چشمانداز– دسامبر ۲۰۱۹ –مجله فیض و حقیقت
گزیدههایی از تفاسیر یوحنا ۱
انجیل یوحنا در واقع تجلی،یا ارائه بیرونی خدا به انسانها در اینجا در شخص مسیح و آمدن روحالقدس با اعلام بازگشت مسیح است. مسیح به جهان آمد، و جهان او را نشناخت، و او به نزد خاصان خود آمد و خاصان او را نپذیرفتند. او از پدر به جهان آمده است. در نتیجه، ما فیض حاکم را میبینیم، که هر کسی را به پذیرش مسیح یا اقرار به او سوق میدهد. آنها از خدا متولد شدهاند، نه از اراده انسان.
انجیل خود قبل از پیدایش آغاز میشود: «در ابتدا کلمه بود، و کلمه با خدا بود، و کلمه خدا بود» (یوحنا ۱:۱ KJV) – بیانی بسیار متمایز از ابدیت مسیح. وجود کلمه هست؛ او کلمه است،لوگوس، بیان ذهن خدا، زیرا «کلمه» هر دو است. مسیح هم بیان است و هم لوگوس نیز زیرا او خداست. وقتی فقط منظور بیان است، آن رما است، نه لوگوس. اما ۳ به آنچه ذهن به عنوان داشتن یک فکر است، میپردازد، یا ذهن را بیان میکند. تمام حکمت خدا در مسیح است؛ او آن است، و او بیان آن است. حکمت همیشه انسان را در افکار خود داشت؛ «حیات نور آدمیان بود» (آیه ۴)، و بنابراین او انسان شد.
سپس داوری جهان و خاصان او: «نور در تاریکی میدرخشد» (آیه ۵). این در طبیعت غیرممکن است، زیرا اگر نور در آنجا در تاریکی میدرخشید، تاریکی برای درخشیدن آن وجود نداشت. داوری جهان نتیجه است، زیرا «تاریکی آن را درک نکرد» (آیه ۵). «نور در تاریکی میدرخشد»؛ او نمیگوید «درخشید»، گویی فقط در گذشته اتفاق افتاده است.
سپس حقیقت دیگری را مییابیم با اهمیت بسیار زیاد: «مردی از جانب خدا فرستاده شد» (آیه ۶). خدا با انسانها زحمت کشید تا آنها را به درک یا تشخیص این نور برساند. او این پیامبر را فرستاد تا توجه مردم را جلب کند؛ «همین برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد، تا همه مردم به وسیله او ایمان آورند» (آیه ۷). شاید همه بیفایده باشد، اما باز هم زحمت خدا وجود داشت. «او آن نور نبود، بلکه فرستاده شد تا بر آن نور شهادت دهد» (آیه ۸). در اینجا ما این نام نور را مییابیم (هنوز چیزی از عشق نداریم)، خالصترین چیزی که ما تصوری از آن داریم، و هر چیز دیگری را آشکار میکند. این نور است که همه چیز را قابل دیدن میکند؛ اما همچنین چیزی است که کمال پاکی است. آن نور حقیقی است که با آمدن به جهان، هر انسانی را روشن میکند (آیه ۹). خدا در مشورتهای خود باید با انسانها سخن میگفت، و نور به جهان میآید. «او در جهان بود، و جهان به وسیله او ساخته شد، و جهان او را نشناخت» (آیه ۱۰). انسان حس تشخیص این را نداشت که شخصی (مسیح) که او را ساخته بود، در جهان بود و نور آن بود. داوری همه چیز وجود داشت: جهان و تاریکی مطلق آن، زیرا «هیچ کس نیست که بفهمد، هیچ کس نیست که خدا را بجوید» (رومیان ۳:۱۱).
با این حال، فیض را در حال کار میبینیم: «اما به هر کس که او را پذیرفت، به آنها قدرت داد تا فرزندان خدا شوند» (یوحنا ۱:۱۲). فقط این نیست که آنها نور و برکت یافتند، بلکه او به آنها جایگاهی داد، «فرزندان خدا»، «متولد شده، نه از خون، نه از اراده جسم، نه از اراده انسان، بلکه از خدا» (آیه ۱۳).
«کلمه جسم شد و در میان ما ساکن شد» (آیه ۱۴). این یک چیز واقعی بود، نه مانند دیدار خدا از ابراهیم؛ بلکه او «در میان ما ساکن شد ... (و ما جلال او را دیدیم، جلالی مانند یگانه مولود از پدر)، پر از فیض و حقیقت ... و از پری او همه ما دریافت کردیم، و فیض برای فیض» (آیات ۱۴، ۱۶). این از شخصیت تجسم یافته او و ارتباط ما با آن سخن میگوید. ما جلال او را دیدیم، نه جلال پسر به عنوان چنین، بلکه مانند یگانه مولود با پدر. او تمام عنوان آن برتری و ارزش را در همه چیز داشت. هر آنچه برای پدر بود، با او بود. این جلال شخصی اوست که در جسم قابل مشاهده شده است. ما شهادت یحیی تعمید دهنده را مییابیم (آیه ۱۵): «او قبل از من بود.»
تفاوت بین یگانه مولود (مونوجنس) و نخستزاده (پروتوتوکوس) این است که اولی رابطه او با خدا به صورت ابدی است، دومی رابطه او با چیزهای دیگر است. بنابراین، «او را نخستزاده خود خواهم ساخت، بالاتر از پادشاهان زمین» (مزمور ۸۹:۲۷). این چیزی نیست که او ذاتاً هست. او نور بود – آشکارکننده پدر. «این همه مدت با شما بودهام، و هنوز مرا نشناختهای، فیلیپ؟ هر که مرا دیده، پدر را دیده است» (یوحنا ۱۴:۹).
«نور در تاریکی میدرخشد» واقعی است، و این از طریق تجسم است. یوحنا آن را به شیوه تاریخی مطرح نکرد؛ فقط واقعیت نور و حیات. «شریعت به وسیله موسی داده شد، اما فیض و حقیقت،» – او نمیگوید داده شد، بلکه «به وسیله عیسی مسیح آمد» (۱:۱۷) – در شخص او بود.
توسط جان ان. داربی، اقتباس شده از «نوشتههای جمعآوری شده»، جلد ۲۵