اولویت پرستش
آنگاه داوود پادشاه به حضور خداوند رفت و نشست و گفت: «من کیستم، ای خداوند خدا؟» ۲ سموئیل ۷:۱۸ ۲ سموئیل ۷:۱۸ · NKJV
چارلز اچ. مکاینتاش
تأثیر وعدههای خداوند بر قلب داوود چه بود؟ پاسخ را در آن یک جمله کوتاه داریم: «آنگاه داوود پادشاه به حضور خداوند رفت و نشست و گفت: «من کیستم؟»» به این نگرش توجه کنید و در مورد این سؤال تأمل کنید. آنها پر از معنای عمیق هستند. «او نشست.» این آرامش و آسایش شیرین است. او میخواست خیلی زود به کار بپردازد. نه، خدا میگوید، تو باید بنشینی و به کار من نگاه کنی، و اعمال من را به نفع خودت در گذشته، حال و آینده دنبال کنی.
و سپس این سؤال، «من کیستم؟» در این میبینیم که واقعیت مبارک این است که خود برای لحظهای از نظر پنهان شد. با درخشش وحی الهی به سایه افکنده شد. خود و اعمال کوچک و ناچیز آن با جلال خدا و عظمت غنی اعمال او به نفع بنده خود کنار گذاشته شد.
حالا، برخی ممکن است فکر کرده باشند که داوود مردی فعال و مفید بود وقتی که برای برداشتن ماله برای ساختن خانه بلند میشد؛ و ممکن است او را مردی بیفایده میدانستند که وقتی کاری برای انجام دادن بود، بیحرکت نشسته بود. اما، بیایید به یاد داشته باشیم که افکار خدا مانند افکار ما نیست. او پرستش ما را بسیار بیشتر از کار ما ارج مینهد. در واقع، تنها پرستنده واقعی و باهوش میتواند کارگری واقعی و باهوش باشد. بدون شک خدا با مهربانی خدمات ناچیز ما را میپذیرد، حتی اگر اغلب با اشتباهات از هر نوع همراه باشد. اما وقتی صحبت از ارزش مقایسهای خدمت و پرستش میشود، اولی باید جای خود را به دومی بدهد؛ و ما میدانیم که وقتی دوره کوتاه کار ما به پایان برسد، ابدیت پرستش ما آغاز خواهد شد. فکر شیرین!