ماهیگیران انسانها.
حالا چه کار کنم؟ حالا که او با من سخن گفته است، چه کار کنم؟
کشتزارها آمادهاند، اما کارگران کماند. آیا نمیآیی و مرا پیروی نمیکنی؟ فقط بیا و من تو را ماهیگیر انسانها خواهم ساخت. بیا و من تو را ماهیگیر انسانها خواهم ساخت. بیا و من تو را ماهیگیر انسانها خواهم ساخت. فقط بیا. آیا نمیآیی و مرا پیروی نمیکنی؟
مردی پر از غم و اندوه بیاندازه. او بارهای تمام بشریت را حمل کرد. درد گناه. او نمیتوانست ترک کند. جلجتا نام او را صدا زد. بیا و ماهیگیر انسانها شو. بیا و من تو را ماهیگیر انسانها خواهم ساخت. بیا و من تو را ماهیگیر انسانها خواهم ساخت. فقط بیا. آیا نمیآیی و مرا پیروی نمیکنی؟
نمیتوانم نه بگویم. نباید تأخیر کنم. گل در حال پژمرده شدن است و زمان در حال گذر است. فیضی که او به من نشان داده است، مال من نیست که نگه دارم، بلکه جانها در من در حال هلاکتاند. بیا. او تو را ماهیگیران آسمان خواهد ساخت. بیا. صدای عیسی را بشنو. بیا. او تو را ماهیگیران انسانها خواهد ساخت. بیا صدای ندای عیسی را بشنو.
آمین.