چقدر خدای خود را خوب میشناسید؟ این یک سوال بسیار مهم و اساسی برای زندگی ماست، زیرا همه چیز در ارتباط با زندگی روحانی ما واقعاً به این سوال بستگی دارد. پرستش، خدمت و راه ایمان ما به این سوال بستگی دارد که «چقدر خدای خود را خوب میشناسید؟» خدا میخواهد ما را تشویق کند تا در شناخت شخص شگفتانگیز او رشد کنیم.
در مزمور ۱۴۵، داوود میگوید:
یهوه عظیم است و بسیار ستوده شود، و عظمت او غیرقابل جستجو است. (مزمور ۱۴۵:۳)
خدا بینهایت است. این بدان معناست که او فراتر از درک ماست. ما هرگز خدا را به طور کامل درک نخواهیم کرد، اما آرزوی او برای من و شما این است که در شناخت او رشد کنیم و شناخت خدا تأثیر عملی بر زندگی ما داشته باشد. ما در این دنیا شاهدان او هستیم و باید به دیگران درباره عظمت و کارهای شگفتانگیز او شهادت دهیم.
داوود میگوید:
من از جلال باشکوه عظمت تو و از کارهای شگفتانگیز تو سخن خواهم گفت. (مزمور ۱۴۵:۵)
هرچه بیشتر درباره خدا بدانیم، هرچه بیشتر او را صمیمانه بشناسیم، بیشتر با ایمان عمل خواهیم کرد. در دانیال فصل ۱۱ آمده است:
اما مردمی که خدای خود را میشناسند، قوی خواهند بود و عمل خواهند کرد. (دانیال ۱۱:۳۲)
زیرا هرچه بیشتر با یک شخص آشنا باشید، بیشتر به آن شخص اعتماد خواهید کرد. هرچه بیشتر درباره خدا، درباره وفاداری او، درباره عظمت او، درباره جلال او بیاموزیم، بیشتر به او اعتماد خواهیم کرد و با ایمان به جلو خواهیم رفت.
تأثیر عملی و وعدههای شناخت خدا
وعدههای شگفتانگیزی در ارتباط با شناخت خدا وجود دارد که خدا در کلام خود به ما داده است. من به یکی در ۲ پطرس فصل ۱ اشاره کردم، جایی که میگوید:
فیض و آرامش در شناخت خدا و عیسی خداوند ما بر شما افزون باد. (۲ پطرس ۱:۲)
هرچه بیشتر بیاموزیم که خدا کیست، بیشتر از فیض لذت خواهیم برد و بیشتر آرامش خدا را تجربه خواهیم کرد که فراتر از درک است. آیا این آرزوی شماست؟ اگر آرزوی شماست، پس باید درباره عظمت و جلال خدا، و آنچه او در کلام خود به ما آشکار کرده است، مطالعه کنید.
عیسی خداوند یک بار از شاگردان خود سوال بسیار مهمی پرسید و گفت: «شما میگویید من کیستم؟» حالا اگر کسی این سوال را از شما بپرسد، «عیسی مسیح شخصاً برای شما کیست؟» پاسخ شما چه خواهد بود؟ آیا پاسخ میدهید: «او نجاتدهنده من است»؟ احتمالاً این درست است. اما آیا او بسیار بیشتر از این نیست؟ کتاب مقدس میگوید او الفا و امگا، آغاز و پایان است. او اول و آخر، «من هستم» بزرگ است. او شبان ما، کاهن اعظم ما، شفیع ماست. در کلام خدا آنقدر جلال وجود دارد که کلام خدا میگوید او از پسران انسان زیباتر است. او کاملاً دوستداشتنی است. سوال این است که ما درباره او چه میدانیم و با توجه به عظمت او چه چیزی را میتوانیم به دیگران منتقل کنیم؟
فقط آنچه ما باور داریم مهم نیست، بلکه مهم این است که به چه کسی ایمان آوردهایم. این چیزی است که پولس رسول به تیموتائوس نوشت. او میگوید: «میدانم به چه کسی ایمان آوردهام»، و این تأثیر عملی بر زندگی او داشت زیرا او حاضر بود همه چیز را برای این شخص شگفتانگیز که به او ایمان آورده بود، فدا کند. هرچه بیشتر درباره عظمت خدا بیاموزید، بیشتر خواهید گفت: «او کاملاً شایسته است که من حاضر باشم هر چیزی را برای او رها کنم.» بنابراین شناخت خدا موضوعی بسیار مهم برای هر یک از ماست.
خطر کمبود دانش
خطر بزرگی وجود دارد، به ویژه برای روزگار ما، و این خطر این است که ما یک خدمت مذهبی بیرونی بدون ارتباط واقعی با خدا و شناخت خدا داشته باشیم. این قبلاً در عهد عتیق نیز چنین بود. من به اشعیا نبی فکر میکنم. اشعیا گفت:
بنابراین قوم من به دلیل کمبود دانش به اسارت برده میشوند. (اشعیا ۵:۱۳)
آنها یک خدمت مذهبی بیرونی داشتند، اما فراموش کرده بودند که به چه کسی خدمت میکنند، و این در نظر خدا وحشتناک بود، و به همین دلیل به اسارت داده شدند.
برای خدا مهمتر است که ما از او شناخت داشته باشیم تا اینکه قربانی سوختنی یا قربانی بیاوریم. این چیزی است که در هوشع فصل ۶ میخوانیم، یا در هوشع ۴ میگوید:
قوم من به دلیل کمبود دانش نابود میشوند. (هوشع ۴:۶)
اگر دید خود را نسبت به خدا از دست بدهیم، نتیجه آن زوال روحانی خواهد بود. احتمالاً برای مدتی خدمت مذهبی بیرونی وجود خواهد داشت، اما از شناخت خدا جدا شده است، و این چیزی بسیار بسیار خطرناک است. به همین دلیل است که ما بارها و بارها باید به آن نقطه بازگردیم که بگوییم: «من میخواهم بیشتر درباره او بیاموزم. میخواهم او را در کلامش مطالعه کنم، و میخواهم در شناخت این شخص شگفتانگیز رشد کنم.»
به داوود فکر کنید. داوود مردی بود که مطابق دل خدا بود، و او میگوید:
تو میخواهی حقیقت در درون باشد. (مزمور ۵۱:۶)
خدا میخواهد واقعیت را در زندگی ما ببیند. داوود در همان آیه میگوید، زیرا او خدا را میشناخت:
قربانیهای خدا روحی شکسته است، قلبی شکسته و پشیمان، ای خدا، تو آن را خوار نخواهی شمرد. (مزمور ۵۱:۱۷)
داوود میدانست که برای خدا مهمترین چیز خدمت بیرونی، پرستش یا خدمت نیست، بلکه اول از همه برای خدا، آنچه مهم است، موضوع و وضعیت قلب است. بنابراین میبینید که شناخت خدا و شناخت افکار او چقدر مهم است.
دو راه برای رشد در شناخت خدا
حالا ما میتوانیم درباره خدا بیاموزیم و به دو طریق در شناخت او رشد کنیم. اول از همه، میتوانیم با خواندن و مطالعه کلام خدا رشد کنیم. کلام خدا پر از جلال خداست و به عظمت او شهادت میدهد. اما ما باید به جزئیات بپردازیم. ما باید صفات خدا را مطالعه کنیم: اینکه خدا دانای کل است، که او حاضر در همه جاست، که او قادر مطلق است، که او تغییرناپذیر است، که او ابدی است، و بسیاری چیزهای دیگر. شما میتوانید این چیزها را مطالعه کنید و به کتاب مقدس نگاه کنید و ببینید کجا آشکار شدهاند، یا شخص مسیح و جلالهای شگفتانگیز او را مطالعه کنید. چیزهای زیادی وجود دارد که میتوانیم مطالعه کنیم، و اینگونه است که ما در شناخت خدا و عیسی مسیح خداوند ما رشد میکنیم.
ثانیاً، میتوانیم با تجربه در شناخت خدا رشد کنیم. این بدان معناست که هرچه بیشتر به او اعتماد کنیم و با ایمان قدم برداریم، بیشتر تجربه خواهیم کرد که چگونه او ما را حمایت میکند و چگونه وفادار است و چگونه به دعا پاسخ میدهد. داوود از روی تجربه گفت: «خداوند شبان من است؛ من کمبودی نخواهم داشت.» این چیزی بود که او در زندگی خود تجربه کرده بود، و به همین دلیل میتوانست درباره آن به دیگران شهادت دهد.
پولس رسول را در نظر بگیرید. او به فیلیپیان میگوید:
خدای من تمام نیازهای شما را بر اساس غنای جلال خود در مسیح عیسی تأمین خواهد کرد. (فیلیپیان ۴:۱۹)
او درباره «خدای من» صحبت میکند، خدایی که او تجربه کرده بود، خدایی که میدانست وفادار است. او میگوید: «او نه تنها نسبت به من وفادار است، بلکه نسبت به شما نیز وفادار است.» این بسیار مهم است. پولس رسول، وقتی نجات یافت، اولین سوالی که پرسید این بود: «تو کیستی، ای خداوند؟» این سوالی بود که تا آخر عمر با او همراه بود. او این سوال را میپرسید: «تو کیستی، ای خداوند؟ من میخواهم در شناخت تو رشد کنم.»
در فیلیپیان فصل ۳، پولس میگوید:
من همه چیز را به خاطر برتری شناخت مسیح عیسی زیان میدانم. (فیلیپیان ۳:۸)
برای او رشد در شناخت عیسی خداوند آنقدر مهم بود که چیزهای دیگر را زیان میدانست. سوال برای ما این است که آیا ما این طرز فکر را داریم؟ آیا شناخت شخص مسیح، شناخت شخص خدا، برای ما مهمترین چیز در زندگی ماست؟ اگر چنین است، پس باید چیزهای دیگر را کنار بگذاریم و بر این تمرکز کنیم. مطالعه کتاب مقدس زمانبر است. برداشتن قدمهای ایمان تلاش میخواهد. اینها چیزهایی هستند که به ما کمک میکنند تا در شناخت خدا رشد کنیم.
یک بار خدا مکاشفهای به شمعون پطرس داد، و پطرس گفت: «تو مسیح، پسر خدای زنده هستی.» این بسیار جالب است. وقتی شاگردان از دریاچه عبور کردند و عیسی را دیدند که روی آب راه میرود و چگونه وارد قایق شد و چگونه طوفان را آرام کرد، وقتی به آن طرف رسیدند، فریاد زدند: «واقعاً، تو پسر خدا هستی.» میبینید، چیزهای خاصی وجود دارد که ما باید با خداوند تجربه کنیم تا در شناخت او رشد کنیم. این آرزوی خدا برای من و شماست.
توصیه پایانی
میخواهم با کلمات پایانی شگفتانگیز پولس رسول به پایان برسانم. کلمات پایانی یک شخص، تأثیر ویژهای دارند. این باید در مورد ما نیز صادق باشد. اینجا در ۲ پطرس ۳، او میگوید:
اما در فیض و در شناخت خداوند و نجاتدهنده ما عیسی مسیح رشد کنید. (۲ پطرس ۳:۱۸)
پس این سوال را از خود بپرسید: «چقدر خدای خود را خوب میشناسید؟»