سلسله– می ۲۰۱۶ –مجله فیض و حقیقت
برخی دستورالعملهای عملی در مورد
طمع
طمع گناهی است که با آنچه تغذیه میکند رشد میکند. این گناه به انواع گناهان دیگر منجر میشود و تنها گناه قلبی است که مستقیماً توسط ده فرمان (خروج ۲۰:۱۷) ممنوع شده است. این یک گناه پنهان و مخفی است: «زیرا از درون، از قلب انسانها، ... طمع بیرون میآید» (مرقس ۷:۲۱-۲۲ KJV ). در مورد پول، «ریشه همه بدیها» است (۱ تیموتائوس ۶:۱۰). هرگز راضی نمیشود، به بیعدالتی و ظلم (میکاه ۲:۲) و انحراف از ایمان (۱ تیموتائوس ۶:۱۰) منجر میشود. طمع مورد نفرت خداست (مزامیر ۱۰:۳)، و با گناهانی مانند دزدی، بتپرستی و زنا همردیف شده و از ملکوت خدا محروم میکند (۱ قرنتیان ۶:۱۰). این یکی از گناهان ایام آخر است (۲ تیموتائوس ۳:۲؛ ۲ پطرس ۲:۱-۳).
طمع چنین است، و با این حال این گناه آنقدر فریبنده است که تعداد کمی از ایمانداران از ماهیت خطرناک و وحشتناک آن آگاه هستند. در دنیا اصلاً گناه محسوب نمیشود. بنابراین برای یک مسیحی دنیوی دشوار است که بفهمد چگونه طمع کردن به آنچه مال دیگری است، در برابر خدا به بدی دزدی یا مستی است. واقعیت این است که تنها معیار کلام خدا به ما نشان میدهد که گناه چیست – مکاشفهای که دنیا تا حدی از آن سود برده است.
طمع دزدی با قلب است
اما ما که برای کسانی مینویسیم که کلام خدا را به جای کد اخلاقی دنیا معیار خود قرار میدهند، به شدت در مورد این گناه هشدار میدهیم. اما شما میگویید: «وقتی فقیر و در حال تقلا هستم و دیگران را اینقدر مرفه میبینم، طمع نکردن بسیار سخت است.» این درست است، اما شما باید پیروز شوید. با قرار دادن محبت خود بر چیزهای بالا، خواهید دید که بسیار ثروتمندتر از مردم دنیا هستید. موقعیتها برعکس میشوند: مرد ثروتمند، ناراضی از ثروت خود، به آرامش و ذهن شاد مسیحی فروتن طمع میکند. خدا ما را آنقدر ثروتمند کرده است که تنها از طریق جهل به ثروت خود یا از طریق تمایلات زمینی است که اصلاً طمع میکنیم. این را در مزمور ۷۳ میبینیم که تمام آن برای اثبات همین نکته نوشته شده است.
نمونههایی از طمع
گوش دهید به آنچه کلام خدا از طریق مثال در مورد این گناه به ما میگوید، و با دقت مشاهده کنید که به چه گناهانی منجر میشود. اولین گناه، والد همه گناهان دیگر، تا حدی به دلیل طمع بود. حوا دید که میوه برای خوردن خوب است. او میدانست که برای او نیست، اما طمع کرد، گرفت و سقوط کرد. طمع اغلب نتیجه نگاه کردن به چیزهایی است که نباید. اگر چشمان خود را از مسیح به دنیا بیندازیم، به زودی خواهیم دید که قلبهای بیچاره ما به دنبال آن میروند. سپس طمع و انبوهی از گناهان دیگر به دنبال خواهند آمد.
در یوشع ۷:۲۱ نمونه وحشتناکی از طمع در عخان مییابیم: «وقتی دیدم ... سپس طمع کردم ... و گرفتم.» مانند حوا بود، و نتایج آن چقدر وحشتناک بود – نه تنها باعث مرگ خودش و ۳۶ نفر دیگر شد، بلکه شکست اسرائیل را در برابر دشمنانشان نیز به همراه داشت. خدا نمیتوانست آنها را با یک مرد طماع در میانشان به پیروزی برساند! توجه کنید که در هر دو مورد، طمع منجر به نافرمانی مستقیم از خدا شد. آیا هیچ یک از خوانندگان من گناه پنهانی مانند عخان دارند که شادی آنها را از بین میبرد، زندگی روحانی آنها را میخورد و شاید به دیگران آسیب میرساند و آنها را ناراحت میکند؟ آه، بگذارید خودمان را داوری کنیم تا توسط خداوند داوری نشویم.
طمع به گناهان بسیاری منجر میشود
در ادامه متوجه میشویم که حرص و طمع پسران سموئیل، یوئیل و ابیا، مردم را به درخواست پادشاهی سوق داد (۱ سموئیل ۸:۱-۵). این پادشاه، شائول، تاج و پادشاهی خود را به دلیل نافرمانی مستقیم از خدا از دست داد، که به دلیل طمع به آن کشیده شد (۱ سموئیل ۱۵:۹-۱۹). بعداً به آخاب میرسیم که از طریق طمع به تاکستان نابوت، به قتل قضایی، طبق توصیه ایزابل، کشیده شد (۱ پادشاهان ۲۱). طمع جحازی او را به دروغگویی و فریب سوق داد و بلای وحشتناک جذام را بر او آورد (۲ پادشاهان ۵:۲۰-۲۷).
طمع یکی از گناهان مکرر و فراگیر اسرائیل بود: «از کوچکترین آنها تا بزرگترین آنها، هر یک به طمع گرفتار است» (ارمیا ۶:۱۳). اما به یاد داشته باشیم که این طمع در اسرائیل به بدی طمع در میان ما نبود، زیرا آنها صرفاً سهمی نامتناسب از آنچه خدا به همه آنها داده بود، طمع میکردند. برکات آنها زمینی بود، و هیچ کس نمیتوانست آنها را به خاطر ارزش قائل شدن زیاد برای پول و دارایی سرزنش کند.
داراییهای مسیحی روحانی هستند، اما بسیار نادر است که مسیحیان برای به دست آوردن سهمی نامتناسب از اینها تلاش کنند. برعکس، هدف طمع مسیحیان اغلب دنیا و چیزهایی است که در آن است – چیزهایی که اصلاً نباید قلب یا محبت خود را بر آنها بگذارند. حتی کمتر، مسیحی نباید به کسانی که بیشتر از آنها دارند حسادت کند. بنابراین، وقتی فرزند خدا، وارث جلال، دیده میشود که به ثروتهای ناچیز زمین طمع میکند، چه داستانی از مردگی روحانی میگوید. ممکن است اضافه کنم که بابل (دانیال ۴:۲۹-۳۰)، نمادی از این دنیا در رفاه خود، پر از طمع بود.
اکنون به عهد جدید میپردازیم و در تاریخ وحشتناک یهودا مییابیم که طمع به پول بود که او را به خیانت به استادش سوق داد. این شخصیتی از گناه است که هر یک از ما نیز ممکن است مقصر باشیم، البته نه به همان شیوه. فریسیان به عنوان طماع شناخته میشوند، و این گناه آنها را به رد و تحقیر کلمات وفادار و جستجوگر سوق داد: «شما نمیتوانید خدا و مامون را خدمت کنید» (لوقا ۱۶:۱۳). طمع همچنین گناه بلعام است (۲ پطرس ۲:۱۵)، و کسانی که قلبشان پر از اعمال طمعآمیز است، گفته میشود که راه بلعام را دنبال میکنند.
بدین ترتیب دیدیم که اثرات طمع به طور یکنواخت بد است، که به نافرمانی از خدا، رد کلام او، دروغگویی، فریب و قتل منجر میشود. هیچ کس از این گناه مستثنی نیست.
درمان قطعی
بنابراین داشتن درمان قطعی برای این گناه فوقالعاده است! این به سادگی در لذت بردن از داشتن آنقدر زیاد – چیزهای بالا – یافت میشود که نمیتوانیم بیشتر بخواهیم یا حتی آنچه را که داریم نگه داریم. چنین سهمی مال مسیحی است. اگر قلبهای ما به مسیح وفادارتر بود، کمتر با آرزوهای فقیرانه و طمعآمیز مشکل داشتیم. در او بیش از آنچه میتوانستیم آرزو کنیم و بیش از آنچه قلبهای ما میتواند در خود جای دهد، داریم. از این رو، اگر واقعاً از تمام پری خدا پر شده باشیم، چه جایی برای یک فکر طمعآمیز باقی میماند؟ مشغولیت با مسیح نه تنها ما را پر میکند، بلکه ما را متحول میکند!
طمع در درجه اول به این دلیل غایب نیست که ما پر هستیم، بلکه به این دلیل که از درگیر شدن در آرزوهای خودخواهانه دست کشیدهایم. در عوض، ما آنچه را که برای جلال مسیح است آرزو میکنیم – منافع او جای منافع ما را گرفته است. مسیح پس از آن درمان طمع است، هم به دلیل قدرت ارضاکننده و هم به دلیل قدرت متحولکننده او. هیچ کس شادتر از یک مسیحی نیست که از مسیح راضی است.
توسط آلفرد تی. اسکوفیلد، (اقتباس شده)
به دنبال نتیجهگیری این سلسله در ماه آینده باشید.