نزد من آیید. نزد من آیید، ای تمام خستگان. نزد من آیید و من به شما آرامش خواهم داد. نزد من آیید با بارهای سنگین خود و من به شما آرامش خواهم داد. لا، لی، لی، لی، لی، لی، و من به شما آرامش خواهم داد. یوغ مرا بردارید و آن را با افتخار بپوشید. نزد من آیید و من به شما آرامش خواهم داد. یوغ مرا بردارید و از من خواهید آموخت، و من به شما آرامش خواهم داد. لا، و من به شما آرامش خواهم داد. بار من سبک و یوغ من آسان است. نزد من آیید و من به شما آرامش خواهم داد. ملایم و فروتن، من با شما خواهم بود. و من به شما آرامش خواهم داد. لا، و من به شما آرامش خواهم داد. و من به شما آرامش خواهم داد. و من به شما آرامش خواهم داد. و او به شما آرامش خواهد داد. آمین.
عصر بخیر. بیایید با هم دعا کنیم. خدای پدر ما، از تو بسیار سپاسگزاریم. از محبت تو سپاسگزاریم. از نجاتی که از طریق خداوند عیسی به ما عرضه میکنی سپاسگزاریم. باشد که امشب او را گرامی بداریم، زیرا کلام بسیار خاصی از او در پیش رو داریم، به نام خداوند عیسی. آمین.
خب، مدتی است که درباره تمثیلها و نمادهای مختلف، مَثَلهایی که خداوند برای قرار دادن حقیقت خدا در کفش زندگی استفاده میکند، صحبت کردهایم. و این یکی دیگر از آنهاست، یک تمثیل شگفتانگیز، یکی از شناختهشدهترین کلامها در کتاب مقدس. متی ۱۱، ۲۸ تا ۳۰ است. و خداوند درباره یک یوغ صحبت میکند. پس من شروع به خواندن از متی ۱۱:۲۸-۳۰ میکنم.
«نزد من آیید، ای تمام زحمتکشان و گرانباران، و من به شما آرامش خواهم داد. یوغ مرا بر خود گیرید و از من بیاموزید، زیرا من حلیم و فروتن دل هستم، و برای جانهای خود آرامش خواهید یافت. زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است.»
چه برکتی. خداوند عیسی میگوید: «نزد من آیید.» هللویا. میدانید، ممکن است تعجب کنیم که خدا را کجا پیدا خواهیم کرد. ما نمیتوانیم او را در کلیسا پیدا کنیم. ما نمیتوانیم با موشک به آسمان برویم و او را در فضای بیرونی پیدا کنیم. خدا باید به سوی ما بیاید زیرا ما با گناه فلج شدهایم. بنابراین، ما نمیتوانیم به سوی او برویم. او باید به سوی ما بیاید، و او آمده است، و به همین دلیل است که او میتواند بگوید: «نزد من آیید،» زیرا خداوند عیسی ابتدا به سوی ما آمده است. او این را از آسمان نگفت. او نگفت: «نزد من آیید،» در حالی که او در آسمان است. نه، او به صورت انسان درآمد و نزدیک شد، تا ما بتوانیم به سوی او بیاییم. و او هرگز از هیچ یک از ما دور نیست.
میدانید، در کتاب استر، پادشاهی بود، یک پادشاه پارسی، اخشورش. و مانند بسیاری از پادشاهان آن زمان، پادشاه بابلی، پادشاه پارسی، یونانیان، همه اینها، آنها، شما نمیتوانستید به حضور آنها بروید مگر اینکه دعوت شده باشید، و اگر به حضور آنها میرفتید، خطر مرگ را به جان میخریدید. خب، اینجا کسی بینهایت بزرگتر از هر یک از آن پادشاهان است. و او پادشاه پادشاهان است. او خداوند عیسی مسیح است. و او میگوید: «نزد من آیید.» اوه، هللویا. ما نباید تأخیر کنیم. اگر امشب نجاتنیافته هستید، تأخیر نکنید. به مسیح بیایید. او شما را دعوت کرده است که بیایید. او به شما نزدیک میشود تا شما بتوانید به او بیایید.
و ما با گناه فلج شدهایم. اما این دلیل آمدن اوست. او برای گناهکاران آمد. مسیح عیسی به جهان آمد تا گناهکاران را نجات دهد. هللویا. میدانید، وقتی من نجات یافتم، اینگونه فهمیدم که او برای نجات من آمده است. میگوید او برای نجات گناهکاران آمد. من گفتم: «خب، من واجد شرایط هستم.» بنابراین، من به او به عنوان خداوند و نجاتدهنده خود اعتماد کردم. میدانید، خداوند با گناهکاران سروکار دارد. منظورم این است که به همین دلیل او آمد. همانطور که گفتم، میدانید، به یاد داشته باشید، او در کنار چاهی با زنی است. او زنی گناهکار است، و او از او آب میخواهد. او در خانهای و در حال ناهار است، و اینجا زنی گناهکار میآید و پاهای او را میشوید. زکی، مردی گناهکار که یک باجگیر بود، و او میگوید: «زکی، از آن درخت پایین بیا. من امروز به خانه تو میروم.»
میدانید، خداوند همیشه با گناهکاران سروکار داشت، زیرا همه گناهکار هستند. آن زنی که مشکل خونریزی داشت، با آن مشکل خونریزی نجس شده بود، و او را لمس کرد. گوش کن، دوست من. مهم نیست چه کاری انجام دادهای، مهم نیست در چه وضعیتی هستی، مهم نیست گناهت چقدر بزرگ است، نجاتدهندهای در خداوند عیسی وجود دارد. و او میگوید: «نزد من آیید.» او میخواهد دست خود را بر تو بگذارد، دستی شفابخش از ایمان. هللویا. او برای تو بر صلیب مرد، دوست من. بازوهای او گشوده است، میخکوب شده است. اما این میخها نبودند که دستان او را آنجا نگه داشته بودند. نه، او با میل خود زندگیاش را میداد، و بازوهایش برای در آغوش گرفتن تو و من باز است. هللویا.
و سپس میگوید: «نزد من آیید، ای تمام زحمتکشان و گرانباران.» میدانید، در پیدایش فصل ۳، وقتی آدم گناه کرد، خدا زمین را لعنت کرد. و گفت: «خار و خس خواهد رویاند.» و همین امروز، من با زمین لعنتشده سروکار داشتم. و علف هرز لعنتشدهای به نام «اسپرج». اسپرج. و به شما میگویم، اسپرج یک بلاست. بله. یک علف هرز وحشتناک است. و این فقط بخشی از این دنیای گناهکار است، دنیای بیرونی، دنیای فیزیکی. ما نمیتوانیم لعنت این دنیا را از بین ببریم. ما نمیتوانیم شیر و بره را مانند خداوند عیسی در آینده با هم بخوابانیم، یا کودک با افعی سمی بازی کند. نه، نه. در این دنیا دشمنی وجود دارد. در قلمرو حیوانات و بین انسانها جنگ وجود دارد. در این دنیا صلح وجود ندارد. و بنابراین اگر ما حتی نمیتوانیم لعنت فیزیکی را که بر زمین است از بین ببریم، پس چگونه میخواهیم لعنت را که در روح خودمان است از بین ببریم؟ این لعنتی که گناه آورده است.
میبینید، همه ما زیر لعنت هستیم زیرا از خدا نافرمانی کردهایم. مزد گناه مرگ است. خدا به ما گفت که احکام او را حفظ کنیم، به اقتدار او احترام بگذاریم. ما این کار را نکردهایم. بنابراین ما زیر لعنت هستیم. اما عیسی آن لعنت را برای ما برداشت. اوه، نام شایسته او را ستایش کنید. او آن لعنت را هنگامی که بر صلیب بود برداشت. اوه، نجاتدهنده مبارک، مبارک، مبارک. اوه، امشب به او نیاز دارید. و بنابراین او میگوید: «نزد من آیید، ای تمام زحمتکشان و گرانباران.» گوش کن، دوست من، وزن، بار گناه بسیار زیاد است. میدانید، در زمان خداوند، آن رهبران مذهبی، این بار سنگین را بر مردم گذاشتند و گفتند، تمام این کارهایی که باید انجام میدادند تا نجات یابند، تا با خدا درست باشند. گوش کن، دوست من، ممکن است احساس سنگینی بر زندگی خود داشته باشی که باید این را تغییر دهی، آن را تغییر دهی. باید به کلیسا بروی. و من اکنون به تو میگویم، فقط یک کار باید انجام دهی. و این همان چیزی است که عیسی گفت. او گفت: «نزد من آیید.» این همان چیزی است که نیاز داری. نزد من آیید. نزد من آیید، ای تمام زحمتکشان و گرانباران، و من به شما آرامش خواهم داد.
مهم نیست چه کاری انجام دادهای. مهم نیست چه کاری انجام دادهای، دوست من. تمام گناه و بار گناهت، تمام آن چیزی که حمل میکنی، میتواند در لحظهای که مسیح را میپذیری و از خدا طلب بخشش میکنی، به نام شایسته او، از بین برود. هللویا. و سپس او میگوید: «برای روح خود آرامش خواهی یافت. من به تو آرامش خواهم داد.» این یک هدیه است. در این دنیا آرامش نخواهی یافت. در هیچ رابطهای آرامش نخواهی یافت. در هیچ وضعیت کاری که ممکن است در آن باشی آرامش نخواهی یافت. در پیروزی در ورزش آرامش نخواهی یافت. اگر در این دنیا به چیزهای بزرگی دست یابی، آرامش نخواهی یافت، زیرا این دنیا زیر لعنت است. دنیای فیزیکی زیر لعنت است. هر انسانی زیر لعنت است زیرا از خدا نافرمانی کرده است. وقتی با یک لعنت میجنگی، نمیتوانی آرامش داشته باشی. و علاوه بر این، میدانید، ما زیر یوغ شیطان هستیم. خداوند عیسی اینجا میگوید: «یوغ مرا بر خود گیرید.» خب، ما زیر یوغ شیطان، یوغ گناه هستیم. نه، در این دنیا آرامشی نیست. اما خداوند عیسی آرامش را عرضه میکند. آرامش برای روح شما. اوه، نام او را ستایش کنید. این بسیار شگفتانگیز است. آرامشی که باید همین الان از آن لذت برد. میدانید، میتوانید از گناهان خود پشیمان باشید، اما این آرامش نخواهد آورد. میتوانید برای گناهان خود و تمام شکستهای زندگیتان گریه کنید. این آرامش نخواهد آورد. باید به مسیح بیایید. او به سوی شما آمده است. او مسیح زنده است. اوه، نام او را ستایش کنید.
آیه ۲۹، «یوغ مرا بر خود گیرید و از من بیاموزید.» اوه خدای من. چه استادی است او. چه معلمی است او. از او آموختن، شروع به راه رفتن با خداوند. این بدان معناست که شما باید ابتدا به او آمده باشید. شما دوباره متولد شدهاید، و اکنون میتوانید با استاد راه بروید. گوش کنید، هر روز با استاد راه بروید و از او بیاموزید. و هر روز درباره او میآموزید. و وقتی درباره او میآموزید، درباره خدا میآموزید. و این همان چیزی است که روح شما را با قدرت و شگفتی اینکه خدا کیست پر میکند. بنابراین وقتی خداوند عیسی در آیه ۲۹ میگوید: «یوغ مرا بر خود گیرید،» ممکن است بگوییم: «اوه خدای من، من بار دیگری نمیخواهم. نمیخواهم زیر یوغ دیگری باشم. من میدانم که زیر یوغ شیطان بودن چگونه است. نمیخواهم زیر یوغ دیگری باشم.» اوه، دوست من، گوش کن. یوغ مسیح بسیار مناسب است. همانطور که او بعداً میگوید، این دقیقاً همان چیزی است که من و شما برای آن آفریده شدهایم.
ام، به پرندهای در هوا فکر کنید، که برای زندگی در هوا آفریده شده است. و او آزاد است که پرندهای در هوا باشد. آن پرنده را بگیرید، او را در آب بگذارید. اصلاً آزاد نیست. ماهی را بگیرید، او را از آب بیرون بیاورید. او آزاد نیست که ماهی باشد. اما او را در آب بگذارید و او به این سو و آن سو شنا میکند. دوست من، گوش کن. تو بدون مسیح پرنده در آب هستی. تو ماهی در هوا هستی. تو در محیط اشتباهی هستی. تو برای بودن در رابطه با خدا آفریده شدهای. از طریق مسیح، میتوانی باشی. و وقتی هستی، میتوانی آزاد باشی. بنابراین یوغ او یوغ خدمت است تا آن شخصی باشی که خدا برای تو در نظر گرفته بود و به او خدمت کنی. و در خدمت به او، آرامش وجود دارد. خدمت به خدا آرامش است. اول، آرامشی است که او وقتی به او میآیی و بار گناه و تقصیر تو را برمیدارد، به ارمغان میآورد. و سپس آرامشی است که وقتی شروع به راه رفتن با او میکنی، کشف میکنی، یوغ او را بر خود میگیری، و تسلیم سروری او میشوی، افسارهایی که او دارد، و با او راه میروی. و همانطور که از او میآموزی، شروع به خدمت به او میکنی. و این همان چیزی است که آزادی در مورد آن است. این همان چیزی است که خداوند میگوید آرامش در مورد آن است. آرامش در حین کار. میدانید، من به یاد دارم، فکر میکنم یک فیلم دیزنی است. او میگوید: «در حین کار سوت بزن.» خب، این به این دلیل است که از کار کردن خوشحالی. و من میخواهم به شما بگویم که با عیسی مسیح به عنوان خداوند و نجاتدهنده خود، میتوانید در حین کار سوت بزنید زیرا در خدمت به او خوشحال خواهید بود. هللویا.
آیا تا به حال به فرشتگان در مکاشفه فصل ۴ فکر کردهاید که شب و روز فریاد میزنند: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوند خدای قادر مطلق»؟ خب، آنها هرگز خسته نمیشوند. چرا؟ زیرا آنها هدف خدادادی خود را انجام میدهند. در مکاشفه فصل ۲۲ میگوید که آنها به او خدمت خواهند کرد. خب، آیا هرگز از خدمت به او در بهشت خسته خواهید شد؟ نه، بهشت فقط نشستن روی ابری و نواختن چنگ نیست. نه، خدمت به خداست. و در آن خدمت، آزادی وجود دارد. آرامش وجود دارد. اوه، خداوند را ستایش کنید.
و سپس خداوند عیسی میگوید: «از من بیاموزید، زیرا من حلیم و فروتن دل هستم.» میدانید، حلیمی به معنای تسلیم شدن است. ضعف نیست. قدرت است، اما تحت کنترل. و خداوند عیسی، منظورم این است که او بادها و امواج را آرام کرد، اما هرگز در برابر کسانی که در صلیب به او حمله کردند، مقاومت نکرد. او برهای بود که به کشتارگاه برده شد، و ساکت بود. به اسلام فکر کنید. یا گرویدن یا مرگ. هیچ راه میانی وجود ندارد. و او حلیمی نمیآورد. محمد، اسلام دین حلیمی نیست. نه، جنگ میآورد. دنیا به میدان جنگ تبدیل میشود. خب، خداوند عیسی میگوید: «شمشیر خود را غلاف کن. آن را به غلاف برگردان.» نه، او برای جنگیدن نیامد. او برای رهایی انسانها آمد. در لوقا ۹:۵۴، یعقوب و یوحنا میخواستند آتش از آسمان فرود آورند و شهری سامری را نابود کنند زیرا آنها خداوند عیسی را نمیپذیرفتند. و خداوند عیسی میگوید: «پسر انسان نیامد تا جان انسانها را نابود کند، بلکه تا آنها را نجات دهد.» آنها را نجات دهد. بنابراین او با شمشیر نیامد. نه، او به شما اراده آزاد داده است تا آنچه را که میخواهید انجام دهید انتخاب کنید. و او وقتی شما او را انتخاب میکنید، مورد احترام قرار میگیرد. اوه، هللویا.
خب، خداوند عیسی رد شد. او چه کرد؟ او مقابله نکرد. او گریه کرد. او بر اورشلیم گریه کرد. این زمانی بود که آنها میخها را در دستان او کوبیدند. او مقابله نکرد. او برای آنها دعا کرد. «پدر، آنها را ببخش.» این خداوند عیسی است. حالا او را با مردان دیگر مقایسه کنید. هیچ مقایسهای وجود ندارد. اما به موسی فکر کنید. او رهبری بزرگ بود، اما قابل دسترس نبود. نه، او در اقتدار خود بسیار بالا بود. الیاس چطور؟ آن مرد بزرگ و خداپرست، اما او مردی عادل بود. و او بر کسانی که با خدا راه نمیرفتند، داوری آورد. و بنابراین اینجا خداوند عیسی است، بسیار بزرگتر از موسی، بسیار بزرگتر از الیاس. و به یاد دارید وقتی آن زن در زنا گرفتار شد، میدانید موسی چه میکرد؟ او او را سنگسار میکرد، الیاس هم همینطور، زیرا آن داوری عادلانه بود. اما خداوند عیسی به او گفت: «زن، من نیز تو را محکوم نمیکنم. با آرامش برو.» میبینید، او اینگونه است. او حلیمی است. او قدرت تحت کنترل است.
و او میگوید: «من در دل فروتن هستم.» میدانید، فروتنی به معنای نزدیک بودن به زمین است. به معنای متواضع بودن است. و این همان چیزی است که خداوند عیسی است. این را تصور کنید. و او در بهشت فروتن است. او عیسی مسیح دیروز، امروز و تا ابد همان است. او همین الان در بهشت حلیم و فروتن دل است، اگرچه نامی بالاتر از همه نامها دارد. خداوند را ستایش کنید. او تحت تأثیر این گونه چیزها قرار نمیگیرد. طبیعت او حلیم و فروتن بودن است. و بنابراین، او متواضع است. و ما تصویری از فروتنی او و این واقعیت را میبینیم که او به گناهکاران دست دراز میکند. میدانید، داوود، در اول سموئیل ۲۲، از پادشاه شائول فرار میکرد، و به غار عدلام رفت. و میدانید چه کسی به او آمد؟ من آن را میخوانم. اول سموئیل ۲۲:۲: «و هر که در تنگنا بود و هر که بدهکار بود و هر که ناراضی بود، نزد او جمع شدند، و او بر آنها سرور شد.» هللویا.
میدانید، آنها در تنگنا بودند. تنگنا به معنای گرفتار شدن است. ممکن است در زندگی خود همین الان احساس کنید که گرفتار شدهاید. که، میدانید، شما آزاد نیستید. خب، البته، بدون مسیح، شما آزاد نیستید. شما آزاد نیستید. و بنابراین، این مردان گرفتار شده بودند. آنها نزد داوود آمدند. نمیدانستند کجا بروند. آنها بدهکار بودند. طلبکارانی داشتند که به دنبال آنها بودند. آنها ناراضی بودند. و شاید شما امشب ناراضی باشید. این خدا نیست که به شما دست بدی داده است. نه. نه. این به این دلیل است که شما هرگز زندگی خود را به مسیح ندادهاید. او آرامش میدهد. مهم نیست در چه شرایطی هستید، اما ناراضی به معنای تلخی روح است. و شاید شما امشب در آن وضعیت باشید. به دلیل نحوه زندگیتان، انتخابهایی که کردهاید. تلخی در روح دارید. به این فکر میکنید که چگونه میتوانست اوضاع متفاوت باشد. و از کارهایی که کردهاید پشیمان هستید. اما پشیمانی گناهان را از بین نمیبرد. فقط خون عیسی، هللویا، از تمام گناهان پاک میکند. نام او را ستایش کنید.
گوش کنید، خدای ما میتواند از پستترینها بگیرد و چیزی زیبا بسازد. تصویری که او به ما میدهد وقتی چیزها را خلق کرد، یکی از تصاویر یک صدف است. میدانید، یک صدف میتواند یک دانه شن بگیرد، و این باعث تحریک در صدف میشود. بنابراین، صدف آن را با چیزی که مادر مروارید، یا صدف مروارید نامیده میشود، میپوشاند و از آن یک مروارید میسازد. از چیزی بیاهمیت، چیزی که باعث تحریک میشود، یک مروارید میسازد. دوست من، من و شما باعث تحریک خدا شدهایم. گناهان ما باعث تحریک او شدهاند. اما خداوند عیسی چه میکند؟ او میگوید: «نزد من آیید.» و او چه خواهد کرد؟ او از چیزی بیارزش، چیزی که به دلیل گناه ما یک تحریک است، چیزی زیبا از زندگی شما خواهد ساخت. او واسطه اوباش است. و حتی بدتر، امشب به شما میگویم، دهان خود را به گوش او بگذارید، به قول معروف، در دعا و گناهان خود را اعتراف کنید، و در او نجاتدهندهای خواهید یافت که تمام گناه و بار شما را از طریق مرگ خود بر صلیب برای شما برمیدارد. شما بخشیده خواهید شد. و او به شما هدفی در زندگی برای خدمت به خدا خواهد داد. و در آن خدمت، آرامش برای روح خود خواهید یافت. هللویا. زیرا یوغ او آسان است. بسیار مناسب است. این دقیقاً همان چیزی است که خدا در ابدیت برای شما آماده کرده بود. کارهایی که قبل از بنیاد جهان از پیش تعیین شده بود که شما باید در آنها راه بروید، و از طریق مسیح میتوانید. اوه دوست من، تأخیر نکن. ایمان خود را به مسیح بگذار.
بیایید دعا کنیم. خدای مبارک، از تو بسیار سپاسگزاریم، خداوند عیسی، که گفتی: «نزد من آیید.» از همه کسانی که گوش میدهند و آمدهاند سپاسگزاریم. اما شاید کسی باشد که هنوز نیامده است، دوست من. بگذارید او بار گناه و آن تقصیر را بردارد. او برای شما مرد. او شما را دوست دارد. و بگذارید او شما را به خدمت خود بیاورد تا بدانید زندگی واقعاً در مورد چیست. اکنون به او اعتماد کنید. ما این را به نام عیسی میخواهیم. آمین. آمین.