تشکر میکنم. صبح بخیر، به تمام نقاط جهان که از طریق وایفای متصل هستید. امروز ما به نام خداوند جلال، خداوند عیسی مسیح به شما سلام میکنیم. هللویا! تمام جلال و ستایش از آن نام اوست. آمین.
گنجها در تاریکی
آیا کسی در زندگی شما هست که باور ندارید میتواند نجات یابد؟ نه اینکه باور ندارید که آنها میتوانند نجات یابند، بلکه فقط باور دارید که آنها خیلی دور شدهاند و شک دارید که خداوند هرگز آنها را به سوی خود بازگرداند. در اشعیا ۴۵:۳، خداوند در مورد «گنجهای تاریکی» صحبت میکند. پس اگر به کسی فکر میکنید که نجات یافتن او بسیار دشوار به نظر میرسد یا نجات خواهد یافت، فقط به آنها به عنوان گنجهایی که هنوز در تاریکی هستند فکر کنید.
دیوانه گادارا
به آن دیوانه فکر کنید. اگر با آن دیوانه ملاقات کرده بودید، آن مردی که لژیونی از شیاطین داشت، آن مرد وحشی گاداریان، اگر هرگز با او ملاقات کرده بودید، آیا گمان میکردید که شانسی وجود دارد که او خدای زنده را بشناسد، که او در برابر خداوند عیسی سر تعظیم فرود آورد، که او فرستاده شود تا در مورد نیکویی خدا و جلال مسیح شهادت دهد؟ احتمالا نه، اما او این کار را کرد.
خداوند او را به طور رادیکالی متحول کرد. او به سوی خداوند عیسی آمد، او به طور رادیکالی نجات یافت. هللویا!
پادشاه منسی
در عهد عتیق پادشاهی به نام منسی وجود دارد. او پادشاهی شریر بود، پسر حزقیا. او به مدت ۵۵ سال سلطنت کرد، فکر میکنم، و او فقط یک پادشاه شریر بود. او حتی بتی را در خود معبد خدا برپا کرد. او باعث شد فرزندانش از آتش عبور کنند؛ به عبارت دیگر، او فرزندانش را با قربانی کردن آنها برای بتها کشت. او مردی شریر بود.
اما سپس خداوند با او برخورد کرد، او را به بابل به اسارت فرستاد، و در آنجا در زمان رنج خود آموخت که خداوند، خداست. و میگوید که او از خداوند خدای خود التماس کرد و خود را بسیار فروتن ساخت، و او به طور رادیکالی نجات یافت. این باورنکردنی است. اگر منسی را میشناختید، فکر میکردید: «این مرد شریر هرگز خداوند را نخواهد شناخت.»
پادشاه نبوکدنصر
نبوکدنصر، این بتپرست متکبر. در اینجا خداوند این رویای شگفتانگیز را به او نشان میدهد و در دانیال ۲:۳۷ به او اعلام میشود. خداوند به او میگوید که:
تو پادشاه هستی، تو پادشاه پادشاهان هستی، خدای آسمان تو را ساخته است، خدای آسمان پادشاهی را ساخته است، به تو قدرت، قوت و جلال داده است. (دانیال ۲:۳۷)
پس خداوند در ابتدا به او گفت که خداوند او را پادشاه ساخته است. اما چه اتفاقی میافتد؟ نبوکدنصر در فصل سه بیرون میرود، او یک بت طلایی میسازد که مردم باید در برابر آن تعظیم کنند، گویی او سر طلا در رویا بود. پس او یک بت طلایی میسازد. در فصل ۴ به او هشدار داده میشود که باید توبه کند، اما او این کار را نمیکند.
پس چه اتفاقی افتاد؟ خداوند با او برخورد میکند و او به مدت هفت سال مانند گاو علف میخورد و موهایش مانند پرهای پرنده رشد میکند. باورنکردنی بود. اما تنها راهی که ما میدانیم این است که نبوکدنصر شهادت خود را در نامهای داد، و این فصل چهارم دانیال است. او آن را به تمام پادشاهی خود فرستاد و میگوید: «من به طور رادیکالی نجات یافتهام.» و در آخرین آیه آن فصل، او خدای آسمان را ستایش و تمجید میکند، و او به طور رادیکالی نجات یافت.
پولس رسول
در مورد پولس رسول چطور؟ آیا هرگز گمان میکردید که این مرد که یک متعصب مذهبی و افراطی یا رادیکال بود، هرگز خداوند عیسی را بشناسد؟ این فریسی. او از خداوند عیسی متنفر بود، او از مسیحیان، مردم خداوند عیسی متنفر بود، و با این حال او به طور رادیکالی در راه دمشق نجات یافت. هللویا!
نتیجهگیری
پس هر کسی که هست، از او دست نکشید. از او دست نکشید. خداوند از شما دست نکشید، از من دست نکشید. هللویا! پس فقط برای او دعا کنید. و اگر امروز به مسیح نیاز دارید، شاید شما یکی از آن گنجهایی هستید که هنوز در تاریکی هستید، قلب خود را به روی عیسی باز کنید. به نام عیسی، آمین.