خداوند نزدیک است — ۲۱ فبروری ۲۰۲۶: رومیان ۱:۱۶

خداوند نزدیک استاریک کلرمونت

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ خداوند می گوید: «وای به حال آن چوپانانی که قوم برگزیدۀ مرا پراگنده می کنند و از بین می برند.» ۲ خداوند، خدای اسرائیل در بارۀ چوپانانی که می بایست از قوم برگزیدۀ او نگهداری کنند، می فرماید: «شما بعوض اینکه از قوم برگزیدۀ من مراقبت نمائید، آن ها را راندید و پراگنده ساختید، بنابران، بخاطر این کاری که در حق آن ها کردید شما را مجازات می کنم. خداوند می فرماید. ۳ پس من خودم باقیماندۀ قوم برگزیده ام را از کشورهائی که آن ها را به آنجا رانده بودم جمع می کنم و به وطن خود شان باز می آورم. آن ها دارای فرزندان بسیار شده تعداد شان زیاد می گردد. ۴ آنوقت چوپانی را برای شان انتخاب می کنم تا از آن ها بخوبی مراقبت کرده و آن ها دیگر از کسی نترسند، تشویشی نداشته باشند و هیچ کدام شان گم نشود.» خداوند فرموده است. ۵ خداوند می فرماید: «روزی می آید که از نسل داود شاخۀ عادلی را بر می گزینم. او با حکمت و عدالت سلطنت می کند، انصاف و عدالت را در زمین برقرار می سازد. ۶ در دوران حکومت او یهودا آزاد می شود و اسرائیل در رفاه و آسایش بسر می برد و او «خداوند عدالت ما است» نامیده می شود.» ۷ خداوند می فرماید: «در آن زمان وقتی مردم سوگند بخورند، دیگر نمی گویند: «قسم به خدای زنده که اسرائیل را از مصر بیرون آورد»، ۸ بلکه می گویند: «قسم به خدای زنده که قوم تبعید شده و پراگندۀ اسرائیل را از سرزمین شمال و سایر کشورها به وطن شان باز آورد.»» ۹ بخاطر انبیاء دلم شکسته و تمام بدنم می لرزد. مثل کسی که مستِ شراب باشد از حضور خداوند و کلام پاک او گیچ هستم. ۱۰ این سرزمین پُر از مردم زناکار است و بخاطر نفرین خداوند زمین را مصیبت فراگرفته است. مزارع و بیابانها خشک شده اند. مردم شرارت را پیشۀ خود ساخته اند و از قدرت خود سوء استفاده می کنند. ۱۱ خداوند می فرماید: «انبیاء و کاهنان هر دو منافق هستند. حتی در عبادتگاه من هم به کارهای زشت دست می زنند. ۱۲ بنابران، راهی که می روند، لغزنده و تاریک می شود. در آن می لغزند و می افتند. بلائی را بر سر شان می آورم و آن ها را به جزای اعمال شان می رسانم.» خداوند فرموده است. ۱۳ «گناهان انبیای سامره را دیدم. از طرف بتِ بعل به مردم پیام می آورند و قوم برگزیدۀ من، اسرائیل را گمراه ساختند. ۱۴ اما در انبیای اورشلیم اعمال زشت تر و قبیح تر دیدم. آن ها زنا می کنند، دروغ می گویند، مردم شریر را در کارهای زشت شان تشویق می نمایند و هیچ کسی دست از اعمال بد نمی کشد. همگی مانند مردم سدوم و عموره فاسد شده اند. ۱۵ از اینرو، من، خداوند قادر مطلق انبیای اورشلیم را خوراک تلخ می دهم که بخورند و آب زهرآلود را در حلق شان می ریزم، زیرا شرارت آن ها در سراسر این سرزمین پخش شده است.» ۱۶ خداوند قادر مطلق می فرماید: «به سخنان این انبیاء که پیام دروغ را می آورند، گوش ندهید، زیرا شما را با سخنان خود می فریبند. این سخنان از من نیست بلکه خیالات خود شان است. ۱۷ به کسانی که مرا حقیر می شمارند، می گویند خداوند می فرماید: سلامتی برای شما خواهد بود و به آنهایی که سخت دل اند اطمینان می دهند که بلائی بر سر شان نمی آید. ۱۸ ولی هیچیک از این انبیاء هرگز به افکار نهانی خداوند پی نبرده اند. کلام او را درک نکرده، به آن گوش نداده و توجهی نکرده اند. ۱۹ خشم خداوند مانند طوفانِ سهمناک و گِردباد شدید بر مردمان شریر فرود می آید ۲۰ و آتش غضب او تا اراده اش را اجراء نکند خاموش نمی شود. در روز آخرت این را بخوبی خواهید دانست.» ۲۱ خداوند می فرماید: «این انبیاء را من نفرستادم، آن ها بدل خود رفتند. من با آن ها حرفی نزدم، ولی به مردم می گویند که از جانب من پیام می رسانند. ۲۲ اما اگر پیام شان از جانب من می بود، آنوقت آن را به مردم اعلام می کردند و آنها را از راه گناه آلود و اعمال زشت شان باز می گرداندند.» ۲۳ خداوند می فرماید: «آیا من خدای نزدیک هستم و خدای دور نی؟» ۲۴ خداوند می فرماید: «آیا کسی می تواند خود را از نظر من پنهان کند که من او را نبینم؟ مگر حضور من آسمان و زمین را پُر نکرده است؟» این گفتۀ خداوند است. ۲۵ «من آنچه را که انبیاء گفتند، شنیدم. آن ها بنام من پیام دروغ را به مردم می دهند و می گویند که در خواب به آن ها الهام شد. ۲۶ تا چه وقت این انبیاء مردم را با سخنان دروغی که ساخته و پرداختۀ خود شان است، فریب می دهند؟ ۲۷ همانطوری که پدران شان مرا از یاد بردند و بتِ بعل را پرستش کردند، این انبیاء هم با تعبیر خوابهای دروغ خود قوم برگزیدۀ مرا وادار می سازند که مرا فراموش کنند. ۲۸ بگذارید این انبیاء خوابهای ساختگی خود را بیان کنند و آن کسی که پیام رسان حقیقی من است کلام مرا با اخلاص کامل به مردم اعلام کنند. کاه نمی تواند با گندم همسری نماید.» این گفتۀ خداوند است. ۲۹ خداوند می فرماید: «کلام من مانند آتش می سوزاند و همچون چکش سنگ خارا را خُرد می کند.» ۳۰ پس خداوند می فرماید: «بدانید که من بر ضد این انبیاء هستم که سخنان یکدیگر را می دزدند و ادعا می کنند که کلام من است.» ۳۱ خداوند می فرماید: «من علیه انبیایی هستم که از خود حرف می زنند و بعد می گویند که کلام آن ها از جانب من است. ۳۲ من بر ضد این افراد هستم که با خوابهای ساختگی و سخنان گمراه کنندۀ خود قوم برگزیدۀ مرا فریب می دهند. من هرگز این اشخاص را نفرستاده ام، پس سخنان شان به مردم فایده ای ندارد. خداوند چنین فرموده است. ۳۳ اگر این مردم یا انبیاء و یا کاهنان از تو بپرسند که پیام خداوند چیست. جواب بده: «کدام پیام؟ پیام این است که خداوند شما را ترک می کند.» ۳۴ هیچ کسی از قوم برگزیدۀ من یا از انبیاء و یا از کاهنان حق ندارد دربارۀ این «پیام خداوند» حرفی بزند و اگر این کار را بکند، او را با تمام خانواده اش جزا می دهم. ۳۵ در عوض، از یکدیگر بپرسید: «خداوند چه جواب داده است؟» یا «خداوند چه فرموده است؟» ۳۶ اما دیگر از «پیام خداوند» حرفی نزنید، زیرا هر کسی کلام خود را بعنوان پیام خداوند بیان می کند و به این ترتیب، کلام خداوند قادر مطلق، خدای زنده را تغییر می دهد. ۳۷ از نبی تنها این را بپرسید: «خداوند به تو چه جواب داده و خداوند به تو چه فرموده است؟» ۳۸ اما اگر شما از امر من اطاعت نکنید و باز از «پیام خداوند» حرف بزنید، ۳۹ آنگاه من شما را دور انداخته با این شهری که به پدران تان بخشیده بودم، از حضور خود می رانم، ۴۰ و شما را به ننگ و رسوائی ابدی دچار می سازم.»

۱ عیسی دوازده شاگردش را نزد خود خواسته و به آنها قدرت داد تا ارواح شیطانی را بیرون کنند و هر نوع بیماری و مرض را شِفا بخشند. ۲ این است نامهای آن دوازده رسول: اول شمعونِ معروف به پِطرُس و برادرش اندریاس، یعقوب پسر زبدی و برادرش یوحنا، ۳ فیلیپُس و بارتولما، توما و متای جزیه گیر، یعقوب پسر حَلفی و تَدی، ۴ شمعون معروف به فدایی و یهودای اسخریوطی که به عیسی خیانت کرد. ۵ عیسی آن دوازده شاگرد را به وظیفه فرستاد و به آنها گفت: «به سرزمینهای غیر یهودیان نروید و به هیچ یک از شهرهای سامریان داخل نشوید، ۶ بلکه نزد گوسفندهای گمشدۀ خاندان اسرائیل بروید. ۷ چون آنجا رفتید، در میان شان موعظه کنید که پادشاهی آسمانی نزدیک است. ۸ مریضان را شِفا داده، مُرده گان را زنده کنید، جذامیان را پاک سازید و ارواح شیطانی را بیرون کنید. آنچه را رایگان به دست آورده اید، رایگان بدهید. ۹ در سفر سکۀ طلا، نقره و مس با خود نبرید. ۱۰ و خورجین یا لباس اضافی، کفش و چوبدست نگیرید، زیرا خدمتگار مستحق معاش خود می باشد. ۱۱ به هر شهر و قریه که داخل می شوید، دنبال کسی بگردید که شایسته باشد و تا زمانی که در آنجا هستید در خانۀ او بمانید. ۱۲ وقتی به خانه یی داخل می شوید، سلام بگویید. ۱۳ اگر آن خانواده سزاوار سلام شما باشد، صلح و آرامش بر آن خانه قرار می گیرد و اگر شایسته نباشد، سلام شما به خود تان بر می گردد. ۱۴ اگر کسی شما را نپذیرد و یا به آنچه می گویید گوش ندهد، وقتی که آن خانه یا آن شهر را ترک کردید، گرد و خاک آن را از پای خود بتکانید. ۱۵ به یقین به شما می گویم که در روز داوری، تحمل مجازات برای مردم سُدوم و عموره آسانتر از مردم این شهر خواهد بود. ۱۶ بدانید که من شما را مانند بره ها در بین گرگها می فرستم! پس مانند مار هوشیار و مانند کبوتر بی آزار باشید. ۱۷ هوشیار باشید، زیرا مردم شما را به محکمه ها خواهند بُرد، و در کنیسه ها شلاق خواهند زد ۱۸ و شما را به خاطر من، پیش پادشاهان و والیان خواهند بُرد تا در برابر آنها و غیر یهودیان شهادت دهید. ۱۹ اما وقتی که شما را به محکمه آوردند، پریشان نباشید که چه بگویید و چه دلیل بیاورید، چون در همان وقت آنچه باید بگویید به شما داده خواهد شد، ۲۰ زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح پدر آسمانی شماست که در شما سخن می گوید. ۲۱ برادر، برادر را و پدر، پسر را تسلیم مرگ خواهد نمود. فرزندان بر ضد پدران و مادران خود برخواهند خاست و باعث کُشته شدن آنها خواهند شد. ۲۲ همۀ مردم به خاطر نام من که شما بر خود دارید، از شما نفرت خواهند داشت اما هر کس که تا آخر ثابت بماند، نجات خواهد یافت. ۲۳ هرگاه شما را در شهری آزار می دهند، به شهر دیگری بگریزید. من به شما می گویم که پیش از آن که به تمام شهرهای اسرائیل بروید، پسر انسان خواهد آمد. ۲۴ شاگرد از معلم خود و غلام از ارباب خویش بالاتر نیست. ۲۵ شاگرد می خواهد به مقام معلم خود برسد و غلام به مقام ارباب خویش. اگر صاحب خانه را بَلعِزبول یعنی شیطان بخوانند، چه نامهای بدتری به اعضای خانواده اش خواهند داد. ۲۶ پس از آنها نترسید، هر چیزی که پوشیده است، نمایان خواهد شد و هر چیزی که پنهان است آشکار خواهد گردید. ۲۷ آنچه را من در تاریکی به شما می گویم، در روز روشن اعلام کنید و آنچه را محرمانه می شنوید، از بام خانه ها اعلام کنید. ۲۸ از کسانی که جسم را می کُشند اما قادر به کشتن روح نیستند، نترسید. از خدا بترسید که قادر است هم جسم و هم روح را در دوزخ تباه سازد. ۲۹ آیا دو گنجشک به یک روپیه فروخته نمی شوند؟ اما حتی یکی از آنها هم بدون اجازۀ پدر آسمانی شما بر زمین نخواهد افتاد. ۳۰ و اما در مورد شما، حتی موهای سر شما شمرده شده است. ۳۱ پس نترسید، ارزش شما از گنجشکها بسیار بیشتر است. ۳۲ پس هر کس پیش مردم به من اقرار کند، من نیز او را در برابر پدر آسمانی خود تصدیق خواهم کرد. ۳۳ اما هر کس در مقابل مردم مرا انکار کند، من نیز او را در حضور پدر آسمانی خود انکار خواهم کرد. ۳۴ گمان نکنید که آمده ام تا صلح به زمین بیاورم، نیامده ام که صلح بیاورم بلکه شمشیر. ۳۵ من آمده ام تا پسر را از پدر، دختر را از مادر و عروس را از خشو جدا سازم. ۳۶ دشمنان یک شخص، اعضای خانوادۀ خود او خواهند بود. ۳۷ هر کسی پدر یا مادر خود را بیشتر از من دوست داشته باشد، لایق من نیست و هر کس دختر یا پسر خود را بیش از من دوست بدارد، لایق من نمی باشد. ۳۸ هر کسی صلیب خود را بر ندارد و به دنبال من نیاید، لایق من نیست. ۳۹ هر کسی که فقط به فکر زندگی خود باشد، آن را از دست خواهد داد، ولی اگر کسی به خاطر من زندگی خود را از دست بدهد، آن را دوباره خواهد یافت. ۴۰ هر کسی که شما را بپذیرد، مرا پذیرفته است و هر کسی که مرا بپذیرد، خدا را که مرا فرستاده است، نیز قبول کرده است. ۴۱ هر کسی پیامبری را به نام یک پیامبر بپذیرد، اجر یک پیامبر را به دست خواهد آورد و هر کسی که یک شخص عادل را به نام یک شخص عادل بپذیرد، اجر یک شخص عادل را خواهد یافت. ۴۲ به یقین به شما می گویم هر کسی به یکی از کوچکترین پیروان من حتی یک پیاله آب سرد بدهد، بی اجر نخواهد ماند.»

۱ عیسی به اریحا وارد شد و از بین شهر می گذشت. ۲ مردی در آنجا بود به نام زَکی که سرپرست جزیه گیران و بسیار ثروتمند بود. ۳ زَکی می کوشید تا ببیند عیسی کیست. اما چون قد کوتاه داشت و ازدحام مردم زیاد بود، عیسی را دیده نمی توانست. ۴ پس پیشتر دوید و بر درخت چنار بالا شد تا عیسی را که از آنجا می گذشت، ببیند. ۵ وقتی عیسی به آنجا رسید به بالا نگاه کرد و گفت: «ای زَکی! زود پایین بیا، زیرا باید امروز در خانۀ تو مهمان باشم.» ۶ زَکی با شتاب از درخت پایین شد و با خوشی عیسی را پذیرفت. ۷ وقتی مردم این را دیدند، شکایت کردند که: «عیسی مهمان یک گناهکار شده است.» ۸ زَکی در برابر عیسی ایستاد و گفت: «ای آقا، اکنون نصف دارایی خود را به فقرا می بخشم و مال هر کسی را که به نا حق گرفته باشم، چهار برابر به او پس می دهم.» ۹ عیسی به او گفت: «امروز نجات به این خانه آمده است، چرا که این مرد هم پسر ابراهیم است. ۱۰ زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات دهد.» ۱۱ عیسی در نزدیکی اورشلیم رسیده بود و کسانی که سخنان او را شنیده بودند گمان می کردند که به زودی پادشاهی خدا به همه نمایان خواهد شد. ۱۲ پس عیسی برای آنها یک مَثَل آورد و گفت: «شهزاده یی به کشور دوری سفر کرد تا به پادشاهی برسد و دوباره باز گردد. ۱۳ پیش از رفتن، ده نفر از غلامان خود را خواست و به هر کدام یک سکۀ طلا داد و گفت: «تا بازگشت من با این پول تجارت کنید.» ۱۴ مردم که از شهزاده نفرت داشتند، نماینده گانی فرستادند تا به وی بگویند: «ما نمی خواهیم این مرد بر ما پادشاهی کند.» ۱۵ پس از مدتی شهزاده به حیث پادشاه دوباره بازگشت. او غلامانی را که به آنها پول داده بود، خواست تا ببیند هر کدام چقدر سود کرده اند. ۱۶ اولی آمد و گفت: «صاحب! پول شما ده برابر شده است.» ۱۷ شهزاده جواب داد: «آفرین! تو غلام خوب هستی، خودت را در کار بسیار کوچک درستکار نشان داده ای، پس حاکم ده شهر می باشی.» ۱۸ دومی آمد و گفت: «صاحب، پول شما پنج برابر شده است.» ۱۹ به دومی گفت: «تو هم حاکم پنج شهر باش.» ۲۰ سومی آمد و گفت: «صاحب، بفرما این هم پول تان. آن را در دستمالی پیچیده پنهان کرده بودم. ۲۱ چون از خودت می ترسیدم که مرد سختگیر هستی. آنچه را که نداده ای، پس می گیری و آنچه را که نکاشته ای، درو می کنی.» ۲۲ صاحب جواب داد: «ای غلام بیکاره! تو را با حرفهای خودت ملامت می کنم. تو که می دانستی من آدم سختگیر هستم که نداده را می گیرم و نکاشته را درو می کنم، ۲۳ پس چرا پول مرا سر سود به صرافان ندادی تا بتوانم در هنگام بازگشت آن را با سودش دریافت کنم؟» ۲۴ صاحب به حاضران گفت: «پول را از او بگیرید و به غلامی که ده سکه دارد، بدهید.» ۲۵ آنها جواب دادند: «اما ای آقا، او که ده سکه دارد!» ۲۶ صاحب گفت: «بدانید، هر کسی دارد، بیشتر به او داده می شود و اما آن کسی که ندارد، حتی آنچه را که دارد از دست خواهد داد. ۲۷ اما آن دشمنانی را که نمی خواستند حاکم آنها باشم، ایشان را اینجا آورید و در برابر من گردن بزنید.»» ۲۸ عیسی مَثَل را گفت و پیشتر از دیگران به اورشلیم رفت. ۲۹ وقتی که به بیت فاجی و بیت عنیا واقع در کوه زیتون نزدیک شد، دو نفر از شاگردان خود را پیش از خود برای این کار روان کرده، گفت: ۳۰ «به قریه یی که رو به روی تان می آید، بروید. همین که به آنجا رسیدید، کُره خری را در آنجا بسته خواهید دید که هنوز کسی بر آن سوار نشده است. آن کُره را باز کنید و به اینجا بیاورید. ۳۱ اگر کسی پرسید: «چرا آن را باز می کنید؟» بگویید: «استاد آن را کار دارد.»» ۳۲ آن دو رفتند و همه چیز را همان گونه که عیسی گفته بود، دیدند. ۳۳ وقتی کُره خر را باز می کردند، صاحبانش پرسیدند: «چرا آن کُره خر را باز می کنید؟» ۳۴ جواب دادند: «استاد آن را کار دارد.» ۳۵ پس کُره خر را پیش عیسی آوردند. آنها چپن های خود را روی آن کُره خر انداختند و عیسی را بر آن سوار کردند. ۳۶ همین طور که عیسی می رفت مردم راه را با لباسهای خود فرش می کردند. ۳۷ هنگامی که عیسی به دامنۀ کوه زیتون نزدیک می شد، تمام شاگردان با خوشی برای همه معجزه هایی که دیده بودند با صدای بلند شروع به حمد و سپاس خدا کرده، ۳۸ می گفتند: «مبارک باد آن پادشاهی که به نام خداوند می آید! صلح در آسمان و جلال بر خداوند باد!» ۳۹ چند نفر فریسی که در میان مردم بودند به عیسی گفتند: «استاد، به شاگردانت امر کن که خاموش شوند.» ۴۰ عیسی جواب داد: «بدانید که اگر اینها خاموش شوند، سنگها به فریاد خواهند آمد.» ۴۱ هنگامی که عیسی به شهر نزدیک می شد، چون اورشلیم را دید به حال آن گریه کرد ۴۲ و گفت: «کاش که امروز سرچشمۀ صلح و سلامتی را می شناختی. اما افسوس که این از چشمان تو پنهان است. ۴۳ زمانی خواهد رسید که دشمنانت بر ضد تو سنگر خواهند گرفت و به دَور تو حلقه خواهند زد و تو را از هر سو محاصره خواهند کرد. ۴۴ آنها، تو و ساکنانت را در میان دیوارهایت از بین خواهند بُرد و سنگی را روی سنگ دیگر به جای نخواهند گذاشت، چون تو زمانی را که خدا برای نجات تو آمد، درک نکردی!» ۴۵ پس عیسی وارد خانۀ خدا شد و کسانی را که مشغول خرید و فروش بودند بیرون کرد ۴۶ و گفت: «خدا در نوشته های پیامبران فرموده است: «خانۀ من، خانۀ دعا خوانده خواهد شد.» اما شما آن را لانۀ دزدان ساخته اید!» ۴۷ عیسی هر روز در خانۀ خدا درس می داد. سران کاهنان، علمای شریعت و بزرگان شهر می خواستند او را بکُشند ۴۸ اما راهی پیدا نمی توانستند، چون همۀ مردم با علاقۀ زیاد به سخنان عیسی گوش می دادند.

ارمیا ۲۳:۵–۶ · متی ۱۰:۵–۶ · لوقا ۱۹:۱۴ · TDV

در طول زمینی خود، می‌شنویم که به شاگردانش می‌گوید که به سوی یا نروند، بلکه به سوی گوسفندان گمشده خاندان بروند ( ۱۰:۵–۶)؛ و به زن کنار چاه می‌گوید: «نجات از یهودیان است» (). این ممکن است در نگاه اول عجیب به نظر برسد، با این حال او نجات را به ملت محدود نمی‌کند، بلکه روشن می‌سازد که نجات از این ملت خواهد آمد. وعده نجات پیشگویی شده بود که از ، از قبیله یهودا خواهد آمد ( ۲۳:۵–۶).

یهودیان را رد کردند و گفتند، به قول معروف، «ما نمی‌خواهیم این مرد بر ما سلطنت کند» ()، و در رد خود، را مصلوب کردند. در حاکمیت خود، خدا قصد داشت که این مصلوب شدن همان وسیله‌ای باشد که از طریق آن نجات عرضه شود، نه فقط به ، بلکه به «هر که نام را بخواند» (). مأموریتی که به شاگردانش داد این بود که «تا انتهای » باشد ().

کورنلیوس، یک غیریهودی، هیچ ادعایی بر وعده‌های نداشت، اما از خدا می‌ترسید و مردی اهل دعا بود ( ۱۰:۱–۲). پطرس برای او فرستاده شد تا انجیل فیض را از طریق با او در میان بگذارد. او چقدر باید از ستایش و پرستش لبریز شده باشد وقتی شنید که چگونه خدا پسر یگانه خود را فرستاده تا به عنوان جایگزین او بمیرد و او را وارد رابطه‌ای با خود کند. باشد که هرگز از شگفتی فیض خدا دست نکشیم و به دیگران از نجات بزرگ او بگوییم!

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • فبروری ۲۰, ۲۰۲۶

    مزمور ۴۶ را بسیار آرامش‌بخش می‌یابم، با وجود دوران پرآشوبی که در آن زندگی می‌کنیم، زیرا...

  • فبروری ۱۹, ۲۰۲۶

    خداوند عیسی شائول طرسوسی را از تاریکی به نور فراخواند. پس از مدتی آموزش در مکتب خدا، او...

  • فبروری ۱۸, ۲۰۲۶

    داستان سقوط داوود بخش غم‌انگیز اما بسیار آموزنده‌ای از کتاب مقدس است. گناه او و پیامدهای...

  • فبروری ۱۷, ۲۰۲۶

    خداوند موسی را فراخواند و به او گفت که او را به سوی فرعون خواهد فرستاد با پیام رهایی برای...

  • فبروری ۱۶, ۲۰۲۶

    چه هدفی برای روح ما! «اما این مرد!» این مرد، خداوند عیسی، در تضاد با هر کاهنی است که...

  • فبروری ۱۵, ۲۰۲۶

    مسیح چقدر شگفت‌انگیز است! چگونه او مراقب است تا ما را برکت دهد! آیا چیزی هست که تنها...

  • فبروری ۱۴, ۲۰۲۶

    خداوند قدوس است! این را نباید فراموش کنیم. پس از پیروزی بزرگ در اریحا، اسرائیل سه هزار...