برای باروخ، کاتب که با وفاداری تمام کلمات نبوت ارمیا را نوشته بود، دریافت کرد. پیام این بود: «آیا برای خود چیزهای بزرگ میجویی؟ آنها را مجوی؛ زیرا، اینک، من بر تمام بشر سختی خواهم آورد،» میفرماید خداوند» (ارمیا 45:5 NKJV). امروز ما به سرعت به پایان این دوران فیض خداوند نزدیک میشویم. داوری به زودی فرا خواهد رسید. واقعاً هیچ فایدهای در جستجوی موقعیتهای افتخار در میان مردان این جهان نیست. کسی که موعظه میکند، «از غضب آینده بگریزید» (متی 3:7)، مطمئناً به دنبال جایگاه بلندی در جهانی که تحت داوری است، نخواهد بود.
علاوه بر این، برای مراسم تحلیف در چنین موقعیتی در اکثر کشورهای آفریقایی، معمولاً شامل تسلیم شدن به مراسم و مناسک سنتی، و حتی ارائه قربانیهای مشخص است. چنین الزاماتی با دین سنتی آفریقایی مرتبط است، که معمولاً شامل نوعی پرستش اجداد و بتپرستی است. کتاب مقدس در مورد این مسائل صریح است: «ای عزیزان من، از بتپرستی بگریزید... چیزهایی که غیریهودیان قربانی میکنند، به دیوها قربانی میکنند نه به خدا، و من نمیخواهم شما با دیوها مشارکت داشته باشید. شما نمیتوانید جام خداوند و جام دیوها را بنوشید؛ شما نمیتوانید از سفره خداوند و از سفره دیوها بهرهمند شوید» (اول قرنتیان 10:14، 20-21). «با بیباوران زیر یک یوغ نابرابر قرار نگیرید. زیرا عدالت با بیقانونی چه مشارکتی دارد؟ و نور با تاریکی چه همبستگی دارد؟ و مسیح با بلیال چه توافقی دارد؟ یا یک ایماندار با یک بیباور چه سهمی دارد؟ و معبد خدا با بتها چه توافقی دارد؟ زیرا شما معبد خدای زنده هستید... بنابراین «از میان آنها بیرون آیید و جدا شوید، میفرماید خداوند. آنچه ناپاک است را لمس نکنید، و من شما را خواهم پذیرفت» (دوم قرنتیان 6:14-17).
در حالی که آداب و رسوم در کشورهای غربی ممکن است متفاوت باشد، اصول یکسان اعمال میشوند. جشنهای پیروزی پس از برنده شدن در انتخابات معمولاً با الکل همراه هستند یا بدتر، و جشنهای پرهزینه در مراسم تحلیف معمولاً شامل بسیاری از همین موارد و بیشتر است. میلیونها دالر برای تبلیغات در طول کمپینها هزینه میشود، که بخش زیادی از آن صرف خودستایی و حمله و اغلب بدنام کردن رقبا میشود – کاملاً برعکس آنچه خداوند میخواهد مردمش نسبت به دیگران رفتار کنند! یک مسیحی ممکن است نیتهای خوب و آرمانهای بلندی داشته باشد، اما هدف وسیله را توجیه نمیکند.
دانیال نمونهای از یک ایماندار است که از سازش با اصول خداپرستانه خود امتناع ورزید، و خ داو ند او را در موقعیتهای بسیار بالایی در حکومتهای بتپرست قرار داد. دانیال به دنبال چنین موقعیتهایی نبود، بلکه کارهایی را که به او محول شده بود انجام داد. در واقع، شهادت او به گونهای بود که منجر به گذراندن یک شب در لانه شیران شد، زیرا همکاران بیخدای او به شدت میخواستند از شر این شخص خداپرست که شخصیتش بسیار متفاوت از آنها بود، خلاص شوند.
یک مسیحی که موقعیت افتخاری را به ارث میبرد یا به او پیشنهاد میشود و میتواند آن را بدون تسلیم شدن به اعمال بتپرستانه یا سایر اعمال گناهآلود بپذیرد، ممکن است آزاد باشد که چنین موقعیتی را به عنوان هدیهای از خداوند و فرصتی برای خدمت به او بپذیرد. اما چگونه میتواند انتظار برکت خداوند را داشته باشد اگر پذیرش چنین موقعیتی او را مجبور به انجام فعالیتهایی کند که به هر طریقی خداوند را بیاحترام کند یا با کلام مقدس او مغایرت داشته باشد؟
پاسخ توسط یوجین پی. ودر، جونیور.