نگاه به بالا– دسمبر 2024 —مجله فیض و حقیقت
«صلح بر زمین» و «صلح در آسمان»
صلح بر زمین
ای آسمانها بشنوید و ای زمین گوش فرا ده: زیرا خداوند میگوید: «پسران را پروراندم و بزرگ کردم، اما آنها بر من شوریدند. گاو صاحب خود را میشناسد و الاغ آخور اربابش را؛ اما اسرائیل مرا نمیشناسد، قوم من درک نمیکنند.» آه، ای قوم گناهکار، ای قومی که بار شرارت بر دوش دارید، ای نسل بدکاران، ای فرزندان تباهکننده! خداوند را ترک کردهاند، قدوس اسرائیل را خوار شمردهاند، به عقب برگشتهاند. چرا باز هم میخواهید ضربه بخورید و به سرکشی ادامه دهید؟ تمام سر بیمار است و تمام دل ناتوان. از کف پا تا سر، هیچ سلامتی در آن نیست، بلکه فقط زخم و کبودی و جراحتهای تازه است که نه فشرده شده، نه بسته شده و نه با روغن نرم گشته است. سرزمین شما ویران است، شهرهای شما با آتش سوختهاند؛ بیگانگان در برابر چشمان شما زمین شما را میبلعند؛ ویران شده است، مانند ویرانی سدوم. و دختر صهیون مانند کلبهای در تاکستان، مانند آلونکی در باغ خیار، مانند شهری محاصره شده باقی مانده است. اگر خداوند صبایوت برای ما بقایایی بسیار کوچک باقی نمیگذاشت، ما مانند سدوم میشدیم و شبیه عموره میگشتیم. ای حاکمان سدوم، کلام خداوند را بشنوید! ای قوم عموره، به شریعت خدای ما گوش فرا دهید! خداوند میگوید: «فراوانی قربانیهای شما برای من چه فایدهای دارد؟ از قوچهای قربانی سوختنی و از پیه حیوانات فربه سیر شدهام؛ و از خون گاوها و برهها و بزها خوشم نمیآید. وقتی میآیید تا در حضور من ظاهر شوید، چه کسی از شما خواسته است که حیاطهای مرا پایمال کنید؟ دیگر هدایای بیارزش نیاورید؛ بخور برای من نفرتانگیز است. ماه نو و سبت، فراخوانی مجامع، نمیتوانم شرارت و جشن را تحمل کنم. ماه نو و جشنهای تعیین شده شما را روح من از آن متنفر است؛ آنها برای من باری شدهاند؛ از تحمل آنها خسته شدهام. و هنگامی که دستهای خود را دراز میکنید، چشمانم را از شما میپوشانم؛ حتی وقتی دعا میکنید، گوش نمیدهم؛ دستهای شما پر از خون است. خود را بشویید، خود را پاک کنید؛ شرارت اعمال خود را از برابر چشمانم دور کنید؛ از بدی کردن دست بردارید؛ نیکوکاری را بیاموزید؛ عدالت را بجویید؛ ستمگر را اصلاح کنید؛ حق یتیم را بستانید؛ برای بیوه زن دفاع کنید.» خداوند میگوید: «بیایید و با هم بحث کنیم. اگر گناهان شما مانند زرشکی باشد، مانند برف سفید خواهد شد؛ اگر مانند قرمز تیره باشد، مانند پشم خواهد گشت. اگر مایل باشید و اطاعت کنید، از بهترین محصولات زمین خواهید خورد؛ اما اگر سرپیچی کنید و شورش کنید، با شمشیر خورده خواهید شد؛ زیرا دهان خداوند این را گفته است.» چگونه شهر وفادار، فاحشه شده است! پر از عدالت بود؛ راستی در آن ساکن بود؛ اما اکنون قاتلان. نقره تو به سرب تبدیل شده است، شراب تو با آب مخلوط گشته است. حاکمان تو سرکش و شریک دزدان هستند؛ همه رشوه را دوست دارند و به دنبال پاداش هستند. حق یتیم را نمیستانند و دعوای بیوه زن به آنها نمیرسد. بنابراین خداوند، خداوند صبایوت، قدیر اسرائیل میگوید: «آه، من از دشمنانم انتقام خواهم گرفت و از مخالفانم تلافی خواهم کرد. و دست خود را بر تو خواهم گرداند و ناخالصیهای تو را مانند قلیا کاملاً پاک خواهم کرد و تمام سرب تو را از تو خواهم گرفت. و داوران تو را مانند اول و مشاوران تو را مانند ابتدا باز خواهم گرداند؛ پس از آن تو شهر عدالت، شهر وفادار نامیده خواهی شد.» صهیون با عدالت فدیه خواهد شد و بازگشتکنندگان آن با راستی. اما متجاوزان و گناهکاران با هم نابود خواهند شد و کسانی که خداوند را ترک میکنند، هلاک خواهند گشت. زیرا از درختان بلوطی که شما آرزو داشتید، شرمنده خواهید شد و از باغهایی که انتخاب کردید، خجل خواهید گشت. زیرا شما مانند بلوطی خواهید بود که برگهایش پژمرده شده است و مانند باغی که آب ندارد. زیرا قدرتمند مانند کاه خواهد شد و کار او مانند جرقهای؛ و هر دو با هم خواهند سوخت و کسی نخواهد بود که خاموش کند. دستور ویلي دي” (اشعیا ۱:۲ نسخهٔ کینگ جیمز ). این کلمات اشعیا را میتوان به ستایش باشکوهی که در لوقا ۲:۱۴ ثبت شده است، اطلاق کرد: «جلال بر خدا در اعلی علیین، و بر زمین صلح، و در میان مردم رضامندی.» این ابراز شادمانی است که تحت هدایت فرشته توسط انبوهی از لشکریان آسمانی بیان شد. این هنوز در گوش خدا و تمام قلمرو آسمان شیرین به گوش میرسد، صرف نظر از اینکه مردم روی زمین چگونه به آن پاسخ میدهند. این اعلام الهی تولد نوزاد پسر بود – یک نجاتدهنده برای انسانها. متأسفانه، صداهای بسیار کمی در اینجا وجود داشتند که به گروه کر آسمانی بپیوندند. دو نفر، تنها هشت روز پس از تولد کودک، نیز ستایشهای آسمانی را بیان کردند (آیات ۲۵-۳۸).
اعلام فرشتگان، «صلح بر زمین، نیکخواهی نسبت به انسانها» (آیه ۱۴)، آنچه را که هنوز فکر و قلب خداست، بیان کرد. اثبات زنده در کودک تازه متولد شده، پسر او (آیات ۳۰-۳۲) بود. اثباتی بزرگتر و کاملتر از این نمیتوانست داده شود. «کلام... جسم شد» (یوحنا ۱:۱۴)، «از زنی متولد شد» (غلاطیان ۴:۴)، تا نجاتدهنده نه فرشتگان بلکه مردان و زنان، پسران و دختران گمشده و گناهکار باشد. میکا گفت: «این مرد صلح خواهد بود» (میکا ۵:۵)؛ و «شاهزاده صلح» یکی از القاب شگفتانگیزی است که در اشعیا ۹:۶ به او داده شده است. با توجه به اظهارات این دو نبی، به ما یادآوری میشود: «از زبان دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت میشود» (متی ۱۸:۱۶).
اما انسان با خدا همعقیده نبود. آیا حتی یک مورد وجود دارد که او چنین فکری داشته باشد؟ بشر هیچ یک از صلحی را که پسر آورده بود نمیخواست، و هیچ حسن نیتی نسبت به خدا نشان نداد. او صلح میخواهد؛ او مشتاق صلح است، اما تنها صلحی را که ممکن است با وسایل خودش، پیشرفت یا تمدن به دست آید. ما نتایج صادقانهترین و پرزحمتترین تلاشهای انسان را میدانیم. او برای باد زحمت میکشد زیرا او صلحی میخواهد جدا از و مستقل از تنها کسی که دربارهاش نوشته شده است «این مرد صلح خواهد بود.»
خداوند صلح اجتماعی و لذت را به فراوانی به انسانها – هم یهودیان و هم امتها – میبخشید. اولیها برکت کلام زکریا را میدانستند: «در آن روز، خداوند صبایوت میفرماید، هر کس همسایهاش را زیر تاک و زیر درخت انجیر خود خواهد خواند» (۳:۱۰). دومیها به کلامی که به آنها خطاب شده بود توجه میکردند: «ای امتها، با قوم او شاد باشید» (تثنیه ۳۲:۴۳). اما، هیچکدام آن را نمیخواستند. بلکه، متحد شدند تا علیه او که نیکوکارشان میبود، توطئه کنند. اعمال آنها همه از روی حسادت و نفرت بود، همانطور که در مزمور ۲ میبینیم. نیکی کامل در شخص عیسی مسیح وجود داشت، و آنها با چشم بد به آن نگاه کردند. با وجود احساسات بدی که بین آنها بسیار رایج بود، در این مورد همه علیه او همعقیده بودند. هیرودیس و پنطیوس پیلاطس، به همراه امتها و مردم اسرائیل، مصمم بودند که خداوند عیسی را از بین ببرند. اجماع وجود داشت. از آن لحظه، صلح بر زمین از بین رفت. تا زمانی که آنها حقوق شاهزاده صلح را که اینچنین بیپروا توسط آنها رد شد، به رسمیت نشناسند، باز نخواهد گشت.
ما دلیل تأسفبار را پیش چشمان خود داریم: صادقانهترین و صمیمانهترین تلاشها هرگز برای برقراری صلح در میان انسانها کافی نخواهد بود. این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟ این تا زمانی ادامه خواهد داشت که خداوند اجازه دهد انسانِ سقوطکرده و سرکش بر این جهان حکومت کند، زیرا او با این ویژگی وحشتناک مشخص شده است: «پاهای ایشان برای ریختن خون شتابان است: خرابی و بدبختی در راههای ایشان است» (رومیان ۳:۱۵-۱۶). روزهایی حتی بدتر از امروز نیز فرا خواهد رسید.
با این حال، از طریق رحمت بیکران خداوند، راهی برای دستیابی به صلح وجود دارد، با وجود بیقراری انسان و مشاورههای تاریک او. خداوند خشنود شده است که چنین ابزاری را در دستان مسیحیان قرار دهد، هرچند بسیاری ممکن است از آن بیخبر باشند. آن چیست؟ شفاعت! این نیست که آنها بتوانند به انسان یا به خداوند دیکته کنند، بلکه با خداوند میتوانند و باید درخواست کنند، همانطور که او ما را به انجام آن در اول تیموتائوس ۲:۱-۴ ترغیب میکند. خدمت شفاعت، خدمتی شگفتانگیز است که برای آرزوی صلح، بسیار کم استفاده میشود. فقط به این فکر کنید که خداوند فرزندان خود را فرا میخواند تا صلح جهان را حفظ کنند – یک زندگی آرام و صلحآمیز در تمام پرهیزگاری و صداقت، که در نظر او نیکو و پسندیده است.
هنگامی که صحبت از دفاع و حمایت از اسرائیل، قوم زمینی اوست، او در ارتشهایشان پیشرو میشود و دشمنانشان را با دست خود نابود میکند. در میان مسیحیان، قوم آسمانی او، او «خدای آرامش» است (رومیان ۱۵:۳۳، ۱۶:۲۰؛ ۱ تسالونیکیان ۵:۲۳)، و طرف هیچ یک از طرفین درگیر را نمیگیرد، اگرچه همه چیز را کنترل میکند و همه را وادار میکند تا هدف او را خدمت کنند. او به قوم خود فرمان میدهد که دستهای مقدس خود را «بدون خشم و شک» (۱ تیموتائوس ۲:۸) در دعا به او بلند کنند، نه تنها برای رفاه اجتماعی و دنیوی، بلکه به خاطر جانهای انسانها. «نجات جانهای [آنها]» (۱ پطرس ۱:۹) از نظر اهمیت بسیار فراتر از تمام دغدغههای زندگی کنونی است. خدا میخواهد «همه مردم نجات یابند و به معرفت حقیقت برسند» (۱ تیموتائوس ۲:۴).
ممکن است بپرسیم: «بهترین زمان برای انجام این خدمت شفاعت چه زمانی است؟» اول تیموتائوس ۲:۱ نشان میدهد که این کار باید «اول از همه» باشد. اکنون میتوانیم با فروتنی عمیق بگوییم که معمولاً اینگونه نیست. وقتی اوضاع در اینجا به آرامی پیش میرود، ما به راحتی آگاهی از شکنندگی و تغییرپذیری آنها را از دست میدهیم و در دعا سستی میکنیم تا زمانی که مصیبت بر ما فرود آید. آنگاه، به اصطلاح، بیدار میشویم و وارد خدمت شفاعت خود میشویم. این کار البته درست است، اما احساس ناخوشایندی از کمی دیر بودن به جا میگذارد، زیرا باید همیشگی و ثابت باشد.
شفاعت باید با تضرع، دعا و شکرگزاری آمیخته شود. شکرگزاری بیانگر ارزشی است که مسیحیان باید برای یک زندگی آرام و صلحآمیز قائل شوند، زندگیای که در دنیایی که به آسانی با طوفانها آشفته میشود، امری بدیهی نیست. اگر ما تنها پس از آنکه طوفان درگرفته است به دعا بپردازیم، شفاعت و تضرع ممکن است به سوی خدا بالا رود، حتی اگر با حرارت تقدیم شده باشد و ناشنیده نماند، اما شکرگزاری چه میشود؟
آرامش در بهشت
مستقل از انسان و حتی علیرغم او، خداوند مبارک ما بدون برقرار کردن صلحی از مرتبهای بسیار والاتر از صلح بر روی زمین در میان انسانها، به آسمان بازنمیگشت. خداوند به واسطه خون صلیبش بین خدا و انسان صلح برقرار کرد.(کولسیان ۱:۲۰). بر آن صلیب خدا «او را به عنوان کفارهای به وسیلهٔ ایمان به خون او مقرر فرمود تا عدالت خود را برای آمرزش گناهان آشکار سازد… تا او هم عادل باشد و هم عادلکنندهٔ کسی که به عیسی ایمان دارد.» (رومیان ۳:۲۵-۲۶). گناه نادیده گرفته نشده است؛ خدا میخواهد که آن محو شود. بشر ممکن است گناه را نادیده بگیرد، اما این هرگز برای خدای قدوس مناسب نیست.
گناه باید مطلقاً، کاملاً محو شود – و چه چیزی میتواند این کار را انجام دهد؟ چه چیزی میتواند یک فرد فقیر و گناهکار را بشوید و او را در نظر خدا «سفید همچون برف» (اشعیا ۱:۱۸) سازد؟ فقط خون مسیح است! خون قربانی که «هفت بار» بر تخت رحمت (لاویان ۱۶:۱۴) پاشیده شد، به چشم خدا آمد و از صلح سخن گفت،کامل آرامش، همانطور که عدد "هفت" دلالت دارد. از این رو او میتوانست بگوید، با دیدن خون مسیح، "گناهان و شرارتهای ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد." (عبرانیان ۱۰:۱۷). آنچه او همیشه به یاد میآورد، پسر مبارک اوست که "یک بار برای گناهان رنج کشید، عادل برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد." (اول پطرس ۳:۱۸).
نجات از طریق فیض است، «هدیه خدا» (افس. ۲:۸)، وگرنه چه کسی میتوانست آن را به دست آورد؟ فیض خدا بر عدالت بنا شده است (روم. ۵:۲۱). در انجیل امروز، این موضوع بسیار فراموش شده است. محبت خدا، نیکویی خدا، شفقت خدا آزادانه اعلام میشود، زیرا مطمئناً آنها واقعیتهای بزرگی هستند، اما هرگز نمیتوانند به بهای عدالت او آزادانه عمل کنند. عدالت را از انجیل حذف کنید و انجیل کاملاً تحریف خواهد شد. خدا باید در تمام خواستههایش راضی شود پیش از آنکه بتواند ما را راضی کند، اما او کاملاً در کفارهای که با خون پسرش انجام شد (۳:۲۵) راضی شده است. او رضایت خود را به وضوح اعلام کرده است، زیرا پسرش را «از مردگان برخیزانید و به او جلال داد» (۱ پط. ۱:۲۱). او از پسرش دیگر چیزی نمیخواهد، و تمام آنچه از گناهکار محکوم و توبهکار میخواهد این است که او باید باور کند که پسرش «به خاطر خطایای ما تسلیم شد، و برای عادل شمردگی ما دوباره زنده شد» (روم. ۴:۲۵). بدین ترتیب، و تنها بدین ترتیب، ما بر اساس ایمان عادل شمرده میشویم؛ و نتیجه فوری عادل شمرده شدن به این شیوه و اصل این است که «ما به واسطه خداوند ما عیسی مسیح با خدا صلح داریم» (۵:۱).
چنین صلحی، که ما به هیچ وجه در ایجاد آن سهمی نداشتهایم، نه توسط انسانها و نه توسط شیاطین متزلزل نمیشود. این صلح در برابر و با وجود تمام خشم آنها در صلیب ایجاد شد، اما این جهان را محکوم رها میکند. بیایمانی لزوماً شخص را از تمام برکات رستگاری محروم میکند. بدون ایمان، انسان همانطور که در طبیعت خود از طریق گناه است، باقی میماند: «از حیات خداوند بیگانه شده» (افسسیان ۴:۱۸). او مستحق چه نوع صلحی میتواند باشد، زیرا صلح با خداوند نتیجهٔ عادلشمردگی است، و عادلشمردگی بر اساس ایمان است؟ هیچ روحی نمیتواند برای زمان و ابدیت شاد و در آرامش باشد، جدا از معرفت نجاتبخش مسیح، همانطور که خداوند او را برای تخت رحمت مقرر کرده است. تنها کار او، نه کارهای من، چه خوب و چه بد، مرا قادر میسازد تا بدون ترس در برابر خداوند بایستم. در خودپسندی و غرورم از خداوند دور میمانم؛ در ایمانم نزدیک میشوم و میگویم، تمام افتخار من در مسیح و کفارهٔ اوست. با نجات دادن و عادل شمردن من بر آن اساس، خداوند به کار پسرش احترام میگذارد و صلح را برای همیشه برقرار شده اعلام میکند.
این صلح آسمانی همان چیزی است که شاگردان در لوقا ۱۹:۳۸ اعلام کردند، نه اینکه معنای کلمات خود را درک کرده باشند. ما به وضوح از یوحنا ۱۲:۱۶ میدانیم که در ابتدا آنها این چیزها را نمیفهمیدند؛ اما وقتی عیسی جلال داده شد، آنگاه به یاد آوردند. آنها در آن زمان درک نکردند، با این حال، به رهبری روحالقدس، فکر خدا را بیان کردند. آنها با زکریا ۹:۹ آشنا بودند که آمدن پادشاه را توصیف میکند، اما آنچه انتظار نداشتند این بود که در اولین آمدن خود رد خواهد شد. در رد شدن خود، او به صلیب میرفت و در آنجا صلحی را برقرار میکرد که کاملاً با آسمان مرتبط بود! ملکوت بعداً دیده میشد؛ از دست نرفته بود. هنگامی که در روزی که به سرعت فرا میرسد آشکار شود، آنگاه این سرود با صدای بلند خوانده خواهد شد: «مبارک باد پادشاهی که به نام خداوند میآید: صلح در آسمان و جلال در اعلیعلیین!» (لوقا ۱۹:۳۸). تا آن زمان «صلح بر زمین» نیست بلکه «صلح در آسمان» است، جایی که خداوند مبارک اکنون جانهای ایماندار را با آن پر میکند.
توسط پ. کمپین، اقتباس شده از «گنجینه کتاب مقدس»، ۱۹۱۴