«و بیدرنگ روح او را به بیابان فرستاد» (مرقس ۱: ۱۲).
این راه عجیبی به نظر میرسید که خدا لطف خود را ثابت کند. «بیدرنگ» - بعد از چه؟ بعد از اینکه آسمان گشوده شد و روح «مانند کبوتری» فرود آمد (مرقس ۱: ۱۰)، و پدر برکت خود را اعلام کرد،
«تو پسر محبوب من هستی؛ از تو خشنودم» (مرقس ۱: ۱۱). با این حال، این یک تجربه غیرعادی نیست.
تو، ای جان من، نیز آن را تجربه کردهای. آیا عمیقترین لحظات افسردگی تو، همان لحظاتی نیستند که بلافاصله پس از اوجهای بلندت میآیند؟ همین دیروز در آسمانها اوج میگرفتی و در درخشش صبح آواز میخواندی. اما امروز، بالهایت بسته و آوازت خاموش است. ظهر در آفتاب لبخند پدر غرق بودی، اما عصر از بیابان میگفتی،
«راه من از خداوند پنهان است» (اشعیا ۴۰: ۲۷).
نه، ای جان من، ناگهانی بودن واقعی تغییر، اثباتی است بر اینکه: این غیرعادی نیست. آیا به آرامش کلمه «بیدرنگ» فکر کردهای، و چرا تغییر بلافاصله پس از برکت میآید؟ صرفاً برای نشان دادن اینکه این دنباله برکت است. خدا نور خود را بر تو میتاباند تا تو را برای بیابانها، جتسیمانیها و جلجتاهای زندگی آماده کند. او تو را به اوجهای جدیدی میبرد تا تو را تقویت کند تا بتوانی عمیقتر شوی. او تو را روشن میکند تا بتواند تو را به شب بفرستد و تو را یاریرسان بیکسان سازد.
تو همیشه شایسته بیابان نیستی—تو تنها پس از شکوه تجربه رود اردن شایسته بیابان هستی. هیچ چیز جز بینش پسر نمیتواند تو را برای تحمل بار روح مجهز کند، و تنها جلال تعمید میتواند در برابر گرسنگی بیابان مقاومت کند.
پس از برکات، نبرد میآید. زمان آزمایش که مسیر روحانی یک شخص را متمایز و بسیار غنی میکند، یک دوره عادی نیست، بلکه دورهای است که به نظر میرسد تمام جهنم رها شده است. این زمانی است که ما درک میکنیم روح ما در یک دام گرفتار شده است، و میدانیم که خدا به ما اجازه میدهد تا توسط دست شیطان گرفتار شویم. با این حال، این دورهای است که همیشه با پیروزی قطعی برای کسانی که حفظ جان خود را به خدا سپردهاند، پایان مییابد. و آزمایش
«بعداً ... محصولی از عدالت و صلح به بار میآورد» (عبرانیان ۱۲: ۱۱) و راه را برای افزایش سی برابر تا صد برابر که وعده داده شده است (به متی ۱۳: ۲۳ مراجعه کنید) هموار میکند.