عالی و پسرانش هشداری به کارگران مسیحی«اما آنها به صدای پدرشان (عالی) گوش ندادند... پسرانش خود را پست ساختند و او آنها را بازنداشت» (اول سموئیل ۲:۲۵؛ ۳:۱۳). آیا برخی از ما آنقدر مشغول کار خدا هستیم که کارهایی را که باید انجام دهیم، انجام نمیدهیم؟ من نه تنها یک کارگر مسیحی هستم، بلکه یک پدر و شوهر مسیحی نیز هستم. برخی از مشکلات در خانههای مسیحی - بین زن و شوهر، والدین و فرزندان - به این دلیل است که ما مسئولیت خود را درک نمیکنیم. به این دلیل بود که عالی آنقدر مشغول انجام کار خدا بود که پسرانش بزرگ شدند و مایه ننگ خانه خودش شدند. نه تنها در این خانه هیچ آموزشی وجود نداشت، بلکه هیچ تأثیری نیز وجود نداشت. پسرانش خداوند را نمیشناختند و پدر خود را نیز نمیشناختند. آیا در اینجا هشداری برای برخی از ما که در کار مسیحی مشغول هستیم وجود ندارد؟ ما درست در میانه خدمت خداوند هستیم. ما آن را دوست داریم و تا گوشهایمان در آن غرق شدهایم. فرزندان ما چگونه بزرگ میشوند؟ آیا آنها ما را میشناسند؟ آیا ما مسئولیت خود را برای آموزش آنها انجام میدهیم، یا آن را به معلمان مدرسه یکشنبه یا به شخص دیگری واگذار میکنیم؟ دومین چیزی که در مورد این مرد وجود داشت، فقدان روحانیتی بود که کار او را خراب کرد. پشت مشکل در خانه او، مشکلی در قلب خودش نهفته بود. اینجا مردی بود که آنقدر مشغول مراقبت از دیگران بود که از خودش مراقبت نمیکرد. در غزل غزلها ۱:۶ میخوانیم: «مرا نگهبان تاکستانها ساختند؛ تاکستان خودم را نگه نداشتم.» به باغبانی فکر میکنم که تمام وقت خود را صرف مرتب نگه داشتن باغهای دیگران میکرد، اما باغ خودش آشفته بود! او وقت نداشت چمن را کوتاه کند، علفهای هرز را از بین ببرد یا گلهای رز را هرس کند. قطعه زمین باغبان نامرتبترین در کل خیابان بود. این عالی بود. این نباید ما باشیم. نویسنده ناشناس
کارگران مسیحی: خدمت را با خانواده و ایمان متعادل سازید
زندهگی مسیحی·۲۹ حوت ۱۴۰۳
۳۱۷ کلمات
مرتبسازی: جدیدترین
زندهگی مسیحی
2 حداقل زمان مطالعه