نگاه به بالا– می ۲۰۱۹ –مجله فیض و حقیقت
چیزهای بالا را بجویید
برای درک رساله به کولسیان باید رساله به رومیان و رساله به افسسیان را بشناسیم. رومیان به ما نشان میدهد که چگونه خدا مشکل گناه را برای ایماندار بر اساس کار خداوند در جلجتا حل کرد. افسسیان آنچه را که خدا به عنوان یک چیز کاملاً جدید بر اساس جلجتا به ما داده است، آشکار میکند از طریق رستاخیز مسیح . افسسیان آموزش خود را از جایی که رومیان متوقف میشود، آغاز میکند. کولسیان در آستانه بین این دو قرار دارد. یک دست خود را بر رساله به رومیان میگذارد و به ایماندار میگوید که او با مسیح مرده است و دست دیگر خود را بر رساله به افسسیان میگذارد و به ایماندار نشان میدهد که او با مسیح برخاسته است. این موضوع بزرگ رساله به کولسیان است.
کولسیان به دو بخش تقسیم میشود. دو فصل اول آموزه را به ما میگوید و دو فصل آخر به مسائل عملی میپردازد. هر دو برای ایماندار مهم هستند. افرادی هستند که فقط میخواهند در مورد آموزه بدانند و هیچ تأکیدی بر راه رفتن عملی ندارند. این مانند مردی است که فقط استخوان دارد اما گوشت ندارد؛ او یک اسکلت است. همچنین مسیحیانی هستند که فقط مسائل عملی را میخواهند و هیچ تأکیدی بر آموزه ندارند. این مانند مردی است که فقط گوشت دارد اما استخوان ندارد. هم آموزه و هم مسائل عملی مهم هستند، اما آموزه اول میآید؛ سپس راه رفتن عملی از آموزه نشأت میگیرد. پولس این را در نامه خود به کولسیان به روشی بسیار منظم نشان داد.
دو حقیقت بزرگ
پس اگر با مسیح برخاستهاید، چیزهای بالا را بجویید، جایی که مسیح در دست راست خدا نشسته است: ذهن خود را بر چیزهای بالا بگذارید، نه بر چیزهای روی زمین؛ زیرا شما مردهاید و زندگی شما با مسیح در خدا پنهان است. هنگامی که مسیح که زندگی ماست، آشکار شود، آنگاه شما نیز با او در جلال آشکار خواهید شد. —کولسیان ۳:۱-۴ JND
پولس، در کولسیان ۳:۱-۱۱، دو حقیقت بزرگ عمل مسیحی را نشان داد:
- «چیزهای بالا را بجویید.»
- «پس اعضای خود را که بر زمین است، بکشید» (آیه ۵).
من معتقدم که آنچه پولس در اینجا در نظر داشت، مسئله نگاه کردن به مسیح جلالیافته – هدف بزرگ در ۲ قرنتیان ۳ – نبود، بلکه وسیلهای برای جستجوی افکار خداوند عیسی مسیح با توجه به راه رفتن عملی در اینجا بود. این افکار کاملاً مخالف افکار روی زمین، فلسفههایی هستند که در اینجا توسط ناباوران توسعه یافتهاند. ما نباید توسط فلسفههای این جهان هدایت شویم. در عوض، راه رفتن مسیحی ما باید توسط افکار مسیح هدایت شود.
یک داستان کوچک ممکن است این نکته ارزشمند را روشن کند. پدری با پسر کوچکش از کنار مزرعهای از خربزه رد میشد و پدر گفت: «پسر، همینجا در جاده بمان و چپ و راست را نگاه کن تا من به مزرعه بروم و یک خربزه بدزدم. اگر کسی آمد به من خبر بده.» بعد از اینکه او به مزرعه رفت، پسر ناگهان فریاد زد: «پدر، آیا باید به بالا هم نگاه کنم؟» پدر برگشت و گفت: «بیایید آن را رها کنیم.» این مثالی است که نشان میدهد جستجوی چیزهای بالا به چه معناست.
دو کلمهای را که پولس در بخش ما در کولسیان استفاده کرد، در نظر بگیرید: «جستجو کنید» و «داشته باشید». اینها دقیقاً یکسان نیستند؛ یک پیشرفت وجود دارد. جستجو کردن به معنای جستجوی افکار مسیح است که در بالاست. داشتن ذهن شما بر آن چیزها به معنای عادت به فکر کردن به افکار مسیح است. به عنوان مثال، وقتی مردی به جایی نقل مکان میکند که زبان دیگری صحبت میشود، باید سعی کند آن را یاد بگیرد. این ممکن است برای چند ماه مشکل ایجاد کند، اما پس از دو یا سه ماه او میتواند کم و بیش از پس آن برآید؛ او زبان جدید را میفهمد اما ممکن است هنوز به زبان قدیمی فکر کند. با این حال، ناگهان او تجربه میکند که نه تنها آن را میفهمد بلکه به آن فکر میکند. این معنای «ذهن خود را بر چیزی قرار دادن» است؛ ما یاد گرفتهایم که در رابطه با راه رفتن عملی مسیحی، به طور عادتوار به افکار مسیح فکر کنیم.
پولس رسول میخواست نشان دهد که افکار مسیح مهم هستند زیرا آنها افکار کسی هستند که در دست راست خدا نشسته است. برای این کار او دو دلیل آورد. اولاًاو گفت: «شما از قبل مردم آسمانی هستید.» حتی اگر ما هنوز روی زمین زندگی میکنیم، از قبل با آنچه آسمانی است مشخص شدهایم، زیرا «زندگی ما با مسیح در خدا پنهان است.» به همین دلیل است که ما به افکار او فکر میکنیم.
دلیل دوم این است که روزی فرا خواهد رسید که ما با مسیح در جلال ظاهر خواهیم شد، و آنگاه همه خواهند دید که ما واقعاً مردم آسمانی هستیم. وقتی این را به مردم روستای کوچکم میگویم، به من میخندند؛ میگویند: «ما تفاوتی نمیبینیم؛ شما هم مثل ما پیر میشوید و بیمار میشوید.» با این حال، آنها خواهند دید که من یک شخص آسمانی هستم وقتی با خداوند عیسی در جلال ظاهر شوم. «چیزهای بالا را بجویید»، زیرا از همین حالا شما از نظر شخصیت مردم آسمانی هستید، و روزی به عنوان مردم آسمانی ظاهر خواهید شد. این اولین اصل بزرگ عمل مسیحی است. اصل دوم در آیه ۵ بخش بعدی است.
پس اعضای خود را که بر زمین است، یعنی زنا، ناپاکی، شهوتهای پست، هوسهای شیطانی و طمع، که بتپرستی است، بکشید. به خاطر این چیزهاست که غضب خدا بر فرزندان نافرمانی میآید. شما نیز زمانی در این چیزها زندگی میکردید. اما اکنون، شما نیز همه اینها را کنار بگذارید: خشم، عصبانیت، بدخواهی، کفر، سخنان زشت از دهان خود. به یکدیگر دروغ نگویید، زیرا انسان کهنه را با اعمالش از خود دور کردهاید و انسان جدید را پوشیدهاید، که بر اساس تصویر آفریننده خود، به معرفت کامل تجدید شده است؛ در آنجا نه یونانی و نه یهودی، نه ختنه شده و نه ختنه نشده، نه بربر، نه سکایی، نه بنده، نه آزاد وجود دارد؛ بلکه مسیح همه چیز است و در همه. —کولسیان ۳:۵-۱۱
فلسفههای این جهان در ایماندار یک متحد دارند؛ آن گناه است که هنوز در ما ساکن است. نحوه رفتار و زندگی ناباوران همیشه بر اساس گناهی است که در درون آنها ساکن است، اما حتی برای ایماندار نیز این خطر وجود دارد که این گناه ساکن ممکن است شاخههایی تولید کند. این معنای اعضا در اینجا است. آنها به ما نشان میدهند که در ایماندار همیشه این خطر وجود دارد که گناه ساکن ممکن است گناه بیرونی، یا شاخههایی، در راه رفتن روزانه تولید کند. بنابراین پولس گفت: «این اعضا را بکشید.»
میخواهم توضیح دهم که این به چه معناست. اولاً، به عنوان یک اقدام پیشگیرانه، پولس میخواست آگاهی از گناه را در ما ایجاد کند. برادری در جماعت محلی ما اغلب در دعاهای خود میگوید: «ما امشب آگاهیم که گناه ساکن خود را با خود آوردهایم.» ما همیشه در خطر پیروی از انگیزههای این گناه هستیم. ثانیاً، هنگامی که چنین شاخهای رخ داد، باید این گناه را در برابر خدا و در صورت لزوم، در برابر انسانها اعتراف کنیم. ثالثاً، اگر همان گناه بارها و بارها در زندگی ما رخ میدهد، باید به منابعی که از آن میآید فکر کنیم و شاید چیزی اساسی را در زندگی خود تغییر دهیم.
یک درخت پیوندی از دو چیز تشکیل شده است: تنه وحشی با شاخههایش و شاخه اصلاح شدهای که به آن تنه پیوند زده شده است. وظیفه باغبان این است که شاخههایی را که از تنه وحشی نشأت میگیرند، قطع کند، در غیر این صورت شاخه پیوندی رشد نخواهد کرد. این تصویر به ما معنای میراندن اعضا، قطع کردن جوانههای وحشی را که از گناه ساکن در ما نشأت میگیرند، نشان میدهد. بهترین زمان برای انجام این کار زمانی است که جوانه وحشی هنوز بسیار نازک و کوچک است – شما میتوانید به سادگی قیچی را بردارید و آن را قطع کنید. با این حال، اگر حتی چند سال صبر کنید، به اره نیاز دارید. این همان چیزی است که در زندگی عملی مسیحی وجود دارد، بنابراین «اعضای خود را که بر زمین است، بکشید.»
پولس سپس نشان داد که این جوانهها چه هستند و دلایلی ارائه داد که چرا باید آنها را بکشیم. اولین دلیل این است که اینها چیزهای بد – وحشتناکی هستند. به خاطر آنها «غضب خدا بر فرزندان نافرمانی میآید.» رسول میخواست برای ما روشن کند که این شاخههای وحشی در نظر خدا نفرتانگیز هستند. دلیل دوم این است که ایماندار میداند که در زندگی او یک «زمانی» و یک «اکنون» وجود دارد. زمانی ما افرادی بودیم که این شاخههای وحشی برایمان عادی بودند، اما دیگر عادی نیستند. سوم، او روز تبدیل ما را به یاد میآورد، زمانی که انسان کهنه را از خود دور کردیم و انسان جدید را پوشیدیم. پولس گفت: «این روز را فراموش نکنید.»
انسان کهنه قبل از تبدیل، شاخههای کهنه تولید میکرد، اما انسان جدید چیزهای کاملاً جدیدی تولید میکند، و اینها مطابق با تصویر کسی است که انسان جدید را تولید میکند: خدا. تصویر خدا کیست؟ مسیح همان است. انسان جدید چیزهایی تولید میکند که با مسیح در هماهنگی هستند. پولس نوشت: «تفاوتی وجود ندارد.» برای ایماندار هیچ تفاوتی وجود ندارد، فقط یک نام وجود دارد، و مسیح کسی است که «همه در همه» است. این شخصیت انسان جدید است: او مسیح را هدف و مقصود خود دارد.
بنابراین دو حقیقت بزرگ عمل مسیحی این است که ابتدا «چیزهای بالا را بجویید» و سپس «اعضای خود را که بر زمین است، بکشید.» ما میتوانیم این دو اصل را در چهار زمینه به کار ببریم.
زمینههای عمل
پس شما که برگزیدگان خدا، مقدسین و محبوبان هستید، دلهای پر از شفقت، مهربانی، فروتنی، ملایمت و صبر را بپوشید؛ یکدیگر را تحمل کنید و یکدیگر را ببخشید، اگر کسی شکایتی از دیگری داشته باشد؛ همانطور که مسیح شما را بخشیده است، شما نیز چنین کنید. و به همه اینها محبت را اضافه کنید، که پیوند کمال است. و بگذارید صلح مسیح در دلهای شما حاکم باشد، که به آن نیز در یک بدن فراخوانده شدهاید، و شکرگزار باشید. بگذارید کلام مسیح به وفور در شما ساکن باشد، با تمام حکمت یکدیگر را تعلیم دهید و نصیحت کنید، با مزامیر، سرودها، و آهنگهای روحانی، با فیض در دلهای خود برای خدا آواز بخوانید. و هر کاری که میکنید، چه در کلام و چه در عمل، همه چیز را به نام خداوند عیسی انجام دهید، و از طریق او خدا پدر را شکر کنید. —کولسیان ۳:۱۲-۱۷
اولین حوزه که میتوانیم این اصول را در آن به کار ببریم، در میان ایمانداران است. عمل مسیحی در دایره مسیحیان به ثمر مینشیند. برای اینکه بتوانیم این اصول را به کار ببریم، پولس حقیقت مهمی را ذکر کرد که، اول از همه، ایمانداران باید از جایگاه مسیحی خود لذت ببرند. او سه واقعیت را ذکر کرد: ما برگزیده، تقدیس شده و محبوب هستیم. ما این را بسیار آگاهانه درک میکنیم. عمل از این جایگاه نشأت میگیرد.
پولس سپس چیزهایی را که توسط انسان جدید تولید میشوند، فهرست کرد، که گاهی اوقات به آنها «هفت گل انسان جدید» گفته میشود. اولین آنها شفقت است، که توانایی همدردی با یکدیگر است؛ دوم مهربانی؛ سوم، فروتنی؛ چهارم، ملایمت؛ پنجم، صبر. اینها چیزهایی هستند که میتوانند در دایره مسیحیان نمایش داده شوند. اما در آنجا ایمانداران ضعیف نیز وجود دارند، و ما باید یکدیگر را تحمل کنیم – نکته ششم. همچنین، گناهان زمانی رخ میدهند که ایمانداران با هم هستند، و طبیعتاً ما نمیتوانیم گناه را تحمل کنیم. با این حال، به عنوان ایمانداران، ما میخواهیم آنها را ببخشیم؛ این نکته هفتم است، بخشیدن یکدیگر.
من در مورد این نکته هفتم به سادگی صحبت نمیکنم، زیرا وقتی ایمانداران با هم زندگی میکنند و راه میروند، گاهی اوقات مشکلاتی وجود دارد. ممکن است از کاری که یک برادر یا خواهر انجام میدهد، در قلبمان عمیقاً آزرده شویم و بگوییم: «من نمیتوانم این را ببخشم.» ما به خودی خود نمیتوانیم؛ اما وقتی متوجه شویم که خدا چقدر در مسیح ما را بخشیده است، میتوانیم. وقتی نجاتدهنده ما روی زمین بود، او مثلی از مردی گفت که بدهی بزرگی داشت و نمیتوانست آن را بپردازد. مرد بخشیده شد و مجبور نبود بدهی خود را بپردازد، اما سپس همان مرد به سراغ دیگری رفت که بدهی کوچکی به او داشت و او را تحت فشار قرار داد تا بپردازد (متی ۱۸:۲۳-۳۵). این یک داستان بسیار جدی است، اما آیا این گاهی اوقات در میان ایمانداران اتفاق نمیافتد؟ ما در مسیح چنین بدهی بزرگی را بخشیده شدهایم، و با این حال گاهی اوقات احساس میکنیم قادر به بخشیدن برادر یا خواهر خود نیستیم.
این هفت گل انسان جدید، که با ریسمان محبت الهی به هم پیوستهاند، ویژگیهای طبیعی نیستند. برخی افراد به خصوص ملایم و برخی دیگر بسیار مهربان هستند، اما منظور پولس در اینجا این نبود. آنچه رسول در ذهن داشت، چیزهایی بود که در زندگی ما توسط روحالقدس به وجود آمدهاند. آنها با طلای محبت الهی احاطه شدهاند؛ و صلح مسیح باید بر تصمیمات قلب ما در مورد زندگی و راه رفتن ما با یکدیگر تأثیر بگذارد.
ما در افسسیان ۲ یک عبارت مهم مییابیم: «او صلح ماست» (آیه ۱۴). این مسئله صلح وجدان یا قلب ما نیست. بلکه، ما همه با هم در حضور مسیح هستیم؛ او کسی است که ما را چنین هدایت کرده است. «او صلح ماست.» این فکر که ما در مسیح به یکدیگر هدایت شدهایم، باید بر تصمیمات قلب ما حاکم باشد. کلام مسیح باید در دایره مسیحیان نمایش داده شود، و آنگاه ما شادی روحانی را خواهیم یافت. این را میتوان از طریق مزامیر و سرودها و آهنگهای روحانی بیان کرد. ما باید نه تنها در دایره مسیحیان بلکه در دایره خانواده مسیحی نیز با هم آواز بخوانیم.
ای زنان، مطیع شوهران خود باشید، چنانکه در خداوند شایسته است. ای شوهران، زنان خود را دوست بدارید و بر آنها تلخکام نباشید. ای فرزندان، در همه چیز از والدین خود اطاعت کنید، زیرا این در خداوند پسندیده است. ای پدران، فرزندان خود را آزار ندهید [تحریک نکنید]، تا دلسرد نشوند. —کولسیان ۳:۱۸-۲۱
دو اصل، «چیزهای بالا را بجویید» و «اعضای خود را که بر زمین است، بکشید»، باید در خانواده مسیحی نیز نمایش داده شوند. خدا ازدواج را قبل از وقوع گناه مقرر کرد، اما گناه بر آن تأثیر گذاشته است. کتاب مقدس در اینجا دو اصل الهی را برای ازدواج به ما نشان میدهد: زنان باید جایگاه اطاعت از شوهران خود را بپذیرند، و شوهران باید زنان خود را دوست بدارند. برای روشن کردن آنچه پولس در اینجا گفت، در نظر بگیرید که متضاد اطاعت از شوهر، شورش علیه او است، و متضاد عشق، نفرت نیست بلکه بیتفاوتی است. هنگامی که زنان در خانههای خود علیه شوهران خود شورش میکنند و هنگامی که شوهران نسبت به نیازهای زنان خود بیتفاوت هستند، تخریب در ازدواجهای مسیحی رخ میدهد. میدانم که فلسفههای این جهان متفاوت است، اما ما میخواهیم توسط افکار مسیح هدایت شویم.
در رابطه بین فرزندان و والدینشان، به فرزندان گفته میشود که از والدین خود اطاعت کنند. این یک اصل الهی است که هنوز هم امروز معتبر است. برکت بزرگی از خدا بر آن قرار گرفته است. میخواهم این را تکرار کنم: «فرزندان، از والدین خود اطاعت کنید.» میدانم که این در دنیای امروز ما متفاوت است، اما در خانوادههای مسیحی این اصل هنوز باید اعمال شود.
سپس به پدران گفته میشود که فرزندان خود را تحریک نکنند. این یک اندرز مهم است، زیرا ما میتوانیم فرزندان خود را تحریک کنیم:
- از طریق رفتار جسمانی یا شهوانی.
- وقتی میخواهیم نشان دهیم که ما ارباب خانه هستیم.
- با اغراق در آنچه از آنها میخواهیم.
- اگر وقتی بزرگ میشوند و نیاز به زندگی مستقل دارند، آزادی فزایندهای به آنها ندهیم.
میبینیم که این دو اصل، «چیزهای بالا را بجویید» و «اعضای خود را که بر زمین است، بکشید»، در خانواده مسیحی بسیار مهم هستند.
ای بندگان، در همه چیز از اربابان خود بر حسب جسم اطاعت کنید؛ نه با خدمتهای چشمی، مانند کسانی که مردم را خشنود میکنند، بلکه با سادگی دل، از خداوند بترسید. هر کاری که میکنید، با تمام وجود انجام دهید، چنانکه برای خداوند انجام میدهید، نه برای انسانها؛ بدانید که از خداوند پاداش میراث را دریافت خواهید کرد؛ شما خداوند مسیح را خدمت میکنید. زیرا کسی که ظلم میکند، ظلمی را که کرده است دریافت خواهد کرد، و هیچ تبعیضی وجود ندارد. ای اربابان، به بندگان خود آنچه را که عادلانه و منصفانه است بدهید، بدانید که شما نیز در آسمانها اربابی دارید. —کولسیان ۳:۲۲-۴:۱
حوزه سوم کار ماست. به خادمان توصیه میشود که کار کنند و از اربابان خواسته میشود که خادمان خود را بر اساس ارزششان پاداش دهند. پولس در اینجا در مورد بردگان و اربابان صحبت کرد، اما اینها اصول الهی هستند که هنوز هم در محیط امروز ما صادق هستند. ایماندار در محل کار خود موظف است دستورالعملهای رئیس را دنبال کند و «برای خداوند» کار کند. در آنجا چیز شگفتانگیزی میخوانیم، یعنی اینکه خداوند پاداش یا جبران مناسب را خواهد داد. گاهی اوقات ممکن است فکر کنیم که سزاوار دریافت حقوق بیشتری هستیم. اگر این درست است که شما سزاوار بیشتر از آنچه کسب میکنید هستید و هنوز به رئیس خود وفادار میمانید، آنگاه خداوند به شما پاداش خواهد داد.
«کسی که ظلم میکند، ظلمی را که کرده است دریافت خواهد کرد» هم در مورد اربابان و هم در مورد خادمان صدق میکند. این آیه یک انتقال است پس از خطاب به خادمان و قبل از دستورالعمل به اربابان. رؤسای ایماندار باید با کارمندان خود عادل باشند و به آنها دستمزد منصفانه بدهند. آنها باید آنچه را که برای جسم، روح و روان کارمند درست است، بدهند. اینها اندرزهایی هستند که افکار خداوند عیسی مسیح را در محل کار منعکس میکنند.
در دعا ثابتقدم باشید، در آن با شکرگزاری بیدار باشید؛ در همان حال برای ما نیز دعا کنید، تا خدا دری از کلام را برای ما بگشاید تا راز مسیح را بگوییم، که به خاطر آن نیز من در بند هستم، تا آن را چنانکه باید بگویم، آشکار سازم. با حکمت نسبت به کسانی که بیرون هستند رفتار کنید، فرصتها را غنیمت بشمارید. کلام شما همیشه با فیض باشد، با نمک چاشنی شده، تا بدانید چگونه باید به هر کس پاسخ دهید. —کولسیان ۴:۲-۶
حوزه چهارم که این دو اصل، «چیزهای بالا را بجویید» و «اعضای خود را که بر زمین است، بکشید»، در آن اعمال میشوند، در کار خداوند است. همه ایمانداران این امتیاز را دارند که کار او را انجام دهند. پولس به قرنتیان نوشت، با کاربرد برای همه ایمانداران: «پس ای برادران محبوب من، ثابتقدم باشید، غیرقابل حرکت، همیشه در کار خداوند فراوان باشید، بدانید که زحمت شما در خداوند بیهوده نیست» (۱ قرنتیان ۱۵:۵۸). ما در کتاب مقدس مسیحیان خاصی را مییابیم که ابزارهای ویژهای برای خداوند بودند، مانند ۱ قرنتیان ۱۶:۱۰، جایی که هم تیموتائوس و هم پولس ذکر شدهاند: «حال اگر تیموتائوس بیاید، ببینید که او بدون ترس با شما باشد؛ زیرا او کار خداوند را انجام میدهد، همانطور که من [پولس].»
شاید فکر کنیم مهمترین کاری که میتوانیم در کار خداوند انجام دهیم، صحبت کردن است، اما سه چیز در کار خداوند مهم است. من بر ترتیبی که پولس به خوانندگان خود دستور داد، تأکید ویژه دارم. اولین و مهمترین چیز در کار خداوند، دعا است. خدمت شما در کار خداوند با زانو زدن آغاز میشود. نکته دوم، که در کولسیان ۴:۵ یافت میشود، راه رفتن است. اگر میخواهیم در کار خداوند کار کنیم، باید مراقب راه رفتن خود باشیم، یعنی نحوه زندگی و عمل ما. در نهایت، در آیه ۶، به صحبت کردن، یا «کلام شما» اشاره شده است. بنابراین ما دعا، راه رفتن و کلام را داریم – ترتیب الهی در کار خداوند.
ما باید برای دیگرانی که در کار خداوند هستند نیز دعا کنیم، و آرزوی پولس در اینجا این بود که خداوند دری را برای او بگشاید. این درخواست برای بسیاری از درهای باز نبود، بلکه فقط برای یک در بود، زیرا او نمیتوانست همزمان از بسیاری عبور کند. بنابراین پولس این دعا را درخواست کرد که خداوند یک در را برای او بگشاید تا او بتواند راز مسیح را که شامل تمام حقیقت مسیحی است، اعلام کند. ما برای انجیل دعا میکنیم، و این مهم است، اما همه چیز نیست: ما باید دعا کنیم که تمام حقیقت مسیحی اعلام شود. سپس پولس در مورد راه رفتن ما در رابطه با کسانی که ما را تماشا میکنند، و در مورد غنیمت شمردن زمان صحبت کرد. این به این معنی نیست که شما باید ۲۴ ساعت در روز کار کنید، بلکه باید کار درست را در زمان درست انجام دهید، که این یک تمرین در راه رفتن ماست. اگر فرصتی وجود دارد، باید آن را تحت هدایت خداوند غنیمت بشماریم.
سپس البته ما باید در کار خداوند نیز صحبت کنیم. ما با دستور دادن صحبت نمیکنیم؛ ما با فیض صحبت میکنیم. همچنین، گفتار ما باید با نمک چاشنی شود. نمک در برابر فساد عمل میکند و به غذا طعم و مزه میدهد. گفتار ما همیشه باید با فیض باشد، اما با قدرت روحانی که در برابر فساد عمل میکند و یک چاشنی الهی میدهد.
در نهایت، پولس به ما گفت که چگونه به افراد پاسخ دهیم – نه اینکه به همه چه پاسخ دهیم. برادران فرانسویزبان ما یک عبارت زیبا دارند: «لحن، موسیقی را میسازد.» این در کار خداوند نیز صادق است. این فقط یک سوال از چه چیزی که میگوییم نیست، بلکه از چگونه آن را میگوییم. اگر میخواهیم در کار خداوند مشارکت داشته باشیم، باید به این فکر کنیم.
به طور خلاصه، ما «آنچه در بالاست را میجوییم» و «اعضای خود را که بر زمین است، میکشیم.» این یک تمرین روزانه است، و ما این را در دایره مسیحیان، دایره خانواده، در محل کار و در کار خداوند – با کمک و فیض خداوند خود – انجام میدهیم.
توسط مکس بیلیتر، اقتباس شده از سخنرانی در مورد کولسیان ۳:۱-۴:۶.