خداوند نزدیک است · ۱۴۰۱ جدی ۱۷, شنبه

داماد و عروس (۱)

ای زیباترین زنان، محبوب تو چه برتری بر محبوبان دیگر دارد؟ محبوب تو چه برتری بر محبوبان دیگر دارد که ما را چنین سوگند می‌دهی؟ غزل غزل‌ها ۵:۹ غزل غزل‌ها ۵:۹ · JND

انیس بهنام

سلیمان سه کتابی را نوشت که بعد از مزامیر می‌آیند. در اولی، امثال، او از عنوان «خداوند» استفاده می‌کند. در دومی، جامعه، او از «خدا» سخن می‌گوید، اما در سومی، غزل غزل‌ها، او فقط از ضمیر «او» استفاده می‌کند. با این حال در همه اینها سلیمان از همان شخص، خداوند خدا، یهوه الوهیم، که عیسی خداوند ماست، سخن می‌گفت. غزل غزل‌ها با این جمله آغاز می‌شود: «بگذار او مرا با بوسه‌های دهانش ببوسد.» در اینجا نه یهوه (خداوند) و نه الوهیم (خدا) مناسب نبودند.

شخصیت‌های اصلی در غزل غزل‌ها او، داماد، او، عروس، و دختران اورشلیم هستند. دختران اورشلیم سوالی را که در بالا نقل شد می‌پرسند. آنها می‌خواهند بدانند چرا عروس آنها را سوگند می‌دهد. او که در دلبستگی‌اش به محبوبش مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، و با این حال در تمایل به بودن با او پافشاری می‌کرد، ثابت کرد که آزار و اذیت عشق او را به او کم نکرده است. او کتک خورده، زخمی شده و تحقیر شده بود (آیه ۷)، با این حال هنوز یک آرزو داشت: با او بودن.

چنین عشق و وفاداری به خداوند هرگز نادیده گرفته نخواهد شد. دختران اورشلیم، اولاً، مجذوب زیبایی بی‌نظیر او شدند، زیرا او فقط زیبا نبود بلکه زیباترین در میان زنان بود. توجه داشته باشید که همان نویسنده، سلیمان، در مورد زیبایی جسمانی می‌گوید که دلربایی فریبنده و زیبایی باطل است، اما خداپرستی زیبایی است که باید ستایش شود (امثال ۳۱:۳۰). ثانیاً، آنها تحت تأثیر ارادت واقعی او به محبوبش قرار گرفتند. مردم در مورد ما چه چیزی را متوجه می‌شوند؟ دلبستگی به ثروت، یا تمایل به رنج کشیدن به خاطر مسیح؟ آیا رفاقت با خداوند عیسی مسیح ارزش از دست دادن همه چیز را دارد؟ باشد که زندگی ما به گونه‌ای باشد که دیگران بخواهند خداوند محبوب ما را بشناسند!

قبلیبعدی