«خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. او مرا در مرتعهای سبز میخواباند: مرا به سوی آبهای آرام رهبری میکند.» (مزامیر ۲۳: ۱-۲)
مزمور بیست و سوم تصویری دوستداشتنی از شخصیت شبانی و کار خداوند عیسی را به ما ارائه میدهد. جنبه کنونی خدمت مسیح جلالیافته در آسمان، شبانی است—«آن شبان بزرگ گوسفندان» (عبرانیان ۱۳:۲۰)، که «از مردگان بازگردانده شد»، و اکنون از «گله کوچک که برای آن جان داد» مراقبت میکند و آن را با امنیت به خانه هدایت میکند. خدا آنها را به او سپرده و او را مأمور کرده است که آن کلام خود را که در سایه صلیب بیان شد، به انجام رساند که هیچ یک از کسانی که پدر به او داده است، در راه هلاک نشوند (یوحنا ۱۷:۱۲).
کار شبانی خداوند
تغذیه و رهبری، بازگرداندن و حکمرانی، خلاصه کار شبانی اوست. حکمرانی او بیشتر شبانی است تا پادشاهی. عصا و چوبدستی نشانههای آن هستند، نه تاج و عصای سلطنتی. او مطمئناً در روزی که به زودی فرا میرسد، به عنوان پادشاه ظاهر خواهد شد. اما این هنوز اتفاق نیفتاده است. هنگامی که او به عنوان پادشاه بر ملتها حکمرانی کند، حکمرانی او «در عدالت» خواهد بود (اشعیا ۳۲:۱۱)، شر را سرکوب کرده و حق را برقرار خواهد ساخت. اما او در حال حاضر مشغول این کار نیست. او به مقدسین خود خدمت میکند و گله خود را شبانی میکند، اما نه «دنیای بیدینان» را داوری یا پاک میکند. و نه مردم خود را در بهبود آن به کار میگیرد.
تخصیص شخصی شبان
کلمات آغازین مزمور این است: «خداوند شبان من است.» به عنوان گناهکاران، ما به یک نجاتدهنده نیاز داریم، و روح محکوم اما مطمئن، که از یک پناهگاه دروغین به دیگری رانده شده، سرانجام تسلیم میشود و اعتراف میکند: «تو نجات من هستی.» به عنوان گناهکارانی که با فیض نجات یافتهاند و در راه جلال هستند، مستعد خطا کردن از راه، ما به یک شبان نیاز داریم. و همانطور که اول پطرس ۲:۲۵ به ما میگوید، در روز توبه به مسیح به عنوان «شبان و ناظر جانها» بازگشتیم. بنابراین ما یک شبان داریم که ما را تغذیه و حکمرانی کند. در این شخصیت، روح قدیس باید او را به خود اختصاص دهد و از او استفاده کند. زیرا در حالی که خدا او را به ما داده است، و خداوند خود را در این خدمت به ما اختصاص داده است (یوحنا ۱۰:۱۱)، ما باید او را به عنوان شبان خود، درست همانطور که به عنوان نجاتدهنده انجام دادیم، از آن خود کنیم تا از حکمرانی و مراقبت شبانی او لذت ببریم. این همان کاری است که مزمورنویس انجام میدهد، همانطور که در آیه ۱ بیان شده است: «خداوند شبان من است.» بله، مال من، کاملاً مال من، تا امروز، فردا، تمام روزها و تمام راه مرا تغذیه و بر من حکمرانی کند. این، وقتی واقعی باشد، به معنای اعتماد کامل، تسلیم کامل، اطاعت عاشقانه است.
گوسفندان شبان را «میشناسند» به معنای مالکیت، و صدای او را میشنوند (یوحنا ۱۰:۲۷)، صدای او را به شیوه اطاعت نیز میشنوند، زیرا «او را پیروی میکنند.» وقتی این به عنوان تجربهای از روح شناخته شود، گفتن «محتاج به هیچ چیز نخواهم بود» دشوار نیست. چگونه میتوانم باشم؟ پرونده من در دستان اوست؛ نیاز من بر قلب اوست؛ مراقبت من توجه دائمی اوست. «او مراقبت میکند»، همانطور که یک شبان از گوسفندان خود مراقبت میکند.
تأمین و بازسازی او
آیه دوم میگوید که چگونه او برای گوسفندان هدایتشده و مراقبتشده خود تأمین میکند. او «مرا در مرتعهای سبز (یعنی تازه جوانه زده) میخواباند»—مرتعهایی که در کلام یافت میشوند. آنجا بود که او دو شاگرد غمگین را در راه عمواس در آن بعدازظهر هدایت کرد، هنگامی که «تمام کتب مربوط به خود» را برای آنها گشود، و قلب آنها را در راه به سوزش آورد. او همیشه مردم خود را به سوی کلام هدایت میکند، و هم آن و هم فهم آنها را برای دریافت آن تازه جمعآوری شده، مانند من از شبنم صبح (اعداد ۱۱:۹)، باز میکند. و بدین ترتیب است که روح «بازسازی» میشود، یا، همانطور که ممکن است بگوییم، «احیا» میشود، مانند مرد خستهای که از کار روزانه «فرسوده» شده است، که به «تجدید روزانه» نیاز دارد، همانطور که دوم قرنتیان ۴:۱۶ میگوید. از کمبود این است که تازگی و نیروی روحانی از بین میرود، و معمولاً عقبنشینی و زوال آغاز میشود. نادیده گرفتن خدمت خداوند در هدایت مردم خود به مرتعهای تازه کلام، و کنار «آبهای آرام»—آن جویبارهای آرامشبخش و طراوتبخش روح که او با لذت هدایت میکند (یوحنا ۱۶:۱۳-۱۵)، ریشه اصلی تمام بیثمری و کمبود تازگی روحانی است، چه در یک فرد یافت شود، چه در جمعی از مقدسین. و هیچ چاره واقعی، هیچ چیز برای بازگرداندن شیرینی اولیه—آن «عشق نامزدی» (ارمیا ۲:۲)، که خدای ما در مردم خود بسیار آن را ارج مینهد—جز بازگشتی صادقانه به خداوند زنده، که اکنون مانند همیشه شبان وفادار گوسفندان خود، و تغذیهکننده و کنترلکننده گله خود است، وجود ندارد.
شبان به عنوان الگوی ما
و در این خدمت کنونی خداوند، او مطمئناً باید الگوی ما باشد. طبق مثال کامل خود اوست که همه کسانی که در کلیسای او به عنوان شبانان فرعی خدمت میکنند، باید «گله را شبانی کنند» طبق راه خداوند، همانطور که در کلام بیان شده است. آنها نیز باید برههای و گوسفندان خداوند را «تغذیه کنند»، در مرتعهای سبز و تازه جوانه زده کلام، آنها را با غذایی «مناسب برای آنها» (امثال ۳۰:۸) تغذیه کنند، پیام واقعی را «به موقع»، خوشطعم و شیرین، متناسب با وضعیت آنها، همانطور که «قادر به شنیدن آن هستند» (مرقس ۴:۳۳)، نه اینکه نوزادان را با «غذای قوی» خفه کنند، بلکه به سادگی، با محبت، «مسیح را خدمت کنند»، و «تعلیم سالم» کلام را، همیشه متناسب، متعادل، و همیشه در فیض. در جذب مردم برای شنیدن و انتظار چنین خدمتی مشکلی نخواهد بود، زیرا هر جا که «ذرت در انبار» باشد، گرسنگان به آنجا میروند.
حتی زمانی که کلام «توبیخ» و شمشیر تیز دو لبه در حال استفاده است—که همیشه برای طبیعت دردناک و آزاردهنده است—در همه کسانی که وجدانشان به نور خدا باز است، پاسخی را پیدا کرده و فرا میخواند تا کار خود را در محکومیت و بازسازی انجام دهد—خدمتی که به شدت مورد نیاز است، اما در این روز شیرینزبان، که اغلب هدف واعظ خشنود کردن است تا سود رساندن، کمتر شنیده میشود. و در «شبان کردن گله»، قلب مهربان و دست ماهر (مزامیر ۷۸:۷۲) به یک اندازه مورد نیاز است، زیرا مردم خدا هم به همدردی و هم به غذا و راهنمایی خردمندانه در مسیرهای دشوار و ناهموار زندگی نیاز دارند. بگذارید درخواست ما همیشه مستقیماً به شبان بزرگ باشد؛ و او آنچه را که برای ما بهترین میداند، یا مستقیماً از خود، یا به واسطه شبانان فرعی خود، تأمین خواهد کرد.
پس بگذار ایمان ما به او پناه برد
در هر ساعت دشوار،
تا چشمهای بینهایت
از همدردی و قدرت بیابد. — ج.ری.