پدرم برای من برنامهای دارد.
نقشهاش خوب و درست است.
نقشهاش زمانی شکل گرفت که او اولین بار به من فکر کرد،
خیلی پیش از ابدیت.
من در محبت پدرم ایمن هستم.
او همیشه مراقب من است.
او راه خود را به من میآموزد.
من هر روز با او راه خواهم رفت،
تا روزهای من در اینجا به پایان رسد.
اما گاهی اوقات من راه او را دنبال نمیکنم،
و پدرم باید انضباط بیاورد.
عصای توبیخ او درد زیادی ایجاد میکند،
اما فرزندش اشکهای بیمورد نمیآورد.
اهداف او مهربانانه است، حکمت او بسیار والاست،
چگونه میتوانم ایرادی پیدا کنم؟
پدرم هر عملی را که در پایین اندازهگیری میشود میداند،
من بیشتر شبیه عیسی خواهم شد.
اما برای اینکه مرا به صورت پسرش درآورد
فقط در جلال انجام خواهد شد.
پدرم برای من برنامهای دارد.
نقشهاش خوب و درست است.
این نقشه زمانی شکل گرفت که اولین بار به ذهنم خطور کرد
خیلی پیش از ابدیت.
اهداف او بزرگ است، حکمت او کاملاً درست است.
چگونه میتوانم ایرادی پیدا کنم؟
پدرم میداند که با هر ضربه اندازهگیری شده،
زندگی من بیشتر شبیه عیسی خواهد شد.
زندگی من بیشتر شبیه عیسی، خداوند من خواهد شد.
آمین.
عصر بخیر. آیا به خداوند نگاه کنیم؟ خدای ما و پدر ما، یک بار دیگر تو را برای این فرصت شکر میکنیم که کلام تو را باز کنیم. از تو برای همه کارهایی که در زندگی ما انجام میدهی و محبتی که به ما داری، که در هر جزئیات زندگی ما دخیل هستی، سپاسگزاریم. پس، امشب ما را هدایت کن، به نام عیسی دعا میکنیم. آمین.
پس، امشب به کتاب عزرا نگاه میکنیم، اما قبل از اینکه به آنجا برسیم، چند نکته را بیان میکنم. عزرا به بازسازی میپردازد. خدا، خدای بازسازی است. هللویا. و خدا مردم را از بابل، جایی که ۷۰ سال در اسارت بودند، به اورشلیم بازمیگرداند. و بنابراین، این واقعاً بازگشت به خانه است. و همه ما باید برای بازگشت به خانه آماده باشیم. اول از همه، داشتن خانهای برای بازگشت به آن فوقالعاده است، و ممکن است در آشفتگی باشد، همانطور که اورشلیم بود، اما خدا هنوز برای ما برنامهای دارد.
یوشع پس از موسی رهبر بود. و یوشع آنها را به سرزمین کنعان آورد. و آنها توسط خدا فراخوانده شدند تا کنعانیان را بیرون کنند. با این حال، در داوران باب ۲ میخوانیم، داوران پس از یوشع میآید، در آیه ۲ میگوید:
و شما با ساکنان این سرزمین پیمان نبندید. شما مذبحهای آنها را ویران خواهید کرد، اما شما به صدای من اطاعت نکردهاید. چرا این کار را کردهاید؟ (داوران ۲:۲)
این سؤالی است که خدا از او پرسید: «چرا این کار را کردهاید؟» خب، پاسخ به این سؤال برای یک ایماندار امروز چه خواهد بود: «چرا با دنیا در مذبحهایشان متحد شدهاید، به چیزهایی که آنها ارزش میدهند، به جای اینکه برای من محکم بایستید؟» یک ایماندار مدعی چگونه به این سؤال پاسخ میدهد؟ حالا، به یاد داشته باشید وقتی میگویم ایماندار مدعی، به این معنی نیست که آنها واقعاً نجات یافتهاند، فقط به این معنی است که آنها ادعا میکنند که هستند.
حالا، من در داوران ۲ به آیه ۱۰ میروم. یوشع مرده است. و همچنین تمام آن نسل به پدران خود پیوستند. حالا، به این گوش دهید.
و نسلی دیگر پس از آنها برخاست که خداوند را نمیشناختند، و نه کارهایی را که او برای اسرائیل انجام داده بود. (داوران ۲:۱۰)
این یک بیانیه قدرتمند و بسیار غمانگیز است. آیا امروز این اتفاق نمیافتد؟ ما نسلی داریم که در حال ظهور است که خداوند را نمیشناسد و نه کارهایی را که خدا در کتاب مقدس انجام داده است، چه برای اسرائیل و چه از طریق معجزات خداوند عیسی. آنها فقط کلام خدا را نمیدانند. چرا اینطور است؟ آنها هرگز توسط والدین خود آموزش ندیدهاند. من تعجب میکنم که چند نفر از شما امشب والدین ایمانداری داشتید که به شما آموزش دادند، شما را به کلیسا بردند و کلام خدا را به شما آموختند. ببینید، کلام خدا اساس روح است. و بدون کلام خدا، این کلام خداست. بدون آن، ما به چه چیزی میمانیم؟ افکار خودمان، اختراعات خودمان، رفتن به راه خودمان. و کتاب مقدس در اشعیا ۵۳ میگوید، همه ما مانند گوسفندان گمراه شدهایم. هر یک از ما به راه خود برگشتهایم. بنابراین، چون ما گناهکار و مغرور هستیم، همه فکر میکنیم که ایده بهتری داریم. نه، ایده خدا همیشه بهترین است، بنابراین ما به کلام خدا نیاز داریم. بنابراین، من خوشحالم که امشب کلام خدا را باز داریم.
پس، از داوران میرویم و سپس به کتابهای اول سموئیل، دوم سموئیل میرویم. میبینیم که پادشاهی آغاز شد، شائول شروع به سلطنت کرد، و سپس پس از او داوود، و سپس به اول پادشاهان، دوم پادشاهان، اول تواریخ، دوم تواریخ میرویم. این تاریخ زمان اسرائیل با پادشاهان را میدهد. اما برای آن ۴۹۰ سال از زمان پادشاه شائول تا صدقیا، آخرین پادشاه، اسرائیل سبت ۷ ساله را رعایت نکرده بود. هفته گذشته اگر با ما بودید در مورد آن صحبت کردیم. پس، آن ۴۹۰ سال بود. هر ۷ سال آنها قرار بود زمین را استراحت دهند. پس، این ۷۰ سال سبت بود که آنها زمین را استراحت نداده بودند. پس، خدا میگوید: «من زمین را استراحت خواهم داد. من شما را به اسارت خواهم فرستاد. شما با کنعانیان متحد شدهاید و از احترام به من با استراحت دادن به زمین خودداری کردهاید.» پس، حالا این ما را به عزرا باب ۱ میرساند. آنها ۷۰ سال در اسارت بودهاند و میتوانید در مورد آن در کتاب دانیال بخوانید.
اوه، باید بگویم که سه کتاب به این زمان که ما در آن هستیم میپردازند. عزرا و پس از عزرا، نحمیا و در زمان عزرا، استر. پس، این سه کتاب، کتابهای تاریخی هستند که با هم این زمان را پوشش میدهند. و سپس در سه کتاب آخر عهد عتیق، حجی، زکریا و ملاکی وجود دارد. همه این سه نبی به همین دوره میپردازند. پس، دورهای که ما اکنون در آن هستیم، با آن ۷۰ سال آغاز میشود که نبوکدنصر اورشلیم را به اسارت گرفت، زمانهای امتها. این عبارتی در لوقا ۲۱:۲۴ است. این بدان معناست که اسرائیل فرصت و امتیاز خود را برای حکومت برای یهوه خدا بر تمام ملتهای جهان از دست داده بود. تخت او در قدسالاقداس بود. آنها از احترام به او خودداری کردند. پس، اکنون خدا حکومت را به ملتهای غیریهودی منتقل کرده است، به این معنی که اسرائیل تابع ملتهای غیریهودی خواهد بود. حالا، ما قبلاً دیدیم که بابل اولین بود، و میتوانید در مورد این در دانیال بخوانید. بعدی مادها و پارسها هستند، که کوروش یک پادشاه پارسی بود. پس از آنها یونانیان و سپس رومیان میآیند، و این البته ما را به زمان خداوند عیسی میرساند. پس، اسرائیل همیشه تحت سلطه غیریهودیان بود، و در واقع، یک پادشاه غیریهودی است که به آنها اجازه میدهد به اورشلیم بازگردند. و این چیزی است که ما در عزرا ۱ خواهیم خواند.
اعلامیه کوروش
حالا، در سال اول کوروش، پادشاه پارس، تا کلام خداوند از دهان ارمیا به انجام رسد. خدا قبلاً از طریق ارمیا به مردم پیش از اینکه به اسارت بروند، نبوت کرده بود که او آنها را ۷۰ سال در اسارت نگه خواهد داشت. این را در ارمیا ۲۵:۱۱ و در ارمیا ۲۹ نیز مییابید. پس، آنها زمان اسارت خود را میدانستند. آنها ۷۰ سال از خانه دور خواهند بود.
حالا، شاید شما الان از خانه دور هستید. چقدر از خانه دور خواهید بود؟ خب، شاید میدانید، شاید مطمئن نیستید. اما، نکته این است که شما خانهای دارید که خدا شما را از آن دور میکند. چرا؟ درست مانند اسرائیل، او به آنها چیزی میآموزد. به آن انضباط میگویند. و انضباط مهم است. در واقع، من یک آیه در عبرانیان باب ۱۲ میخوانم که در مورد انضباط بسیار مهم است و با آنچه در عزرا باب ۱ میبینیم مرتبط است.
هیچ تأدیب یا انضباطی در حال حاضر شاد به نظر نمیرسد، بلکه دردناک است. با این حال، پس از آن، میوه صلحآمیز عدالت را به کسانی که توسط آن تربیت شدهاند، میدهد. (عبرانیان ۱۲:۱۱)
انضباط برای تحریک، برای تربیت روح، قلب انسانهاست تا به سوی خداوند بازگردند، تا خطای راههای خود را ببینند و به سوی خداوند بازگردند. زیرا خدا علیه ما نیست. درست مانند آنچه در عبرانیان ۱۲ به آن تشبیه شده است، پدری که فرزندان خود را با هدف آموزش و تربیت آنها تأدیب میکند. خب، این همان چیزی است که خدا در آن دخیل است، چه با اسرائیل و چه با ایمانداران امروز.
و بنابراین در باب ۱ عزرا، یک بار دیگر، آیه ۱، میگوید که این برای تحقق آنچه از دهان ارمیا نبی گفته شده بود، بود: «خداوند روح کوروش، پادشاه پارس را برانگیخت.» حالا، فقط میخواهم بگویم که چقدر فوقالعاده است که زمان توسط خدا مقرر شده بود و آن ۷۰ سال و اکنون به پایان میرسد. پس، جهان بر اساس ساعت خدا عمل میکند. خداست که امور جهان را نظم میدهد. و یک ایماندار این را میداند و در این حقیقت ایمن است. اوضاع فقط آشفته نیست و ملتها در جنگ و این و آن در حال وقوع نیستند. نه، خدا کنترل دارد و او برنامهها و اهدافی دارد. و بنابراین او اینجاست، او مراقب مردم خود، ملت اسرائیل است. امروز او مراقب کلیسا و اسرائیل نیز هست، زیرا او هنوز از آنها محافظت میکند. این یک داستان دیگر است، اما او مراقب آنهاست. او ملت اسرائیل را بازسازی خواهد کرد، درست مانند اینکه آنها را به سرزمین بازمیگرداند. و بنابراین این باورنکردنی است.
پس اینجا خدا روح کوروش پادشاه پارس را برانگیخت که او در تمام پادشاهی خود اعلامیهای صادر کرد و آن را مکتوب نیز کرد و گفت: «به این گوش دهید. کوروش پادشاه پارس چنین میگوید، یهوه خدای آسمان.» حالا این یهوه الوهیم است. یهوه مفرد است. الوهیم جمع است. پس این تثلیث است. «یهوه خدای آسمان تمام پادشاهیهای زمین را به من داده است. و او به من دستور داده است که خانهای برای او در اورشلیم که در یهودا است بسازم.»
پس مهم است که به یاد داشته باشیم که کوروش همان کسی بود که خدا تقریباً ۲۰۰ سال قبل در کتاب اشعیا پیشگویی کرده بود که کوروش به نام، کسی خواهد بود که اورشلیم را بازسازی خواهد کرد. حالا این ۱۰۰ سال قبل از اینکه اورشلیم توسط نبوکدنصر ویران شود و تقریباً ۲۰۰ سال قبل از کوروش است. به همین دلیل میگویم خدا کنترل دارد. ملتهای جهان، تمام جهان. و اگر یک ملت است، پس بیایید آن را به شما و من برسانیم. خدا میداند که هر گنجشکی چه زمانی به زمین میافتد و میمیرد. پس خدا برای زندگی شما برنامهای دارد، درست همانطور که برای دولتهای این جهان و جهان به طور کلی دارد. و برنامه خدا برای این جهان چیست؟ آوردن مسیح. هللویا. برنامه خدا برای زندگی شما چیست؟ آوردن مسیح به زندگی شما. شما میگویید: «خب، من قبلاً مسیحی هستم.» خدا را شکر. او میخواهد مسیح بیشتر و بیشتر زندگی شما را در اختیار بگیرد. درست مانند زمانی که اسرائیل به کنعان رفت، آنها باید سرزمین را تصرف میکردند. هر مکانی که کف پای آنها قدم میگذاشت، خدا آن را به آنها میداد. خب، چیزهای زیادی در قلب ما وجود دارد که هنوز باید برای خداوند تصرف شود، و خدا با ما سروکار دارد. پس، هرگز فکر نکنید که اوضاع از کنترل خارج شده است. به جنبه انسانی آن، علل ثانویه نگاه نکنید. بگویید: «خب، این شخص یا آن شخص است.» نه، خدا بر همه چیز مسلط است. او همه چیز را برای خیریت با هم کار میکند. کسانی که او را دوست دارند طبق هدف او فراخوانده شدهاند. و انضباط به انجام میرسد و کار خود را در کسانی که توسط آن تربیت میشوند، انجام میدهد. پس، همیشه به خداوند نگاه کنید و نه به علل ثانویه.
اوه، و یک چیز دیگر که فکر میکردم، کوروش چگونه کتاب اشعیا را دید؟ زیرا به نظر میرسد که او آن را دیده است زیرا میگوید: «یهوه خدا تمام پادشاهیهای زمین را به من داده است و به من دستور داده است که خانه خدا را در اورشلیم بسازم.» چرا او این را میگفت اگر اشعیا نبی را ندیده بود؟ دانیال، این مرد بزرگ دانیال هنوز زنده بود. در دانیال باب ۱۰ آیه ۱ میخوانیم که او تا سال سوم کوروش، شاید بیشتر، آنجا بود. پس، بدون شک دانیال کلام خدا را برای کوروش باز کرد تا نام او را به او نشان دهد و خدا کوروش را از طریق کلام خدا حرکت داد. حالا، من این را نمیدانم، اما قطعاً یک احتمال است.
اوه، و میخواستم اشاره کنم که عزرا تا باب ۷ کتاب عزرا نمیآید، حدود ۶۷ سال پس از آمدن زربابل. حالا، زربابل کیست؟ خب، در باب ۲ آیه ۲ در مورد او میخوانیم. او رهبر است. او و یک کاهن به نام یوشع رهبرانی هستند که مردم را از بابل به اورشلیم بازمیگردانند. زربابل در متی ۱ است. او در نسل مسیح است. او باید به عنوان پادشاه حکومت میکرد، اما چون اسرائیل در اسارت بود، پادشاهی وجود نداشت. و بنابراین، او به خودی خود مرد بزرگی بود. پس، ۶۷ سال بعد، عزرا خواهد آمد و وظیفه او زیباسازی معبد است و این را زمانی که به باب ۷ برسیم خواهید یافت. یا اگر باب ۷ را بخوانید، نه اینکه ما به آن برسیم. و بنابراین، نحمیا ۸۲ سال پس از این است. پس، فقط برای قرار دادن آن در یک زمینه از بازگشت این مردم، بازسازی شهر و معبد، واقعاً معبد و شهر و جدول زمانی با عزرا و نحمیا.
بازگشت و بازسازی
حالا، چه کسی با زربابل و یشوع بازگشت؟ میخواهم آیه ۳ از عزرا باب ۱ را بخوانم. «چه کسی از شما از تمام این مردم هست؟ خدایش با او باشد. این کوروش است که صحبت میکند. و بگذارید او به اورشلیم، که در یهودا است، برود و خانه یهوه خدای اسرائیل را بسازد. او خدایی است که در اورشلیم است. و هر که در هر مکانی که اقامت دارد باقی بماند، بگذارید مردان آن مکان با نقره و طلا، با کالاها و با حیوانات، با هدیه داوطلبانه برای خانه خدا که در اورشلیم است، کمک کنند.»
پس، دعوت به یک میلیون نفر، احتمالاً حدود همین تعداد که در بابل اسیر بودند، رفت. و او میگوید: «هر کس میخواهد برود، میتواند برود. و اگر نمیروید، پس باید به کسانی که با نقره و طلا و با سایر اقلام، به کسانی که بازخواهند گشت، کمک کنید.»
و بنابراین، در آیه ۵ ادامه میدهد: «آنگاه رؤسای پدران یهودا و بنیامین برخاستند.» حالا، یک نکته سریع. اینها دو قبیله جنوبی هستند. اگر به تاریخ اسرائیل نگاه کنید، ۱۰ قبیله شمالی قبلاً حدود ۱۰۰ سال قبل به اسارت به آشور رفته بودند. دو قبیله جنوبی، یهودا و بنیامین همراه با آنها به اسارت به بابل رفتند. «پس، آنگاه رؤسای پدران یهودا و بنیامین و کاهنان و لاویان با همه آنها برخاستند.» حالا، گوش کنید، «که روح خدا آنها را برانگیخته بود تا بروند و خانه خداوند را که در اورشلیم است بسازند.»
این آرزوی خداست که خانه خود را بسازد، کلیسای خود را بسازد. خداوند عیسی گفت: «بر این صخره کلیسای خود را بنا خواهم کرد.» و البته، امروز، او پایه را گذاشته است. هیچ پایه دیگری را هیچ انسانی نمیتواند بگذارد جز آنچه گذاشته شده است، عیسی مسیح، اول قرنتیان ۳ به ما میگوید. اما، او کارگرانی دارد، مردان، مردان ایماندار، که امروز در کلیسای او کار میکنند تا آن را بسازند. چرا آنها این کار را میکنند؟ زیرا روح خدا آنها را برانگیخته است. ببینید، این همان چیزی است که در آیه پنج داریم. روح خدا آنها را برانگیخت تا خانه خداوند را بسازند. گوش کنید، این بسیار فوقالعاده است. اگر امروز شما یک ایماندار هستید، خدا میخواهد با روح خود شما را برانگیزد تا بخواهید کلیسای او را بسازید. چه امتیازی، چه افتخاری. شما میگویید: «خب، چگونه میتوانم این کار را انجام دهم؟» زیرا خدا به شما هدیه داده است. اگر شما یک ایماندار هستید، شما هدایایی دارید. این هدایا باید برای بنای، برای ساختن کلیسای مسیح، مردم خدا استفاده شوند. نگویید که نمیتوانید این کار را انجام دهید. یا میتوانید بگویید نمیتوانید این کار را انجام دهید، اما این کار را انجام ندهید زیرا نمیتوانید این کار را انجام دهید، بلکه به این دلیل که روح خدا در درون شما همه چیز را با فیض خدا به انجام خواهد رساند.
و سپس در عزرا باب دوم، در آیه ۶۴ مییابیم که تعداد کل کسانی که بازگشتند، کسانی که برانگیخته شدند و به اورشلیم بازگشتند، کمی کمتر از ۵۰,۰۰۰ نفر بود. حالا، ممکن است یک میلیون نفر آنجا باشند، اما فقط ۵۰,۰۰۰ نفر بازخواهند گشت، به ندای خدا گوش خواهند داد و بازخواهند گشت. آیا این درست نیست؟ مهم نیست در چه دورهای زندگی میکنید، همیشه تعداد کمی، یک باقیمانده از ایمانداران وجود دارد که بیشتر کار خداوند را انجام خواهند داد، کسانی که قلبشان واقعاً برای خداوند برانگیخته شده است. گوش کنید، این باید شما باشید. این باید من باشم. قلبهای ما باید برای زندگی برای مسیح تربیت شوند. و اگر ما در انضباط هستیم، همانطور که اسرائیل بود، اثربخشی آن انضباط زمانی ظاهر میشود که ما تصمیم میگیریم و قصد داریم با تمام وجود برای خداوند عیسی زندگی کنیم زیرا توسط آن انضباط، آن آموزشی که خدا به ما داده است، تربیت شدهایم.
و بنابراین ممکن است تعجب کنیم که چرا دیگران بازنگشتند؟ و آنها میتوانستند دلایل مشروعی داشته باشند. ممکن بود پیر باشند، درست است؟ یعنی ۷۰ سال است که آنجا بودهاند. دیگران ممکن بود در بابل متولد شده باشند، قطعاً همینطور بود. شاید حتی عبری نمیدانستند. آنها به زبان بابل صحبت میکردند. این خانه آنها بود تا آنجا که به آنها مربوط میشد. حالا، جالب اینجاست که دانیال، وقتی فرمانی صادر شد که هیچ کس نمیتوانست به خدایی جز پادشاه دعا کند، دانیال با پنجرههای باز به سمت اورشلیم به خانهاش رفت، سه بار در روز به خدا سجده کرد و دعا کرد و از او تشکر کرد. پس او همیشه اورشلیم را به یاد داشت.
هفته گذشته به مزمور ۱۳۷ نگاه کردیم و این مزمور بسیار زیباست اما تمرین آن باقیماندهای را که در بابل بود به ما نشان میدهد. آن باقیماندهای که همیشه قلبشان بر اورشلیم متمرکز بود. فقط میخواهم آن را بخوانم. «کنار رودخانههای بابل، آنجا نشستیم، آری، گریه کردیم وقتی صهیون را به یاد آوردیم.» آنها خانه خود را به یاد آوردند. اوه دوست من، هر چه را که میگذرانی، خانه، خانه تو باارزشترین چیز است. خانواده تو باارزشترین چیز است. خدا میخواهد تو را به خانه خود بازگرداند، درست همانطور که میخواست اسرائیل را به خانه خود بازگرداند. شما میگویید: «خب، خانه من در آشفتگی است. ویران شده است.» خب، گوش کنید، اورشلیم هم همینطور بود و آنها برای بازسازی بازمیگردند. هرگز خدا را دست کم نگیرید. خدا میتواند کاری را انجام دهد که انسان نمیتواند انجام دهد. او به ارمیا گفت: «آیا چیزی برای من خیلی سخت است؟» به خداوند ایمان داشته باشید و به او اعتماد کنید. پس، میگوید: «وقتی صهیون را به یاد آوردیم، چنگهای خود را بر بیدهای میان آن آویزان کردیم.» پس، زمان غم و اندوه بود زیرا آنها به خانه خود فکر میکردند. به آنچه از دست داده بودند فکر میکردند و بارها گفته شده است، شما قدر چیزی را که دارید نمیدانید تا زمانی که آن را از دست بدهید. این زیبایی کسانی است که واقعاً قلبی برای خداوند دارند. آنها هرگز فراموش نخواهند کرد. هرگز فراموش نکنید که خدا چه داده است. پس، هر چه خدا به شما داده است، هرگز آن را فراموش نکنید. هرگز آن را سبک نگیرید. این هدیهای از اوست به فیض.
پس، در مورد دیگرانی که بازنگشتند چه؟ اشاره کردیم که برخی پیر بودند، برخی آنجا متولد شده بودند. در مورد خطر سفر چه؟ این یک سفر ۴ ماهه بود. این را در عزرا وقتی او در باب ۷ میآید، مییابیم. ۹۰۰ مایل بود و خطرات زیادی داشت. خطر راهزنان وجود داشت. این را در باب ۷ وقتی عزرا میآید، مییابیم. این یک سفر طاقتفرسا بود. و بنابراین، شاید به دلیل خطر، مردم نمیخواستند بروند. و چرا برخی از مردم امروز سفر نمیکنند و انجیل را به مکانها نمیبرند؟ خب، خطر یکی از دلایل است. ممکن است به بیماری مبتلا شوم. ممکن است آسیب ببینم. نمیدانم آینده چه چیزی در خود دارد. گوش کن، دوست من. بگذار خدا در قلب تو کار کند. بگذار او قلب تو را به انجیل باز کند تا آن را به جانها برساند. و لازم نیست به یک کشور خارجی بروی. ممکن است فقط در بلوک خودت باشد. و این ممکن است برای تو خطرناک به نظر برسد، اما گوش کن، فقط از خداوند اطاعت کن، هر چه او در قلب تو قرار میدهد.
آنها همچنین میتوانستند به این فکر کنند که پس از ۴ ماه رسیدن به آنجا، چه کار سختی بود زیرا آنها باید معبد و شهر را بازسازی میکردند. و به هر حال، این اولین کاری بود که آنها انجام دادند. آنها معبد را بازسازی کردند. این را در باب ۳ آیه ۲ میخوانم. «آنگاه یشوع پسر یوصادق و برادرانش کاهنان و زربابل پسر شالتیل و برادرانش برخاستند و مذبح خدای اسرائیل را ساختند تا قربانیهای سوختنی بر آن تقدیم کنند، همانطور که در شریعت موسی، مرد خدا، نوشته شده بود.» آنها به دستورات کلام خدا بازگشتند و اولین کاری که انجام دادند این بود که خدا را با ساختن یک مذبح، مکانی برای نزدیک شدن، احترام گذاشتند. و شما به مکانی برای نزدیک شدن نیاز دارید. ممکن است در تختخواب شما باشد، ممکن است در دعای خلوت شما باشد، اما هر کجا که باشد، شما باید در برابر خداوند قرار بگیرید و نام عیسی را بلند کنید همانطور که قلب خود را به خدا میریزید. این اولین کاری بود که آنها انجام دادند. آنها مکانی برای نزدیک شدن، یک مذبح، ایجاد کردند.
ارمیا ۲۹: افزایش، نه کاهش
پس میخواهم به کتاب ارمیا باب ۲۹ برگردم زیرا ما در مورد انضباط خداوند و بازگرداندن اسرائیل به خانه توسط خداوند صحبت میکنیم. و او به آنها گفت که باید به دنبال آن باشند. این ارمیا ۲۹ آیه ۷ است.
و صلح شهری را که من شما را به اسارت بردهام، بجویید. و برای آن به خداوند دعا کنید. (ارمیا ۲۹:۷)
به یاد دارید که خداوند عیسی گفت برای دشمنان خود دعا کنید؟ دشمنان خود را دوست داشته باشید؟ این کاری بود که آنها باید انجام میدادند. آنها باید نگرانی واقعی برای کسانی که آنها را به اسارت گرفته بودند، میداشتند. خب، چرا؟ زیرا اینها مردم خدا، شاهدان یهوه هستند. آنها به سرزمینی بیگانه میروند که خدا را نمیشناسد. البته، آنها باید پیام یهوه را با خود حمل کنند.
به ارمیا ۲۹:۵ میروم.
خانهها بسازید و در آنها ساکن شوید. باغها بکارید، میوه آنها را بخورید. زن بگیرید، پسران و دختران به دنیا بیاورید. برای پسران خود زن بگیرید، دختران خود را به شوهر دهید. (ارمیا ۲۹:۵-۶)
حالا، البته، این باید همسران و شوهران یهودی میبودند، تا پسران و دختران به دنیا بیاورند. حالا، گوش کنید، این چیزی است که میخواهیم با آن به پایان برسانیم، «تا در آنجا افزایش یابید و کاسته نشوید.» خدا میخواست اسرائیل در این مکان اسارت افزایش یابد. حالا، او در مورد اعداد صحبت میکرد. اما این کل موضوع انضباط است. خدا میخواهد ما افزایش یابیم، نه کاسته شویم. وقتی در زمان انضباط هستید، به این دلیل است که خدا میخواهد شما را بسازد، شما را به خود نزدیکتر کند. و بنابراین، این یک برکت بسیار غنی است که همیشه به خاطر داشته باشید، همانطور که در کتاب عبرانیان باب ۱۲ دیدیم، که انضباط برای کسانی است که توسط آن تربیت میشوند. برای کسانی که توسط آن تربیت میشوند سودمند است. پس، باشد که ما توسط انضباطی که خدا ما را در آن قرار داده یا ممکن است ما را به آن وارد کند، تربیت شویم. آمین.
بیایید دعا کنیم. خدای ما و پدر ما، از تو برای این زمان بسیار سپاسگزاریم. آنها را در مسیرهای عدالت به خاطر نام خود هدایت کن. این را به نام عیسی میخواهیم. آمین.