سلسله مطالب– می ۲۰۲۳ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
برداشتهایی از عهد عتیق،قسمت ۳
خنوخ، مردی که خدا را خشنود ساخت
و خنوخ با خدا راه میرفت؛ و او نبود، زیرا خدا او را برگرفت. —پیدایش ۵:۲۴ NKJV
خنوخ به عنوان یک نبی
نام خنوخ به معنای «آغاز شده» یا «تعلیم یافته» است، و بنابراین نام او را میتوان «معلم» نیز تعریف کرد. او با راه رفتن با خدا، بینشی نسبت به افکار و نقشههای خدا به دست آورد، و این او را قادر ساخت تا به دیگران تعلیم دهد و به عنوان یک نبی خدا در دنیایی شرور عمل کند. رساله یهودا به ما میگوید که خنوخ درباره آمدن خداوند برای داوری همه بیدینان نبوت کرد (یهودا ۱۴-۱۵).
بله، خدا نقشههای خود را آشکار میکند. در کتاب عاموس میخوانیم: «یقیناً خداوند خدا کاری نمیکند، مگر اینکه راز خود را به بندگان خود، انبیا، آشکار سازد» (عاموس ۳:۷). در قلب خداست که افکار خود را با خاصان خود در میان بگذارد، همانطور که در زندگی ابراهیم نیز میبینیم: «و خو داو ند گفت: «آیا آنچه را که میکنم از ابراهیم پنهان کنم؟»» (پیدایش ۱۸:۱۷).
برای تعلیم یافتن از خدا، نیاز به شناخت حقیقی او و راه رفتنی است که او را خشنود سازد. چگونه یک انسان گناهکار که از خدا بیگانه است، میتواند در موقعیتی قرار گیرد که به اصطلاح، به قلب او نزدیک باشد و از اسرار صمیمی او تعلیم یابد؟ نزدیکی و هماهنگی با خدا تنها از طریق تولد تازه و سکونت روح خدا قابل تحقق است. وقتی از خدا متولد میشویم، میدانیم که خدا هیچ چیز را از فرزندان عزیز خود پنهان نمیکند. در اول قرنتیان ۲ میخوانیم که از طریق روح ساکن خدا و کلام الهام شده است که ما افکار صمیمی خدا، نقشههای محبتآمیز او را میشناسیم. همانطور که نوشته شده است: «چشمی ندیده، گوشی نشنیده، و به قلب انسان وارد نشده است چیزهایی که خدا برای کسانی که او را دوست دارند آماده کرده است» (آیه ۹).
این امتیاز کنونی ما به عنوان فرزندان خداست در حالی که در دنیایی بدون خدا و بدون امید زندگی میکنیم. آیا این رفاقت، این مشارکت شیرین با او را میشناسیم؟ آیا در شناخت او و نقشهها و مشورتهای او رشد میکنیم؟ بیایید خود را بیازماییم که آیا واقعاً با خدا راه میرویم.
راه رفتن با خدا قبل و بعد از سقوط
راه رفتن با خدا امتیاز آدم در باغ عدن بود، اما با سقوط او – با سقوط انسان – از دست رفت. خدا در خنکای روز در باغ راه میرفت، اما پس از گناهشان، آدم و حوا از حضور خداوند خدا پنهان شدند. وقتی درباره خنوخ میخوانیم، میبینیم که او از زمین برگرفته شد، و بعدها نوح با سلامت از آبهای طوفان عبور کرد تا به دنیایی جدید برسد؛ هر دو مرد از حضور خدا لذت بردند (پیدایش ۵:۲۲-۲۴، ۶:۹). حتی پس از سقوط نیز این حقیقت باقی مانده است که «راز خو داو ند با کسانی است که از او میترسند» (مزمور ۲۵:۱۴).
برگرفته شدن خنوخ از زمین پس از سالها راه رفتن با خدا، نمادی از ربوده شدن کلیسا است، در حالی که نوح نمادی از باقیمانده مؤمن اسرائیل است که باید از مصیبت بزرگ، که با آبهای طوفان به تصویر کشیده شده است، عبور کند.
نقطه عطف در زندگی خنوخ به نظر میرسد تولد پسرش بوده است: «پس از آنکه متوشالح را به دنیا آورد، خنوخ سیصد سال با خدا راه رفت» (پیدایش ۵:۲۲). شاید او تحت تأثیر عظمت خدا به عنوان خالق قدرتمند قرار گرفته بود. نیکویی و برکت خدا که او در خانواده خود تجربه کرد، او را به توبه و راه رفتن حقیقی با او سوق داد. سپس او در راه رفتن با خدا به مدت ۳۰۰ سال پایداری کرد – یک دوره زمانی عظیم. شاید بتوانم جسارت کنم و بگویم که در تمام آن سالهای طولانی، حتی یک روز هم خنوخ از کنار خدا دور نشد یا از راه رفتن با او سر باز نزد.
همانطور که پیرتر میشویم، پس از سالها راه رفتن با خداوند، برخی از او روی برمیگردانند و راههای خود را دنبال میکنند. این را، برای مثال، در زندگی سلیمان مییابیم که وقتی پیر شد، خدایان بیگانه را پرستید. در مقابل، خنوخ به خو داو ند چسبید تا زمانی که او را از زمین برگرفت. او به خو داو ند چسبید، همانطور که الیشع به ایلیا چسبید، و روت به نائومی چسبید. زندگی طولانی او در اینجا به شکلی باشکوه پایان یافت، به این صورت که ناگهان برگرفته شد. ما مسیحیان نیز همین آینده روشن را داریم.
سه جنبه از راه رفتن با خدا
اکنون سه جنبه از زندگی خنوخ را بررسی میکنیم که هر یک پیامدهای مهمی از راه رفتن با خدا را نشان میدهند:
۱. در مورد خودمان از خنوخ میآموزیم که میتوانیم در رفاقت شاد با خدا، در مشارکت شیرین با پسر او راه برویم. ما مسیحیان با مکاشفه خود خدا: کلام الهام شده از روح، به شناخت خدا دست مییابیم. از طریق آن میآموزیم که او را به عنوان خدای خود و پدر، که در عیسی مسیح خداوند ما آشکار شده است، بشناسیم. با کلام خدا همچنین به شناخت خودمان، هم از وضعیت طبیعی خود و هم از جایگاه خود در مسیح، دست مییابیم. به عنوان ایمانداران، ما در مسیح، در محبوب، کامل هستیم.
ما همچنین افکار خدا را درباره جهان در وضعیت کنونی آن تحت حکومت شاهزاده این جهان و همچنین در وضعیت آینده آن تحت حکومت مسیح میآموزیم. ما درباره سهم آینده خود با مسیح، آمدن او برای خاصان خود، ربوده شدن مقدسین و ورود آنها به جلال خانه پدر تعلیم مییابیم. علاوه بر این، ما درباره نقش خود در هزاره، زمانی که پس از ظهور او در جلال و قدرت، با مسیح بر زمین حکومت خواهیم کرد، میآموزیم. راه رفتن با خدا پیشنیاز، یا ضرورت مطلق، برای همه این چیزهاست. تنها در این وضعیت میتوانیم درک این مسائل را داشته باشیم.
به این ترتیب، در حضور او برکت خواهیم یافت در حالی که منتظر بازگشت مسیح از آسمان هستیم تا ما را برگرفته و به جلال بپذیرد (اول تسالونیکیان ۱:۹-۱۰، ۴:۱۵-۱۸). بله، ما این امید مبارک را داریم که مرگ را نخواهیم دید بلکه برگرفته خواهیم شد – در یک لحظه، در یک چشم به هم زدن، از این زمین منتقل خواهیم شد تا خداوند را در هوا ملاقات کنیم (اول قرنتیان ۱۵:۲۲ را در نظر بگیرید).
پایان زندگی خنوخ بر روی زمین، همانطور که در پیدایش ۵ ثبت شده است، در تضاد با همه دیگران است، که بارها و بارها درباره آنها تکرار میشود: «و او مرد.» به همین ترتیب، ما که ایماندار هستیم، استثنای بزرگی در این جهان خواهیم بود، که هنوز تابع مرگ و فساد است. «ما که زنده هستیم و باقی میمانیم» تا آمدن خداوند، مرگ را نخواهیم دید، بلکه «برای ملاقات خداوند در هوا» ربوده خواهیم شد. «و بدین ترتیب همیشه با خداوند خواهیم بود» (اول تسالونیکیان ۴:۱۷).
در این میان، او ما را در حضور خود برکت خواهد داد. در حالی که با او در بیابان خشک راه میرویم، به عنوان کاهنان در حضور او در قدس میایستیم (تثنیه ۱۰:۸) و حتی مانند یوحنا بر سینه عیسی در اتاق بالا تکیه میکنیم (یوحنا ۱۳:۲۳).
۲. در مورد خدا،راه رفتن ما او را خشنود خواهد ساخت، زیرا راه رفتن با او مطابق با اراده آشکار شده او و افکار او خواهد بود. در این، خدا رضایت خود را در پسران خود به شکلی عملی خواهد یافت (افسسیان ۱:۵ را ببینید). خود مسیح الگوی کامل ماست، زیرا خدا از او «بسیار خشنود بود» (متی ۳:۱۷). در هفتادگانی، که در عبرانیان ۱۱:۵ نقل شده است، کلماتی که خنوخ با خدا راه میرفت، «او خدا را خشنود ساخت» ترجمه شده است. این شهادت او بود.
زندگی خنوخ به شدت با زندگی مردم در نسل قائن در تضاد بود، که از حضور خو داو ند بیرون رفتند و از راه رفتن با خدا سر باز زدند (پیدایش ۴:۱۶ را ببینید).* یک ویژگی بسیار مهم راه رفتن با خدا این است که زندگی ایمانی است، زیرا «بدون ایمان محال است که او را خشنود سازیم» (عبرانیان ۱۱:۶). «پس چون به ایمان عادل شمرده شدیم، به واسطه خداوند ما عیسی مسیح با خدا صلح داریم» (رومیان ۵:۱). سپس به عنوان مسیحیان باید به زندگی و «راه رفتن با ایمان، نه با دیدن» ادامه دهیم، زیرا «عادل به ایمان زندگی خواهد کرد» (دوم قرنتیان ۵:۷؛ عبرانیان ۱۰:۳۸).
۳. در مورد جهان،ما شاهدان وفاداری خواهیم بود. به همان شیوه خنوخ، ما درباره چیزهای آینده، درباره داوری که بر این جهان و بر جهان مذهبی – مسیحیت اسمی – خواهد افتاد، شهادت خواهیم داد (یهودا ۱۴-۱۵). ما جهان را از طریق موعظه انجیل هشدار خواهیم داد. «با دانستن ... ترس خداوند، ما مردم را متقاعد میکنیم» (دوم قرنتیان ۵:۱۱).
ما که در زمان آخر زندگی میکنیم، نبوت خواهیم کرد، درست همانطور که خنوخ مدتها پیش در نسل هفتم از آدم نبوت کرد: «اینک، خداوند با دهها هزار از مقدسین خود میآید تا بر همه داوری کند» (یهودا ۱۴-۱۵). او آماده است تا بیاید و بر جهان بیباور و سرکش و بر مسیحیت مرتد داوری کند. سپس او عدالت، صلح و شادی حقیقی را بر زمین برقرار خواهد کرد.
پس بیایید با خدا راه برویم در حالی که منتظر پسر او از آسمان هستیم و برای نام او در این جهان شرور شهادت میدهیم!
پاورقی
* خنوخی که از قائن (پیدایش ۴:۱۷) نسل گرفت، با خنوخی که ما دربارهاش بحث میکنیم، متفاوت است. خنوخی که این مقاله بر او تمرکز دارد، از نسل سِت، برادر قائن (۵:۳) بود.
نوشته هوگو بوتر (اقتباس شده)
ماه آینده منتظر قسمت ۴ این سلسله مطالب باشید.
ای انسان، او به تو نشان داده است که چه نیکوست؛ و خداوند از تو چه میخواهد جز اینکه عدالت را اجرا کنی، رحمت را دوست بداری، و با خدای خود فروتنانه راه بروی؟—میکاه ۶:۸