جولای/آگوست ۲۰۱۵ –مجله فیض و حقیقت
پرسش: من قبل از ایمان آوردن به مسیح ازدواج کرده بودم. من فرزند میخواهم، اما همسرم باردار نمیشود. آیا میتوانم او را طلاق دهم و با زن دیگری ازدواج کنم؟
پاسخ: مشکل شما غیرمعمول نیست،اما کلام خدا به وضوح به آن پاسخ میدهد. قبل از بررسی اول قرنتیان ۷ و سایر آیاتی که به این سؤال میپردازند، بیایید به طور خلاصه به آنچه خدا برای ازدواج انسان در نظر دارد، نگاه کنیم.
در افسسیان ۵:۲۱-۳۳ میبینیم که ازدواج بین یک مرد و یک زن صورت میگیرد (صرف نظر از قوانین انسانی و نظرات دادگاه، این تنها نوع اتحادی است که خدا آن را ازدواج میشناسد)، و چنین ازدواجی قرار است نمادی از رابطه دوستداشتنی بین مسیح و کلیسا باشد. خداوند مبارک ما «کلیسا را دوست داشت و خود را برای آن فدا کرد» (ESV) – این میزان عشقی است که ما شوهران باید به همسرانمان داشته باشیم. زنان باید مطیع شوهران خود باشند، همانطور که کلیسا مطیع مسیح است. آیا میتوانیم مسیح را تصور کنیم که کلیسا را آنقدر دوست داشت که برای آن بمیرد، هرگز کلیسای خود را طلاق دهد؟ آیا میتوانیم کلیسا را تصور کنیم که او جان خود را برای خرید آن برای خود فدا کرد، بخواهد او را طلاق دهد؟ وفاداری و ثمردهی ما برای او، یا عدم آن، به هیچ وجه بر عشق او به ما تأثیر نمیگذارد. بیایید تصاویری را که خدا میخواهد نمایش دهد، خراب نکنیم!
طبیعی است که یک مرد بخواهد فرزند داشته باشد. مزمور ۱۲۷:۳ به ما میگوید که «فرزندان میراثی از خداوند» هستند و «ثمره رحم پاداش است.» با این حال میدانیم که هر زوجی قادر به داشتن فرزند نیستند. چنین ناتوانی در باردار شدن معمولاً مشکل زن تلقی میشود، اما موقعیتهایی وجود دارد که مسئولیت نازایی بر عهده مرد است.
حنا، که مادر سموئیل شد، با جدیت برای فرزندی دعا کرده بود (اول سموئیل ۱-۲). به ساره فکر کنید که سالها منتظر ماند تا اسحاق در پیدایش ۲۱ متولد شد. الیزابت، مادر یحیی تعمیددهنده را به یاد دارید؟ او و شوهرش «هر دو در برابر خدا عادل بودند و در تمام احکام و فرایض خداوند بیعیب و نقص راه میرفتند» (لوقا ۱:۶ NKJV). خدا برای هر یک از این زنان در پاسخ به دعاهایشان چیز خاصی در نظر داشت. او از آوردن قدرت از ضعف انسانی ما لذت میبرد.
خدا از طلاق متنفر است،او در ملاکی ۲:۱۶ به ما میگوید. طلاق، همانطور که خداوند عیسی اشاره میکند، از ابتدا نبود بلکه بعداً به دلیل سختی دل انسان اجازه داده شد (متی ۱۹). ما هرگز در کتاب مقدس نمیخوانیم که مردی خداپرست همسرش را به دلیل نازایی طلاق داده باشد! اسحاق در پیدایش ۲۵:۲۱ برای همسرش ربکا به خداوند التماس کرد. خود خدا به ابراهیم (ابرَم) خبر خوش داد که ساره (سارای) برای او پسری به دنیا خواهد آورد (پیدایش ۱۵). چقدر مهم است که ما مردان برای همسران و فرزندانمان دعا کنیم!
در اول قرنتیان ۷ خداوند به ایمانداران دستورالعملهای روشنی در مورد طلاق میدهد. در جای دیگر، به ایماندار گفته شده است که «نابرابر با بیایمانان یوغ نبندد» (دوم قرنتیان ۶:۱۴). اما ممکن است فردی در ازدواج خود یکی از همسران ایمان آورد در حالی که همسر دیگر بیایمان باقی بماند. آیا ایماندار در چنین موقعیتی باید بیایمان را ترک کند؟ خداوند میگوید: «نه». اگر بیایمان ترک میکند، بگذارید این کار را بکند، اما ایماندار نباید شریک بیایمان را ترک کند تا زمانی که او رضایت به زندگی با او داشته باشد. جایی که یکی از همسران در ازدواج از آن خداوند است، همسر دیگر و هر فرزندی که ممکن است داشته باشند تقدیس میشوند – به عنوان اهداف علاقه خاص خداوند جدا میشوند. خداوند دوست دارد خانوادهها را در کنار هم نگه دارد و ممکن است شریک بیایمان یا فرزندان را به دلیل علاقه خود به ایماندار نجات دهد. بنابراین، ایماندار هرگز نباید طلاق را آغاز کند در جایی که بیایمان راضی به زندگی با او باشد.
در حالی که زنا (بیاخلاقی جنسی)ممکن است – نه لزوماً – دلیلی برای طلاق باشد (متی ۱۹:۹)، و ایماندار باید ترجیح دهد که شریک بیایمان را رها کند تا ایمان خود را به مسیح از دست بدهد، باید با دقت توجه داشته باشیم که در هیچ کجای کلام مقدس خدا، ناتوانی در باردار شدن یا فرزندآوری به عنوان دلیل یا توجیهی برای طلاق و ازدواج مجدد ذکر نشده است. در حالی که فرزندان میراثی از خداوند هستند (مزمور ۱۲۷:۳)، و یک زوج ممکن است برای چنین برکتی از خداوند دعا کنند، آنها جزء ضروری یک ازدواج نیستند. خداوند به بسیاری از زوجهای متأهل اجازه داده است که بیفرزند باشند. گاهی اوقات او آنها را به فرزندخواندگی هدایت کرده است. در مواقع دیگر، او به آنها فرصتهای ویژهای داده است تا با کودکان کار کنند تا آنها را برای خود به دست آورند. اغلب اوقات او به یک زوج فیض داده است تا بیفرزندی خود را به سادگی به عنوان راه او برای آنها بپذیرند، و آنها برکت او را در راه رفتن با او در آن جستجو کرده و یافتهاند.
پاسخ توسط فردریک دبلیو. گرانت