آسمان پایین آمد و جلال روحم را پر کرد.
هرگز فراموش نخواهم کرد بعد از اینکه در تاریکی بودم.
عیسی، نجاتدهنده من، آه چه دوست مهربان و دلسوزی،
نیازهای قلبم را برآورده کرد. سایهها را پراکنده کرد،
با شادی میگویم، او همه تاریکی را از بین برد.
آسمان پایین آمد و جلال روحم را پر کرد.
وقتی بر صلیب، نجاتدهنده مرا کامل کرد،
گناهانم شسته شد و شبم به روز تبدیل شد.
آسمان پایین آمد و جلال روحم را پر کرد.
از روح از بالا متولد شدم،
در خانواده خدا، من از طریق محبت جلجتا پر هستم.
ایستادگی او و عمل او به سرعت زمانی بود که من به عنوان یک گناهکار از قدرت فیض آمدم،
او مرا نجات داد. آه، نام او را ستایش کنید!
آسمان پایین آمد و جلال روحم را پر کرد.
وقتی بر صلیب، نجاتدهنده مرا کامل کرد،
گناهانم شسته شد و شبم به روز تبدیل شد.
آسمان پایین آمد و جلال روحم را پر کرد.
اکنون امیدی که مطمئناً پس از گذشت زمان دوام خواهد آورد.
من در بهشت آیندهای دارم زیرا آنجا کسانی هستند،
و این به خاطر آن روز فوقالعاده است که بر صلیب برکت ابدی را دریافت کردم.
آسمان پایین آمد و جلال روحم را پر کرد.
وقتی بر صلیب، نجاتدهنده مرا کامل کرد،
گناهانم شسته شد و شبم به روز تبدیل شد.
آسمان پایین آمد و جلال، پایین آمد و جلال، پایین آمد و جلال روحم را پر کرد. آمین.
عصر بخیر. آیا به دعا به سوی خداوند نگاه کنیم؟ خدای ما و پدر ما، ما از تو برای فیض خدا که نجات را برای همه انسانها به ارمغان میآورد، سپاسگزاریم. از تو سپاسگزاریم که نجات را برای بسیاری از ما که گوش میدهیم، به ارمغان آورده است. دعا میکنیم که همه ما به مسیح به عنوان خداوند و نجاتدهنده خود ایمان آوریم. به نام عیسی، آمین.
رد شدن عیسی
خب، ما اخیراً دیدیم که خداوند عیسی خدمت خود را آغاز کرد. و از همان ابتدای خدمت فیض خود، او رد شد. ما این را در شهر زادگاهش ناصره دیدیم، جایی که او کلمات فیضآمیزی گفت که احساسات آنها را تحت تأثیر قرار داد. وقتی او حقیقت را به آنها آورد، زیرا به یاد داشته باشید، فیض و حقیقت از طریق عیسی مسیح آمد، وقتی او حقیقت را آورد و ریاکاری خودپسندانه و دین آنها را آشکار کرد، بلافاصله با خشمی شدید علیه او برگشتند و سعی کردند او را بکشند.
کتاب مقدس در لوقا فصل 4 و آیه 30 به ما میگوید:
اما او از میان آنها گذشت و راه خود را رفت. (لوقا 4:30)
پس این وضعیت غمانگیز بشریت است، دشمنی با خدا. این همان چیزی است که در رومیان فصل 5 مییابیم. و ما آن را در اینجا بیان شده میبینیم وقتی خود پسر خدا، که با محبت کامل و فیض مطلق به بشریت آمد، به مردمی آماده، مردم یهود که برای آمدن او آماده شده بودند، از ابتدا رد میشود. و آنها از او رنجیده میشوند.
رنجش آنها بسیار زیاد بود. وقتی به یک شخص مذهبی توهین میکنید و دین او را زیر سوال میبرید، عدالت او را زیر سوال میبرید، اینکه آیا او در برابر خدا جایگاه درستی دارد یا نه، اینکه آیا به بهشت میرود یا نه، یک شخص مذهبی خشن میشود. و این دقیقاً همان چیزی است که ما در ناصره دیدیم. او در آنجا بزرگ شده بود، آنها او را میشناختند، اما به دلیل تعصب و پیشداوری مذهبی و ریاکاری در قلبهایشان، وقتی او آن را با استفاده از کلام خدا و مثال بیوه جنتیل و نعمان، جذامی، که او نیز جنتیل بود، آشکار کرد، وقتی به آنها گفت که خدا اسرائیل را نادیده گرفته تا به جنتیلها دسترسی پیدا کند تا فیض خود را نشان دهد، آنها خشن شدند. و با این حال، برای کسانی از ما که خداوند عیسی را میشناسیم، خوشحالیم که فیض خدا به همه انسانها رسیده است، نه فقط به یهودیان، اگرچه ابتدا به یهودیان، بلکه به یونانیان، به تمام بشریت. و هنوز هم ادامه دارد. هللویا!
تعلیم در کفرناحوم
پس ما شروع به خواندن در لوقا فصل 4 و آیه 31 میکنیم.
و او به کفرناحوم، شهری در جلیل، پایین آمد و در روز سبت به آنها تعلیم داد. (لوقا 4:31)
پس اکنون او به کفرناحوم بازگشته است، جایی که قبلاً معجزاتی انجام داده بود، همانطور که در آیه 23 آموختیم. و این مکان برای بقیه سه و نیم سال اول خدمتش به مرکز او تبدیل میشود. و میگوید، او در روزهای سبت به آنها تعلیم میداد. آیا دوست نداشتید در آن کنیسه باشید وقتی او کلام خدا را باز میکرد، کتاب مقدس عهد عتیق را که آنها با آن بسیار آشنا بودند، زنده میکرد؟ هللویا!
و آنها، همانطور که آیه 32 میگوید:
و آنها از تعلیم او شگفتزده شدند. (لوقا 4:32)
پس او تعلیمی داشت که با هر آنچه قبلاً شنیده بودند متفاوت بود. این خدا بود که کلام خود را باز میکرد، قلب خدا را آشکار میکرد و گناهکاری انسان را آشکار میکرد، و سپس فیض خدا را که به انسانها دسترسی پیدا میکرد، آشکار میکرد. هللویا! و آنها از تعلیم او شگفتزده شدند، «زیرا کلام او با قدرت بود.» آیا این فوقالعاده نیست؟
در تعلیم، وقتی تعلیم میشنوید، فرض کنید به یک کنفرانس نبوتی میروید و سعی میکنید دستورالعملهایی را که به شما داده میشود درک کنید، و ذهن شما سعی میکند آن را بفهمد، و شما برمیگردید و کتاب مقدس را جستجو میکنید و اگر به دنبال آن باشید، خدا به شما روشنایی میدهد. اما وقتی کلام نبوتی بیرون میآید، کلام نبوتی شما را در بر میگیرد. به روح و روان انسان نفوذ میکند و ما را در بر میگیرد و پردهای را که ممکن است بر قلبهای ما از خودپسندی باشد، برمیدارد و ما را آشکار میکند و ما در حضور خدا هستیم. این همان چیزی است که اتفاق افتاد. آنها در حضور خدا بودند و آن را احساس کردند زیرا کلام او با قدرت به آنها رسید. هللویا!
روح ناپاک در کنیسه
و او ادامه میدهد، آیه 33:
و در کنیسه مردی بود که روح شیطانی ناپاک داشت. (لوقا 4:33)
حالا، بیایید فقط مکث کنیم و به این فکر کنیم. چرا در دنیا در کنیسه روح شیطانی، مردی با روح ناپاک وجود داشت؟ حالا این روز سبت است. چرا در دنیا شیطان به کلیسا رفت، به اصطلاح؟ چرا او در کنیسه بود؟ شیطان برای دور کردن مردان و زنان از خدا در بیاخلاقی، و در غرور و زشتی جسم کار میکند. اما شیطان از غرور زندگی نیز استفاده میکند. و آن غرور زندگی صرفاً در دستاوردهایی است که انسانها به دست آوردهاند. بنابراین یک مرد موفق میتواند به پول در بانک نگاه کند، او میتواند به موقعیت خود در دولت نگاه کند. راههای زیادی وجود دارد که یک مرد میتواند در غرور زندگی خود شاد باشد.
اما دین وجود دارد. مردان به دین خود افتخار میکنند. و شیطان این را میداند، و شیطان از دین برای به دام انداختن مردان استفاده میکند. زیرا بالاخره، خدا در انسانها تمایلی به شناخت خدا قرار داده است. و اگر شیطان بتواند به آن تمایل دسترسی پیدا کند، او هرگز حقیقت را ارائه نمیدهد، ممکن است یک نیمه حقیقت باشد، اما نه تمام حقیقت. او چیزی را ارائه میدهد که مردان در آن پناه میجویند، اما این پناه در یک دروغ است، نه در حقیقت. چرا امروز این همه دین در جهان وجود دارد؟ زیرا دین یکی از زمینهای بازی شیطان است.
ما به درست بیرون از باغ عدن با قائن برمیگردیم. و کتاب مقدس به وضوح در اول یوحنا فصل 3 به ما میگوید که قائن فرزند شریر بود. خب، آن فرزند شریر چه کرد؟ او دین خود را در غرور زندگی خود، غرور دستاوردهای خود و آنچه که پرورش داده بود، اختراع کرد. به یاد داشته باشید، او بر اساس اعمال خود به خدا نزدیک شد. و افکار و راههای قائن به منبع هر دین در جهان تبدیل شد. او پایه و اساس هر دین در جهان امروز را گذاشت. هر دین، زیرا هر دین به جز مسیحیت، که بر اساس فیض از طریق خون خداوند عیسی بنا شده است، بر اساس اعمال انسان است.
هر دین، شما میتوانید به هر دینی در جهان که میخواهید نگاه کنید، همیشه در مورد کارهایی است که انسانها باید انجام دهند، کارهایی که انسانها میتوانند انجام دهند، آنچه خدا از انسانها میخواهد. فقط در مسیحیت است که شما این حقیقت را دارید که انسان نمیتواند چیزی برای خدا فراهم کند و بدهد، که همه گناهکارند، از جلال خدا کوتاه آمدهاند، هیچ کس به دنبال خدا نیست، هیچ کس خوب نیست، نه حتی یک نفر. و در اینجا خدا در فیض از طریق شخص پسر خدا میآید تا انسانها را نجات دهد، انسانهایی که نمیتوانند خود را نجات دهند. میبینید، هر دین بر اساس نجات خود توسط انسانها است.
پس نباید تعجب کنیم که شیطان را در کلیسا در یکشنبه یا اینجا در کنیسه در سبت پیدا کنیم. این، همانطور که گفتم، یکی از زمینهای بازی اوست. این بدون شک، وقتی به همه مردم جهان امروز و ادیان مختلف فکر میکنید، دین مسلمان، دین بودایی، مورمونها، شاهدان یهوه، فقط اینها را در نظر بگیرید. ما در مورد صدها میلیون نفر صحبت نمیکنیم، بلکه میلیاردها نفر، افرادی که در این ادیان دروغین گرفتار شدهاند. و سپس اگر کاتولیک رومی و تعلیم دروغین آنجا را وارد کنیم، هیچ چیز علیه هیچ شخص یا گروهی از مردم که در هر دین دروغین درگیر هستند نمیگویم، اما شما آن را به دلیل تعلیمی که میدهد دروغین قضاوت میکنید. و اگر فیض را تعلیم نمیدهد، اگر دسترسی به خدا را فقط و منحصراً از طریق خون خداوند عیسی مسیح با ایمان به فیض خدا تعلیم نمیدهد، پس از خدا نیست. این یک دین اعمال است. و شما نمیتوانید فیض و اعمال را با هم ترکیب کنید.
همچنین، برخی از مسیحیان مدعی هستند که، خب، شما باید با آب تعمید بگیرید تا نجات یابید. گوش کن، دوست من، اگر میخواهی میتوانی به کتاب مقدس نگاه کنی و به این نتیجه برسی، اما بر پایه محکمی نیستی زیرا فیض همین است، هدیه رایگان خداست، که هیچ عملی از انسان نمیخواهد.
نه به وسیله اعمال نیکویی که ما انجام دادهایم، بلکه بر اساس رحمت خود ما را نجات داد. (تیطس 3:5) زیرا به وسیله فیض و از راه ایمان نجات یافتهاید، و این از خودتان نیست، بلکه عطای خداست، نه از اعمال، تا هیچ کس فخر نکند. (افسسیان 2:8-9)
پس اگر انسان در نجات خود نقشی داشت، به آن افتخار میکرد. خدا چنین میگوید. اما وقتی به عنوان یک گناهکار بیارزش، گناهکار، پلید و کثیف، سزاوار جهنم، به خدا میآیید، و میدانید که این درست است، اگر اینگونه به خدا آمدید، نجات یافتهاید. اما اگر اینگونه نیامدید، باید دوباره به این نگاه کنید که چرا به خدا آمدید. آیا واقعاً باور دارید که سزاوار لعنت ابدی در جهنم بودید؟ آیا واقعاً باور دارید که باید؟ زیرا این درست است، این همان چیزی است که کتاب مقدس تعلیم میدهد. این همان چیزی است که کلمه نجات یافته به معنای آن است. او ما را از چه نجات داد؟ از داوری خدا در یک جهنم ابدی برای همیشه. من او را برای نجاتم ستایش و شکر میکنم.
پس اینجا شیطان در کلیسا است. در دوم تیموتائوس، دوم پطرس، در مورد معلمان دروغین در زمان ما صحبت میکند. چرا؟ زیرا شیطان از دین استفاده میکند. یهودا به ما میگوید که مردان خاصی ناآگاهانه وارد شدهاند. اینها فرستادگان شیطان هستند. آنها تعلیم دروغین میآورند زیرا حقیقت است، خداوند عیسی میگوید، که بشریت را آزاد میکند. حقیقت، حقیقت اینکه خدا کیست، حقیقت اینکه انسان کیست، حقیقت آنچه خدا برای ما در مسیح انجام داده است. هللویا! پس، از تمام تعلیمات مذهبی دروغین که وجود دارد، چه در مسیحیت و چه در این ادیان دروغین نفرتانگیز که امروز مردان را در سراسر جهان به دام انداختهاند، تعجب نکنید. شیطان در دین است، او از آن استفاده میکند، این یکی از زمینهای بازی اوست.
و بنابراین در اینجا ما این روح ناپاک، یک شیطان ناپاک را مییابیم که ناپاک نامیده میشود. چرا؟ زیرا گناه شما را ناپاک میکند. مردی را در گاداره به یاد میآورید که پر از شیاطین بود، ناپاک. به یاد دارید اگر جذامی بودید، کتاب مقدس میخواست که قانون یهود میخواست که اگر کسی به شما نزدیک میشد، باید فریاد میزدید، «ناپاک، ناپاک.» باید به آنها هشدار میدادید که ناپاک هستید و آنها نزدیک نشوند مبادا ناپاک شوند. خب، این یک چیز فیزیکی بود، اما معنای روحانی دارد. همه ما جذامی هستیم. ما در درون خود گناه داریم، قلبهای گناهکار داریم. و باید درک کنیم.
حالا این را تصور کنید، اگر به یک مراسم انجیل میرفتید و به جای اینکه از مردم بخواهید مسیح را به عنوان خداوند و نجاتدهنده بپذیرند، ابتدا از آنها میخواستید توبه کنند و توبه خود را با ایستادن و فریاد زدن، «ناپاک، ناپاک، من ناپاکم» نشان دهند. این ممکن است اغراقآمیز به نظر برسد، مطمئنم که هست، اما حقیقت است. انسانها ناپاک هستند. این همان کاری است که گناه میکند، ما را ناپاک میکند. به همین دلیل بخشی از نجات بزرگی که خدا به ما داده است، تقدیس است. ما را از آن کثیفی و ناپاکی جدا میکند و ما تقدیس میشویم، واقعاً، کتاب مقدس یک ایماندار را قدیس مینامد، جدا شده برای خدا، دور از گناه و تحت خدای قدوس آسمان. خداوند را ستایش کنید!
پیام شیطان: «ما را تنها بگذارید»
پس اینجا این روح ناپاک است و او در کلیسا است. ما کنیسه را کلیسا مینامیم تا یک کاربرد را بیان کنیم. و او با صدای بلند فریاد میزند. پس اینجا روح ناپاک موعظه میکند. و پیام او که در اینجا در کنیسه موعظه میکند چیست؟ زیرا به عیسی مربوط میشود. او در آیه 34 فریاد میزند و میگوید:
ما را تنها بگذار؛ ما با تو چه کار داریم، ای عیسی ناصری؟ آیا آمدهای تا ما را نابود کنی؟ من تو را میشناسم که کیستی، تو قدوس خدا هستی. (لوقا 4:34)
وای! این پیام شیطان است، و این پیامی نیست که به مردم خطاب شده باشد، بلکه به خدا، به خداوند عیسی خطاب شده است: «ما را تنها بگذارید.» و من به شما میگویم که این فریاد بشریت است: «ما را تنها بگذارید.» و چه شیاطین باشند، چه شیطان، چه انسان سقوط کرده، همه یکسان است. این فریاد است. «ما را تنها بگذارید» به خدا. «ما را تنها بگذارید.» این همان چیزی است که دشمنی با خدا به معنای آن است. «ما را تنها بگذارید، شما دشمن ما هستید.»
به نظر شما صلیب چه چیزی را نشان میدهد؟ این نشاندهنده دشمنی انسان سقوط کرده است که با نیروهای تاریکی علیه خدای محبت و فیض دست به دست هم دادهاند. این بسیار غمانگیز است که انسان چنین نگرش دشمنی نسبت به این خدای محبت و فیض داشته باشد که وقتی میتوانستند دستهای خود را بر او بگذارند، خود خداوند جلال را مصلوب کنند.
من فقط به مکاشفه در فصل 16 میروم. در آیه 10 میگوید، به آنچه مردان گناهکار، نگرش آنها نسبت به خدای قدوس آسمان است، گوش دهید. در آیه 11 میگوید:
و آنها به خدای آسمان به خاطر دردها و زخمهایشان کفر گفتند، و از اعمال خود توبه نکردند. (مکاشفه 16:11)
و سپس در آیه 21:
و تگرگ بزرگی از آسمان بر مردان بارید، هر سنگی به وزن یک تالنت: و مردان به خاطر بلای تگرگ به خدا کفر گفتند؛ زیرا بلای آن بسیار عظیم بود. (مکاشفه 16:21)
میبینید، آنها فهمیدند که این داوری خدا بر آنها بود و خدا را لعنت کردند. جهنم دشمنی در شیاطین، در شیطان، و در قلبهای مردان گناهکار نسبت به خدا را درمان نخواهد کرد. آن دشمنی برای همیشه و همیشه و همیشه باقی خواهد ماند. آن نگرش نفرت شدید از خدای قادر مطلق ادامه خواهد یافت. این شورش در خود جهنم ادامه خواهد یافت. و اگرچه خدا باعث خواهد شد که هر زانویی خم شود و هر زبانی اعتراف کند که عیسی مسیح خداوند است، قلبهای انسانها نمیتوانند تغییر کنند و تغییر نخواهند کرد مگر از طریق تولد تازه. و این نیاز به فیض خدا دارد. و در جهنم فیضی وجود ندارد.
هیچ کس حتی نمیتواند تصور کند که جهنم چگونه خواهد بود. جهنم بدون خدا خواهد بود، اما عذاب ابدی وجود خواهد داشت. و در آن عذاب، انسانها توبه نخواهند کرد، بلکه خدای آسمان را لعنت خواهند کرد. میدانید، ما در واقع در کتاب مقدس مردی را میبینیم که بدون فیض، بدون مسیح، بدون ایمان از در قبر گذشته است. و او آنجاست، رنج میبرد. او میگوید: «من در این شعله، در این آتش، در عذاب هستم.» او برای گناه خود رنج میبرد. و او چه میکند؟ آیا به خدا روی میآورد و توبه میکند و طلب بخشش میکند؟ نه. او از پدر ابراهیم خواست که ایلعازر را به برادرانش بفرستد تا آنها بشنوند، تا از این مکان وحشتناک جهنم هشدار داده شوند. و ابراهیم این را گفت، او میگوید:
آنها موسی و انبیا را دارند؛ بگذارید به آنها گوش دهند. (لوقا 16:29)
به عبارت دیگر، آنها کلام خدا را دارند. و آن مرد در جهنم، برای اثبات اینکه هنوز در مخالفت با خدا است، گفت: «نه، پدر ابراهیم، نه.» او میگفت: «نه، پدر ابراهیم، کافی نیست. ایلعازر را به آنها بفرست. آنها باور نخواهند کرد مگر اینکه کسی از مردگان برخیزد.» و ابراهیم گفت: «نه، آنها باور نخواهند کرد حتی اگر کسی از مردگان برخیزد اگر کلام خدا را باور نکنند.» و آن مرد در جهنم گفت کلام خدا کافی نیست. و به همین دلیل او نجات نیافت. به همین دلیل او محکوم شد زیرا کلام خدا را باور نمیکرد.
امشب به شما میگویم، اگر مسیح را نمیشناسید، باید کلام خدا را باور کنید. باید از مخالفت با خدا دست بردارید، از مخالفت با کلام او دست بردارید. باید تسلیم او شوید. ممکن است درست مثل این مرد باشید، به کلیسا میروید، اما درست مثل شیاطین در کلیسا هستید. مسیح را نمیشناسید، فقط یک بازی مذهبی میکنید. خدا به شما رحم کند، و او خواهد کرد، لحظهای که قلب خود را به مسیح برگردانید، که توبه کنید، که فریاد بزنید که ناپاک هستید، و خدا شما را نجات خواهد داد همانطور که مرا و بسیاری از کسانی که اکنون گوش میدهند را نجات داد. هللویا! در مسیح نجات هست. امشب اعلام میکنیم، باشد که قدرت روحالقدس شما را در بر گیرد و روح شما را بلرزاند، تا با شیاطین، با شیاطین در کلیسا، کسانی که ناپاک هستند، کسانی که این ادعای خوب دین را دارند، اما هرگز توبه نکردهاند، هرگز مسیح را نپذیرفتهاند، رفاقت نکنید. آنها میگویند: «ما ثروتمندیم و به چیزی نیاز نداریم،» و عیسی مسیح بیرون در میزند تا وارد شود. باشد که خدا در قلبهای آنها را باز کند. باشد که خدا قلبهای آنها را نرم کند. باشد که روحالقدس آنچه را که فقط او میتواند در قلب شما در این لحظه انجام دهد، انجام دهد.
عیسی روح را سرزنش میکند
و میدانید عیسی چه کرد؟ او آنها را سرزنش کرد:
ساکت باش، و از او بیرون بیا. (لوقا 4:35)
و وقتی شیطان او را در میان انداخت، از او بیرون آمد و به او آسیبی نرساند. و آنها شگفتزده شدند. همه مردم آنجا شگفتزده شدند. آنها گفتند: «این یک مراسم کلیسایی عادی نیست. این چیزی نیست که ما در سبت به آن عادت کردهایم. این شگفتانگیز است. این قدرت است. این اقتدار از آسمان است. او به ارواح ناپاک فرمان میدهد، و آنها از او بیرون میآیند.» و شهرت او به هر جای کشور اطراف رسید.
بازگشت روح ناپاک
من فقط میخواهم با این در متی فصل 12، آیه 43 به پایان برسانم:
وقتی روح ناپاک از مردی بیرون میرود، در جاهای خشک راه میرود، به دنبال آرامش میگردد، و آن را نمییابد. (متی 12:43)
و میخواهم به این فکر کنید. اینجا یک شیطان است و او به دنبال آرامش است زیرا هیچ صلح، هیچ آرامشی برای شریران وجود ندارد. و به همین دلیل، بدون شک، او در ابتدا وارد آن مرد شد. این روح ناپاک به دنبال تجربیات است. مردان و زنان در گناه به دنبال چه چیزی هستند؟ به دنبال تجربیات جدید، تا آنها را از بدبختی روحشان فراموش کنند. پس او به دنبال تجربه دیگری است. و بنابراین او میآید و مرد یا زنی را تسخیر میکند. و او به دنبال آرامش است، اما او را راضی نمیکند. و بنابراین او مجبور به ترک نمیشود، او ترک میکند. و همانطور که او ترک میکند، میگوید: «او از مردی بیرون رفته است.» و او میرود، در جاهای خشک راه میرود. میبینید، بدون خدا، چه شیطان باشید و چه فقط یک گناهکار، این دنیا چیزی ارائه نمیدهد. این یک مکان خشک است.
و بنابراین او چه میکند؟ آیه 44:
سپس میگوید: «به خانه خود که از آن بیرون آمدم باز خواهم گشت؛ و وقتی میآید، آن را خالی، جارو شده و آراسته مییابد.» (متی 12:44)
و من به شما میگویم که این همان چیزی است که دین بدون مسیح است. شما را خالی میگذارد. روح خالی است زیرا خدا بر تخت نیست. آه، شما میتوانید جارو کنید و میتوانید آراسته کنید. میتوانید از عادات قدیمی خلاص شوید و راههای جدیدی را وارد کنید. میتوانید به کلیسا بروید و حتی یک شماس در کلیسا باشید. میتوانید موقعیت بالایی داشته باشید، در گروه کر آواز بخوانید، هر چه که باشد، اما بدون عیسی مسیح خالی خواهید بود. و بنابراین این شیطان به این مرد باز میگردد که تظاهر به شناخت خدا کرده بود، و هنوز هم خانه شیطان است. و شیطان دوباره وارد میشود.
و آیه 47 میگوید که او هفت روح دیگر را که از خودش شریرتر هستند، میگیرد، و وضعیت آخر آن مرد بدتر از اول است.
هشداری از دوم پطرس
و این فقط مرا به یاد دوم پطرس میاندازد، زیرا پطرس در مورد کسانی که ادعای ایمان به خدا، ایمان به مسیح میکنند، و سپس به راههای قدیمی خود باز میگردند، اظهار نظر میکند. این در 2 پطرس فصل 2 و آیه 20 است:
زیرا اگر پس از آنکه از آلودگیهای جهان از طریق شناخت، از طریق شناخت خداوند و نجاتدهنده عیسی مسیح رهایی یافتند، دوباره در آن گرفتار شوند و مغلوب گردند، پایان آنها بدتر از آغاز خواهد بود. برای آنها بهتر بود که راه عدالت را نمیشناختند، تا اینکه پس از شناخت آن، از فرمان مقدس که به آنها داده شده بود، روی برگردانند. (2 پطرس 2:20-21)
حالا این تأییدی است که اینها افراد مذهبی هستند و نه افراد نجات یافته، همانطور که برخی افراد باور دارند که این شواهد نشان میدهد که شما میتوانید نجات خود را از دست بدهید. این درست نیست. شما نمیتوانید چیزی را که به شما هدیه داده شده و به دست نیاوردهاید، از دست بدهید. ببینید در آیه 22 چه میگوید:
اما برای آنها طبق ضربالمثل واقعی اتفاق افتاده است: سگ به استفراغ خود بازگشت؛ و خوکی که شسته شده بود به غلتیدن خود در لجن. (2 پطرس 2:22)
این تولد تازه نیست. یک بار سگ، همیشه سگ. یک بار خوک، میتوانید آن خوک را بشویید، اما خوک باقی میماند. و تمام کارکردها و تمایلات درونی یک خوک را دارد. دین نمیتواند تغییر دهد. فقط محبت خدا در عیسی مسیح میتواند. پس مطمئن شوید که کلیسا بازی نمیکنید. مطمئن شوید که حتی در کلیسای خود با کسانی که در نظر خدا ناپاک هستند، رفاقت نمیکنید. به مسیح اعتماد کنید، از صمیم قلب توبه کنید. اگر مجبورید از دین خود توبه کنید، از دین خود توبه کنید، هر کاری که باید انجام دهید. باشد که روحالقدس برای شما روشن کند که نجاتی وجود دارد، نجاتدهندهای وجود دارد که شما را دوست دارد، و شما میتوانید آن نجات را امشب داشته باشید، نه فقط در دانش ذهنی، بلکه در شناخت واقعی عیسی مسیح و دریافت فیض خدا و محبت خدا از طریق خون گرانبهای بره خدا که بر صلیب جلجتا ریخته شد. باشد که برای همه شنوندگان صادق باشد. به نام عیسی، آمین.
خدای مبارک، ما برای کسانی که شخصاً ممکن است به کلیسا بروند دعا میکنیم. آه خدا، چقدر به مسیح نیاز دارند، هنوز به مسیح نیاز دارند. آنها به کلیسا رفتهاند، اما هرگز با عیسی نرفتهاند. آه خدا، دعا میکنیم که هر شنوندهای در این لحظه توبه کند اگر هرگز نکرده است، و به عیسی مسیح اعتماد کند. او تنها نویسنده نجات است. و اینکه آنها ببینند که نه با اعمال مذهبی میتوانند نجات یابند، بلکه فقط از طریق ایمان به خداوند مبارک عیسی و مرگ او بر صلیب و رستاخیز او در روز سوم. تمام جلال و ستایش به نام شایسته او. آمین. آمین.