خدای زنده و شما
رابطه ما با خدای زنده چگونه باید باشد؟ خب، باید زنده، پر جنب و جوش و پاسخگو باشد. در برابر گناه، ما باید مانند کسانی در سردخانه باشیم – بدون پاسخ، هیاهو یا اعمال شیطانی. اما سه حوزه از وجود ما وجود دارد که باید در رابطه با خدا پاسخگو باشند – روح، جسم و روان. هر سه جنبه وجود ما در پرستش ما به خداوند جایگاهی دارند. یک چهارپایه سه پایه بر روی زمین ناهموار پایدارتر از هر چیز دیگری است، به شرطی که پاها هماندازه باشند.
کتاب مقدس سه شرط را در مورد رابطه ما با خدای زنده ذکر میکند که میتوانند در مورد روح، جسم و روان ما به کار روند. اول این است که «جان من تشنه... خدای زنده است» (مزمور ۴۲:۲ NKJV). دوم این است که من باید «بلرزم و از خدای... بترسم، زیرا او خدای زنده است» (دانیال ۶:۲۶). سوم این است که من نباید «مغرور باشم، و نه به ثروتهای ناپایدار اعتماد کنم، بلکه به خدای زنده» (۱ تیموتائوس ۶:۱۷).
روح – تشنگی
اولین پاسخ به خدا، پاسخ روح است. روح آن جایگاه احساسات و خواستهها در درون ماست که تشنگی ما را تشخیص میدهد که نمیتواند با آبانبارهای شکسته فعالیتهای مذهبی برطرف شود. خدا «راستی را در باطن» میخواهد (مزمور ۵۱:۶). عیسی گفت: «هر که از راستی باشد، صدای مرا میشنود» (یوحنا ۱۸:۳۷). عیسی به زن کنار چاه در سامره آب زنده پیشنهاد کرد تا تشنگی او را برای خدای زنده برطرف کند. نتیجه این بود که او کوزه آب خود را رها کرد (یوحنا ۴:۲۸). اینجا رضایت واقعی بود؛ اینجا همان کسی بود که او دربارهاش شنیده بود و به دنبالش بود. او به اندازه کافی حقیقت در خود داشت تا اعتراف کند که شوهری ندارد و در واقع پنج شوهر داشته است، و کسی که با او زندگی میکرد، خارج از هر تعهد زناشویی بود. او باور داشت که عیسی «مسیح» است (یوحنا ۴:۲۹). روح او راضی شد. آیا ما به اندازه کافی از عیسی راضی هستیم که بارهای زمینی و شکستهای خود را در پای او بگذاریم؟
جسم – لرزیدن
رابطه بعدی، رابطه جسم است. این از ترس سالم از خداوند ناشی میشود. آیا تا به حال، در خلوت کمد خود، به خاطر اینکه او کیست و نیکویی او نسبت به شما، در برابر خداوند لرزیدهاید و به زمین افتادهاید؟ این هرگز یک چیز سبک یا بیاهمیت نیست، هرگز فقط هیجان عاطفی نیست. زن در مرقس ۵:۳۳ ترسید و لرزید وقتی عیسی پرسید: «چه کسی مرا لمس کرد؟» او آمد و در برابر او به زمین افتاد و تمام حقیقت را به او گفت. یایروس، در همان داستان در لوقا ۸، در پای عیسی به زمین افتاد و از او التماس کرد که دخترش را شفا دهد. از ده جذامی که در لوقا ۱۷ پاک شدند، تنها سامری بازگشت تا خدا را جلال دهد و بر روی صورت خود در پای عیسی به زمین افتد.
در دو نوبت از زندگیام احساس کردم تنها راه چاره این است که در برابر خدا به زمین بیفتم. یک بار، پس از مرگ پدرم، در حالی که گریه میکردم و میلرزیدم، به خاطر مردی که پدرم بود، از خدا سپاسگزاری کردم. بار دوم پس از حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر بود. از من خواسته شد که گروه بزرگی از مردم را در محل کار در دعا رهبری کنم. به زمین افتادم و کلمات مناسب را برای احترام به او طلب کردم. آیا ما حاضریم خود را فروتن کنیم و در خلوت روزانه خود در برابر خدای بزرگ و نجاتدهنده خود، عیسی مسیح، زانو بزنیم؟ و آیا میترسیم که با بدنهایمان به او که ما را با بهای بدن خود خرید، بیاحترامی کنیم؟
روح – اعتماد
در نهایت، خودبینی به اصطلاح معنویت ما میتواند ما را به وابستگی به تواناییهای خودمان سوق دهد. بنابراین هشدار برای اعتماد به خدای زنده: نه به آنچه از آن ماست – چه ثروتهای زمینی، چه تواناییهای خدادادی، و حتی نه هدایای خدا که از روی فیض داده شدهاند – بلکه تنها به خود خدا. پولس تأیید میکند که ما نباید به خودمان اعتماد کنیم (۲ قرنتیان ۱:۹) زیرا حکم مرگ ما صادر شده بود؛ این خداست که زندگی میبخشد. و اگر کسی بخواهد به جسم اعتماد کند، پولس به ما یادآوری میکند که او «اعتبارات» برتر خود را فضله میشمارد (فیلیپیان ۳:۴-۸). بنابراین، «به خدای زنده اعتماد کنید، که نجاتدهنده همه انسانهاست، به ویژه کسانی که ایمان دارند» (۱ تیموتائوس ۴:۱۰).
تشنگی برای خدا، لرزیدن در برابر خدا، و اعتماد به خدا، رابطهای زنده، پر جنب و جوش و پاسخگو با خداوند آسمان و زمین ایجاد میکند.
درباره نویسنده: تام استیر با همسر و شش فرزندش در غرب نیویورک زندگی میکند. او مهندس توسعه برای یک شرکت روشنایی است و به عنوان یک بزرگ کلیسا به خداوند خدمت میکند.